روزنامه هفت صبح، احمد رنجبر| «همیشه آرزو میکردم صبح یک روز پاییزی بمیرم.» این دیالوگی است از سریال «همسران» که آن را فردوس کاویانی با لحنی تاثیرگذار بیان کرده. اینهم از عجایب روزگار است که یک جمله در یک سریال بالاخره کارکرد پیدا میکند و به لطف فضای مجازی، برای لحظهای کاربران را به فکر فرو میبرد. فردوس کاویانی سوم مهر 1320 در کرمان متولد شد و نهم مهر 1402 از میانمان رفت؛ روحش شاد. به احترام سالها خوشنقشی، بخشی از کارنامهاش را ورق میزنیم.
آغاز فعالیت
کاویانی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رشته بازیگری و کارگردانی خواند و سال ۱۳۵۰ فارغالتحصیل شد. پیش از آن بازیگری را روی صحنه تئاتر تجربه کرد و سال 1340 نقشی کوتاه در فیلم «تجاوز» داشت. چند سال طول کشید تا بار دیگر مقابل دوربین برود اما فیلم «شهر قصه» منوچهر انور تبدیل به اثری محبوب شد و در کارنامه کاویانی اثری مهم است. سهم این بازیگر از فیلمهای پیش از انقلاب سه مورد است و نقطه عطف کارنامهاش به بعد از انقلاب برمیگردد.
شهرت تلویزیونی
اتفاق مهم برای فردوس کاویانی، سالهای 1362 و 1363 رقم خورد که بهترتیب «محله برو و بیا» و «محله بهداشت» با بازی او روی آنتن رفت. این دو سریال در آن سالها به دل خیلیها نشست و نام بازیگرانش سر زبانها افتاد. بعد از آن نوبت به سریال محبوب «آئینه» رسید و شهرت کاویانی تکمیل شد.
شهرت سینمایی
در فاصله سالهای 1360 تا 1363 در سه فیلم سینمایی بازی کرد اما آوردهای برایش به همراه نداشت. داریوش مهرجویی میدانست فردوس کاویانی چه استعداد نابی در بازیگری است و به همین خاطر نقش اوسمهدی، سردسته کارگران فیلم «اجارهنشینها» را به او سپرد. اوس مهدی به همراه همکاران تجربهای عجیب را در میان اهالی خانه تجربه کرد؛ از اختلافات و سر و صداها تا مهربانی و مهماننوازی. او سمبل آدمهای مهربان و قدرشناس بود که حتی وقتی کسی حاضر به پرداخت دستمزد نبود، با مهربانی رفتار میکرد. درخشش کاویانی در این نقش همچنان در اذهان باقی است.
دیگر سریالهای شاخص
بعد از «آئینه» در چند سریال مثل «راویان اخبار»، «مشخیرالله صندوقچه اسرار» و «قصههای پدر و پسر» بازی کرد تا اینکه بار دیگر نوبت به یک اثر خاص رسید: «همسران» ساخته مسعود رسام و بیژن بیرنگ در سال 1373. این سریال تجربه موفق دیگر این دو کارگردان پس از «سرزمین سبز» و «خانه سبز» بود؛ جاییکه دو زوج در همسایگی هم زندگی میکردند و هر روز اتفاقی خاص برایشان رخ میداد.
کمال (فردوس کاویانی) و مهین (مهرانه مهینترابی) یکی از دو زوج بودند که سن بیشتری داشتند. علی (فرهاد جم) و مریم (الهام پاوهنژاد) یک زوج دیگر و جوانتر بودند. «همسران» نمود دیگر توانایی کاویانی است که شیوه خاص بیان و رفتارش از او شخصیتی دوستداشتنی ساخت. گوشهای دیگر از توانایی این بازیگر سال ۱۳۷۸ در سریال «آژانس دوستی» به بار نشست که نقش فردوس تهرانی، یک راننده آژانس مهربان را برعهده داشت.
دیگر فیلمهای شاخص
حضور کوتاه اما شیرین در فیلم «در مسیر تندباد» و نقشآفرینی در «ساوالان» از جمله تجربیات شاخص کارنامه کاویانی است. شاهنقش دیگرش بعد از «اجارهنشینها»، به فیلم دیگر داریوش مهرجویی یعنی «بانو» برمیگردد. کرمعلی سرایدار خانه کناری بانو است که همسرش بیمار میشود و بانو او را مورد لطف قرار میدهد.
کرمعلی اما در این خانه بزرگ و پر امکانات رفتاری عاری از پرستیژ دارد که حاصل خاستگاه اجتماعی و تجربه زیسته او است. رفتار کرمعلی گاه مخاطب را به خنده وامیداشت و گاه «حرصدرآر» بود! این اتفاق چیزی نیست جز کارگردانی خوب مهرجویی و درک درست بازیگر از نقش؛ آن لهجه خاص و رفتار توام با شرم و حیا و گاه گستاخی را نمیتوان از یاد برد.
حیف شد
بیش از 50 فیلم و سریال در کارنامه زندهیاد کاویانی بهثبت رسیده؛ به همراه 10 تلهتئاتر و 2 تلهفیلم. «پرانتز باز» جزو آخرین سریالهای خوبی است که در آن بازی کرد و سریال «هفت سین» که سال 92 از شبکه دو پخش شد، وداع همیشگی کاویانی از دنیای بازیگری است و درگیر شدن با بیماری. او کارنامهای درخشان از خود بهجا گذاشت اما آنطور که باید از استعدادش بهره گرفته نشد…



