روزنامه هفت صبح، اشکان جاویدی| هشتادمین جشنواره فیلم ونیز هم به کار خود پایان داد و طبق روال چند سال اخیر شاهد نمایش تعداد زیادی از فیلمهای جذاب و کنجکاویبرانگیز بودیم که احتمالا تعدادی از آنها در فصل جوایز دوباره خبرساز خواهند شد. به غیر از فیلمهای آمریکایی، محصولات آلترناتیو اروپایی و آسیایی هم در ونیز فرصت درخشش داشتند. به همین بهانه بد نیست که نگاهی داشته باشیم به فیلمهای مهم و بحثبرانگیز در جشنواره امسال که مورد توجه منتقدان و رسانهها قرار گرفتهاند.
بیچارگان / Poor Thigs
کمتر کسی امسال از جایزه بردن یورگوس لانتیموس تعجب یا گلایه کرده. فارغ از کیفیت فیلم اخیرش و کلا سبک و سلیقه خاص لانتیموس، در دهه گذشته خود را بهعنوان صاحب استعداد و نگاه منحصربهفرد تثبیت کرده بود و حالا به قله رسیده. خیلیها میگویند این کمدی سیاه سوررئال متفاوت نه تنها بهترین فیلم کارنامه این فیلمساز یونانی بلکه شاید بهترین فیلم سال باشد. فیلم که با اقتباس از رمانی با همین نام ساخته شده، نیم نگاهی دارد به داستان «فرانکنشتاین» مری شلی.
فقط این بار با شخصیت زنی مواجهیم که پس از مرگ به زندگی بازمیگردد، البته با مغز یک کودک و سعی دارد که جنبههای مختلف انسانی، از جمله جنسیت، را کشف کند. عنصر درخشان فیلم که با تحسین همهجانبه مواجه شده، بازی متفاوت اما استون است. خود یورگوس لانتیموس قبلا در گفتوگویی اشاره کرده بود که موقع تماشای فیلم در مرحله تدوین بارها با دیدن بازی استون غافلگیر شده و از او پرسیده که واقعا چطور توانسته در این صحنهها حضور پیدا کند. بعد از دریافت شیر طلایی هم «بیچارگان» را مدیون و متعلق به اما استون دانست.
نکته اینجاست که بخش مهمی از بازی استون به حضور بیپروای او جلوی دوربین برمیگردد که با توجه به جو محافظهکارانه و فمینیستی حاکم بر هالیوود امروز در نوع خود ساختارشکنانه است. با توجه به لحن و ژانر متفاوت «بیچارگان»، درخشش فیلم در فصل جوایز میتواند کمی جو حاکم بر محافل سینمایی را تغییر دهد. به غیر از رشتههای فنی، مانند فیلمبرداری و طراحی صحنه و لباس، از حالا میتوان «بیچارگان» را در رشتههای بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمنامه اقتباسی و بازیگر زن اصلی مدعی جدی جایزه دانست.
پریسیلا / Priscilla
به نظر میرسد که دقیقا بیست سال بعد از درخشش«گمشده در ترجمه»، سوفیا کوپولا با فیلم تازهاش به فصل جوایز برگشته و شانس بالایی هم برای درخشش خواهد داشت. سال گذشته، «الویس» ساخته باز لورمن یکی از فیلمهای مهم سال بود که در چندین رشته نامزد اسکار شد و آستین باتلر را هم بهعنوان یک استعداد ناب به دنیای سینما معرفی میکرد. روایتی متعارف و راکاندرول از زندگی این ستاره افسانهای.
اما فیلم سوفیا کوپولا رویکرد متفاوتی دارد و داستان را از زاویه دید پریسیلا همسر الویس روایت میکند. در مقایسه با «الویس»، منتقدان روایت کوپولا را انسانی و عمیقتر خواندهاند که بدون قضاوت به شخصیتها نزدیک میشود و تنهایی و احساسات آنها را به تصویر میکشد. سورپرایز بزرگ نقشآفرینی دو بازیگر اصلی است که به احتمال زیاد در فصل جوایز جزو مدعیان خواهند بود. علاوه بر کیلی اسپینی که جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره ونیز دریافت کرد، جیکوب الوردی هم در نقش الویس پریسلی چشمگیر ظاهر شده است و احتمالا این فیلم به سکوی پرتاب هر دو نفر تبدیل خواهد شد.
شیطان وجود ندارد / Evil Does Not Exist
ریوسوکه هاماگوچی صاحب رکوردی کمنظیر و منحصربهفرد شده و ظرف فقط دو سال از جشنوارههای برلین، کن و ونیز جایزه گرفته و تا کسب اسکار هم پیش رفته! به عبارت دیگر هاماگوچی الان هرچه که بسازد، مورد تحسین قرار میگیرد و به نظر میرسد از سر کنجکاوی هم که شده باید برای تماشای فیلمهایش وقت گذاشت. داستان «شیطان وجود ندارد» هم درباره تقابل یک خانواده کمجمعیت روستایی با تغییراتی است که ورود یک کمپانی بزرگ از توکیو در آن منطقه ایجاد میکند. «شیطان وجود ندارد» به فصل جوایز امسال نمیرسد چرا که ژاپن «روزهای عالی» ویم وندرس را بهعنوان نماینده به آکادمی معرفی کرده است، اما مشخصا برای تماشای یکی از تحسینشدهترین فیلمهای سال لازم نیست که منتظر نمایش آن در آمریکا بمانید.
آدمکش / The Killer
در هزاره جدید دیوید فینچر کمتر پیش آمده که تحت تاثیر سلیقه و جو زمانه و برای فصل جوایز فیلم بسازد. حتی وقتی فیلمهایش در چند رشته نامزد جوایز معتبر میشدند، باز هم معلوم بود که برای اعضای آکادمی انتخابهای سختی به شمار میآیند و البته به همان نسبت فیلمهایش مستعد هستند برای بد فهمیده یا نادیده گرفته شدن. «آدمکش» هم از این قاعده مستثنا نیست. کافی است نگاهی بیاندازید به نقدهایی که روی فیلم منتشر شده؛ فیلمی به اکثر منتقدان را گیج کرده و برخلاف ظاهر جذاب و سرگرمکنندهاش نمیشود به سادگی درباره آن نظر داد.
مثلا پیتر بردشاو منتقد ارشد گاردین به فیلم پنج ستاره کامل داده و آن را اثری مدرن و دستنیافتنی توصیف کرده. تعداد بیشتری از منتقدان «آدمکش» را یک تریلر نفسگیر و تجربهای متفاوت در ژانر و یادآور فیلمهای کلاسیک توصیف کردهاند؛ فیلمی که در آن یک آدمکش حرفهای مدام در حال نریشن گفتن و صحبت کردن از پدیدههای مختلف است. به نظر میرسد که ساخته جدید فینچر در برخورد با تماشاگران نیز واکنشهای متفاوتی را به دنبال خواهد داشت. تقریبا تمام ساختههای فینچر در هزاره از «باشگاه مشتزنی» به بعد چنین وضعیتی داشتهاند. «آدمکش» ونیز را دست خالی ترک کرد و بر همین اساس بعید است که در فصل جوایز به مدعی تبدیل شود، مگر در رشتههای فنی یا اینکه استقبال عمومی گسترده از فیلم شرایط را عوض کند.
فراری / Ferrari
مایکل مان یکی از محبوبترین فیلمسازان زنده است که به واسطه خورههای فیلم به شهرت رسیده، نه نامزدی یا کسب جایزه از جشنها و جشنوارههای معتبر. با این وجود جشنواره ونیز امسال فرصتی شد تا مان دوباره به سطح اول سینما برگردد. موفقیت سریال «توکیو وایس» که اپیزود پایلوتش را مان کارگردانی کرده بود و البته استقبالی که از رمان «مخمصه 2» صورت گرفته، دوباره او را به بازی برگرداند و حالا واکنشها به «فراری» که تولید آن سالها با چالش روبهرو بود، نشان میدهد مان هنوز با بازنشستگی فاصله زیادی دارد و یکی از فیلمهای قابل توجه امسال را ساخته.
داستان درباره چالش شخصی انزو فراری مالک کمپانی خودروسازی فراری است و طبق انتظار اتومبیل را بهانهای کرده تا به دنیای مردانه سرک بکشد. واکنشها به فیلم عموما مثبت بوده، گرچه بعضیها هم به نحوه نمایش ایتالیاییها در فیلم ایراد گرفته و آن را با تجربه ناموفق ریدلی اسکات در «خاندان گوچی» مقایسه کردهاند. البته اینکه نقش اصلی فیلم را آدم درایور بازی میکند هم در این مقایسه بیتاثیر نبوده است. احتمالا «فراری» به فهرست آثار منتخب خیلی از منتقدان راه پیدا کند و از سوی فیلمبازها هم تحویل گرفته شود.
سکه شانس/ Coup de Chance
هیچکدام از تماشاگران فیلم جدید وودی آلن نگفتهاند که پیرمرد طناز در آستانه نود سالگی شاهکار ساخته ولی عموما بر این باورند که «سکه شانس» در مقایسه با آثار چند سال اخیر آلن یک سروگردن بالاتر است. با توجه به جو منفی شکل گرفته پیرامون آلن که به نظر میرسید ادامه فعالیت سینمایی او را غیرممکن کرده، «سکه شانس» خبر خوبی برای طرفداران سینماگر نیویورکی است و نشان میدهد که پوست آلن کلفتتر از این حرفهاست. البته فیلم همچنان در آمریکای شمالی پخشکننده ندارد و احتمالا از همان اروپا و نمایش در بخش خارج از مسابقه ونیز فراتر نمیرود. ضمنا استقبال از «سکه شانس» به نوعی این سناریو را هم تقویت میکند که واکنشهای منفی به فیلم جدید رومن پولانسکی خیلی هم مربوط به تحریم و کنسل کالچر نبوده و پولانسکی نود ساله احتمالا فیلم بدی ساخته!
کُنت / El Conde
پابلو لارائین بعد از موفقیت درام تاریخی-سیاسی «نه» بهعنوان یک استعداد شناخته شد و بعد از فیلم زندگینامهای «نرودا» راه خودش را به هالیوود باز کرد. حاصل کارش در آمریکا اتفاقا دو درام زندگینامهای با محوریت زنان افسرده و آسیبدیده در عرصه سیاست بود؛ ژاکلین کندی و دایانا که زمینهساز درخشش بازیگران اصلی فیلمها یعنی ناتالی پورتمن و کریستین استیورات شد.
لارائین دوباره به شیلی برگشته اما با فیلمی که شاید متفاوتترین اثر در تمام کارنامهاش باشد. «کنت» یک کمدی سیاه با مایههایی از ژانر وحشت است که در قالب یک روایت تاریخی فانتزی، نسخهای از پینوشه دیکتاتور بدنام شیلیایی را به تصویر میکشد. در «کنت»، پینوشه نمرده چون در اصل یک خونآشام 250 ساله است! فیلم طی روزهای آینده بر روی نتفلیکس منتشر خواهد شد و با توجه به کسب جایزه بهترین فیلمنامه در جشنواره ونیز، شاید یکی از فیلمهای خارجی مدعی در فصل جوایز باشد.
مایسترو/ Maestro
هرچند در جشنواره ونیز امسال جایزهای را برنده نشد، احتمالا یکی از محبوبترین فیلمهای امسال خواهد بود و در اکثر رشتهها مدعی جایزه؛ درست مانند فیلم قبلی بردلی کوپر یعنی «ستارهای متولد میشود». روایتی شورانگیز از زندگی پر فراز و نشیب لئونارد برنستاین موزیسین بزرگ. مشخصا بردلی کوپر در دومین تجربه فیلمسازیاش موفق شده تا جای پایش را بهعنوان کارگردان محکم کند و به یکی از مدعیان اصلی فصل جوایز تبدیل شود.
علاوه بر متن و اجرا، بازی خود کوپر و کری مولیگان به شدت مورد توجه قرار گرفته است. نکته اینجاست که «مایسترو» تمام جذابیتهای ممکن برای اعضای آکادمی و محافل سینمایی را دارد؛ روایتی از پشت صحنه هالیوود و دنیای موسیقی، زندگینامه شخصیت حقیقی، ارتباط پیچیده یک زوج عاشق و حتی جنبههای پررنگ دگرباشانه. بر همین اساس به احتمال زیاد نتفلکیس برای کمپینهای تبلیغاتی فصل جوایز روی «مایسترو» بیشتر از «آدمکش» دیوید فینچر حساب باز خواهد کرد، حداقل از واکنشها در جشنواره که چنین برمیآمد.



