روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی| یک: ‌آی. بزریدس، نویسنده‌ای آمریکایی در اوایل قرن بیستم بود. مشکلات آن زمان جامعه آمریکا، فقر و بیکاری و افسردگی ناشی از رکود اقتصادی، از‌جمله مواردی بودند که از چشمان بزریدس نادیده نمی‌ماندند و او در داستان‌های خود تلاش می‌کرد آن‌ها را به تصویر بکشد. یکی از کتاب‌های او که این ویژگی‌ها را به زیبایی به نمایش می‌گذارد، رمان «حمل‌ونقل شبانه» است. رائول والش در سال ۱۹۴۰ یک نسخه سینمایی از این کتاب روی پرده آورد. فیلم به حدی موفق عمل کرد که ناشر «حمل‌ونقل شبانه» در نسخه‌های بعدی چاپ همان نام فیلم را برایش انتخاب کرد.

دو: فیلم داستان دو برادر به‌نام جو (جرج رفت) و پل فابرینی (همفری بوگارت) است که راننده کامیون هستند و بیشتر زندگی‌شان با رانندگی‌های شبانه در جاده می‌گذرد. وقتی کامیون‌شان تصادف می‌کند و پل یک دست خود را در اثر این اتفاق از دست می‌دهد، آن‌ها این شغل را رها می‌کنند و در شرکت حمل‌ونقل یکی از دوستانشان به‌نام اد مشغول می‌شوند. مشکل از جایی شروع می‌شود که لانا کارلسن (آیدا لوپینو)، همسر اد، عاشق جو شده و قصد ندارد بی‌خیال این عشق ناخوشایند شود.

سه: برگ برنده فیلم در معمولی بودن آن است. هالیوود آن زمان علاقه‌ای به آدم‌های معمولی نداشت، دوست داشت قهرمان‌هایی خاص با ویژگی‌های متمایز خلق کند، آدم‌های قوی و جسور و موفق، شخصیت‌هایی که به‌نوعی رویای مخاطبان فیلم‌ها روی پرده بودند. ولی دو برادری که در فیلم «‌آن‌ها در شب می‌رانند» می‌بینیم دو آدم کاملا معمولی هستند، دو راننده کامیون ساده از طبقه پایین‌تر جامعه که تا پایان فیلم هم تغییر آن‌چنانی در وضعیت زندگی‌شان پیش نمی‌آید.

چهار: شاید دلیل موفقیت فوق‌العاده فیلم همین بود. مردم عمدتا فقیر آن زمان آمریکا، آینه‌ای از زندگی خودشان را در داستان این دو برادر می‌دیدند. بخش عمده‌ای از فیلم در جاده می‌گذرد و داستان راننده‌های کامیون و هم‌صنف‌هایشان است. از این نظر، فیلم نگاه تیزبینانه و دقیقی دارد.

با دیدن این فیلم، می‌توان به شناخت کاملی از راننده‌های کامیون در آن زمان رسید. جالب این است که جدا از پیشرفت کامیون‌ها و افزایش امکانات راننده‌ها، در سبک زندگی آن‌ها تغییر خاصی ایجاد نشده است. در همین سال ۲۰۲۰ هم یک راننده کامیون مجبور است شب‌ها مشغول رانندگی باشد و بخش زیادی از عمر خود را با دوری از خانواده بگذراند.

پنج: رائول والش در اواسط فیلم شخصیت پل با بازی همفری بوگارت را کلا به حاشیه می‌برد، به حدی که از نیمه دوم به بعد دیگر اثری از او نیست. بوگارت در آن زمان هم بازیگر مطرح و مهمی بود و این تصمیم والش اقدام جسورانه‌ای به حساب می‌آمد. البته این را هم باید مد نظر داشت که بوگارت یکی، دو سال بعد و پس از بازی در فیلم‌هایی چون «سیرای مرتفع»، «شاهین مالت» و «کازابلانکا» بود که به شهرتی افسانه‌ای رسید. اگر والش «آن‌ها در شب می‌رانند» را چند سال دیرتر می‌ساخت، بعید بود جرات کند بوگارت را این‌گونه به حاشیه ببرد، شاید اصلا نقش اصلی را به او می‌سپرد!

شش: یک صحنه خاص در فیلم می‌بینیم که به دلایل فرامتنی اهمیت زیادی دارد. در جایی از اواخر فیلم، لانا که از مست‌بازی‌های اد خسته شده، همراه با او در گاراژ خانه‌شان سوار بر ماشین نشسته و مشغول تفکر است. اد خوابیده و ماشین روشن است. به یک‌باره لانا اسیر این وسوسه‌ می‌شود که در گاراژ را ببندد تا اد از دود ماشین خفه شود و بمیرد، بدون اینکه او نقشی در این قتل داشته باشد. و همین کار را می‌کند. نمی‌توان میزان بکری و نبوغ به کار رفته در این صحنه را نادیده گرفت.

ایده‌ای آن‌چنان هوشمندانه که بعد از چندین دهه، دوباره در آثار دیگر تکرار شده است. جدا از ایده بکر و مدرن به‌کار رفته، والش در همین صحنه قتل اوج کارگردانی خود را به رخ می‌کشد. با چند نمای بدون دیالوگ و با تکیه عناصر بصری، مخاطب خیلی راحت به نیت شوم لانا پی می‌برد و تردید‌ها و نگرانی‌های او برای انجام این قتل را درک می‌کند.

هفت: همان‌طور که بالاتر هم اشاره شد، «آن‌ها در شب می‌رانند» از نظر فروش بسیار موفق عمل کرد. در حالی که ۵۰۰ هزار دلار بودجه ساخت این اثر بود، فیلم در مجموع حدود چهار میلیون دلار فروش داشت که آمار خارق‌العاده‌ای است. عده‌ای از طرفداران بیکار فیلم هم بعدها به سراغ پول‌هایی رفتند که شخصیت‌های فیلم خرج می‌کنند تا ببینند میزان تورم در این طول این مدت چقدر بوده است! برای مثال 12/90دلاری که جو در ابتدای فیلم برای پر کردن بنزین خرج می‌کند، در حال حاضر برابر ۲۳۲ دلار است. یا ۱۱۶ دلاری که این دو برادر خرج بار لیمو می‌کنند در عصر حاضر برابر ۲۰۰۰ دلار است. این مقایسه‌ها در سینمای ایران نتایج جالب‌تری خواهند داشت!

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.