روزنامه هفت صبح، کیوان حسینیان| مقاومت بازیگران در برابر استودیوهای هالیوودی بالاخره نتیجه داد و دستیابی به یک توافق مقدماتی به پایان اعتصابات بعد از چند ماه منجر شد، اما همچنان وضعیت استودیوهای هالیوودی قرمز است و شکست محصول جدید مارول در گیشه به خوبی این موضوع را نشان میدهد.
بعد از حدود پنج ماه، بالاخره اعتصاب به پایان رسید و سران استودیوهای هالیوودی ناچار شدند که با خواستههای انجمن بازیگران موافقت کنند. توافق اولیه نشان میدهد که استودیوها در مقابل درخواستهای بازیگران در زمینه پرداخت و حق پخش مجدد در سرویسهای استریم و همچنین استفاده از هوش مصنوعی عقبنشینی و از حدود یک میلیارد دلار درآمد سالیانه به نفع این انجمن صرفنظر کردهاند؛ دستاوردی بزرگ برای بازیگران که عملا میتواند به نظمی تازه در هالیوود منجر شود.
بلافاصله پس از اعلام خبر توافق و پایان اعتصاب، تولید پروژههای سینمایی از سر گرفته شد و بازیگران در برنامههای تلویزیونی حضور یافتند که از جمله میتوان به گفتوگوی جیمی کیمل با تام هیدلستون به بهانه پایان سریال «لوکی» و پخش اپیزودی تازه از شوی SNL با حضور تیموتی شالامی بهعنوان بازیگر مهمان اشاره کرد. صدرنشین سینماهای دنیا در حال حاضر فیلمی نیست جز «مارولها» محصول جدید کمپانی مارول و دیزنی.
در حالی که فروش نزدیک به 100میلیون دلار برای هر فیلمی میتواند موفقیت تلقی شود، «مارولها» بدترین فروش افتتاحیه در میان تولیدات مارول را ثبت کرده و با توجه به بودجه 270میلیون دلاری فیلم، احتمالا کار سختی برای فرار از شکست خواهد داشت. دلایل زیادی را میتوان برای شکست در نظر گرفت، از اعتصاب تا افت کلی فیلمهای ابرقهرمانی اما پیام آشکار این میزان فروش، شکست دیزنی در چلاندن محصولات پولساز و نابود کردن فرنچایزهاست، آن هم در حالی که قسمت پایانی سریال «لوکی» دیگر محصول مارول در هفته گذشته با استقبال گسترده مواجه شده و نشان میدهد که شخصیت و داستان حتی برای طرفداران آثار ابرقهرمانی هنوز حرف اول را میزند.
فیلم اسکورسیزی هم بعد از یک ماه به فروش 137میلیون دلاری رسیده و وارد سرازیری اکران شده، مگر اینکه پایان اعتصاب و برنامههای تازه برای بازاریابی به وضعیت فیلم در گیشه تکانی بدهد. دیگر فیلم قابل توجهی که این هفته در سینماها به نمایش در آمد، «بازماندهها» ساخته جدید الکساندر پین و با نقشآفرینی پل جیاماتی است که تحسین منتقدان را به دنبال داشته و احتمالا ضامن حضور هر دوی آنها در فصل جوایز خواهد بود.
در دوران اعتصاب، بار اصلی تبلیغات و بازاریابی «قاتلان ماه گل» افتاد بر دوش مارتین اسکورسیزی که نتیجه کار هم شکست فیلم در گیشه بود. اما همین شرایط باعث شد تا غیر از بازیگران، دیگر عوامل فیلم هم مورد توجه رسانهها قرار بگیرند؛ بیش از همه تلما شونمیکر تدوینگر و یار همیشگی اسکورسیزی.
اول اعتراض شونمیکر به نحوه پخش فیلم در سینماها خبرساز شد. خانم تدوینگر اعتقاد داشت که ایجاد وقفه یا آنتراکت وسط نمایش فیلم توهین به ساحت سینماست و در مقابل استدلال سینمادارها نیز این بود که تماشاگران امروزی عادت ندارند نزدیک به چهار ساعت روی صندلی بنشینند و محدودیتهای انسانی کار را برای تماشای فیلم سخت میکند!
هفته گذشته هم گفتوگوی شونمیکر با مجله اسکوایر منتشر شد که از جمله نکات قابل توجه آن، اشاره به ناکامیهای پیاپی اسکورسیزی در کسب اسکار بهترین کارگردانی طی بیش از سه دهه بود. شونمیکر توضیح میدهد که حق اسکورسیزی بوده تا به حال چندین اسکار ببرد اما هیچکدام به اندازه جایزه نگرفتن «گاو خشمگین» دردناک نبوده.
این تدوین مشهور خاطرهاش را تعریف کرده که پس از بردن جایزه اسکار بهترین تدوین، در لابی سالن منتظر بوده که اسکورسیزی هم با اسکار به او بپیوندد که چنین اتفاقی نمیافتد و جایزه را میدهند به رابرت ردفورد برای «مردم معمولی»؛ اتفاقی که بدترین شب زندگی شونمیکر را رقم میزند. همکار قدیمی اسکورسیزی امیدوار است که امسال «قاتلان ماه گل» مورد توجه اعضای آکادمی قرار بگیرد و زحمات آنها به چشم بیاید.
دیگر سینماگر خبرساز این روزها ریدلی اسکات است که خود را برای نمایش «ناپلئون» آماده میکند و بلافاصله پس از پایان اعتصاب انجمن بازیگران، فیلمبرداری «گلادیاتور 2» را هم از سر گرفته. با توجه به انتشار تصاویر، تریلر و ویدئوهای «ناپلئون» و چند نمایش محدود فیلم، خیلیها به عدم صحت و تطبیق روایت فیلم با تاریخ گیر دادهاند که اسکات در جواب آنها تلویحا گفته بروید دنبال کارتان!
به غیر از این، انتشار استوریبردهای «ناپلئون» در فضای مجازی که توسط خود اسکات ترسیم شده، واکنشهای متفاوتی را به دنبال داشته. اسکات سالهاست که خودش استوریبردهای فیلمهایش را طراحی میکند و به دلیل نگاه و نحوه خاص اجرا در هالیوود به ریدلیگرام شهرت دارد.
به غیر از ریدلی کهنهکار، اخیرا آدام درایور هم با مخاطبان درگیر شده. در جلسه پرسش و پاسخ یکی از نمایشهای خصوصی فیلم «فراری»، حاضران صحنههای ماشینرانی را مورد تمسخر قرار دادهاند که درایور با فحش و عصبانیت بهشان واکنش نشان داده! حال باید منتظر نمایش این فیلمهای کنجکاویبرانگیز باشیم تا ببینیم که نحوه استقبال مخاطبان چگونه خواهد بود.
یکی از سورپرایزهای سینمایی در روزهای گذشته، انتشار خبر ساخت فیلمی بر اساس زندگینامه ایلان ماسک توسط درن آرونوفسکی بود! فیلمسازی که عموما بابت فیلمهای تجربی عجیبوغریب و شخصیتهای خودویرانگر شناخته میشود، قرار است داستان زندگی ثروتمندترین مرد دنیا و یکی از جنجالیترین چهرههای رسانهای را روایت کند.
کمپانی A24 که بعد از موفقیتهایش در سالهای گذشته به سمت پروژههای بزرگتر قدم برمیدارد، حقوق اقتباس سینمایی از کتاب زندگینامه ماسک را که توسط والتر آیزاکسون نوشته شده، به دست آورده و سکان را هم به آرونوفسکی سپرده که سال گذشته «نهنگ» را برای این کمپانی ساخته بود. حال باید دید که با فیلمی متعارف طرف میشویم یا حاصل مانند کارهای A24 و آرونوفسکی جنونآمیز خواهد بود.
همانقدر که خبر ساخته شدن چنین فیلمی کنجکاویبرانگیز به نظر میرسد، در هفته گذشته منتفی شدن دو پروژه سینمایی عجیب را هم شاهد بودیم. لوکا گوادانینو اعلام کرد که دیگر در بازسازی «صورت زخمی» حضور نخواهد داشت و معلوم نیست که این پروژه چه سرانجامی پیدا میکند. حدود یک دهه قبل هم آنتوان فوکوا در فکر بازسازی «صورت زخمی» با دنزل واشنگتن بود؛ ایدهای که به نتیجه نرسید.
مشخص نیست که با وجود دو نسخه مشهور در تاریخ سینما، ساختههای هاوارد هاکس و برایان دیپالما، چرا استودیو تولید فیلم سوم را هم لازم میداند؟ اما عجیبتر از بازسازی «صورت زخمی»، فیلم لایو-اکشن «کایوتی علیه کمپانی اکمی» با حضور جان سینا بود که وارنر اعلام کرد این پروژه با وجود طی شدن مراحلی از تولید، از دستور کار خارج شده است! به هر حال شاید در دورانی که جرد لتو تصمیم میگیرد ساختمان امپایر استیت را فتح کند، چنین تصمیماتی خیلی هم عجیب به نظر نرسد.
سری هم بزنیم به نقاط دیگر دنیا. هفته گذشته نامزدهای جوایز سینمای اروپا هم اعلام شد که با پیشتازی «آناتومی یک سقوط»، «منطقه موردنظر» و «برگهای افتاده» ساخته آکی کوریسماکی همراه بود؛ سه فیلمی که در جشنواره کن مورد استقبال قرار گرفته بودند. مراسم امسال ماه دسامبر و در برلین برگزار میشود و به نظر میرسد که رقابت اصلی میان دو فیلم با نقشآفرینی زاندرا هولند باشد.
و در پایان نگاهی هم داشته باشیم به تلویزیون و سریال جدید نیتن فیلدر که خیلیها را شگفتزده کرده. فیلدر که قبلا در مدیوم مستند استعداد و سلیقه عجیبوغریب خودش را نشان داده بود، اینبار در قالب یک کمدی داستانی و همراه با اما استون و بنی سفدی در «نفرین» به یکی از متفاوتترین آثار سال رسیده.
کسانی که کارهای قبلی فیلدر را دیدهاند، شیفته سریال هستند اما مخاطبانی که به هوای یک اثر معقول و متعارف به تماشای «نفرین» مینشینند، تا مرز انزجار هم پیش میروند. فعلا اپیزود اول از سریال پخش شده و احتمالا در هفتههای آینده بیشتر از این اثر تجربی خواهید شنید.



