روزنامه هفت صبح، محمد صابری| در این پرونده، برخلاف پروندههای مشابه هیچ خبری از چهرهها نیست! اساسا جشنواره فیلمکوتاه تهران، هویتش را وامدار چهرهها نیست و شاید همین ویژگی باعث شده است که مخاطبان این رویداد، فرصت مغتنمی برای مواجهه با اصیلترین وجه سینما که همان «روایت» و «خلاقیت» است بهدست بیاورند. باور کنید تجربه تماشای فیلمکوتاه، چیزی متفاوت از سینمای بلند در دل خود دارد که تا اهل دنبال کردن این آثار نباشید، بهسختی میتوان دربارهاش گفتوگو کرد. اتفاقا انگیزه اصلیای که پشت طراحی و تدوین این پرونده داشتیم، همین نکته بود.
یادآوری اینکه سینما در کنار تکنیک و تجهیزات و چهره، نیاز به «ایده» و «داستان» دارد. این همان اصل مهمی است که گاهی در سایه هیاهوی گیشه در سینمای بلند مورد غفلت واقع میشود و بهترین بستر برای یادآوری آن، همین سینمای کوتاه است. جشنواره فیلمکوتاه تهران طی یک هفته گذشته برگزاری دوره چهلم خود را پشتسر گذاشت و اتفاقا در این دوره با استقبال غیرمنتظره مخاطبان و علاقهمندان سینمای کوتاه هم مواجه شد. بالغبر 50 فیلمکوتاه تنها در بخش داستانی این رویداد روی پرده رفت و طبیعتا امکان پرداخت جامع و کامل به همه آثار را نداشتیم اما تلاش کردیم از میان همان فیلمهایی که موفق به تماشای آنها شدیم، ترکیبی از بهترینها را انتخاب کنیم.
مورچه/ فرهاد شنتیایی/ 30 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
در یک نمای کلی، آنچه در فیلمکوتاه «مورچه» روایت میشود، شباهتهایی با ایده مجید مجیدی در فیلم «بید مجنون» دارد. در آن فیلم مجیدی ماجرای کوری را روایت میکند که بعد از سالها بینایی خود را بهدست میآورد و در مواجهه با جهان، آرامش زندگیاش رنگ میبازد و اینجا در «مورچه» با زندگی فرد ناشنوایی مواجهیم که بهصورت موقت شنواییاش را بهدست میآورد و این نقطه آغاز مواجهه متفاوت او با نزدیکترین افراد زندگیاش میشود.
* چگونه روایت شده بود؟
فرهاد شنتیایی یکی از موفقترین فیلمهای حاضر در جشنواره فیلمکوتاه تهران در دوره چهلم را روانه پرده کرد. فیلمی که از نظر زمانی یکی از طولانیترین فیلمهای جشنواره بود اما توانمندیاش در ارائه بازیگوشیهای فرمی در کنار ایده جذابش، بهترین انگیزه را برای دنبال کردن روایت در اختیار مخاطبان میگذارد. در ابتدای فیلم نوشتهای درج میشود و به مخاطبان اطلاع میدهد که فیلم دارای مشکل فنی نیست و دلیل این توضیح، استفاده از تمهید قطع صدا در دقایقی از فیلم برای ورود به جهان شخصیت ناشنوای داستان است.
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
درباره فیلمکوتاه «مورچه» که در میان آثار محبوب مخاطبان جشنواره چهلم قرار داشت، میتوان به امتیازات مختلفی اشاره کرد اما نمیتوان درخشش مهدی قربانی در ایفای نقش اصلی این فیلم را نادیده گرفت. بازیگر نوجوانی که خیلیزود به پختگی رسیده و باید منتظر درخشش بیشتر او باشیم.
آخرین شیهه…/ مهدیه محمدی/ 17 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
اگر نخواهیم اشاره مستقیمی به داستان فیلمکوتاه «آخرین شیهه اسبی که خواب پروانه شدن دیده بود» داشته باشیم، میتوانیم ایده محوری آن را اینگونه تعریف کنیم؛ این فیلم درباره آدمی است که در فرصت باقی مانده از زندگیاش تلاش دارد همه رویاهایش را زندگی کند. همین ایده درخشان در کنار موقعیت تراژیک کاراکتر اصلی، تبدیل به یکی از تأثیرگذارترین فیلمهای جشنواره چهلم فیلم کوتاه شد.
* چگونه روایت شده بود؟
احتمالاً کارگردان فیلمکوتاه «آخرین شیهه اسبی که خواب پروانه شدن دیده بود»، حساب ویژهای روی ضربه پایانی قصه و جا خوردن مخاطب از مواجهه با وضعیت کاراکتر اصلی، باز کرده است. تعلیق فیلم برای رسیدن به نقطهای که متوجه بیماری این کاراکتر میشویم، بهدرستی در فیلم اجرا شده و گامبهگام مخاطب را به مرحله احساسی پایانی نزدیک میکند، اما واقعیت این است که این فیلمکوتاه چیزی بیشتر از این گرهگشایی دارد و آنچه مخاطب را تحت تأثیر قرار میدهد، بیش از موقعیت کاراکترها، زاویه ورود فیلمساز به دنیای آنهاست.
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
اصلیترین برگبرده فیلمکوتاه «آخرین شیهه اسبی که خواب پروانه شدن دیده بود» برای پرداختن به شرایط خاص یک بیمار، تمرکز بر رویاها، بهجای تلاش برای ترسیم وضعیت کابوسوار اوست. کارگردان بهدرستی توانسته است این تفاوت رویکرد را در اجزای رابطه میان دو کاراکتر اصلی هم به تصویر درآورد. بازی بازیگران اصلی هم بهباورپذیرتر شدن این فضا کمک بسیار زیادی کرده است.
بازسازی/ علی توکلی/ 18 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
در میان فیلمهای مرتبط با قتل و دادگاه و جنایت، فیلمکوتاه «بازسازی» یکی از متفاوتترین ایدهها را دارد. روایت فیلم درباره فرد متهم به قتلی است که ادعا دارد، تنها برای نجات همکارش اقدام کرده و میخواسته جلوی خفهشدن او را بگیرد اما اقدامی که انجام داده منجر به قتل او شده است! تبدیل یک ناجی به قاتل، از آن ایدههای درخشانی است که به سختی هم میتوان آن را به تصویر درآورد اما علی توکلی همین ایده را تبدیل به بریدهای از فرآیند رسیدگی به یک پرونده قتل کرده است. پرونده قتلی که حتی شاهدانش هم ناخواسته آن را به سمت پیچیدهتر شدن سوق میدهند.
* چگونه روایت شده بود؟
ساختار کلی فیلمکوتاه «بازسازی» بیشباهت به فیلمهای اجتماعی سالهای اخیر نیست و حتی در سکانسها و لحظاتی میتوان شباهتهایی میان آن با سکانسی از فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» مشاهده کرد اما در کلیت، فیلم از جنایت و قضاوت عبور میکند و حرف تازه دیگری را پیش میکشد.
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
یکی از مهمترین ویژگیهای فیلمکوتاه «بازسازی» کیفیت نقشآفرینی بازیگران در آن است. هم بازیگر نقش اصلی و هم بازیگران نقشهایی مانند بازپرس و قاضی، با کیفیت بالای نقشآفرینی خود در باورپذیر درآمدن فضای کلی روایت، بسیار موثر ظاهر شدهاند اما فراتر از همه این ویژگیها آنچه فیلم را در حافظه مخاطب ماندگار میکند، سوال محوری آن درباره فرآیند تبدیل یک ناجی به قاتل است!
اکو/ یوسف شفیق/ 30 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
جزیرهای را تصور کنید که اهالی آن سالها مشغول ماهیگیری از دریا بودهاند و حالا دریا تصمیم به انتقام از آنها گرفته است! ایده محوری فیلم «اکو» همینقدر خاص و همین اندازه تکاندهنده است. داستان از جایی آغاز میشود که دختری نیمهشب به سمت دریا میرود و دیگر بازنمیگردد و در لابهلای دیالوگ اهالی متوجه میشویم که او هفتمین دختربچهای است که طی چند هفته در این جزیره به دریا رفتهاند و بازنگشتهاند. حالا بزرگان جزیره دور هم جمع شدهاند تا چارهای برای راضی کردن دریا پیدا کنند!
* چگونه روایت شده بود؟
یوسف شفیق در مقام کارگردان عملکرد بسیار خوبی در فضاسازی داشته است. ایده فیلم روی کاغذ کاملاً فانتزی است و امکان مواجهه واقعگرا با آن وجود نداشته اما در فیلم «اکو» بهگونهای همهچیز بهصورت واقعی تصویر شده که مخاطب میپذیرد واقعا چنین جزیرهای با چنین چالش عجیبی برای اهالیاش در عالم واقع هم وجود دارد. فضای وهمآلود، تصاویر سیاه و سفید و حرکتهای حسابشده دوربین دست بهدست هم داده تا مخاطب به درون دنیای غریب فیلم کشیده شود.
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
«اکو» هر چند جزو فیلمهای نسبتا بلند در مقایسه با فیلمهای کوتاه بهحساب ميآید اما برگبرنده اصلی فیلم، داستان خاص و پرتعلیق آن است. بهخصوص که از جایی بهبعد روایت فیلم روی زوجی متمرکز میشود که فرزندشان در معرض انتقام دریا قرار دارد.
خوانا بنویسید/ مرتضی علیزاده/ 25 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
«خوانا بنویسید» در همان دقایق ابتدایی بهشدت یادآور فیلمهای اولیه محمدحسین مهدویان است، بهخصوص که فیلم روایتی از فضای امنیتی دهه 60 در روزهای ملتهب جنگ دارد و همین ویژگی از نظر محتوایی هم فیلم را به آثار مهدویان شبیهتر میکند. آنچه اجازه نمیدهد این شباهت تبدیل به پاشنهآشیل فیلم شود، ایده خاص آن است. روایت فیلم از ستادی آغاز میشود که مسئولیت بازخوانی و بهتعبیر دقیقتر سانسور نامههای رسیده از طرف اسرای ایرانی برای خانوادههایشان را دارند. این فرآیند تحت نظارت نیروهای امنیتیای جریان دارد که نسبت به حضور یک جاسوس در میان خود مشکوک شدهاند.
* چگونه روایت شده بود؟
مرتضی علیزاده در فضاسازی درست و ارائه شخصیتهای باورپذیر در مقطع تاریخی ملتهب دهه 60 عملکرد موفقی دارد و فیلم بهخوبی دو خط داستانی را در کنار یکدیگر روایت میکند؛ یکی مرتبط با یک عشق و دلدادگی قدیمی و دیگر خط مرتبط با فعالیت منافقین و نیروهای نفوذی آنها در بدنه نیروهای امنیتی، همزمان با سالهای جنگ. البته بخشی از توفیق فیلم «خوانا بنویسید» در رسیدن به این سطح استاندارد از روایت، مربوط به پشتیبانی سازمان اوج بهعنوان سرمایهگذار میشود.
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
در شرایطی که بخش عمدهای از کارهای مرتبط با انقلاب و دفاع مقدس سروشکل کلیشهای به خود گرفته است، ویژگی شاخص و ممتاز فیلمهایی همچون «خوانا بنویسید» رفتن سراغ ناگفتهها و تلاش برای رسیدن به روایتهایی تازه است.
خودکشی به سبک نیچه/ پیام کردستانی/ 18 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
براساس آنچه در تیتراژ فیلم به آن اشاره میشود، این فیلمکوتاه برداشتی آزاد از رمان «مغازه خودکشی» است که از آثار محبوب و پرمخاطب در بازار نشر ایران طی سالهای اخیر هم بوده است. پیام کردستانی در فضایی تاریخی، روایت «خودکشی به سبک نیچه» را به تصویر درآورده است. روایتی از یک داروخانه که برخی مراجعان به آن درخواست راهی برای خودکشی سریعتر دارند. او اما تصمیم میگیرد یکی از این افراد که تنها قابله شهر است را برای زایمان سلامت همسر خود، زنده نگه دارد و دارویی جعلی به او میدهد!
* چگونه روایت شده بود؟
برگبرنده اصلی فیلمکوتاه «خودکشی به سبک نیچه» فضاسازی آن است. پیام کردستانی برای روایت خود از زبان کردی استفاده کرده و همه فیلم با استفاده از زیرنویس روایت میشود. فضای تاریخی فیلم، در کنار بهرهگیری از ظرفیتهای طراحی صحنه و لباس، فضای کلی این اثر را بسیار تماشاییتر کرده است. در کنار ایده مربوط به داروخانهای که براساس نسخه پزشک داروی خودکشی میفروشد، ایده مکمل استفاده از کتاب برای طراحی یک فرمول خودکشی جدید، جذابیت خط داستانی فیلم را بیشتر کرده است.
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
فیلم «خودکشی به سبک نیچه» بهدرستی دست روی این مفهوم گذاشته است که گاهی آگاهی میتواند تبدیل به مسیری برای خودکشی افراد شود اما آنچه گیرایی روایت فیلم را دوچندان کرده، لحن درست روایت و بازی حسابشده بازیگران است.
شریف/ محمد علیزادهفرد/ 13 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
شاید ایده «شریف» چیزی شبیه به یک خرافه به نظر برسد اما همین ایده ساده در اجرا تبدیل به روایتی درخشان شده است. فیلم درباره گورکن یک روستاست که تفاوتی با دیگر گورکنها دارد، او بهجای آنکه بعد از مرگ افراد دست به کار شود، پیشتر اقدام میکند و برای اهالی روستا این باور شکل گرفته که هرگاه او قبری را حفر میکند، قرار است کسی از اهالی روستا بمیرد. نکته مهم فیلم «شریف» این است که با همین ایدهای که به ظاهر با مفاهیمی همچون شهادت و جنگ قرابتی ندارد، احساس مدنظر خود را در همین حال و هوا به مخاطب منتقل میکند.
* چگونه روایت شده بود؟
روایت «شریف» از زمین بازی بچههای روستا آغاز میشود و ناگهان با نگاه بهتزده آنها مواجه میشویم. شریف همان گورکن روستاست که وقتی اهالی متوجه میشوند قصد کندن قبری تازه را دارد، همه به تکاپو میافتند تا بدانند اینبار نوبت کیست! محمد علیزادهفرد به خوبی قصد و پیام اصلی خود را تا پایان روایت محفوظ نگه میدارد تا جاییکه پای پیکر دوست شهید شریف، به داستان باز میشود.
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
اصلیترین امتیاز «شریف» بهعنوان یک فیلم دفاعمقدسی و مرتبط با شهدا، تلاش آن برای پرداختی متفاوت به این مضامین است. فیلم بهخوبی احساسات مخاطب را با خود درگیر میکند و در لحظه پایانی به اوج میرساند.
اذان صبح به افق یزد/ زهره صباغیان/ 14 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
براساس آنچه کارگردان این فیلم در گفتوگویی مطرح کرده، جرقه اصلی ایده این فیلم از یک خاطره بسیار ساده از دوران کودکی خودش شکل گرفته است. همین خاطره ساده تبدیل به ایده اولیه ساخت فیلمکوتاهی شده است که تا روز پایانی جشنواره چهلم، صدرنشین فهرست فیلمهای محبوب مخاطبان بود. «اذان صبح به افق یزد» درباره پیرمردی است که با همسرش قهر کرده و حالا بهواسطه داروهایی که مصرف میکند، برای بیدار شدن سحرهای ماه رمضان، با چالش جدی مواجه است!
* چگونه روایت شده بود؟
زهره صباغیان برای به تصویر درآوردن همین ایده ساده، اندازه نگه داشته و بهخوبی توانسته است داستان خود را در فضای محدود یک خانه و با اتکا بر یک کاراکتر، به تصویر درآورد. در تمام مدت روایت این فیلمکوتاه ما با پیرمردی که شخصیت اصلی داستان است، همراه هستیم و کارگردان بهخوبی توانسته ما را در خلوت و تنهایی او شریک کند. این امتیاز فیلم زمانی ارزش دوچندان پیدا میکند که در پایان، متوجه دلیل اصلی قهر پیرمرد از همسرش میشویم و نمایی از تصویر قابشده همسرش با نواری مشکی در گوشهاش را میبينیم!
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
آنچه فیلمکوتاه «اذان صبح به وقت یزد» را دوستداشتنی کرده است، در درجه اول انتخاب درست بازیگر نقش اصلی است؛ پیرمردی بهشدت سمپات که مخاطب را با دغدغههای خود همراه میکند. کارگردان اثر هم بهخوبی تنهایی او را تصویر کرده است.
همه چیز به نظر آقای کاف بستگی دارد/ حسن حکمت روشن/ 14 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
ایده محوری این فیلمکوتاه درباره پیرمردی است که در یک کلبه تکافتاده در میانه یک صحرا روزگار میگذراند و در خستگی از روزمرگیهایش، قصد استعفا دارد، اما از چه چیزی؟ مگر مهم است! او برای خروج از این کلبه و رفتن به سمت ساحل رویایی دریایی که عکسی از آن دارد، گویی میخواهد از «اقامت در صحرا» استعفا دهد، اما همه چیز به نظر آقای کاف بستگی دارد!
* چگونه روایت شده بود؟
اشاره کردیم که ایده محوری فیلم، یک ایده کاملا فانتزی است و بهسختی میتوان منطقی برای وقوع آنها پیدا کرد اما آنچه حکمتروشن در مقام کارگردان بهخوبی از پس آن برآمده است، فضاسازی باورپذیر برای این ایده فانتزی است. پیرمرد داستان، برای آنکه موفق به کسب اجازه برای استعفا شود، باید نظر مساعد آقای کاف را که هیچچیز درباره هویتش نمیدانیم کسب کند و فارغ از جزئیات بامزهای که برای این اتفاق در فیلم ترسیم شده، برگبرنده اصلی فیلم در پلان پایانی رو میشود. جایی که پیرمرد در همان ساحل رویایی خود ایستاده و عکسی از
جیب کتش بیرون میآورد؛ عکس همان کلبه قبلیاش در میان صحرا!
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
هنر اصلی حسن حکمتروشن در روایت فیلمکوتاه «همهچیز به نظر آقای کاف بستگی دارد»، پرداختن به یک ایده فانتزی در فضایی واقعگرا و مهمتر از آن توفیق در باورپذیر ارائه کردن آن برای مخاطب است.
مدیر مدرسه/ میکائیل دیانی/ 15 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
«مدیر مدرسه» را هم باید از آن فیلمهایی دانست که جسارت رفتن سراغ سوژهاش، از کیفیت پرداختن به آن پیشی میگیرد! این فیلمکوتاه را میتوان اولین واکنش یک کارگردان ایرانی به حوادث و التهابات سال گذشته و جریان «زن زندگی آزادی» دانست. پرداختی که طبیعتا از سوی طیف گستردهای از فیلمسازان بهعنوان یک تابو و خط قرمز شناخته میشود اما میکائیل دیانی با بهرهگیری از پشتوانه سازمان اوج، توانسته سراغ آن برود. ایده محوری فیلم هم درباره مشارکت چند دانشآموز دختر در انتشار فراخوان یک اعتراض عمومی و چالش مواجهه مدیر مدرسه با این اتفاق است.
* چگونه روایت شده بود؟
فضای کلی «مدیر مدرسه» مشابه با همان فضای آشنایی است که از فیلمهای معروف به مدرسهای در سینمای ایران سراغ داشتهایم. فیلم لااقل در مرحله فضاسازی، برگ تازهای را رو نمیکند و در عین حال اجرای قابلقبولی از به تصویر درآوردن همان فضای آشنا، دارد. شخصیت مدیر در روایت فیلم، جایگاه محوری پیدا کرده که از سویی باید به دانشآموزانش تشر بزند و از سویی دیگر مدافع آنها دربرابر ماموران حراست باشد.
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
فیلم «مدیر مدرسه» در کلیات خود، اثری بهشدت شعارزده از کار درآمده است که بخش عمدهای از پیام خود را در قالب دیالوگگویی مستقیم کاراکتر اصلی، بیان میکند و این اتفاق فارغ از زاویه نگاه دیانی به حوادث سال گذشته، اثرش را از استانداردهای سینمایی دور کرده است.
برادران آبتنی/ سروش البخشی/ 9 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
ایده از بین رفتن دوستیها در سایه وقوع یک جنگ، از آن ایدههای نابی است که شاید دیگرانی هم از منظرهای مختلف به آن پرداخته باشند اما همچنان ظرفیت دراماتیک بالایی برای روایتگری دارد. فیلم کوتاه «برادران آبتنی» برپایه همین ایده ساده متولد شده است. فیلم درباره نوجوانهای ایرانی و عراقی است که تا پیش از وقوع جنگ، دوستی بسیار نزدیکی با هم داشته و حتی در حد برادر با هم رفاقت میکردند اما در سایه شوم جنگ تحمیلی، در برابر هم قرار میگیرند و پایانبندی تکاندهندهای را رقم میزنند.
* چگونه روایت شده بود؟
روایت سروش البخشی از چالشها، بازیها و کلکلهای چند نوجوان در دریای جنوب آغاز میشود و همین شروع گرم، با اتکا بر شیرینی لهجه نوجوانان جنوبی، فضایی گرم و گیرا برای همراه شدن مخاطب با فیلم فراهم آورده است. برگ برنده فیلم اما در پلان پایانی فیلم رو میشود. در یک پرش زمانی، از روزهای خوش دوستی به قلب روزهای جنگ پرتاب میشویم و یک شلیک، همهچیز را تمام میکند!
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
بزرگترین امتیاز فیلم «برادران آبتنی» روایت موجز و پرهیز از زیادهگویی است. هرچند این ویژگیها باید در همه فیلمهای کوتاه وجود داشته باشد اما گاهی فیلمسازان کوتاه در اجرای درست آن، عملکرد موفقی ندارند و البخشی بهخوبی توانسته است با اختصار در روایت، عمق بیشتری به روایتش ببخشد و تأثیرگذاری آن بر مخاطب را دوچندان کند.
جاذبه غیرنیوتونی/ علیرضا صادقی/ 14 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
کم نیستند ایدههایی که فیلمسازان بهصورت پیشفرض پرداختن به آنها را تابو میدانند و کمتر سراغشان میروند. «جاذبه غیرنیوتونی» محصول بیتوجهی یک فیلمساز جوان، به همین تابوها و تلاش برای نزدیک شدن به یک موضوع ملتهب است. آنچه فیلم تلاش میکند به آسیبشناسی آن ورود کند، کیفیت مواجهه بزرگترها با رابطه و تماس نامتعارف دو پسر نوجوان در یک کلاس درس است. ایدهای که حتی روی کاغذ هم نزدیک شدن به آن یک چالش بهنظر میرسد.
* چگونه روایت شده بود؟
علیرضا صادقی روایت خود را با به نمایش درآوردن فضای صمیمی یک کلاس درس آغاز میکند. فضاسازیای آشنا که حتی میتوان گفت تکرار آن در برخی فیلمها شاید رنگی از کلیشه هم به خود گرفته باشد، اما در فیلم «جاذبه غیرنیوتونی» بهواسطه اجرای درست نقش معلم توسط مهدی زمینپرداز و مهمتر از آن کارگرداني حسابشده علیرضا صادقی، آرامآرام با موقعیت بحرانی مدنظر مواجه میشویم و همین مواجهه موتور محرکه اصلی برای همراه کردن مخاطب با فیلم است.
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
همان اندازه که رفتن سراغ سوژهای ملتهب از جنس آنچه در «جاذبه غیرنیوتونی» رقم خورده است میتواند برای یک فیلمساز امتیاز باشد، حد نگه داشتن و مدیریت فاصله استاندارد با سوژه اصلی هم هنر ویژهای است که میتواند گفت علیرضا صادقی بهخوبی از پس آن برآمده است. به تعبیری آنچه این فیلمکوتاه را به تجربهای ارزشمند تبدیل کرده، همین اندازه نگه داشتن است.
تاکسیدرمیست/ بهزاد علوی، سوسن سلامت/ 15 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
بهصورت خلاصه اگر بخواهیم بگوییم، ایده محوری فیلمکوتاه «تاکسیدرمیست» را میتوان تقابل انسان و طبیعت دانست. تقابلی که البته در نگاه اول میتواند صورتی کلیشهای داشته باشد اما به مدد چند ایده اجرایی، سروشکل تازهای در خروجی پیدا کرده است. کاراکتر اصلی فیلم فردی است که مشغله اصلیاش تاکسیدرمی حیوانات است و البته بهعنوان شخصیتی منفی در فیلم معرفی میشود که سرانجام خودش قربانی تقابل با طبیعت میشود.
* چگونه روایت شده بود؟
مهمترین ایده اجرایی بهزاد علوی و سوسن سلامت برای کارگردانی فیلمکوتاه «تاکسیدرمیست» حذف دیالوگ از روایت است. هر چند در بخش عمدهای از فیلم، تنها یک کاراکتر را در پسزمینهای از فضای طبیعت دنبال میکنیم اما در معدود لحظات فیلم که کاراکتر دیگری به شخصیت اصلی نزدیک میشود هم تعمد سازندگان برای سکوت آنها مشهود است. موقعیت اصلی داستان فیلم زمانی کلید میخورد که فرد تاکسیدرمیست، در حال انتقال یک عقرب خطرناک، کنترل آن را از دست میدهد و حالا باید با هراس بیاطلاعی از موقعیت آن، کنار بیاید!
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
این فیلمکوتاه در مواردی مانند پایانبندی، از وضعیت ایدهآل خود فاصله گرفته است اما در مجموع، بهواسطه ایده متفاوت و چند لحظه خاص، مخاطب را تا پایان با خود همراه میکند. بازیگر اصلی از پس اجرای نقش یک تاکسیدرمیست ضدطبیعت، برآمده و ایدههایی مانند تصادف با یک لاکپشت، بهخوبی در فیلم اجرا شده است.
رویای نیمهجان/ آرین اعتمادی/ 22 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
فیلم کوتاه «رویای نیمهجان» از آن آثاری است که بهواسطه پرداخت غیرکلیشهای به یک ایده بهظاهر کلیشهای، مخاطب خود را سرذوق میآورند. ایده محوری فیلم درباره رابطه آسیبدیده یک دختر جوان با پدری است که حالا به بستر بیماری افتاده و به نظر میرسد روزهای آخر زندگی را سپری میکند. دختر سالهاست با پدرش ارتباطی نداشته و حالا بهواسطه یک محاکات درونی، تصمیم به ترمیم رابطهاش میگیرد.
* چگونه روایت شده بود؟
در بخشی از فیلمکوتاه «رویای نیمهجان» کاراکتر اصلی در قالب یک کلاس درس درباره تابلویی نقاشی میگوید که در این گونه از آثار هنری، موضوع و سوژه اهمیت خود را از دست میدهد و این «پرداخت» است که اهمیت دارد. گویی آرین اعتمادی در این بخش از فیلم دارد فیلم خودش را توصیف میکند. «رویای نیمهجان» بیش از آنکه قصه خاصی داشته باشد، از طریق بازیهای فرمی، مخاطب را با احساسات درونی کاراکتر اصلی درگیر میکند.
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
یکی از مهمترین امتیازات فیلم «رویای نیمهجان» کارگردانی آرین اعتمادی است. شناخت و اشراف او به هنر نقاشی، منجر به استفاده درست و به اندازه از قواعد این هنر در روایت فیلمش شده و همزمان ترکیببندی قابهای او را هم تماشایی کرده است. پیچیدگی اصلی فیلم هم در مقاطعی از روایت است که شاهد رفت و برگشت میان واقعیت و ذهنیت کاراکتر اصلی هستیم و هنر کارگردان فیلم، اجرای تأثیرگذار این لحظات است.
گربه ماهی/ امیرحسین مهماندوست/ 15 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
فیلمکوتاه «گربه ماهی» واقعا ایده بامزهای دارد! تصور کنید که روی موضوع خاصی بهشدت وسواس دارید و حالا در موقعیتی قرار گرفتهاید که فردی بدون کوچکترین توجه به حساسیت شما، تمام موارد و اصول وسواسی شما را نادیده بگیرد و همه آرامشتان را با چالش جدی مواجه کند. شخصیت اصلی فیلم «گربه ماهی» دختری جوان است که دقیقا در چنین موقعیتی قرار گرفته است.
* چگونه روایت شده بود؟
داستانی که امیرحسین مهماندوست برای ایده خود طراحی کرده است، درباره دختر جوانی است که به خانهای تازه اسبابکشی کرده است. او بهشدت وسواس پاکیزگی دارد و مشغول تمیزکاری منزل جدید است اما ناگهان با همسایهای مواجه میشود که پاکیزگی محیط خانه او را با تهدید جدی مواجه میکند. مهماندوست بهخوبی توانسته در کارگردانی خود، موقعیتهای بامزهای را خلق کند که در خدمت فضای کلی روایت است.
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
بازی بازیگر اصلی فیلمکوتاه «گربه ماهی» را میتوان یکی از امتیازات آن برشمرد اما فیلم در زمینه قاببندی و تصویربرداری هم یکی از آثار خوش رنگ و لعاب در جشنواره فیلمکوتاه امسال بود. آنچه اما این فیلم کوتاه را تبدیل به یک اثر امیدوارکننده درباره کارگردانش کرده است، مواجهه غیرپیچیده و در عین حال تأثیرگذار او با یک ایده بسیار ساده است. مهماندوست بهخوبی توانسته از پس فضاسازی و رسیدن به لحن روایت موردنیازش، «گربه ماهی» را به اثری شیرین تبدیل کند.
زاک/ علی خسروی/ 11 دقیقه
* ایده فیلم چه بود؟
از منظر پرداختن به موضوع «فرزندآوری» شاید اینگونه به نظر برسد که هر فیلمی با چنین مضمونی باید سروشکلی سفارشی و شعاری داشته باشد. این همان اتفاقی است که علی خسروی بهخوبی توانسته از آن فاصله بگیرد. ایده محوری فیلم «زاک» اهمیت فرزند و اشاره به برکتی است که یک نوزاد میتواند با خود به همراه بیاورد و این ایده را در موقعیتی تلخ مطرح و نتیجهای امیدبخش از آن میگیرد.
* چگونه روایت شده بود؟
کارگردانی «زاک» فاصله چندانی با فیلمهای اجتماعی سالهای اخیر ندارد و استفاده از تمهیداتی مانند دوربین روی دست و یا کاتهای متعدد برای انتقال التهاب لحظات به مخاطب، در این فیلم هم مورد استفاده قرار گرفته است. داستان از لحظه تصمیم یک زن برای سقط جنین آغاز میشود و در ادامه موقعیتی پیش پای او قرار میگیرد تا بتواند رابطه با همسرش را زیر سایه همین جنین، ترمیم کند.
* شاخصترین ویژگیاش چه بود؟
از هر زاویهای که نگاه کنید، داستان «زاک» روی کاغذ مملو از موقعیتهای تلخ است که ظرفیت بسیار بالایی برای ساخت یک فیلم سیاه، از جنس سینمای اجتماعی این سالها را داشته است، اما ویژگی اصلی این فیلم، عبور از همین تلخیها و رسیدن به یک پایانبندی حال خوبکن و امیدبخش است. پلان پایانی فیلم از جنگلهای شمال و حرکت مینیبوس در جادههای مارپیچ میان این درختان، مصداق همین تفاوت نگاه در روایت است.



