روزنامه هفت صبح، کسری ولایی| تصور کنید شاگرد ساندویچفروشی محلهتان که تخصصش درست کردن فلافل با نان اضافه است، یک مامور امنیتی کارکشته باشد که با هویت جعلی اعزام شده به منطقه تا خانم فروشنده مغازه سبزیخردکنی چند کوچه بالاتر را از پا در بیاورد؛ چون قدرتهای فراطبیعی دارد و تمام زندگیاش به پوشش و مخفیکاری میگذرد. چنین ایدهای میتواند کاملا مضحک و غیر قابل باور از کار در بیاید یا آنقدر واقعی و تاثیرگذار باشد که شما را شوکه کند. سریال کرهای «محرک» (با عنوان اصلی Moving) در همین مسیر قدم میگذارد و استقبال گسترده بینندگانی با ملیتهای مختلف ثابت میکند که ایده ظاهرا درست اجرا شده است.
سریال براساس یک مجموعه کامیک آنلاین ساخته شده. چند سال پیش وبتون کانگ فول آنقدر طرفدار پیدا کرد که معلوم بود بالاخره برای اقتباس به سراغش میروند. بعد از موج موفقیت سریالهای کرهای، دیزنی پلاس روی «محرک» دست گذاشت و ساختش را هم سپردند به پارک این-جه که قبلا فصل دوم از سریال تاریخی و فانتزی «پادشاهی» را برای نتفلیکس کارگردانی کرده بود. «محرک» اواخر تابستان منتشر شد و رکوردهای تماشا را شکست. ظرف چند هفته بیشتر و بیشتر دیده شد و در شبکههای اجتماعی بحث به راه انداخت. الان هم باید آن را گذاشت کنار پدیدهها مهم دنیای سرگرمی در سال 2023.
ماجرا با چند بچه دبیرستانی شروع میشود، از طبقه متوسط و پایینتر. در حالی که جمعوجور کردن زندگی و حتی تامین هزینه تحصیل برای خانوادهها سخت پیش میرود، معلوم میشود که بچهها از قدرتهایی فراطبیعی برخوردارند؛ یکی میتواند پرواز کند و کافی است احساساتی شود تا برود هوا، دیگری قدرت جسمانی شگفتانگیزی دارد. بعد متوجه میشویم که خانوادهها از واقعیت خبر دارند و تمام عمر تلاش کردهاند تا برای حفاظت از بچهها ماجرا را پنهان نگه دارند.
داستان کمی جلو میرود و میفهمیم که بچهها تنها نیستند و افراد قدرتمند دیگری هم در میان مردم زندگی میکنند، اما فرد یا سازمانی مخفی دنبال پاکسازی آنهاست. باز جلوتر میرویم و پی میبریم که نه تنها پای دستگاههای امنیتی در میان است بلکه والدین بچهها هم خودشان مامور بوده و در جهت بقا و حفاظت، هویت جعلی و زندگی به ظاهر فلاکتبار را انتخاب کردهاند. بعد از فهمیدن تمام این جزئیات و شناختن شخصیتها، تازه ماجرای اصلی شروع میشود و میفهمیم که ریشه تمام تعقیب و گریزها به کجا برمیگردد.
«محرک» تجربه تماشای اکثر آثار موفق سینمای کره در هزاره جدید را به یاد میآورد؛ فیلمها و سریالهایی که قراردادهای ژانر را میشکنند و دوباره با مناسبات بومی و زیباییشناسی منحصر به فرد خود تعریفشان میکنند. در نتیجه قاتلهای زنجیرهای، زامبیها، هیولاهای آدمخوار و خونآشامهای کرهای در عین غرابت، واقعی به نظر میرسند و باسمهای نیستند. سریال جدید دیزنی پلاس هم ابرقهرمانها را آورده کف خیابان و به جای قدرتها روی ضعفهای انسانیشان دست گذاشته و البته به همان اندازه نسبت میان شخصیتها با جامعه اطراف را پررنگ کرده. در نتیجه حتی میشود رفت سمت استعارههای سیاسی و اجتماعی.
دو دهه قبل تیم کرینگ با سریال «قهرمانان» سمت آشناییزدایی از ابرقهرمانها رفته بود ولی از جایی به بعد کلاف کار چنان در هم میپیچید که دیگر نمیشد داستان را جمع کرد. در نتیجه چارهای نبود جز پناه بردن به همان کلیشهها و قراردادهای معمول کامیکهای ابرقهرمانی که حالا بدون افسون و هیجان کارکرد چندانی هم نداشتند.
«محرک» در این دام گیر نمیافتد چون اولا پیرنگ را متناسب با جهان قصه گسترش میدهد، ثانیا موفق میشود شخصیتهایی چندبُعدی خلق کند که صرفا به قدرتهای فراانسانی خود تقلیل پیدا نکردهاند. البته که نهایتا قرار است سریالی سرگرمکننده برای طیف گستردهای از مخاطبان باشد.
«محرک» در بیست اپیزود 40 دقیقهای ساخته شده و حداقل باید سه، چهار قسمت به آن فرصت بدهید تا شخصیتها را بسازد، موقعیتهای داستانی را جا بیندازد، به گذشته سرک بکشد و بعد برود سراغ طرح کردن پیرنگ اصلی. چنین رویکردی باعث شده تا قصه با دنده سنگین حرکت کند و دیر راه بیفتد. نکته جالب اینجاست که با افشای تدریجی اطلاعات، لایههای تازهای از درام شکل میگیرد اما در هر سطح و لایهای همچنان کنشها و احساسات انسانی حرف اصلی را میزند و تا حد ممکن چیزی به نفع مهندسی درام یا فرمولهای مرسوم برای میخکوب کردن مخاطب فدا نشده است.



