روزنامه هفت صبح، کیوان حسینیان| با پایان تابستان داغی که برای هالیوود با اعتصاب و شکست بلاکباسترها گذشت، پاییز در سینما و تلویزیون با رونمایی از آثار متعدد و کنجکاویبرانگیز مترادف شده؛ از یک سو فیلمسازان کهنهکار آثار خود را برای پرده نقرهای آماده کردهاند و از سوی دیگر شاهد درخشش استعدادهای تازه در ابعاد قاب کوچک هستیم.
معمولا ماه اکتبر به دلیل جشن هالووین به عرصه جولان فیلمهای ترسناک تبدیل میشود. آمارهای فروش در دو هفته اخیر نیز همین فرضیه قدیمی را ثابت میکند. دو هفته قبل، دهمین قسمت از سری فیلمهای «ارّه» به سینماها آمد و بر خلاف تصور با استقبال گسترده منتقدان و طرفداران ژانر وحشت مواجه شد، طوری که میانگین امتیازات منتقدان و کاربران به فیلم از عناوین قبلی این فرنچایز و حتی قسمت اول هم فراتر رفته.
این هفته نوبت «جنگیر: مومن» بود؛ فیلمی پنجاه سال بعد از «جنگیر» ویلیام فریدکین مرحوم به سینماها برگشته اما به غیر از اسم هیچ نشانی از آن اثر درخشان ندارد. واکنشها عموما نسبت به فیلم منفی بوده، تا جایی که میتواند یکی از مدعیان کسب عنوان بدترین فیلم سال باشد.
فیلم کنجکاویبرانگیزی که این روزها به روی پرده رفته، ساخته جدید گرت ادواردز با نام «آفریننده» است. یک وسترن آخرالزمانی که داستان آن در دهه 2050 اتفاق میافتد؛ زمین بر اثر جنگهای اتمی به مرز نابودی رسیده و هوش مصنوعی کنترل بشریت را به دست گرفته. فیلم ظاهری شبیه به بلاکباسترهای چند صد میلیون دلاری دارد، در حالی که با بودجهای کمتر از هشتاد میلیون دلار ساخته شده.
این را باید ربط به گذشته ادواردز که قبلا در زمینه طراحی جلوههای ویژه فعالیت میکرد و بعد از ساخت دو فیلم جمعوجور مبتنی بر جلوههای ویژه، توانست اعتماد استودیوهای هالیوودی را برای ساخت فیلمهایی چون «گودزیلا» و «روگ وان: داستانی از جنگ ستارگان» جلب کند. با وجود واکنشهای مثبت، «آفریننده» فعلا بیشتر از شصت میلیون دلار نفروخته و امید سازندگان فیلم به انتشار موفق روی سرویسهای پلتفرم پس از پایان اکران عمومی است.
با پایان اعتصاب نویسندگان و توافق صنف با سران استودیوها، هالیوود بعد از پنج ماه نصف راحتی کشید و فیلمنامهنویسها دوباره مشغول به کار شدند. هرچند اعتصاب انجمن بازیگران همچنان ادامه دارد، شنیدهها حاکی از مذاکرات موفق و توافق آتی با این صنف است، تا جایی که پروژههای سینمایی بزرگ از رونمایی رسمی و معرفی بازیگران خود بلافاصله بعد از پایان اعتصاب خبر دادهاند. قطعا تاثیر اعتصابات را در نه محصولات آماده به پخش بلکه در تولیدات تلویزیونی و سینمایی خواهیم دید که حداقل یکی دو سال دیگر نوبت به پخش آنها میرسد و تازه آن زمان باید درباره هالیوود جدید اظهار نظر کرد.
رقابتهای مربوط به فصل جوایز نیز با شیب صعودی هیجانات دنبال میشود. فعلا با نزدیک شدن به اکران «قاتلان ماه بدر» فضای رسانهها تحت تاثیر تبلیغات اپل برای فیلم جدید مارتین اسکورسیزی است و خود مارتی بزرگ هم از حضور در برابر دوربینها و گفتوگوهای پرسروصدا خسته نمیشود.
یکی از ویدئوهای پربازدید در روزهای اخیر که خیلی از کاربران اینترنتی به شوخی از آن با عنوان «شاهکار جدید اسکورسیزی» یاد میکنند، کلیپ تیکتاکی است که فرانچسکا دختر کوچک اسکورسیزی با این فیلمساز کهنهکار ضبط کرده و از او میخواهد که معنی اصطلاحات رایج در میان نسل جدید را حدس بزند! به هر حال این هم از عوارض داشتن فرزند از نسل زد به شمار میآيد.
فرانچسکا به پشتوانه نامخانوادگیاش خیلی زود در مقام یک اینفلوئنسر به شهرت رسید و امسال کارگردانی را هم با یک فیلم کوتاه تجربه کرد. اما اسکورسیزی خارج از حضور در کلیپهای تیکتاکی و اینستاگرامی دخترش، همچنان در حال حمله به بلاکباسترها، محصولات استودیویی و فیلمهای ابرقهرمانی است و در اظهارنظری بحثبرانگیز گفته بود که با حمایت از سینماگرانی چون کریستوفر نولان باید به جنگ ابرقهرمانها برویم!
خیلیها هم با طعنه یادآوری کردند که بخش مهمی از موقعیت کنونی نولان در هالیوود مدیون ساخت سهگانه ابرقهرمانی «شوالیه تاریکی» است. دیگر مورد قابل توجه درباره «قاتلان ماه بدر» حمایت اسپایک لی از ستاره فیلم لیلی گلداستون بهعنوان مدعی برحق جایزه بهترین بازیگر زن است.
لی چند سال قبل با کمپین «اسکار زیادی سفیده» جنجال بزرگی را در هالیوود به راه انداخت مبنی بر اینکه ریشههای نژادپرستانه باعث توجه اعضای آکادمی به بازیگران سفیدپوست شده و چرا در میان نامزدها خبری از رنگینپوستها نیست؟ کمپینی که روی تصمیمات آکادمی تاثیر چشمگیری گذاشت و در سالهای بعدی تنوع نژادی به یکی از اولویتها برای انتخاب نامزدهای بازیگری تبدیل شد. حالا به نظر میرسد که گلداستون به دلیل بومی بودن واجد امتیاز و حمایتی ویژه خواهد بود یا حداقل روی این خصوصیت او حساب باز کردهاند.
دیگر اتفاق مهم در بحث رقابتهای مربوط به فصل جوایز، جشنواره فیلم نیویورک بود. با اکران آثاری چون «آدمکش»، «پریسیلا» و «مایسترو» در نیویورک حالا منتقدان بیشتری این فیلمهای مهم را تماشا کردهاند و واکنشهای مثبت به این آثار در کمپینهای تبلیغاتی و اکران عمومی آنها بیتاثیر نخواهد بود.
با این وجود پروژه مهم و بلاتکلیف امسال «ناپلئون» است؛ اپل بعد از اعتصابات هالیوود قانع شده بود که اکران این فیلم عظیم ریدلی اسکات را به بعد از فصل جوایز موکول کند و کمپینهای تبلیغاتیاش را به «قاتلان ماه بدر» اختصاص دهد. با پایان اعتصابات شرایط کمی پیچیده شده. همچنان خبر رسمی درباره تعویق اکران منتشر نشده ولی از طرف دیگر احتمال گم شدن فیلم در رقابت میان مدعیان کم نیست. جالب اینجاست که اسکات اخیرا در گفتوگویی توضیح داده که دو نسخه از «ناپلئون» را برای نمایش آماده کرده.
یکی که دو ساعت و نیم است و در سینماها اکران میشود و دیگری نسخه ویژه سرویس استریم اپل که بیش از چهار ساعت خواهد بود. اسکات علاوه بر این درباره «ناپلئون» چگونگی ساخت چنین فیلم عظیمی را از منظر مدیریت پروژه به درست کردن سازه به آجرهای لگو تشبیه کرده است. طرفداران ریدلی اسکات برای تماشای آخرین ساختهاش باید تا چند هفته دیگر صبر کنند.
اما بد نیست که سری هم بزنیم به دنیای تلویزیون که به واسطه پخش سریالهای محبوب و تحسینشده، هفتههای شلوغ و پرسروصدایی را پشت سر میگذارد. از یک طرف شاهد بازگشت سریالهایی چون «لوکی»، «پرچم ما یعنی مرگ» و «آموزش جنسی» به سرویسهای استریم هستیم و از طرف دیگر عناوین جدیدی که با تحسین منتقدان و استقبال بینندگان مواجه شدهاند.
یکی از سریالهای پرطرفدار «جِن وی»، اسپینآف سریال ابرقهرمانی و کمدی سیاه «پسران» است که علاوه بر واکنشهای مثبت منتقدان به یکی از ترندها در شبکههای اجتماعی تبدیل شده. جالب اینجاست که در مقابل این اثر ضدابرقهرمانی، کاربران سریال کرهای «جابهجایی» را هم به تازگی کشف کردهاند که خیلیها ازش بهعنوان متفاوت و بکرترین اثر ابرقهرمانی در سالهای اخیر یاد میکنند.
به غیر از این آثار نزدیک به سلیقه جریان اصلی، مستند «بکام» در نتفلیکس هم با واکنشهای مثبت مواجه شده و احتمالا در روزهای اخیر بخشهای وایرالشده از آن با حضور دیوید بکام ستاره سابق دنیای فوتبال در شبکههای اجتماعی به چشمتان خورده است. سریال جدید این هفته هم «درسهای شیمی» با نقشآفرینی بری لارسن است که قسمت اول آن بهزودی بر روی سرویس استریم اپل منتشر میشود و فعلا از جانب منتقدان واکنشهای عموما مثبتی را به همراه داشته.
سریال بر اساس رمانی با همین نام ساخته شده که سال گذشته جزو عناوین پرفروش بازار نشر بوده. داستان در دهه شصت اتفاق میافتد و درباره زنی است که در رشته شیمی تحصیل کرده اما وقتی در شیمی به در بسته میخورد، در مقام مجری برنامه آشپزی از تلویزیون سر در میآورد. احتمالا در هفتههای آینده بیشتر از «درسهای شیمی» خواهید شنید و میتواند به یکی از آثار محبوب امسال تبدیل شود.



