روزنامه هفت صبح، احمد رنجبر| بعد از فیلم خروج در سال 1398 فرامرز قریبیان دیگر جلوی دوربین نرفت؛ همانطور که پس از ساخت گناهکاران در سال 90 دیگر پشت دوربین نایستاده. حیف. این بازیگر صاحب کارنامهای تحسینبرانگیز است که حتی انتخابهای نهچندان خوب روی آن سایه نیانداخته. به مناسبت سالروز تولدش (27 آبان) پروندهای آماده کردهایم که دربرگیرنده 10 نکته از کارنامه اوست. این پرونده میتوانست گستردهتر شود و مثلا به این اشاره کند که او در بین بازیگران مرد بیشترین همکاری را با جمشید هاشمپور داشته که همه این شش همکاری در فیلمهای اکشن بوده است.
یا سال 73 پرکارترین دوره فعالیتش در عرصه بازیگری است. او در این سال در 6 فیلم سینمایی بازی کرد: میخواهم زنده بمانم، شریک زندگی، تجارت، اشک و لبخند، منطقه ممنوعه و مروارید سیاه. شروع فعاليت حرفهاي فرامرز قريبیان با دستياري و بازي در يك نقش كوتاه در فيلم بيگانه بيا مسعود كيميايي است. بازياش در نقش قدرت نام او را سر زبانها انداخت و از او يك ستاره ساخت. قريبيان اما زير سايه موفقيت گوزنها باقي نماند و تلاش كرد كارنامهاش را متنوع و پربار سازد. آن چه از این بازیگر در ذهن مانده، شمايل يك مرد استوار است با چشمهايي نافذ. او خوب ميداند چگونه ابزارها را به خدمت بگيرد و نقشهايي بهيادماندني خلق كند…
كارنامه پيش از انقلاب / 12 فیلم
آثاری که بازی کرد: بیگانه بیا، خاک، صلات ظهر، گوزنها، غزل و…
نتیجهای که حاصل شد: فرامرز قريبيان كارش را با «بيگانه بيا» مسعود كيميايي شروع كرد و پنج سال بعد در فيلم خاصپسند خاك حضور یافت. قريبيان پيش از انقلاب مدتي از سينما فاصله گرفت كه دليلش را به هفتصبح اينطور گفته است:«اولا همیشه دلم میخواست در مدرسه اکتورز استودیو درس بخوانم. دوما نوع فیلمهایی که ساخته میشدند که درست یا غلط به سینمای فارسی مصطلح شدند را دوست نداشتم بازی کنم.
به همین علت تصمیم گرفتم بروم آمریکا. پولی هم نداشتم برای همین از مادرم خواهش کردم یک مقدار پول از دایی بزرگم قرض بگیرد.» شاهنقش او در این دوران شخصیت قدرت فیلم گوزنها است که کنار رفیق قدیمی (سید با بازی بهروز وثوقی) که در دام اعتیاد افتاده میایستد و به یاریاش میآید. فيلم گوزنها شهرت همهجانبه فرامرز قريبيان را رقم زد و از آن سو باعث شد بازياش با دقت مورد توجه علاقهمندان سينما قرار بگيرد. دو سال بعد از گوزنها اين بار همكاري مسعود كيميايي با فرامرز قريبيان در عاشقانه غزل شكل ميگيرد. اوج هنر او لحظهاي است كه با چشمهايش، شك و حسادت دروني نسبت به خاطر یک زن (پوری بنایی) را منتقل ميكند. يك بازي متكي به چهره كه با بازي فردين تكميل ميشود.
كارنامه پس از انقلاب / 58 فیلم
آثاری که بازی کرد: سفیر، سناتور، ترن، کانیمانگا، دو نفر و نصفی، رد پای گرگ، میخواهم زنده بمانم، تجارت، رقص در غبار، شهر زیبا، رئیس، خروج و …
نتیجهای که حاصل شد: کارنامه قریبیان پس از انقلاب نیز توام با افت و خیز است. در کارنامه او اکشن، کمدی و نقشهای متنوع دیده میشود؛ با این حال همه آنها قابل دفاع نیست. درباره برخی آثارش در ادامه نوشتهایم و محض نمونه اینجا دو مورد را مرور میکنیم. او در ميخواهم زنده بمانم ساخته زندهیاد ايرج قادري نقش مردی به نام اصلان را بازي ميكند كه همه تلاش او اثبات بيگناهي همسر است. فیلم از دو جهت در كارنامه قريبيان اهميت دارد. يكي خود نقش است كه زمينه يك بازي حسي را براي او فراهم كرده است.
ديگر اهميت فيلم به فروش بالاي آن برميگردد. شهر زيبا ساخته اصغر فرهادي دیگر نمونه موفق کارنامه قریبیان است؛ در نقش مردی كه فرزندش به قتل رسيده. او حالا از چند جهت در فشار است كه يكي از آنها به بخشش یا اجراي حكم قصاص قاتل برميگردد. برای توصیف موقعيتي كه شخصيت در آن گير كرده، فقط ميتوان از عنوان «استيصال تام» نام برد. بازیگر براي نمايش اين موقعيت چنان طبيعي بازي ميكند که نفس مخاطب بند ميآيد و گویی خود در وضعیتی مشابه گرفتار آمده است.
بيشترين همكاري / مسعود کیمیایی، 7 فیلم
آثاری که بازی کرد: بیگانه بیا، خاک، گوزنها، غزل، رد پای گرگ، تجارت و رئیس
نتیجهای که حاصل شد: فرامرز قريبيان بيشترين همكاري را با مسعود كيميايي داشته است. اين همكاري با فيلم بيگانه بيا در سال 1347 شروع ميشود. اين فيلم نخستين تجربه سينمايي كيميايي و قريبيان است. با خاك در سال 52 دومين همكاري اين دو شكل ميگيرد. يكسال بعد گوزنها تبديل به مهمترين فيلم كارنامه قريبيان ميشود. اين دو در سال 55 در فيلم غزل با هم همكاري ميكنند كه بهطور جداگانه دربارهشان نوشتيم.
بعد از سالها جدايي، سال 70 رد پاي گرك محل همكاري قريبيان و كيمیايي ميشود. در این فیلم رضای رفیقباز بعد از یک دوره تبعید، پی میبرد دوست قدیمیاش تبدیل به آدمی کاسب کار شده. او بازمیگردد و در جامعه تغییر یافته، همرنگ جماعت نمیشود و دوست از اصل افتاده را میکشد. قریبیان ویژگیهای مختلف شخصیت، از رفاقت تا دلتنگی و عصیان را استادانه به تصویر کشیده است. همكاري اين دو سال 73 در تجارت اما تبديل به اتفاقي ويژه نميشود. دوباره بين دو رفیق قدیمی فاصله ميافتد تا اينكه سال 85 آخرين همكاريشان تا اينجا با رئيس رقم ميخورد. رئيس فيلمي است درباره رفاقتهاي گرد خورده و بار ديگر شاهد يك بازي خوب از قريبيان هستيم.
کارنامه تلویزیونی / 6 سریال
آثاری که بازی کرد: آژانس دوستی، روز حسرت، آخرين دعوت، باغ شيشهاي، پيدا و پنهان و تكيه بر باد
نتیجهای که حاصل شد: فرامرز قريبيان مجموعا در شش سريال تلويزيوني بازي كرده است. البته آژانس دوستی یک استثناست چون به درخواست جعفری جوزانی، در سال 78 که فیلم چشمهایش را ساخته بود، قبول کرد تا یک اپیزود این سریال را کارگردانی کند. خودش هم مقابل دوربین رفت و در این اپیزود به ایفای نقش پرداخت. قریبیان تا پیش از این به پيشنهادات بازي در سريال جواب منفي داده بود اما سال 87 بعد از آژانس دوستی بازي در سريال روز حسرت را پذيرفت.
او در ادامه در سريالهاي آخرين دعوت، باغ شيشهاي، پيدا و پنهان و تكيه بر باد هم بازي كرد. كارنامه تلويزيوني فرامرز قريبيان در مجموع قابل دفاع نيست و نميتوان سريال شاخصي در آن پيدا كرد. تلاش اين بازيگر براي ايفاي نقش خوب مشهود است اما هيچكدام از اين سريالها تبديل به آثاري شاخص نشدند. قریبیان در مصاحبهای با هفت صبح اینطور گفته است: «من اصلا بازیگر سریال نبودم و سالها هم با حضور در این پروژهها مبارزه میکردم و نمیرفتم. تا اینکه سریال روز حسرت را قبول کردم. آن هم به این دلیل که دلم میخواست بتوانم فیلم مستقل بسازم و سرمایه خوبی نداشتم.»
كارنامه كارگرداني / 4 فیلم
آثاری که ساخت: جدال در تاسوكي، قانون، چشمهايش و گناهكاران
نتیجهای که حاصل شد: در باکس قبل اشاره کردیم که فرامرز قریبیان یک اپیزود از سریال آژانس دوستی را کارگردانی و بازی کرده است. او چهار بار هم پشت دوربین آثار سینمایی قرار گرفته. فرامرز قريبيان بعد از انقلاب به دليل ممنوعيت فعاليت خيلي از ستاره هاي سينماي قبل از انقلاب تبديل به انتخاب اول كارگردانان و به نوعي در سينماي به ستاره نيمه اول دهه شصت بود. او درست در همان دوران يعني سال 1365 و در حالي كه دو فيلم اولش جدال در تاسوكي و قانون كارهاي خوبي از آب در نيامدند، با فيلمنامهاي از مسعود جعفري جوزاني روايتي تازه از داش آكل را ساخت، فيلمي با نام چشمهايش كه گامي رو به جلو براي قريبيان بود.
بهنظر میرسید توفیق فیلم سوم او را به ادامه کارگردانی ترغیب سازد اما بين اين فيلم و فيلم آخرش یعنی گناهكاران 12سال فاصله افتاد. او گناهکاران را به تهيهكنندگي خودش ساخت که یک اثر پلیسی-معمایی است. قريبیان فيلم آخرش را بر اساس فيلمنامهاي از پسرش سام قریبیان جلوي دوربين برد كه ماحصلش فيلم خوب و آبرومندي شد و به نوعي شگفتي خيليها را به همراه داشت. فیلم هم در جشنواره مورد توجه قرار گرفت و هم اکران خوبی داشت. قریبیان باز هم پس از این موفقیت کارگردانی را ادامه نداد.
سهم كمدي / 2 فیلم
آثاری که بازی کرد: شریک زندگی و دو نفر و نصفی
نتیجهای که حاصل شد: فرامرز قريبيان در فيلم گناهكاران كه خودش كارگرداني كرده است و نقش اول را برعهده دارد، نشان ميدهد چه استعداد خوبي در كمدي دارد. با اين حال سهم او از ژانر كمدي دو فيلم است: يكي شریک زندگی ساخته سیدعلی خوشنشین كه به دليل كيفيت پايين رتبه جيم گرفت و سال 70 در فيلم دو نفر و نصفی ساخته زندهياد يدالله صمدي. بازياش در اين فيلم جذاب بود و نسبتي با شمایل هميشگی او نداشت.
مرور يك مصاحبه از قريبيان در سالهاي پس از انقلاب درباره علاقهمندياش به كمدي خالي از لطف نيست: «یکی از آرزوهایم بازی در فیلم کمدی است و فکر میکنم در چنین نقشی هم موفق میشوم. متاسفانه چنین پیشنهادی به من نشده است.» قریبیان سالها بعد در فیلم کمدی دو نفر و نصفی ساخته زندهیاد یدالله صمدی بازی کرد که هم عملکردی خوب داشت و هم فیلم پرفروش شد. براساس گزارشها دو نفر و نصفی در ۲۲ مهر سال ۱۳۷۱ در سینماهای ایران اکران عمومی شد و توانست بیش از یک میلیون و ۷۱۴ هزار تماشاگر را با خود همراه کند و در جایگاه ۵ جدول پربینندهترینهای سال قرار گیرد. زوج قریبیان- خمسه هم آن زمان در نوع خودش عجیب و غریب بود که البته موردپسند مخاطبان قرار گرفت.
سهم اكشن / 12 فیلم
آثاری که بازی کرد: ترن، كمينگاه، دلار، تبعيديها، طعمه، بندر مهآلود و …
نتیجهای که حاصل شد:در دهه 60، ميزان مراجعه فيلمسازان به فرامرز قريبيان زياد بود. همانطور كه اشاره كرديم يكي از دلايل آن، علاوه بر توانايي اين بازيگر، ممنوعيت بازيگران شاخص پيش از انقلاب است. آن سالها يكي از ژانرهاي رايج، اكشن بود و طبعا غالب پيشنهادهاي قريبيان هم به فيلمهايي در اين ژانر برميگردد. نكته مهم اينكه اغلب فيلمها داستان و ساختاري ضعيف دارند و حالا برخیشان به عنوان پاشنه آشيل كارنامه فرامرز قريبيان محسوب ميشوند.
فيلمهايي مثل دلار، تبعيديها، طعمه، بندر مهآلود، ترانزيت، آخرين خون و … اين فيلمها و برخي از آثاري كه تحت تاثير هيجان انقلاب ساخته شدهاند، باعث شده است كارنامه قريبيان در دهه 60 پر از آثار بيكيفيت باشد. او درفيلمهايي چون پايگاه جهنمي، انفجار در اتاق عمل، ريشه در خون و گمشده هم بازي كرد كه جزو آثار ضعيف سينماي ما هستند. با این حال نمیتوان سناتور به كارگردانی مهدی صباغزاده را نادیده گرفت.قریبیان در این فیلم نقش استوار حقگو را بازي ميكند كه مقدار زيادي هروئين در يك كاميون كشف كرده. او با تکیه بر صلابت بدن و استفاده درست از حالات چهره، تصويري تازه از شمايل قهرمان را ارائه ميكند كه ويژگي اصلياش عدالتطلبي و اقتدار است.
افتخارات کارنامه/ 8 جایزه
جوایزی که کسب کرد: قريبيان براي فيلم ترن از ششمین دوره جشنواره فجر، سیمرغ نقش اول مرد را دریافت كرد. در سال ۱۳۷۰ بهخاطر ردپای گرگ نامزد دریافت سیمرغ شد. در یازدهمین دوره جشنواره فجر بهخاطر بندر مهآلود سیمرغ بلورین بهترین بازیگر را بهدست آورد. او بهخاطر بازي در فيلم خودش يعني چشمهايش موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره حراره شد. قریبیان سومین سیمرغ بلورین را برای مرد بارانی بهدست آورد.
او براي رقص در غبار جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از جشنواره آسیا پاسیفیک بهدست آورد و همچنین برای شهر زیبا جایزه ویژه هیات داوران جشنواره فیلم هند را از آن خود كرد. قریبیان براي آلزایمر دیپلم افتخار جشنواره فیلم فجر گرفته و براي گناهكاران جايزه بهترين بازیگر نقش اول جشنواره سپنتا سانفرانسیسکو را بهدست آورده.
عملکردی که داشت: قریبیان در این فیلمهایی که اشاره شد وزن کارنامهاش را بالا برد. بهعنوان نمونه در مرد باراني ساخته ابوالحسن داوودي نقش دكتر هادي باراني را دارد که بايد التهابات درونی دكتر را طوري بازي كند كه مخاطب بدون كمك به توضيحات شفاهي پي به درون او ببرد. مهمترين ويژگي بازي قريبيان در رقص در غبار، سكوت است و چهرهاي عبوس. اين اتفاق نه كليشهاي بلكه به شكل آرام و باورپذير رخ ميدهد. فصل تحول مرد مارگير هم امتياز بازي خوب قريبيان در رقص در غبار محسوب ميشود.
روایت اول شخص / حکایت شنیدنی قدرت
ماجرای گوزنها: جشنواره بینالمللی فیلم تهران داشت جای خودش را باز میکرد. برای همین هر سال بازیگران و کارگردانان معروف در آن شرکت میکردند. سالی که گوزنها آماده شد مستقیم به جشنواره آمد. در تالار رودکی فیلم را برای داوران و اهالی سینما نمایش دادند که خب آنجا اتفاقی رخ نداد. فردا شبش در سینما پارامونت فیلم را برای مردم نشان دادند. وقتی فیلم تمام شد و میخواستم بالای سن بروم، جمعیت که اکثرا دانشجو بودند و تب چریکی آن زمان خیلی داغ بود، ریختند بلندم کردند آوردند بیرون. همهاش داشتند ابزار احساسات میکردند. معلوم بود متوجه نقش قدرت و مفهوم آن شده بودند.
ماجرای ممنوعالکاری: اصلا در آن نوع فیلمها (موسوم به فیلمفارسی) هیچوقت بازی نکردم. برای همین وقتی انقلاب شد تمام همکاران ما را دادستانی خواست ولی هیچوقت من را نخواست. زمانی که من توی بورس بودم و دستمزد بالا میگرفتم، آقای انوار با یک تصمیم بیپایه به خیلیها لطمه زد. او برای بازیگران نقش اول دستمزد تعیین کرد. گفت بازیگر نقش اول برای هر فیلم ۲۵۰ هزار تومان بگیرد. من دستمزدم بالاتر از این بود. بازیگر که هیچوقت یقه تهیهکننده را نمیگیرد که من حتما باید بازی کنم. دنبال بازیگر میآیند و اگر فیلمنامه مناسب بود میروند سر قرارداد و سر مبلغ به توافق میرسند. منتها ایشان مخالف بود و به خاطر همین دستمزد من را ممنوعالکار کرد.
روایت دیگران / بازیگر فوقالعاده
مسعود كيميايي: در تمام سینمای ایران بهترین بازیگری که تکنیکش را خیلی دوست دارم و به نظرم بازیگر فوقالعادهای است، فرامرز قریبیان است. فرامرز قریبیان هم كارش را در سينما با من شروع کرد ولی از همان اول بازیگر بود. او اگر آدمی را که قرار است بازی کند دوست داشته باشد و فیلم و اتفاق دلخواهش باشد، بازیگر فوقالعادهای است. میتوانم ساعتها راجع به تکنیک خاص فرامرز قريبيان حرف بزنم که خیلیها نمیشناسند؛ بازیگر دیگر هم بهروز وثوقي است. این دو نفر تا امروز در دو جاده مختلف که متعلق به خودشان است، فوقالعادهاند و کارشان هم هیچ ربطی به هم ندارد… این دو تا حالا تکرارنشدنی هستند.
ابوالحسن داوودی : همكاري ما در فیلم مرد بارانی خيلي درخشان بود. من خودم در صحنه خيلي آدم پرحرف و با ارتباط بالا نيستم. آقاي قريبيان هم تصويرش مشخص است؛ آدمي كه فقط ديالوگهاي صحنه را از او ميشنويد و چيز ديگري اگر لازم نباشد را هيچوقت از او نخواهيد شنيد. بنابراين نگرانيام اين بود كه نتيجه همكاري دو آدم خيلي جدي و كمحرف چه خواهد شد. ولي در نهايت اين ارتباط خيلي سريع برقرار شد و به تفاهمهاي مهمي رسيديم. چند هفتهاي با خسرو شكيبايي روخواني داشتيم اما با فيلم ديگري قرارداد داشت. دوست داشتم با خسرو كار كنم اما خيلي خوشحالترم كه قريبيان بازي كرد.



