روزنامه هفت صبح| سرانجام بعد از گذشت دو سال نسخه سریالی فیلم موفق «موقعیت مهدی» با نام «عاشورا» روی آنتن تلویزیون رفت. این پروژه در ابتدا در قالب مینی سریال تولیدش را به کارگردانی هادی حجازی‌فر شروع کرد، اما در ادامه تصمیم بر این گرفته شد تا نسخه‌ای سینمایی از آن تدوین شود.

ماحصل این تصمیم فیلم سینمایی «موقعیت مهدی» بود که در جشنواره چهلم به نمایش در آمد و با اقبال خوبی هم مواجه شد. بعد از گذشت بیش از یک‌سال نسخه سریالی آن هم آماده پخش شد. این سریال سه هفته‌ای است روی آنتن رفته و توانسته به مانند نسخه سینمایی‌اش مخاطب را راضی نگه دارد. به بهانه پخش قسمت سوم سریال «عاشورا» مروری داریم بر مهمترین صحبت‌های هادی حجازی‌فر درباره این پروژه سینمایی- تلویزیونی.

‌عاشورا برای پدرم
برای ساخت یک اثر با موضوع لشکر عاشورا و زندگی شهیدان باکری یک انگیزه شخصی داشتم، من زمانی به پدر خدابیامرزم قول داده بودم که درباره این آدم‌ها حتما یک کار می‌سازم، این افراد را دوست دارم و اعضای لشکر را هم می‌شناسم، دوتا عمویم که شهید شدند عضو لشکر بودند و دیگر عموهایم هم در آنجا حضور داشتند. ما در آن سال‌ها در مقام یک خانواده، تمام آن استرس‌ها را تحمل کردیم و این موضوع را درک می‌کنم. نکته دیگر اینکه چون من این آدم‌ها را از نزدیک می‌شناسم، خیلی ناراحت می‌شوم که به شاعرانگی‌شان توجهی نمی‌شود، این‌ افراد نسبت به زندگی عاشق‌ترین بودند.

هدفم از ساخت عاشورا
ما در این کار پژوهش‌های درست و دقیقی انجام دادیم. نمی‌خواستم فیلمی بسازم که فقط در یادواره شهدا و دوستداران دفاع مقدس و آقا مهدی پخش شود؛ هدفم از ساخت این فیلم، مخاطب بود و می‌خواستم مهدی باکری بسازم که متعلق به مردم است چون زندگی‌اش را وقف مردم کرده بود و تلاش کردم در این اثر به سختی‌های کار یک فرمانده جنگ و وظایفی که برعهده داشت اشاره کنم.

اعتمادی که باید می‌شد
باید حواسمان به جذابیت آثارمان باشد. اینکه آیا می‌شود در هفت قسمت ابعاد وجودی و عملکرد خیره‌کننده مهدی باکری در جنگ را کامل به تصویر کشید یا نه؟ خب جواب معلوم است. اما به نظرم باید به سازندگان اعتماد کرد چراکه آنها حلقه وصل مخاطب و موضوع هستند. تلاش کردم طیف وسیعی از مخاطبان را مدنظر داشته باشم و برای همین بخش‌هایی را که به هر دلیل می‌توانست جذاب یا موثر در روزگار فعلی باشد، انتخاب کردم.

چرا کارگردان عاشورا شدم
ما در مسیر تولید این اثر از هزار معبر غیرممکن رد شدیم. در واقع ابتدا بازی در فیلمی با مضمون روایت داستان شهید مهدی باکری و سایر رزمندگان لشکر عاشورا به من پیشنهاد شد اما من می‌دانستم که نزدیکان مهدی باکری چه حساسیت‌هایی نسبت به این موضوع دارند بنابراین گفتم فقط در فیلمی بازی می‌کنم که خودم کارگردان آن باشم و صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد من را پذیرفت.

خود سانسوری نکردیم
من به خودم اجازه ندادم موقع نوشتن با ابراهیم به چگونگی فکر کنیم و مدام کوتاه بیاییم و به اجرا فکر کنیم و بگذریم. شروع فیلمبرداری چنین فیلمنامه‌ای هم می‌شود مصیبت یعنی سلام و مواجهه با بی‌شمار دستگاه‌های مسئول و غیرمسئول؛ یعنی خواهش کردن، التماس کردن و حتی تبرئه کردن خود. توقف‌ها، محصول تمام این نادیده گرفتن‌ها در نوشتن بود؛ چه در محتوا و چه در شکل اجرا. دو سال تمام جنگ واقعی برای دراختیارگرفتن امکانات بودجه و قانع کردن و قسم خوردن و… اما چون خودم و گروه به آنچه می‌ساختیم باور داشتیم، ادامه دادیم.

قولی که به پسر باکری دادم
در زمان تصویربرداری من اکثر شب‌ها گریه می‌کردم که از فشار کار سکته نکنم چون دیگر قرص جواب نمی‌داد. هیچ‌کس جرات نمی‌کرد به من بگوید نحوه ساخت فیلم را چگونه جلو ببرم. من در ابتدا به احسان باکری قول دادم تاریخ را تحریف و جعل حقیقت نمی‌کنم. توصیه‌هایی وجود داشت ولی هیچ‌کس نمی‌گفت چه کاری را انجام دهم یا چه کاری نکنم. در نهایت با انتخاب چیزهایی که قضاوت را کمتر می‌کرد سعی کردم این پروژه را جلو ببرم که این ترک زبان بودن، اصالتی به کار ما داد.

امیدوارم دیگر بازی نکنم
از بازیگری بدم می‌آید ولی پولش برایم اهمیت زیادی دارد. در این سال‌ها از طریق بازیگری توانستم دوستان خوبی از جمله بازیگران و عوامل این پروژه را پیدا کنم و امیدوارم که بتوانم با این تیم همکاری بیشتری داشته باشم و روزی برسد که در مقام بازیگر فعالیتی نداشته باشم.

دنیای متفاوت سریال
سریال به جغرافیای عملکرد لشکر عاشورا بیشتر خواهد پرداخت، به شخصیت‌های دیگر و حتی گمنام اما سینمایی مختص حمید، مهدی، خانواده و موقعیت‌های برگزیده زندگی آنها بود. تمییز دادن اینها از میان بی‌شمار خاطره و گفت‌وگوی ثبت شده، سخت‌ترین مرحله نگارش بود. حتی در شکل اجرا هم متفاوت هستند و فکر می‌کنم جذابیت‌های سینمایی و سریال مستقل از هم عمل می‌کنند و در عین حال همسو هم هستند.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.