روزنامه هفت صبح، محمد صابری| به معنای واقعی کلمه باید اعتراف کرد که جایگاه جمشید هاشمپور در سینمای ایران، جایگاهی یگانه است. او در دوران اوج پرکاری و فعالیت خود در عرصه بازیگری، مصداق بارز «سوپراستار» بود. چهرهای که سایهاش بر تمامی اجزای یک فیلم سنگینی میکرد و در عین حال آنقدر در میان مخاطبان محبوب و خواستنی بود که حضورش در یک فیلم بهراحتی توفیق آن در گیشه را تضمین میکرد.
اما این بازیگر تفاوت بارزی با نمونههای جعلی سوپراستاری در سینمای ایران که در دهههای بعدتر تلاش کردند این عنوان را برای خود کنند، داشت و آن اینکه هم توانمندیاش در عرصه هنرهای رزمی و هم تسلطش بر نقشآفرینی در مقابل دوربین، از او چهرهای با اصالت ساخته که در تمام سالهای شهرت و محبوبیش بینیاز از فضاسازیهای رسانهای بوده است. او همین امروز هم همچنان یکی از محبوبترین چهرههای سینمای ایران محسوب میشود که به پشتوانه همین محبوبیت، فیلمساز جوانی بهنام عادل تبریزی، بخشی از اولین فیلم سینمایی خود را به ادای دینی به او اختصاص داده است.
اکران عمومی «گیجگاه» بهانهای بود باردیگر دفترچه خاطراتمان از نقشآفرینیهای ماندگار جمشید هاشمپور در سینمای ایران را مرور کنیم و به این پرسش ضمیمهای هم بپردازیم که او در کدامیک از این خاطرهسازیها، توانسته است عملکرد موفقتری را در گیشه بهنام خود ثبت کند؟ این 10 فیلم، تنها مشتی نمونه از کارنامه پربار هنرمندی است که در بیش از 100 فیلم سینمایی ایفای نقش کرده است.
تاراج/ ایرج قادری/ 1363
فیلم سینمایی «تاراج» را زندهیاد ایرج قادری در سال 1363 کارگردانی کرد که جمشید هاشمپور در آن ایفای نقش «زینال بندری» را برعهده داشت.
از فیلم چه میدانیم؟
همین چند هفته پیش، فریدون جیرانی در اظهارنظری جنجالی مدعی شد که یکی از دلایل ممنوعالکاری ایرج قادری در دهه 60 فروش بالای همین فیلم بوده است! فیلم سینمایی «تاراج» یکی از پرمخاطبترین فیلمهای سینمای ایران در سالهای بعد از انقلاب بود که داستان یک قاچاقچی باسابقه را روایت میکرد. او بعد از دستگیری، تصمیم به همکاری با نیروهای پلیس میگیرد و این خط روایی بهواسطه پاسخ مثبتی که از سوی مخاطبان میگیرد، تا سالها تبدیل به فرمول ثابت فیلمهای قهرمانمحور و اکشن در سینمای ایران شد!
چه نقشی در فیلم داشت؟
هنوز هم طیفی از مخاطبان سنتیتر و سالخورده سینمای ایران، جمشید هاشمپور را به نام همین کاراکتر میشناسند؛ زینال بندری همان قاچاقچی سابقهداری است که در ابتدای روایت فیلم دستگیر و روانه زندان میشود. او با پرداخت رشوه زمینه آزادی خود از زندان را فراهم میکند. او بعدها دوباره به دام میافتد و اینبار تصمیم به همکاری با یکی از نیروهای انتظامی به نام ستوان احمد میگیرد. داستان فیلم فرازوفرودهایی دارد اما در پایان احمد و زینال، در راه مبارزه با اشرار و قاچاقچیان، جان خود را از دست میدهند.
از همراهانش چه میدانیم؟
ایده سر برآوردن یک قهرمان از دل منجلاب فساد را برای اولینبار علیرضا داوودنژاد در قالب داستان «تاراج» به فیلمنامه تبدیل کرد. ایرج قادری کارگردانی بود که به پشتوانه تجربیات موفق خود در سینمای بدنه، به خوبی میتوانست این روایت را به تصویر درآورد و بهترین انتخاب هم برای ایفای نقش اصلی این داستان جمشید هاشمپور بود. در مجموع فیلم «تاراج» با همین تک ستاره خود، توانست اتفاقی ویژه را در سینمای ایران رقم بزند و اگر فرض را برصحت تحلیل جیرانی بگذاریم، منجر به ممنوعالکاری کارگردانش تا سالها بعد شد!
عملکرد در گیشه؛
در همان سال 64 که فیلم سینمایی «عقابها» صدرنشین گیشه سینماها بود، فیلم «تاراج» هم روی پرده رفت و با جذب نزدیک به 5/2میلیون مخاطب توانست دومین فیلم پرمخاطب سال شود. البته «تاراج» هم از آن فیلمهایی بود که تا سالها اکرانش بهصورت پراکنده در سینماها ادامه داشت اما در همان سال نخست رقم فروش 18 میلیون تومانی را در گیشه خود ثبت کرد.
عقابها/ ساموئل خاچيکیان/ 1364
فیلم سینمایی «عقابها» را زندهیاد ساموئل خاچيکیان در سال 1364 کارگردانی کرد که جمشید هاشمپور در آن ایفای نقش «سروان جمشید پویان» را برعهده داشت.
از فیلم چه میدانیم؟
آنچه نام «عقابها» را در تاریخ سینمای ایران ماندگار کرده است، استقبال ویژه مخاطبان از آن است و جایگاه بیرقیبی که این فیلم برصدر جدول پرمخاطبترین فیلم سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب دارد. یکی از مهمترین ویژگیهای «عقابها» در آن مقطع از سینمای ایران، اقتباس آن از یک اتفاق واقعی است و شاید بتوان این نمونه را یکی از شاخصترین تجربهها در سینمای ایران دانست. ساموئل خاچيکیان که از سینماگران کهنهکار و پایبند به قواعد فیلمسازی ژانر بود، به خوبی این داستان واقعی را تبدیل به فیلمی جذاب برای مخاطبان کرد.
چه نقشی در فیلم داشت؟
داستان این فیلم بر پایه رویداد واقعی نجات خلبان نیروی هوایی ایران بهنام یدالله شریفیراد به وسیله کردهای عراقی و انتقال او به ایران ساخته شدهاست. مسئولیت انتقال این خلبان ایرانی به داخل کشور را یک تکاور ایرانی به نام جمشید پویا برعهده میگیرد که نقش او در فیلم را جمشید هاشمپور ایفا کرده است. فیلم مملو از صحنههای اکشن و جذاب از منظر سینمایی است که تأثیر بسیار زیادی هم بر تثبیت شمایل جمشید هاشمپور بهعنوان یک قهرمان همهفن حریف در حافظه مخاطبان سینمای ایران داشت.
از همراهانش چه میدانیم؟
فیلم «عقابها» یکی از ارزشمندترین یادگارهای ساموئل خاچيکیان در تاریخ سینمای ایران است. فیلمی که هم از منظر اصول سینمایی مورد توجه منتقدان بوده است و هم از منظر جذب مخاطب عام، هنوز رکوردهای اصلی را در دست دارد. در کنار جمشید هاشمپور، سعید راد دیگر بازیگر اصلی این فیلم است که او هم در آن سالها به پشتوانه اعتباری که از قبل از انقلاب داشت، از بازیگران محبوب میان مردم بود. خاطره «عقابها» را نمیتوان بدون ملودی ماندگاری که مجید انتظامی برای این فیلم نواخت، به یاد آورد.
عملکرد در گیشه؛
«عقابها» در بازه زمانی نزدیک به دو دهه بهصورت مستمر بر پرده سینما بوده است. فیلمی که مجموع مخاطبان آن از مرز 10 میلیون نفر عبور کرده است و بههمین پشتوانه توانسته رکورددار پرمخاطبترین فیلم سینمای ایران باشد. این فیلم در سال 64 حدود 5/3میلیون مخاطب داشت و 29 میلیون تومان هم فروش کرد تا همچنان بهعنوان فیلمی محبوب سینماداران تا سالها روی پرده بماند.
افعی/ محمدرضا اعلامی/ 1371
فیلم سینمایی «افعی» را زندهیاد محمدرضا اعلامی در سال 1363 کارگردانی کرد که جمشید هاشمپور در آن ایفای نقش «شاهین اسدی» را برعهده داشت.
از فیلم چه میدانیم؟
شاید تصورش برپایه معادلات امروز سینمای ایران چندان ساده نباشد اما «افعی» یکی از آن فیلمهایی است که به پشتوانه استقبال عجیب و غریب مخاطبان، بیش از یک دهه بر پرده سینماهای ایران بود. یعنی بالای 10 سال، سینماهایی در سراسر کشور این فیلم را نمایش میدادند و همچنان هم مخاطب برای آن داشتند! این فیلم در دوران شکوه فیلمهای اکشن و جذابیت قهرمانانی از جنس جمشید هاشمپور در میان مردم، یکی از موفقترین فیلمهایی بود که توانست گیشه سینماها را به تسخیر خود درآورد و برای چند نسل خاطرهساز شود.
چه نقشی در فیلم داشت؟
حتما درباره ماجرای عجیب و غریب ممنوعالکاری جمشید هاشمپور به دلیل جلوگیری از تکرار نمایش او در فیلمها با سرتراشیده چیزهایی شنیدهاید! بد نیست بدانید فیلم «افعی» اولین فیلم هاشمپور پس از این دوران سه ساله ممنوعیت است و بارزترین وجه تمایز آن با دیگر آثار این بازیگر در این مقطع، گریم متفاوت آن است. جمشید هاشمپور در این فیلم دیگر سر تراشیده ندارد! او در این فیلم ایفاگر نقش یک کماندو است که در قالب گروهی شبهنظامی به نام «افعی» قصد دارد جلوي خروج عدهای از کشور را بگیرند.
از همراهانش چه میدانیم؟
مرتضی شایسته در همان سالهای اولیه ورودش به عرصه تهیهکنندگی موفق میشود مجوز بازگشت جمشید هاشمپور به عرصه بازیگری را از مراجع مربوطه بگیرد و جالب است بدانید در همین سالی که «افعی» ساخته شد، شایسته فیلم دیگری هم به نام «طعمه» تهیه کرد که در آن هم هاشمپور با سری نتراشیده ایفای نقش کرده است! فیلم «افعی» را زندهیاد محمدرضا اعلامی کارگردانی کرده است. کارگردانی خوش سابقه در دهه 60 و 70 که میتوان «افعی» را شاخصتری اثر کارنامهاش از منظر ارتباط با مخاطب به حساب آورد.
عملکرد در گیشه؛
«افعی» فقط در سال 72 بهعنوان اولین سال اکران، بالغبر 5/4میلیون مخاطب را به سینماها کشاند و با همین آمار صدرنشین جدول پرمخاطبترین فیلم سال شد. این آمار مربوط به سالی است که «از کرخه تا راین» توانست در حدود 2 میلیون مخاطب را جذب خود کند. مجموع فروش «افعی» در این سال حدود 200 میلیون تومان بود که در اکران سالهای بعد افزایش پیدا کرد.
پرواز از اردوگاه/ حسن کاربخش/ 1372
فیلم سینمایی «پرواز از اردوگاه» را حسن کاربخش در سال 1372 کارگردانی کرد که جمشید هاشمپور در آن ایفای نقش «سرگرد عباس حلمی» را برعهده داشت.
از فیلم چه میدانیم؟
هنوز که هنوز است وقتی صحبت از فیلمهای مرتبط با اسرای جنگ تحمیلی میشود، یکی از اولین نامهایی که به ذهن بسیاری از ما میرسد و از تماشای آن خاطره داریم همین «پرواز از اردوگاه» است. فیلمی که در سالهای عبور سینمای ایران از کلیشههای رایج در سینمای دفاع مقدس، بهدنبال درانداختن طرحی نو برای روایت اکشن داستانهای مرتبط با حماسهسازیهای اسرای جنگ تحمیلی بود و البته که بعد از موفقیت، خودش تبدیل به چارچوبی برای تولید آثار کلیشهای دیگر شد! جمشید هاشمپور بیتردید ستاره این فیلم محسوب میشد.
چه نقشی در فیلم داشت؟
جمشید هاشمپور در این فیلم نقش سرگرد عباس حلمی را ایفا میکند که پس از دست یافتن به اطلاعات مهمی در یک عملیات شناسایی، به اسارت نیروهای عراقی در میآید. عباس با همکاری سایر اسرای ایرانی، نقشه فرار از اردوگاه را برای رساندن اطلاعات خود به نیروهای ایرانی طرحریزی میکند. عراقیها به نقشه او پی میبرند و برای دستیابی به اطلاعات سعی میکنند یک فرار هدایتشده را برای او طراحی کنند. عباس اما با همراهی دو تن از اسرای ایرانی طی عملیاتی از اردوگاه میگریزد؛ اما باز هم در دام میافتد!
از همراهانش چه میدانیم؟
حسن کاربخش کارگردان فیلم سینمایی «پرواز از اردوگاه» از سال 62 و با کارگردانی فیلم «دیار عاشقان» وارد میدان فیلمسازی شده بود و از همان ابتدا هم به سمت کارهای دفاعمقدسی گرایش داشت. او که پیشتر در یکی از آثار خود به قربانیان حلبچه پرداخته بود، بعدها سراغ فیلمسازی درباره لبنان رفت تا فضای کلی کارنامهاش از جنس سینمای مقاومت و دفاع مقدس باشد. جمشید هاشمپور اما تنها در همین فیلم با کاربخش همکاری کرد و کاربخش هم بعدها از جریان اصلی سینمای ایران فاصله گرفت و به سمت لبنان رفت.
عملکرد در گیشه؛
«پرواز از اردوگاه» دو سال بعد از ساخت فرصت اکران عمومی پیدا کرد اما با چنان استقبالی از سوی مخاطبان مواجه شد که عنوان پرمخاطبترین فیلم سال را از آن خود کرد. این فیلم در رقابت با «میخواهم زنده بمانم» توانست بالغبر 3 میلیون مخاطب را به سالن سینما بکشاند و مجموع فروش نزدیک به 200 میلیون تومانی را هم در گیشه خود ثبت کند.
آخرین خون/ منوچهر مصیری/ 1372
فیلم سینمایی «آخرین خون» را منوچهر مصیری در سال 1372 کارگردانی کرد که جمشید هاشمپور در آن ایفای نقش «قادر» را برعهده داشت.
از فیلم چه میدانیم؟
«آخرین خون» هم یکی از شاخصترین فیلمهای اکشن در دهه هفتاد محسوب میشود که برخی ویژگیهای آن منجر به خلق کلیدواژههایی در ادبیات سینمایی رسانهها شد. واژه «فیلمهای لوله بخاری» یکی از همین کلیدواژههاست که اشاره به سلاح عجیب و غریب و جمشید هاشمپور در فیلم سینمایی «آخرین خون» دارد. سلاحی سیاهرنگ که شمایلی شبیه به لوله بخاری داشت! فارغ از این ویژگی اما نمیتوان کتمان کرد که فرمول ثابت فیلمهای اکشن در آن سالها بهشدت برای مخاطبان جذاب بود و طبیعی است که روی این داستانها برای تولید سرمایهگذاری میشد.
چه نقشی در فیلم داشت؟
«آخرین خون» درباره کشمکش میان دو طایفه است که برصدر هر کدام دو برادر قرار دارند. قصه از جایی آغاز میشود كه مراسم عروسی دختر یکی از این برادران بهنام صالح، از سوی پسرش به آتش کشیده میشود. قادر فرزند دیگر صالح است که با همراهی همان برادرش که مراسم را به آتش کشیده بود، وصیتنامه پدر را جعل میکند. نقش قادر را جمشید هاشمپور ایفا کرده است. پسری که در ابتدای داستان در جایگاه شر قرار دارد و مطابق فرمول مشابه این جنس فیلمها، موضعش تغییر میکند.
از همراهانش چه میدانیم؟
فیلم سینمایی «آخرین خون» نقطه شروع همکاری سینمایی در فضای فیلمهای اکشن میان جمشید هاشمپور و فرامرز قریبیان است. یکی دیگر از بازیگرانی که در آن سالها شمایل کاراکترهای منفی در فیلمهایی از این دست را داشت، زندهیاد فتحعلی اویسی است که در این فیلم همبازی هاشمپور بوده است. عنایت بخشی و نعمتالله گرجی هم از دیگر بازیگران فیلم هستند. کارگردانی «آخرین خون» را منوچهر مصیری برعهده داشته است. فیلمسازی که گاهبهگاه پشت دوربین قرار میگرفت و تجربههای موفقی چون «تشکیلات» و «دنیا» را هم در کارنامه خود دارد.
عملکرد در گیشه؛
«آخرین خون» در همان سالی اکران شده است که فیلم «نیش» با درخشش جمشید هاشمپور یکی از مدعیان اصلی فتح گیشه بوده است. در عین حال این فیلم چندان هم زیر سایه «نیش» نماند و توانست بالغبر یک میلیون و 400 هزار مخاطب را به سالن بکشاند. مجموع فروش فیلم در گیشه هم نزدیک به 56 میلیون تومان بود که فروش قابلقبول به حساب میآمد.
نیش/ همایون اسعدیان/ 1373
فیلم سینمایی «نیش» را همایون اسعدیان در سال 1373 کارگردانی کرد که جمشید هاشمپور در آن ایفای نقش «کمال زابلی» را برعهده داشت.
از فیلم چه میدانیم؟
حسین فرحبخش که همین روزها فیلم سینمایی «شهر هرت» را در مقام تهیهکننده در ترکیب اکران سینماها دارد، در مقطعی با همراهی عبدالله علیخانی، از تهیهکنندگان پرچمدار فیلمهای گیشهپسند محسوب میشدند و در میانه دهه هفتاد هم مطابق سلیقه مخاطبان آن دوره، تمرکز ویژهای روی آثار اکشن داشتند. «نیش» یکی از همین آثار با نقشآفرینی جمشید هاشمپور است که کاراکتر کمال زابلی در آن متولد میشود. این همان کاراکتری است که به دلیل جذابیت و ارتباط با مخاطبان، سالها بعد در فیلم «چشم عقاب» قصه دیگری از او روایت میشود.
چه نقشی در فیلم داشت؟
کمال زابلی یک قاچاقچی کهنهکار است. او از جایی وارد داستان فیلم «نیش» میشود که یک سروان نیروی انتظامی بعد از قربانی شدن همسر و فرزندش از سوی قاچاقچیان مواد مخدر، تصمیم به انتقام از آنها میگیرد و برای این هدف از کمال زابلی کمک میخواهد. کمال این پیشنهاد همکاری را ابتدا رد میکند اما در ادامه و زمانی که پای فرزند خودش به ماجرا باز میشود، با همراهی سروان، علیه سران قاچاقچی وارد عمل میشود. جمشید هاشمپور ایفاگر نقش کمال است و آنچه میتوان گفت فرمول ثابت قهرمانپردازی در این فیلمهاست.
از همراهانش چه میدانیم؟
اشاره کردیم که تهیهکنندگی فیلم سینمایی «نیش» را حسین فرحبخش و عبدالله علیخانی برعهده داشتند اما این دو تهیهکننده با این فیلم کارگردانی مهم را به سینمای ایران معرفی کردند؛ «نیش» اولین تجربه کارگردانی سینمایی همایون اسعدیان است. کارگردانی که البته در ادامه مسیر فیلمسازی خود به سمت آثار ملودرام و خانوادگی گرایش بیشتری نشان داد اما برای اولین فیلم خود سراغ یک داستان اکشن با صحنههای دشوار در کارگردانی رفت. ابوالفضل پورعرب در این فیلم دیگر نقش اصلی داستان را در کنار جمشید هاشمپور ایفا کرده است.
عملکرد در گیشه؛
«نیش» در همان سال ساخت روانه پرده سینماها شد و استقبال بسیار ویژهای هم از آن صورت گرفت. فیلم در سال صدرنشینی «کلاه قرمزی و پسرخاله» توانست بالغ بر 2 میلیون و 600 هزار مخاطب را به سینماها بکشاند و با فروش 121 میلیون تومانی جایگاه دوم پرمخاطبترین فیلم آن سال را از آن خود کرد. فیلم «همسر» در این سال جایگاه سوم را به دست آورد.
گروگان/ اصغر هاشمی/ 1374
فیلم سینمایی «گروگان» را اصغر هاشمی در سال 1374 کارگردانی کرد که جمشید هاشمپور در آن ایفای نقش «مسیح سپنج» را برعهده داشت.
از فیلم چه میدانیم؟
«گروگان» یکی از فیلمهای کارنامه جمشید هاشمپور است که به دلیل تواتر پخش از تلویزیون، شانس بیشتری برای شهرت در میان علاقهمندان این جنس از تولیدات در سینمای ایران را داشته است. فیلم همچون غالب فیلمهای اکشن قهرمانمحور در آن سالهای سینمای ایران، داستان خلافکاری را روایت میکند که از جایی به بعد به دلیل انگیزههای انسانی تصمیم به تغییر جهت در مسیر زندگی خود میگیرد و با همکاری پلیس در برابر همکاران سابق خود میایستد. این همان شمایل مشترک کاراکترهاي هاشمپور در فیلمهای دهه 70 است.
چه نقشی در فیلم داشت؟
داستان فیلم درباره راننده تریلیای است که محمولههای بزرگ مواد مخدر و اجناس قاچاق را جابهجا میکند و در حین همین فعالیت از سوی پلیس شناسایی میشود. نقش این شخصیت با نام «مسیح سپنج» را جمشید هاشمپور در فیلم ایفا کرده است. او که بعد از یک اتفاق در بیمارستان بستری شده است از سوی یکی از دوستان سابقش که حالا مأمور نیروی انتظامی شده است، دعوت به همکاری میشود اما تا زمانی که پای خانوادهاش به میان کشیده نمیشود، تن به این همکاری علیه دوستان سابق خود نمیدهد.
از همراهانش چه میدانیم؟
جهانبخش سلطانی یکی از نقشهای اصلی فیلم را در کنار جمشید هاشمپور ایفا کرده است. یکی از نکات جالب درباره «گروگان» نگارش فیلمنامه آن توسط قاسم جعفری است. همان کارگردانی که یک دهه بعدتر تبدیل به یکی از موفقترین سریالسازان تلویزیون شد. کارگردانی این فیلم را هم اصغر هاشمی برعهده داشته است. کارگردانی که بخش عمدهای از آثار کارنامهاش فیلمهای ملودرام و خانوادگی است و احتمالا به همین دلیل وقتی سراغ ژانر اکشن هم آماده است، روایتی کاملا خانوادهمحور در آن ارائه کرده و خانواده در آن نقش کلیدی دارد.
عملکرد در گیشه؛
«گروگان» در سال 75 روانه پرده سینماها شد و بهعنوان یک فیلم اکشن، عملکرد بسیار خوبی هم در گیشه داشت. در همان سالی که «خواهران غریب» صدرنشین گیشه سالانه سینماها بودند، «گروگان» توانست جایگاه دوم جدول پرمخاطبترین فیلمهای سال را با یک میلیون و 600 هزار مخاطب از آن خود کند. این فیلم در گیشه 152 میلیون تومان فروش را تجربه کرد.
یاغی/ جهانگیر جهانگیری/ 1376
فیلم سینمایی «یاغی» را جهانگیر جهانگیری در سال 1376 کارگردانی کرد که جمشید هاشمپور در آن ایفای نقش «داد محمد» را برعهده داشت.
از فیلم چه میدانیم؟
فیلم «یاغی» هم جنبه تاریخی دارد و هم فضایی روستایی و دهقانی که از منظر همین ویژگیها هم جزو تجربههای خاص در کارنامه جمشید هاشمپور محسوب میشود. نویسنده فیلمنامه این فیلم هم جمشید حیدری است، همان کارگردانی که پیشتر با «مرز»، بهعنوان اولین کارگردان سینمای جنگ در سالهای پس از انقلاب شناخته شده بود. «یاغی» هم بیتناسب با ایدههای انقلابی نیست و محور اصلی روایت آن تقابل میان ظالم و مظلوم است. از همین زاویه هم شمایل قهرمانی از جنس جمشید هاشمپور در میانه دهه 70 بهشدت به کار خالقان این فیلم میآمد.
چه نقشی در فیلم داشت؟
جمشید هاشمپور در فیلم «یاغی» بازیگر نقش کاراکتری به نام «داد محمد» است. قصه فیلم در سالهای پیش از انقلاب و در روستایی میگذرد که اهالی آن باید سهم ارباب را از محصولات زراعی خود بپردازند اما به دلیل خشکسالی، از پرداخت این سهم ناتوان ماندهاند. با این همه اما ارباب آنها را تحت فشار گذاشته است. «داد محمد» یکی از همین اهالی است که تحت تأثیر هدایتهای فردی به نام سید که به این روستا تبعید شده است، تصمیم به طغیان و ایستادگی در برابر ظلم میگیرد و پیروز هم میشود.
از همراهانش چه میدانیم؟
در این فیلم هم هاشمپور تجربه نقشآفرینی مشترک با فرامرز قریبیان را داشته است. بازیگری که او هم در آن سالها شمایلی آشنا برای طیف گستردهای از مخاطبان سینما داشت و در فیلمهای اکشن و پلیسی معمولا برای همکاری دعوت میشد. زندهیاد جهانگیر جهانگیری که در سال 92 دارفانی را وداع گفت، «یاغی» را کارگردانی کرده بود. جهانگیری در دهه 60 و 70 از کارگردانان پرکار سینمای ایران بود که اتفاقا علاقه ویژهای هم به فیلمهای اکشن داشت اما از جایی به بعد به سمت آثار ملودرام و حتی کمدی رفت!
عملکرد در گیشه؛
«یاغی» از فیلمهای اکشن اکرانشده در سال 77 بود که نتوانست از پس رقیب قدری مانند «یاسهای وحشی» که در آن سال دومین رتبه فروش را از آن خود کرده بود و یا حتی «چشم عقاب» دیگر فیلم هاشمپور بربیاد. «یاغی» دوازدهمین فیلم در جدول سالانه پرمخاطبترین فیلمها بود و با جذب چیزی در حدود 610 هزار مخاطب، 96 میلیون تومان در گیشه فروش کرد.
چشم عقاب/ شفیع آقامحمدیان/ 1377
فیلم سینمایی «چشم عقاب» را شفیع آقامحمدیان در سال 1377 کارگردانی کرد که جمشید هاشمپور در آن ایفای نقش «زابلی» را برعهده داشت.
از فیلم چه میدانیم؟
«چشم عقاب» را هم میتوان قطعه از پازل شکلگیری شمایل قاچاقچی متعهد، در کارنامه بازیگری جمشید هاشمپور به حساب آورد. این فیلم که بعد از تولید و بدون عرضه در جشنواره فیلم فجر، راهی پرده سینماها شد، عملکرد نسبتا قابل قبولی هم در گیشه داشت و به پشتوانه محبوبیت هاشمپور مورد توجه قرار گرفت. فیلم از نظر خط داستانی، بهشدت وامدار فیلمهای اکشن قبلی جمشید هاشمپور است تا جایی که او را در هیبت کاراکتری در این فیلم میبینیم که پیشتر در فیلمهای دیگر با شناسنامه او آشنا شده بودیم.
چه نقشی در فیلم داشت؟
کاراکتر اصلی فیلم «چشم عقاب» همان کاراکتری است که در اوایل دهه هفتاد و در قالب فیلم «نیش» مخاطبان سینما با او آشنا شده بودند. «زابلی» یکی از چهرههای سرشناس میان قاچاقچیان مواد مخدر در منطقه سیستان و بلوچستان است که در این فیلم شاهد اتفاقاتی هستیم که به واسطه سرپیچی او از دستور رئیسش یعنی گرگیج، رقم میخورد. جمشید هاشمپور مانند فیلم «نیش» که در همین پرونده به آن پرداختهایم، در این فیلم هم ایفاگر نقش زابلی است که تصمیم به همکاری با پلیس، علیه رئیسش را دارد.
از همراهانش چه میدانیم؟
در فیلم سینمایی «چشم عقاب» بازیگران مطرح دیگری چون فرامرز قریبیان و اکبر عبدی نیز در کنار جمشید هاشمپور ایفای نقش کردهاند. کارگردانی این فیلم را اما شفیع آقامحمدیان برعهده داشت. کارگردانی که در دهه 70 فعالیتهایش آغاز و در همان دهه و بعد از ساخت 6 فیلم به پایان رسید. آقامحمدیان بعدها ردای مدیریت در سینمای ایران برتن کرد و در مقطعی مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بود. در همان دورهای که این مرکز روی پروژه عجیب «لاله» سرمایهگذاری کرد و حاشیههای بسیاری را هم رقم زد.
عملکرد در گیشه؛
«چشم عقاب» در همان سالی که تولیدش به پایان رسید، روانه پرده سینماها شد. در سال 77 صدر گیشه در اختیار «مرد عوضی» بود و بهدنبال آن هم دو فیلم شاخص «یاسهای وحشی» و «آژانس شیشهای» در حال رقابت باهم بودند. «چشم عقاب» در این شرایط 860 هزار مخاطب داشت و 143 میلیون تومان هم در گیشه فروش کرد تا هشتمین فیلم پرمخاطب سال باشد.
رنجر/ احمد مرادپور/ 1378
فیلم سینمایی «رنجر» را احمد مرادپور در سال 1378 کارگردانی کرد که جمشید هاشمپور در آن ایفای نقش «مرتضی» را برعهده داشت.
از فیلم چه میدانیم؟
این فیلم که در اواخر دهه 70 تولید شده است، بهعنوان آخرین فیلم اکشن جمشید هاشمپور در سینمای ایران شناخته میشود. فیلمی که اتفاقا یکی از نمادینترین شمایلهای جمشید هاشمپور را هم در خود به تصویر کشیده است. داستان فیلم درباره فرار یک اسیر ایرانی از اسارتگاههای عراق و عبورش از مرز ایران است و طبیعتا در این خط داستانی بخش ویژهای از تمرکز فیلم بر کشمکشها میان این اسیر و نیروهای بعث است که در حال تعقیب او هستند. «رنجر» اما به نقطه پایان نقشهای اکشن هاشمپور تبدیل شد.
چه نقشی در فیلم داشت؟
مرتضی نام همان اسیر ایرانی است که موفق به فرار از اردوگاه میشود. نکتهای که البته «رنجر» را نسبت به دیگر فیلمهای مرتبط با اسرای ایرانی، رنگ و لعابی متفاوت بخشیده است، پرداخت شخصیت مرتضی در فیلم و البته خط سیری است که برای شکلگیری این قهرمان در فیلم طراحی شده است. شمایل قهرمانی که برای رسیدن به هدف از مدتها قبل دست به یک دوره فشرده تمرینات انفرادی میزند تا با افزایش توان بدنی خود، بتواند موانع پیش رو را پشت سر بگذارد. جمشید هاشمپور بهترین گزینه برای چنین نقشی بود.
از همراهانش چه میدانیم؟
کارگردان فیلم «رنجر» احمدمرادپور بود، کارگردانی که در ابتدای دهه هفتاد و با کارگردانی اولین فیلمش یعنی «سجاده آتش» به چهرهای شناختهشده در سینمای جنگ تبدیل شد اما بهطرز غیرمنتظرهای از عرصه کارگردانی فاصله گرفت و سراغ تدوین رفت. «رنجر» در واقع دومین فیلم او در مقام کارگردان محسوب میشود. مرادپور بعدها سریال موفق تلویزیونی «رقص پرواز» را هم کارگردانی کرد. او سالها از میدان کارگردانی سینما کناره گرفته بود و حالا «کارو» آخرین ساخته او با حمایت سازمان اوج است که چند سالی است در انتظار رونمایی است.
عملکرد در گیشه؛
«رنجر» اکران اصلی خود را در سال 78 تجربه کرد و در سالی که فیلمهای «شوکران» و «دستهای آلوده» برای تصاحب صدر گیشه فروش سالانه با هم رقابت میکردند، توانست 920 هزار مخاطب را به سمت خود جذب کند. مجموع فروش این فیلم در گیشه هم 220 میلیون تومان بود. با این عملکرد فیلم حتی در ترکیب 10 فیلم بالای جدول فروش سالانه هم قرار نگرفت.



