روزنامه هفت صبح، احمد رنجبر| قاجاریه بیش از حکومتهای دیگر مورد توجه فیلمسازان بوده. جالب آن که این برهه تاریخی در سالهای اخیر به شکل همزمان دستمایه چند سریال شده که سه مورد تلویزیونی و سه مورد خانگی است. «رحیل» آخرین آنها است که شبکه سه پخش کرد. ابتدای امسال نیز پخش «گیلدخت» در شبکه یک به پایان رسید. سال 97 شبکه سه «بانوی عمارت» را روانه آنتن کرد. «جیران»، «قبله عالم» و «آهوی من مارال» سریالهای خانگی با موضوع قاجار هستند که هر سه پر حاشیه بودهاند.
سرنوشت اولی در نهایت ختم به خیر شد؛ دومی در میانه راه ناتمام رها شد و سومی هنوز فرصت پخش بهدست نیاورده. حالا به گذشته دور برویم؛ به سال 1333 که فیلم «آغا محمدخان قاجار» نصرتالله محتشم با داستانی درباره دوران قاجار ساخته شد. بن مایه «شیر خفته» محمود کوشان از قیام تنباکو گرفته شده است. «اوکی مستر» مسعود کیمیاوی به حضور یک آمریکایی برای استخراج نفت اشاره دارد. محمدرضا اصلانی در «شطرنج باد» در قالب داستانی استعاری دوران قاجار را سوژه کرده.
علی حاتمی در «ستارخان» سردار ملی و ماجرای جنبش مشروطه خواهان را به تصویر کشیده. او در «دلشدگان» هم سراغ قصهای با موضوع موسیقی در عهد قاجار رفت. مجتبی راعی «جنگجوی پیروز» لحنی کمدی انتخاب کرده. «پهلوانان نمیمیرند» حسن فتحی روایتی است از زندگی پهلوانان در دوران قجر. «سالهای مشروطه» دیگر سریالی است که سراغ زندگی ناصرالدین شاه رفته …
رحیل / آبپرور و عباسیزاده| 1402
فضای کلی: «رحیل» روایتگر زندگی دختری به اسم محا (با بازی گیتا راد) و از دربار قاجار است که تلاش میکند دیگر زنان اندرونی را با خود متحد كرده و یک تعزیه عاشورایی اجرا کنند. همزمان یک شاهزاده قجری و پسر صحافباشی دربار، عاشق محا هستند.
رویکرد: سریال «رحیل» صرفا با هدف بازخوانی اتفاقات تاریخ قاجار ساخته نشد و محوریت اصلی اتفاقات حاشیهای اندرونی و مسائل پیرامون آن بود و در نهایت به ماجرای اجرای تعزیه پیوند خورد. با این حال مواردی مثل شرایط نابسامان کشور در دوران احمدشاه قاجار و قدرت گرفتن آرامآرام رضا شاه هم مورد اشاره قرار گرفت. خلاصه اینکه مخاطب با تماشای «رحیل» آشنایی چندانی با قاجار در واپسین سالهای حاکمیت، بهدست نمیآورد.
کیفیت: فصل اول «رحیل» در مجموع موفق بود و توانست رضایت مخاطبان وفادار تلویزیون را فراهم آورد اما موجی که باید ایجاد نکرد. همانطور که قبلا نوشتیم ضرباهنگ قصه خوب بود و اتفاقات درون حرمسرا و مسائلی مثل عشق، جادو، توطئه و… میتوانست مخاطب را سرگرم کند. به دلیل استفاده از لوکیشن کاخ گلستان، «رحیل» دارای رنگ و لعاب بود. بازیها در سریال نیز قابل دفاع بود؛ چه گیتا راد در نقش محا که اولین تجربه جدی خود را رقم زد؛ چه زندهیاد حسام محمودی در نقش شاهزاده قجری. اندیشه فولادوند در نقش ساحره خوب بود.
گیلدخت / مجید اسماعیلی| 1401
فضای کلی: «سریال «گیلدخت» حکایت گلنار و اسماعیل است که در میان هیاهو و مهلکه قجری تار و پود دلشان با مهر و محبت هم بافته میشود. قصه و غصه عاشق و معشوقی است که اگر صد دلیل برای رفتن داشته باشند یک بهانه برای ماندن پیدا میکنند.» این خلاصه رسمی سریال است که مثل خود اثر آهنگین و با مسما تنظیم شده!
رویکرد: داستان این سریال هم در دوران قاجار میگذرد اما سازندگان بهجای پرداختن به جزئیات شرایط خاص کشور، قصه را در خانه بزرگ تقیخان در شمال کشور روایت کردند. قصه در فضایی شاد و سرخوشانه شروع شد و مخاطب خیلیزود پی به دلدادگی گلنار و اسماعیل برد. آصف میرزا نیز دل در گرو گلنار داشت و بهعنوان یک چهره منتفذ قاجار، تصویری از خشم حکام، خودکامگی آنها و عدم توجه به رعیت را بازتاب داد. با این حال عصر قجر در سریال موضوع غالب نبود.
کیفیت: رنگ و لعاب آدمها و نیز لوکیشن، به همراه قصه عشق و عاشقی ابزارهای امتحان پسداده برای جذب مخاطب هستند. چنین مواردی باعث شد میزان بیننده «گیلدخت» بالا برود؛ هر چند سختپسندها به آن روی خوش نشان ندادند. مشکل اصلی سریال کشدار بودن آن و گرهافکنی و گرهگشایی دمدستی بود. گلنار بارها نزدیک بود به دام بیفتد اما معجزهوار نجات یافت!
جیران / حسن فتحی| 1400
فضای کلی: ماجرا از جایی شروع شد که ناصرالدینشاه از قتل امیرکبیر نادم است و افسرده. در گشت و گذار اطراف تهران، خدیجه تجریشی را میبیند و عاشق او میشود. شاه در دوئلی نابرابر با جوان دلبسته خدیجه، پیروز است و به کام دل میرسد. او نام جیران را بر خدیجه میگذارد و احترامش را نگه میدارد.
رویکرد: سریال «جیران» چند ماجرای واقعی با تخیل سازندگان ممزوج شد. بار اصلی درام بر اتفاقات حرمسرا از توطئه و دسیسه و رقابت قرار داشت اما هر چه قصه پیش آمد، سهم وقایع تاریخی بیشتر شد. «جیران» را هم نمیتوان اثری کامل درباره سرنوشت شاه قاجار دانست اما چند ویژگی خاص او به نمایش درآمد؛ مثل علاقه به شعر و نقاشی، وادادگی در برابر مهد علیا، چگونگی مراودات با روس و انگلیس، ترور پادشاه و …. «جیران» بیش از آنکه بخواهد تاریخ را ورق بزند، اثری سرگرمکننده برای مخاطب عام بود.
کیفیت: برخی به سریال حسن فتحی نقدهایی جدی وارد کردند و عدهای مشتاقانه به تماشایش نشستند. این سریال 52 قسمتی به اندازه کافی رنگ و لعاب داشت و قصههای آدمهای دربار برای عدهای جذاب بود. «جیران» موفقیت دیگر سریال خانگی حسن فتحی یعنی «شهرزاد» را تکرار نکرد اما همانطور که اشاره شد، طرفداران زیادی هم داشت.
ناصرالدینشاه آکتور سینما / محسن مخملباف|1371
فضای کلی: داستان فیلم «ناصرالدینشاه آکتور سینما» با عشق میرزا ابراهیمخان عکاسباشی به «آتیه» شروع میشود. کمی بعد او را در فرنگ همراه مظفرالدینشاه میبینیم که عاشق سینماتوگراف شده. شاه به ایران میآید و داستان طی یک تمهید نمایشی به دوران سلطنت ناصرالدینشاه میرود.
رویکرد: «ناصرالدینشاه آکتور سینما» فیلمی است کمدی که هم ادای دینی به سینما میکند و هم عیش شاه قاجار را در برابر فلاکت مردم به تصویر میکشد. در این فیلم شاهان قاجار را مردانی میبینیم که رویای کودکانه دارند. این کنایه در قالب عشق شاه به «دختر لر» تبلور مییابد و در ادامه زنبارگی او نشان داده میشود. کارگردان در عین حال کنایهای به اصحاب قدرت میزند تا جایی که نشانههای موجود در فیلم، در اولین اکران مورد اعتراض قرار گرفت.
کیفیت: فیلم جزو آثار خوب سینمای ایران است که حرفش را در قالبی متفاوت بیان میکند. بهویژه اینکه گفته میشود مخملباف «ناصرالدینشاه آکتور سینما» را در اعتراض به برخورد نامهربان مسئولان وقت به فیلمهای «نوبت عاشقی» و «شبهای زایندهرود» ساخته. او در «ناصرالدینشاه آکتور سینما» ضمن تحسین جادوی سینما، نشان میدهد شاه قاجار خودش فیلمها را سانسور میکند! از دیگر امتیازات فیلم، بازی بازیگرانی مثل انتظامی و معتمدآریا است.
هزاردستان / علی حاتمی| 1367
فضای کلی: «هزاردستان» با مرور سرنوشت رضا تفنگچی (جمشید مشایخی) شروع میشود. او تیرانداز ماهری در زمان احمدشاه قاجار بوده است و شکارچی محبوب یکی از شاهزادههای قاجار. کمیته مجازات از او میخواهد با مهارتی که دارد رئیس محتکر انبار غله تهران را ترور کند. بعد از آن نوبت به روایتهای معمایی سریال میرسد.
رویکرد: زندهیاد علی حاتمی با ساخت «هزاردستان» روایتی از تاریخ ایران اواخر قاجار و دوره پهلوی اول را نقل کرده است. بارزترین نکته سریال درباره قاجار، اشاره به کمیته مجازات است که در اواخر این حکومت اقدام به ترور کسانیکه به گمان آنها دستنشانده بیگانگان هستند، میکند. در سریال به قحطی و گشنگی مردم در این دوران هم اشاره میشود. تهران در «هزاردستان» شیک و جذاب است اما خود حاتمی هم اشاره کرده که واقعیت چنین نبوده. او در این سریال چند شخصیت واقعی را به روایت خود بازنمایی کرده. مثل خانمظفر که تجلی پرسوناژ عبدالحسین میرزا فرمانفرما است.
کیفیت: سریال «هزاردستان» یکی از سختترین پروژههای علی حاتمی است که ساخت آن سال 58 شروع شد؛ بارها به دلیل کمبود بودجه متوقف شد، فیلمنامه تغییر کرد، سریال ممیزیهای زیاد بهخود دید و… در نهایت اما محصولی که روی آنتن رفت به دل نشست و همچنان تماشایی است؛ به دلیل قصه جذاب دیالوگهای آهنگین و پر نغز، بازیهای درخشان و…
امیرکبیر / سعید نیکپور| 1364
فضای کلی: داستان سریال «امیرکبیر» از مرگ محمدشاه و آمدن ناصرالدینشاه (ایرج راد) به تهران و تاجگذاری او آغاز میشود و اتفاقات دوران صدرات امیرکبیر (سعید نیکپور) و توطئههای بدخواهان او را روایت میکند.
رویکرد: سریال «امیرکبیر» در سالهای اولیه انقلاب ساخته شده است؛ سالهایی که ضدیت با حکومتهای شاهنشاهی فصل مشترک غالب احزاب و چهرهها بود. سعید نیکپور در چنین فضایی سراغ زندگی میرزا محمدتقیخان فراهانی رفت و برای نمایش چهرهای قهرمانه از او، ناصرالدین شاه را یکسره منفی دید. او در این سریال شاهی است بیکفایت و دهانبین که ملعبه دست اطرافیان بهویژه مادر (مهدعلیا) است. وانگهی، خبری از ویژگیهای مشهور شاه قاجار مثل علاقه به شعر، نقاشی، زبان فرانسه و… نیست.
کیفیت: «امیرکبیر» در زمان پخش با استقبال مواجه شد. بازپخشهای سریال در سالهای اخیر اما مجالی برای نقد آن بهوجود آورد. در میان نقدها، مهمترین نکته این است که چرا میرزا محمدتقیخان فراهانی تبدیل به یک قدیس شده. اشتباهات تاریخی سریال (مثل سن مهدعلیا، شرایط امیر در کاشان و…) دیگر انتقادهایی است که از سریال گرفته شده. امتیازات آن مثل بازی سعید نیکپور، فخری خوروش، محمد مطیع، ایرج راد و… را اما نباید از یاد برد. ضمن آنکه ساختار سریال هم قابل دفاع است.
کمالالملک / علی حاتمی| 1362
فضای کلی: محمد غفاری معروف به کمالالملک، نقاش سرشناس، محور داستان است. تهمت دزدی به او از سوی اتابک اعظم گره اصلی قصه محسوب میشود؛ این اتفاق در لحظه آغاز سال تحویل رخ میدهد؛ با حضور ناصرالدین شاه (عزتالله انتظامی) و همراهان.
رویکرد: فیلم سینمایی «کمالالملک» تصویری منفور از اتابک را نشان میدهد؛ اشارهای کوتاه به علاقه ناصرالدینشاه به زبان فرانسه میکند؛ ترور شاه را یادآور میشود و شرحی از بیماری دائمی مظفرالدینشاه میدهد. در عین حال اشتیاق او به سفر فرنگ و علاقه به عکاسی در قصه وجود دارد. در لحظات پایانی هم فرمان مشروطیت را امضا میکند. فیلم اشارهای به پادشاهی رضاخان هم دارد؛ جایی که او شاهان قاجار را با صفتهای منفی به سخره میگیرد و قصد تحقیر آنها را دارد.
کیفیت: «کمالالملک» همچنان واجد تماشا است. فیلم هم مخاطب را با این نقاش برجسته آشنا میکند و هم برخی روایتهای تاریخی را یادآور میشود. به فیلم انتقادهای تاریخی وارد شده که خود حاتمی در شماره مهر 67 ماهنامه فیلم، اینطور پاسخ داد: «ایراد تاریخی و ایراد تقویمی با هم فرق دارند. ایراد تاریخی قلب حقیقت تاریخ است، به قصد و عمدی. اما ایراد تقویمی یعنی گذاشتن واگن اسبی در خیابانی که در آن واگن اسبی نبود.»
حاجی واشنگتن / علی حاتمی|1361
فضای کلی: فیلم روایتی است از سفر حسینقلیخان صدرالسلطنه (معروف به حاجی واشنگتن) به عنوان نخستین سفیر ایران به ایالات متحده آمریکا. شروع سفر با شوق و شادمانی است اما سفیر در ینگه دنیا تنها و ناامید رها میشود.
رویکرد: صحبتهای حاجی در طول سفر به اینکه چرا کسی مردم ایران را نمیشناسد، کنایهای است به توهم خودبزرگبینی قاجار؛ کسانیکه در دنیای محدود خود گمان میکنند قبله عالم هستند! حسینقلیخان وقتی به مقصد میرسد در نامه اول خود به شاه از ارادت «پرزیدنت» آمریکا به او میگوید و این نشانه دیگری است از توهم و تملق. هرچه میگذرد سفیر پی به فلاکت خود و صاحبمنصبان کشور میبرد و در صحنه ذبح گوسفند به مناسبت عید قربان، گزندهترین صحبتها از زبانش جاری میشود. او شوربختی خود را بهخاطر معصیت پدر که قاتل امیرکبیر است، میداند. دیالوگهای بعدی قرار است مخاطب را به بیکفایتی شاه رهنمون سازد: «مردم نان شب ندارند شراب از فرانسه میآید؛ باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم…»
کیفیت: «حاجی واشنگتن» بعد از نمایش در جشنواره فجر و یک نمایش کوتاه توقیف شد و سال 77 اجازه اکران عمومی بهدست آورد. فیلم فروش خوبی نداشت اما هرچه گذشت مخاطبان پی به ارزشهایش بردند.
سلطان صاحبقران / علی حاتمی| 1354
فضای کلی: داستان سریال «سلطان صاحبقران» از جایی شروع میشود که ناصرالدین شاه (جمشید مشایخی) خود را مهیای جشن پنجاه سالگی سلطنت میکند. شاه نگران است چراکه منجم باشی پیشبینی کرده پس از پنجاه سال سلطنت احتمال سوءقصد به جان او میرود.
رویکرد: پادشاه در جشنی که قرار است خاطره خوش زندگیاش رقم بخورد، مستاصل است و در همین اثنا خاطرات قدیمی مقابل چشمش قرار میگیرد. از اینجا به بعد داستان به گذشته میرود؛ به روزهایی که امیرکبیر راهنمای او برای رسیدن به سلطنت بوده و کمی بعد وزیر کاردان او میشود. در عین حال دسیسه مهد علیا و میرزا آقاخان نوری که منجر به قتل امیر شد، بخشهای دیگر داستان هستند. سریال به ماجرای ترور شاه هم پرداخته است. از نظر تاریخی ایرادهایی به «سلطان صاحبقران» وارد شده؛ هر چند وفادارترین اثر تاریخی حاتمی است. از آن سو بهزعم منتقدان، این سریال یکی از بهترین آثار با موضوع زندگی ناصرالدین شاه محسوب میشود. بر اساس روایتها حاتمی سه سال برای نوشتن فیلمنامه سریال وقت گذاشته و از 32 كتاب معتبر تاریخی بهره برده.
کیفیت: تماشای سریال همچنان مخاطب را میتواند سر ذوق بیاورد و چه امتیازی بالاتر از این؟ حاتمی در این اثر، هنرش در خلق تصویرهای بدیع و دیالوگهای خاص را به رخ کشید و بازیهایی متفاوت از بازیگران گرفت.
شازده احتجاب / بهمن فرمانآرا| 1353
فضای کلی: «شازده احتجاب» براساس رمانی به همین نام، نوشته هوشنگ گلشیری ساخته شده. داستان درباره شازده احتجاب، آخرین بازمانده خاندان قاجار است که به سل موروثی مبتلا شده. او برخلاف اجداد خود، اعتقادی به زنبارگی و کتککاری ندارد. همسرش این ویژگی را یک ضعف میداند و به او کنایه میزند.
رویکرد: زوال شازده احتجاب را میتوان کنایه به زوال قاجار دانست. با این حال فیلم، حاوی طعنهای به حاکمیت پهلوی هم هست. کما اینکه خود فرمانآرا در شماره اردیبهشت 1401 ماهنامه تجربه گفته: «ما به دو طریق{داستان}را به امروز وصل کردیم. یکی اینکه آخر سر {شازده}با اتومبیل میآید و یکی هم استفاده از تکنولوژیهای آن زمان همچون تلفن، برق و…». فیلم «شازده احتجاب» به سختی مجوز اکران میگیرد؛ چون مسئولان وقت پی به مفهوم کنایی فیلم برده بودند. هم رمان و هم فیلم چشم بر برخی واقعیتهای تاریخی بستهاند؛ مثل ورود سینما و عکاسی کمی بعد از اختراع به ایران، آغاز ترجمه متون اروپایی و فرانسوی، تحول موسیقی دستگاهی و… البته این رویکرد ویژگی مشترک اغلب آثار ساخته شده با موضوع قاجار است.
کیفیت: «شازده احتجاب» جزو اقتباسهای موفق سینمای ایران است. داستانی همراهیبرانگیز دارد و تاویلهایش مخاطب را گیج نمیکند. جمشید مشایخی و فخری خوروش نقشهایی درخشان در این فیلم از خود بهجا گذاشتند.



