روزنامه هفت صبح، آرتین ابراهیمی| مرد بازنده فقط عنوان فیلم سینمایی محمدحسین مهدویان که از نوروز ۱۴۰۱ اکران عمومی شده، نیست؛ بلکه واژهای است که پس از بازیهای پلیآف جام جهانی ۲۰۲۲ قطر در کنار نام روبرتو مانچینی هم قرار گرفته است؛ مربی بازندهای که حتی از پس مقدونیه شمالی هم برنیامد تا ایتالیا با ۴ عنوان قهرمانی جام جهانی و در مقام قهرمان جام ملتهای اروپا، برای دومینبار متوالی از راهیابی به بزرگترین تورنمنت فوتبالی جهان باز بماند.
چهار سال پیش جامپیرو ونتورا این شاهکار را به خرج داد تا سوئد مانع راهیابی ایتالیا به جام جهانی روسیه شود و امسال نوبت مانچو بود تا رویاهای آتزوری را بهراحتی آب خوردن بر باد دهد تا دوستداران ایتالیا در حسرت عدم حضور این تیم در قطر بمانند.بهنظر میرسد چند عامل در سقوط فوتبال ایتالیا موثر بودهاند که در این مقاله به آن میپردازیم:
سری A
مسابقات باشگاهی فوتبال ایتالیا موسوم به سریA دیگر آن اهمیت و جذابیت دو، سه دهه قبل را ندارد و خیلی در کانون توجه قرار نمیگیرد. افت تیمهای بزرگی مثل آ.ث.میلان، یوونتوس، رم و حتی اینترمیلان و ناپولی در سطح اروپا، به تیم ملی ایتالیا هم سرایت کرده و باعث شده تا لاجوردیها از پس تیمهایی چون سوئیس، بلغارستان، ایرلند شمالی و مقدونیه هم برنیایند!از سوی دیگر مهاجمان تیمهای درجه یک سری A همگی خارجی هستند و این مهمترین دلیل در عدم گلزنی ایتالیا در مرحله مقدماتی جام جهانی بوده است.
زلاتان، ژیرو، لیائو، ربیچ در آ.ث.میلان؛ ولاهوویچ، دیبالا و موراتا در یووه؛ ژکو، مارتینز و آلکسیس سانچز در اینتر؛ اوسیمن، لوزانو و مرتنز در ناپولی؛ تامی آبراهام و شاهمرادوف در رم؛ زاپاتا و موریل در آتالانتا، همگی مهرههای خارجی ۶ تیم باشگاهی برتر ایتالیای امروز در خط حمله هستند و به این ترتیب جایی برای بازی و رشد مهاجمان ایتالیایی وجود ندارد. شاید تنها مهاجمی که در جمع این ستارههای خارجی خودی نشان داده، فدریکو کیهزا باشد که او هم با مصدومیت شدید زانو مواجه شد و نتوانست تیم ملی ایتالیا را در بازیهای پلیآف همراهی کند.
در گذشته نهچندان دور، ایتالیا با مهاجمان نامداری چون روبرتو باجو، آلساندرو دلپیرو، کریستین ویری، فیلیپو اینزاگی، لوکا تونی و فرانچسکو توتی از پس هر حریفی برمیآمد، اما امروز سایهای از این مهاجمان ایتالیایی در سری A و تیم ملی توپ میزنند و به همین سبب فاقد کیفیت و استاندارد لازم برای حضور در بالاترین سطح فوتبال جهان هستند. به این معنا، ایتالیا با مهاجمان ضعیفی مثل راسپادوری، اسکاماکا، مویزه کین و حتی بلوتی و ایموبیله و براردی، نمیتواند به آرزوهای بزرگ خود برسد.
دو رئیس فدراسیون
نکته عجیب در فدراسیون فوتبال ایتالیا طی سالهای اخیر، ریاست افرادی بوده که بیشتر در سری B حضور داشته و مدیریت کردهاند. نفر اول کارلو تاوکیو بود که با مدیریت ضعیف خود و انتخاب ونتورا بهعنوان سرمربی تیم ملی، ایتالیای بزرگ را چند گام بهعقب برد و بعد ناکامی در بازی پلیآف با سوئد، سکان فدراسیون را به گابریله گراوینا سپرد که او هم کپی برابر اصل تاوکیو است و اینبار ایتالیا در رقابت پلیآف به مقدونیه شمالی باخت.
این دو نفر در دو ناکامی بزرگ آتزوری در صعود به جام جهانی روسیه و قطر نقش کلیدی داشتند. دو رئیس درجه ۲ که بهدرد همان سری B میخورند. جالب اینجاست که دمیتریو آلبرتینی هافبک ممتاز میلان در دوره درخشان این تیم در اواخر دهه ۹۰ یکی از کاندیداهای ریاست فوتبال ایتالیا در انتخابات دو دوره گذشته بود که به همان سبک سنتی فوتبالی که در ایران هم رواج دارد، از یک پیرمرد بازنشسته و کمنام و نشان شکست خورد.
مانچینی
روبرتو مانچینی ۵۷ساله مرد بازنده فوتبال روز جهان است. او در دوران بازی خود مهاجم تیمهای متوسطی چون بولونیا، سامپدوریا، لاتزیو و لسترسیتی بود و در مجموع، ۷۳۸ بازی برای این تیمها انجام داد و ۲۰۴ گل بهثمر رساند که نشانگر معدل گل ضعیف ۲۷/۰ گل در هر بازی است. بهترین سال فوتبالی مانچینی در فصل ۹۲-۱۹۹۱ رقم خورد که ۴۷ بازی انجام داد و ۱۶ گل زد! او در تیم ملی هم خیلی سابقه درخشانی ندارد و در فاصله سالهای ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۴ در مجموع ۳۶ بار پیراهن ایتالیا را به تن کرده و تنها ۴ گل به مالت (۲ گل)، استونی و آلمان زد.
مانچینی در دوران بازی خود، خیلی سخت و بهندرت گل میزد؛ بهویژه در بازیهای بزرگ و اگر کنار دست او در سامپدوریا و تیم ملی، مهاجم گلزن و کارکشتهای چون جانلوکا ویالی حضور نداشت، قطعاً مانچو خیلی زودتر از اینها از سطح اول فوتبال ایتالیا فاصله میگرفت.
این مرد ایتالیایی از فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۱ حرفه مربیگری را با تیم فیورنتینا شروع کرد و پس از آن هدایت تیمهایی چون لاتزیو، اینترمیلان (دو دوره)، منچسترسیتی، گالاتاسرای و زنیت سنپترزبورگ را برعهده گرفت و از سال ۲۰۱۸ هم سرمربی تیم ملی ایتالیا است.
او طی ۲۰ سال مربیگری در ۷ تیم باشگاهی و ملی، ۷۳۰ بار روی نیمکت نشسته که حاصل آن ۳۹۸ برد، ۱۸۲ تساوی و ۱۵۰ شکست بوده و معدل کلی موفقیت او هم ۵۲/۵۴ درصد است. جالب اینجاست که مانچو بهترین عملکرد خود را با معدل ۵۸/۶۴درصد در تیم ملی ایتالیا داشته است. در تیمهای باشگاهی هم بهترین عملکرد را در منچسترسیتی (۷۹/۵۹) و اینترمیلان (۰۹/۵۸) داشته است.
البته مانچینی در عرصه مربیگری باشگاهی موفقیتهای مهمی داشته است؛ ازجمله ۳ عنوان پیاپی قهرمانی با اینتر در سری A ایتالیا طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ و قهرمانی دراماتیک لیگ برتر انگلیس با سیتی در فصل ۱۲-۲۰۱۱ که با نبوغ بالوتلی و آگوئرو، موفق به ثبت آن گل تاریخی و قهرمانی سیتیزنها شد. چند بار هم کوپا ایتالیا، سوپرکاپ ایتالیا، FA کاپ انگلیس را فتح کرده است. قهرمانی جام ملتهای اروپا ۲۰۲۰ با تیم ملی ایتالیا هم بزرگترین دستاورد این مربی است.
به این ترتیب بهنظر میرسد که حرفه مربیگری مانچینی موفقتر از دوران بازی او بوده است؛ اما چرا به ناگاه او ناکام بزرگ سواحل لاجوردی در سال ۲۰۲۲ لقب گرفت؟ ساختار فدراسیون فوتبال ایتالیا، عدم توجه به تیمهای پایهای، رویکرد باشگاههای بزرگ به جذب بازیکنان خارجی و تاکتیک تکراری مانچینی، بهترین جواب است.
زندگی شخصی
مانچو هنوز خیلی جوان و در اوج دوران بازی خود بود که با فدریکا موریلی ازدواج کرد و دو فرزند پسر بهنامهای فیلیپو (۱۹۹۰)، آندرهآ (۱۹۹۲) و یک دختر بهنام کامیلا (۱۹۹۷) حاصل این ازدواج است.فیلیپو و آندرهآ که هماینک ۳۲ و ۳۰ ساله هستند، در حرفه فوتبال راه پدر را رفتند، اما خیلیزود کفشها را آویختند و نشان دادند که فوتبالیست بودن کار آنها نیست؛ اما کامیلا ۲۵ ساله یکی از چهرههای اصلی تیم ملی شمشیربازی ایتالیاست که طی سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ چند مدال طلا و برنز تیمی و انفرادی هم کسب کرده است.
روبرتو مانچینی در سال ۲۰۱۸ بعد از ۲۵ سال زندگی مشترک با همسرش فدریکا موریلی، از او جدا شد تا با وکیل حقوقی خود سیلویا فورتینی ازدواج کند. او در شهر رم یک وکیل معروف است و مدیریت یک شرکت حقوقی را برعهده دارد.مانچینی به زبان مانچینیروبرتو مانچینی در وبسایت شخصی خود www.robertomancini.com به نکات جالبی از زندگی فوتبالی خود اشاره کرده که گزیده آن به این شرح است:
* اولین کسی که فهمید فوتبال آینده من است، پدرم آلدو بود. او همیشه به من میگفت باید کمی عقب بازی کنی تا توپهای بیشتری بگیری.
* عدد ۱۰ سرنوشت من را رقم زد؛ وقتی در ۱۶ سالگی برای اولین بار این پیراهن را پوشیدم.
* هدف اصلی زندگی من فوتبال بود و باید از خانه دور میشدم. به همین خاطر به بولونیا رفتم و این تیم، اولین تیم دوران حرفهای من شد.
* وادیم بوشکوف مربی صرب تاثیر زیادی روی بازی من گذاشت؛ وقتی سال ۱۹۹۲ به سامپدوریا آمد و باعث شکوفایی تیم ما شد.
* پائولو مانتووانی مدیر سامپدوریا هم نقش مهمی در پیشرفت من داشت.
* در سامپدوریا با جانلوکا ویالی تفاهم زیادی داشتم و به خوبی با هم هماهنگ بودیم. به ما دوقلوهای گل The Goal Twins میگفتند.
* سال ۱۹۹۲ با سامپدوریا فرصت قهرمانی اروپا را داشتیم، اما در وقت اضافه با گل کومان بازی را به بارسای کرایف باختیم. آن مسابقه تنها حسرت واقعی من است؛ یک غم بزرگ که تا امروز هم ادامه دارد، چون میدانستیم آن بازی اولین و آخرین شانس قهرمانی ما هست.
* در فوتبال یک سکته مغزی نبوغ داریم؛ وقتی بازی سخت و غریزی میشود و جهت دیگری میگیرد تا در یک ثانیه، باعث پیروزی شما شود. مثل ورود بالوتلی به زمین و پاس گل او به آگوئرو که باعث قهرمانی سیتی در بازی آخر با QPR شد.
* دوست داشتم بهعنوان یک بازیکن، بیشتر برای تیم ملی بازی کنم. هیجان نمایندگی ایتالیا در جهان را نمیتوان با کلمات بیان کرد.
اگر چه رویای جام جهانی با ایتالیای مدل ۲۰۲۲ برای روبرتو مانچینی به پایان رسیده، اما او پس از شوک حذف آتزوری کمی به خود آمده و قصد استعفا ندارد تا با هدفگذاری جام جهانی ۲۰۲۶ که در آمریکای شمالی برگزار میشود، با یک ایتالیای جدید و نوین قدم به رقابتها بگذارد.



