روزنامه هفت صبح، نگین باقری| از وقتی دختران فوتبالیست ایران پایشان را به تاشکند گذاشتند، تا وقتی دوباره به تهران برگشتند یک روز بدون حاشیه نداشتهاند. در آخرین مورد قرار بود آنها هفته انتهایی آذرماه برای تمرینهای بیشتر به بلژیک سفر کنند و بعد برای بازیهای تدارکاتی راهی هند شوند ولی همهچیز گویا با یک نامه خراب شده است. چه نامهای؟
اینطور که خبرآنلاین گزارش داده همان نمایندهای که پیش از این لباسهای شکیل تیم فوتبال زنان را مورد انتقاد قرار داده بود، اینبار به سفر این تیم به بلژیک اعتراض کرده است تا مانع رفتن آنها شود. علت اعتراض احمد راستینه، نماینده کمیسیون فرهنگی مجلس چه بوده؟ پدربزرگ صاحب فدراسیون فوتبال بلژیک!
پدربزرگ رئیس فدراسیون بلژیک چه نقشی داشت؟
بیایید به ماجرا از زاویهای دیگر نگاه کنیم. سال ۱۳۹۸ یک ایرانی به اسم مهدی بیات بهعنوان رئیس فدراسیون فوتبال بلژیک انتخاب شد. خانواده بیات سابقه دور و درازی در فوتبال این کشور دارند. مهدی بیات حدودا ۴۲سال دارد و همزمان مدیر یک باشگاه فوتبالی مهم این کشور هم هست. مهدی بیات، پدربزرگی بهنام مرتضیقلی بیات داشته که روزگاری نخست وزیر محمدرضا پهلوی بوده.
مرتضیقلی بیات از دوران قاجار در عرصه سیاسی کشور حضور داشت و به سمتهای استراتژیک دیگری مثل ریاست بر شرکت ملی نفت هم رسید. آنها نسل اندرنسل در فضای سیاسی کشور حضور داشتند. مثلا پدر مرتضیقلی در دورههای سوم و چهارم مجلس شورای ملی نماینده اراک بود. او دو پسر دیگر هم بهاسم نصرتالله و عزتالله داشت که هر دو دورههایی نماینده تهران یا اراک شدند.
از قضا این خانواده نسبتی هم با خانواده دکتر مصدق داشتند. با اینهمه سمت و سوی سیاسی که در خانواده بیات وجود داشته باز هم اگر قرار باشد نخستوزیران دیگر را با مرتضیقلی بیات مقایسه کنیم، تقریبا باید بگوییم که حضور بیات در تاریخ دوره پهلوی آنقدرها تاثیرگذار نبوده و حتی ممکن است خیلی نام آشنایی برای همه نداشته باشد.
او ۶۳سال پیش درگذشته ولی همین نقشهایی که در دوره قاجار و پهلوی ایفا کرده، ممکن است دختران فوتبالیست را از رفتن به بلژیک منع کند. چراکه رئیس فدراسیون فوتبال بلژیک نوه همین آقای بیات است و این موضوع باز هم دردسر جدیدی برای تیم فوتبال زنان تراشیده. حالا این خانواده سیاسی بیات چطور به زمین چمن رسیدند؟
خانواده بیات از دربار پادشاهی تا فوتبال بلژیکی
خانواده بیاتها اوایل دهه هشتاد میلادی به فرانسه رفتند. آنها قبل از انقلاب یک شرکت فرآوردههای لبنی بزرگ داشتند ولی بعد از انقلاب دیگر ایران را ترک کردند. بعد از سالها کار سیاسی، نوههای بیات دیگر با مهاجرت از ایران رو به کار اقتصادی آوردند و امروز از تاجران معروف فرانسه و بلژیک هستند.
آنها سالهاست که در فوتبال کشور بلژیک نقش مهمی داشتهاند. باشگاه شارلوای بلژیک سال ۱۹۰۴ تاسیس شد. این خانواده از ۳۰ سال پیش آن را خریدند و اداره آن را بهدست گرفتند. اینطور که کارشناسان فوتبالی میگویند از زمان این نوه آخر، یعنی مهدی بیات، حال و روز باشگاه از نظر فنی و اقتصادی بهتر شده و در گروه ۵ باشگاه برتر این کشور قرار گرفته است.
اینطور که خبرآنلاین گزارش داده حضور این خانواده ایرانی در باشگاه شارلوا و سپس فدراسیون فوتبال این کشور باعث شده که شورای برونمرزی وزارت ورزش با اعتراض نماینده شهرکرد مانع سفر دختران ایران شود. از آنطرف وزارت ورزش و جوانان هم مواضع محکمی تاکنون از خود نشان نداده است.
اینطور که در خبرآنلاین نوشته شده «گلایههای این نماینده مجلس شورای اسلامی که در قالب درخواست به احضار وزیر به مجلس طرح و پیشتر در زمان حضور سه رئیس فدراسیون والیبال، کشتی و فوتبال در جلسه مربوط به اساسنامههای ورزشی و احتمال تعلیق ورزش ایران هم حضورا مطرح شده بود، باعث عقبنشینی وزارت ورزش شده است.» تا لحظه نوشتن این گزارش فدراسیون فوتبال واکنشی نشان نداده و به گفته اعضای این تیم رفتن و نرفتنشان به این کشور هنوز قطعی نیست.
چرا این ادعا متناقض است؟
باشگاه شارلروا از دهه ۹۰ میلادی بسیاری از بازیکنان سرشناس ایرانی را با خود به بلژیک برده است. بسیاری از ملیپوشان ایرانی در همه این سالها عضوی از این تیم بودهاند. همین حالا علی قلیزاده عضو تیم مردان و فرمانی همسر او و عضو تیم ملی زنان ایران در این باشگاه بازی میکنند. از قضا یاسمن فرمانی یکی از لژیونرهای تیم زنان این باشگاه است و در ترکیب اصلی تیم هم همواره حضور داشته.
نه فقط این دو نفر بلکه پیش از این کاوه رضایی هم در همین تیم حضور داشته است. همچنین در سال ۱۳۹۸ امید نورافکن و یونس دلفی در این تیم حضور داشتند و در تمام این مدت همه این بازیکنان بدون مشکل به ایران رفت و آمد کردند. به همین خاطر این کمی عجیب بهنظر میرسد که اینبار این حساسیت فقط برای بازیکنان زن دردسرآفرین شود.
چرا بلژیک؟
تیم ملی فوتبال زنان ایران این هفته اردوی موفقی در کیش داشت و قرار بود که بعد از سفر به بلژیک و استفاده از کمپ و برنامههای تمرینی این باشگاه عازم هندوستان شوند تا چند بازی تدارکاتی هم آنجا داشته باشند. آنها در واقع در حال آماده کردن خودشان برای جام ملتهای آسیا هستند. این تیم جواز صعود به جام ملتها را بعد از بازی با اردن گرفت.
ولی حالا با وجود اینکه آنها باید از این فرصت پیش آمده بهخوبی استفاده کنند، درگیر این حاشیههای پراکنده شدهاند. اگر قرار باشد درباره دردسرهای پا گرفتن تیم ملی فوتبال زنان ایران حرف بزنیم، میتوانیم حداقل تا سال ۱۳۸۸ عقب برویم. مثلا آنها همین هفته پیش حاشیهای را پشتسر گذاشتند که بارها از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ با آن روبهرو شده بودند.
هفته پیش فدراسیون فوتبال اردن به کنفدراسیون فوتبال نامه نوشت تا جنسیت دروازهبان تیم ما مورد بررسی قرار بگیرد. با آوردن نام زهره کودایی تلاشهایی برای پروندهسازی علیه تیم ایران شده بود که جزئیات آن در صفحات دیگر روزنامه نوشته شده است. چند روز بعد از این خبر هم فدراسیون شکایت اردن را رد کرد. کمکم از سال ۱۳۹۵ دیگر اردوهای تیم ملی زنان مدام کمرنگ و کمرنگتر شد.
هیچ رویداد مهمی برگزار نمیشد و باشگاههای مهمی مانند استقلال و ملوان منحل شدند. این باعث شد که وقتی تابستان ۱۴۰۰ مریم ایراندوست، مربی تیم ملی فوتبال زنان تصمیم به حضور دوباره در مسابقات بینالمللی بگیرد راه سختی پیشرو داشته باشد.
بازیکنان که بعد از یک سال هیچ اردویی نرفته بودند نهایتا مردادماه امسال تمرینهای خود را شروع کردند و در سفری که به تاشکند داشتند بر دو تیم رقیب خود پیروز شدند. اردوی شارلروا فرصتی رایگان برای دختران ایران است تا قبل از اولین حضورشان در جام ملتهای آسیا بازی در کمپ پیشرفته اروپایی را تجربه کنند، که باید دید در روزهای آینده برای این فرصت ویژه چه تصمیمی گرفته خواهد شد.



