روزنامه هفت صبح، رامتین لطیفی| فروش فیلم سینمایی «اوپنهایمر» در گیشه تابستانی آمریکا به بیش از ۳۲۰میلیون دلار رسیده و در اکران جهانی هم در آستانه رسیدن به فروشی ۷۵۰میلیون دلاری است. با این حساب می‌توان گفت خالق این اثر یعنی کریستوفر نولان، جایگاه ویژه‌ای در قلب عاشقان سینما دارد.

نولان در طول ۲۵سال گذشته که در عرصه اصلی صنعت سینما فعالیت دارد، یکی از معدود افرادی است که توانسته تحسین گسترده منتقدان و مخاطبان را به طور توامان برانگیزد. سینمای نولان از فیلم‌های علمی-تخیلی او گرفته تا فیلم‌های معمایی‌اش، سبک و سیاق متفاوتی دارد اما می‌توان داستان‌گویی را عنصر اصلی و مشترک فیلم‌های او دانست.

در سال‌های اخیر و با اتکا بر محور دو فیلم (اوپنهایمر و دانکرک) از سه پروژه متاخر نولان که راوی گوشه‌ای از رویدادهای جنگ جهانی دوم بود، علاقه او به ژانر جنگ بیش از پیش هویدا شد. حالا فهرست پیشنهادی نولان به دوستدارانش برای تعطیلات آخر تابستان شامل فهرستی از فیلم‌های جنگی برتر تاریخ به انتخاب اوست‌.

خط باریک قرمز(۱۹۸۸)
اگرچه دنیای ترنس مالیک به ندرت با ژانر جنگ طلاقی پیدا می‌کند اما باید بگوییم «خط باریک قرمز» با آن تصویر روح‌انگیزش، یک فیلم تمثیلی و ضدجنگ را به تصویر می‌کشد که به هیچ وجه شعاری و کل‌درشت نمی‌شود. به همین دلیل در قلب علاقه‌مندان این ژانر جاودانه شده است. این فیلم توانست ۷ اسکار را در سال ۱۹۹۸ به خود اختصاص دهد. خط قرمز باریک به گفته نولان، صاحب دیدگاهی خارق‌العاده، شاعرانه و قابل توجهی از جنگ است که با روایت غیرخطی‌اش تاثیر بسزایی روی او گذاشته و الهام‌بخش فرم و پرداخت در فیلم‌های اولیه‌اش شده است.

‌لارنس عربستان (۱۹۶۲)
سایه سنگین «لارنس عربستان» چیزی است که می‌توان آن را روی تمام فیلم‌های جنگی بعدی‌اش رهگیری کرد. این فیلم روایتی ناب از حضور یک باستان شناس، افسر نظامی و دیپلمات بریتانیایی در شبه‌جزیره عربستان در طول جنگ جهانی اول است. نولان این حماسه تاریخی دیوید لین را یکی از تجربیات گرانبهای سینمایی توصیف کرد که شکل‌دهنده ذهن او در دوران آموختن فیلمنامه‌نویسی و کارگردانی شد. به‌رغم اینکه او هر چند سال یک‌بار فیلم را دوباره تماشا می‌کند، خاطرنشان می‌سازد که این فیلم ۲۲۸هرگز کسل‌کننده نمی‌شود و جا دارد که ۱۰۰ بار هم دیده شود.

‌نجات سرباز رایان (۱۹۹۸)
پس از استیون اسپیلبرگ هیچ کارگردانی از بخش جدی و هنرمندانه سینما به اندازه کریستوفر نولان در میان مخاطبان عام سینما محبوب نشده است. اگرچه در میان محافل برجسته و نظری سینما، هر دو کارگردان به‌عنوان فیلمسازانی تجاری تلقی می‌شوند که استعدادشان فقط در حیطه فیلمسازی جریان اصلی خلاصه می‌شود

اما با این وجود هر دوی آن‌ها پرتیراژترین کارگردانان در میان فیلمسازان جهان هستند که نام آثار آن‌ها به عنوان پرتکرارترین نام در فهرست بهترین فیلم‌های تاریخ سینما ثبت شده است. نولان می‌گوید زمانی تصمیم گرفت یک فیلمساز شود که فیلم‌های «ایندیانا جونز» از اسپیلبرگ را دید و زمانی مطمئن شد در آینده به سراغ سینمای جنگ می‌رود و یک فیلم جنگی مانند «دانکرک» خواهد ساخت که «نجات سرباز رایان» را بر روی پرده دید.

‌ نبرد الجزایر (۱۹۶۶)
نولان در مصاحبه‌ای با بی‌اف‌آی در سال ۲۰۱۷ و پس از اکران «دانکرک» گفت که «نبرد الجزیره» یک روایت سینمایی مستند، جاودانه و تأثیرگذار از جنگ است که هر بیننده‌ای را به همدلی با شخصیت‌هایش وادار می‌کند. به همین دلیل این فیلم الهام‌بخش نولان در زمان ساخت «دانکرک» بود. این فیلم روایتگر مبارزه الجزایر برای استقلال از فرانسویان اشغالگر در دهه ۱۹۵۰ است و از اولین فیلم‌هایی است که وارد جریانات سیاسی شد و دولت فرانسه را طوری به خشم واداشت که اکران آن را ممنوع اعلام کرد.

‌در جبهه غرب خبری نیست (۱۹۳۰)
از چند جهت، این اقتباس تاثیرگذار و برنده اسکار از رمان درخشان اریش ماریا رمارک که نباید آن را با بازسازی بیهوده و ضعیفی که نتفلیکس در سال گذشته منتشر کرد اشتباه گرفت، در ارائه تصویری درست و دقیقی از جنگ و سربازانی که در جنگ حضور دارند، بسیار جلوتر از زمان خود بود.

این فیلم راوی جنگی است که هیچ‌یک از جزئیات وحشتناک آن را از بیننده دریغ نمی‌کند و ما را به جای یک نوجوان ساده‌لوحی که پر از رویاهای عاشقانه است و برای حضور در جنگ جهانی اول به عنوان سرباز ارتش آلمان نام‌نویسی می‌کند، قرار می‌دهد. نولان «در جبهه غرب خبری نیست» را بهترین فیلم به عنوان سنگ محکی برای سنجش درستی و کیفیت آثار جنگی می‌داند و می‌گوید این اثر به یاد ماندنی، فیلمی است که روی پرده سینما به ما نشان می‌دهد که جنگ انسان را از بین می‌برد و او را وادار می‌کند که اعمال غیرانسانی از خود بروز دهد‌.

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.