روزنامه هفت صبح| فیلم تصور با بازی لیلا حاتمی در حال اکران است. مروری داریم بر چند نقش کلیدی و بهیادماندنی از این بازیگر 50 ساله سینمای ایران .
لیلا . کاراکتر فیلم مهرجویی به شکل غریبی با مختصات شخصیت لیلا حاتمی منطبق شد. دختری جوان و خوشقلب و شکننده که در مواجهه اصول و آیینهای سنت و زندگی نیمهمدرن خود شوهرش را از دست میدهد و اعتمادش به خانواده سنتی و همیشه آرام خود را نیز بر باد فنا میبیند. در آن سال لیلا حاتمی که بهتازگی پدرش را از دست داده بود در سر فیلمبرداری همین فیلم دل به علی مصفا باخته بود.
پدر لیلا، علی حاتمی بود؛ سینماگر موفق ایرانی و مادرش زری خوشکام که شروعی توفانی در سینمای ایران داشت اما بعد به ازدواج علی حاتمی درآمد و در 23 سالگی از جریان فیلمفارسی کنار کشید. در آنسو علی مصفا قرار داشت. پدرش استاد مظاهر مصفا استاد ادبیات فارسی دانشگاه تهران بود.
از شاعرانی که سنت ملکالشعرای بهار را پاس میداشتند و با گرایشات ملیگرایانه (این بیت یادگار از اوست: «آزادگان به راهت، از جان خود گذشتند/ با خون خود نوشتند، یا مرگ یا مصدق») و حامی سلطنت مشروطه. یکی از کسانیکه به همراه هوشنگ نهاوندی قبل از خروج محمدرضا از کشور در کاخ نیاوران حاضر شد و شعری در مخالفت با ترک محمدرضا خوانده بود. هوشنگ نهاوندی نقل میکند که: مصفا هم اصولاً خیلی موافق اعلیحضرت نبود.
مصدقی بود بهاصطلاح. ولی بههرحال معتقد بود به اینکه الان باید جلوی رفتن شاه را گرفت و خیلی هم با دکتر غلامحسین صدیقی نزدیک بود. مادر علی مصفا خانم امیر بانو کریمی است. دختر امیری فیروزکوهی شاعر نامدار اوایل قرن. او هم تا دکترای ادبیات پیش رفت و استاد دانشگاه شد و در فهرست چهرههای ماندگار انتخاب شد. علی مصفا هم برخاسته از چنین خانوادهای به تحصیل در رشته مهندسی در دانشگاه تهران مشغول شده بود که دست تقدیر او را راهی سینما کرده بود.
داریوش مهرجویی بازی او را در یکی دو فیلم مهجور دید و یک نقش بزرگ و کلیدی در فیلم پری به او مرحمت کرد. در نقش برادر نیکی کریمی و بار درام فیلم را هم بر دوش مصفا انداخت و نتیجه نیز عالی بود. مهرجویی بلافاصله نقش فیلم لیلا را هم به او داد. در واقع مهرجویی که همیشه دلبسته شیوه و ریتم بازی بزرگانی مثل عزتالله انتظامی و خسروشکیبایی بود با بحران بالارفتن سن این بازیگران محبوبش مواجه شده بود.
و در بحران پیدا کردن جانشینان جوانتری برای آن دو ستاره بزرگ،کشف علی مصفا برایش همچون یک موهبت غیرمنتظره بود. مصفا در لیلا نقش اصلی مرد را به عهده میگیرد اما خودش دلبسته و شیفته کاراکتر دلانگیزی میشود که مهرجویی از لیلا حاتمی در نقش لیلا آفریده بود و خب داستان به ازدواج این دو تن میانجامد.
بیپولی . بعد از شکست تلاش لیلا حاتمی برای آفریدن یک نوع کاراکتر دیگر از خود در فیلم ارتفاع پست، بیپولی یک ریسک دیگر بود. در واقع جدا شدن کامل خانم بازیگر از کلیشههایی که اطرافش ایجاد شده بودند و او را تنها در نقش زنان شکننده افسرده میتوانستند تحمل کنند. بازی در بیپولی ریسک بزرگی بود که نتیجه بسیار خوبی هم به همراه داشت. در نقش یک زن خانهدار با دغدغههای قابل فهم روزمره و در تلاش معاش که خانوادهاش در بحران مالی هستند. این فیلم یک سیمرغ بلورین برای حاتمی به دنبال داشت.
رگ خواب. این فیلم هم از کارهای حاتمی با حمید نعمتالله بود. لیلا در این فیلم 45 ساله است اما هنوز نقش یک دختر جوان ظریف و اینجا بیدست و پای 25 ساله را بازی میکند که اسیر تظاهر به عشق یک مرد خوشزبان میشود و تا پای فروپاشی کامل پیش میرود. این فیلم دومین سیمرغ لیلا حاتمی را به همراه آورد. بازی لیلا حاتمی در این فیلم مطمئنا از فرازهای کارنامه حرفهای این بازیگر هستند.
من. سهیل بیرقی جرئت پیدا کرد و سمپاتی خاموش جامعه مردان به این بازیگر زن را در فیلمی پیچیده و حتی کمی گنگ به تصویر کشید. اینجا لیلا حاتمی شمایلی فمفتال پیدا میکند و رابطهاش با مردان، با تحکم و آمیخته با نوعی سلطه غیرقابل توصیف به نمایش درمیآید. و لیلا حاتمی به خوبی از پس نقشی این چنین سخت بر میآید. نقشی که به شکلی عادی برای بازیگری مثل هدیه تهرانی قابل تصور بود اما حاتمی از راهی متفاوت بر این کاراکتر مسلط میشود. هرچند ممیزیهای ارادی و غیرارادی فهم کاراکتر او شیوه رفتارش را برای تماشاگر معمولی سخت ساخته بود.
در دنیای تو ساعت چند است؟ لیلا حاتمی در دو فیلم قبلی علی مصفا و دوستانش ظاهر شده بود اما در هیچکدام نقش محوری نداشت. مثلا در فیلم پله آخر با این که نقش اول زن را داشت اما سهم او از درام در مقایسه با علی مصفا کم بود و یا در فیلم دوم یعنی فیلم زیبای چیزهایی هست که نمیدانی نقش محوری زن بین او و مهتاب کرامتی تقسیم شده بود و باز هم محوریت فیلم بر دوش علی مصفا بود.
در دنیای تو ساعت چند است که توسط صفی یزدانیان ساخته شده بود لیلا به مرکز فیلم میآید و به شکل کامل بازیگر اصلی فیلم محسوب میشود. فیلم مثل لیلا بر مبنای خصوصیات ظاهری و رفتاری لیلا حاتمی بنا شده است. با این حال لیلا که مشخص است در فضای فیلم راحت است (همسرش نقش عاشق او را دارد و مادر حقیقیاش یعنی زری خوشکام نقش مادر او را بازی میکند) در این فیلم درخشان ظاهر میشود و یکی از محبوبترین کاراکترهای سینمایی خود را برجای میگذارد.
شیدا. در نقش یک پرستار رابطهای شورانگیز و ملتهب با یک مجروح جنگ با بازی پارسا پیروزفر را به نمایش میگذارد. کارگردان رندانه نقش او را در مقابل نقش یک دختر دیگر با بازی کمند امیر سلیمانی قرار میدهد و شیوه قرائت او از قرآن را به یک فصل تماشایی و جذاب بدل میکند.
هر شب تنهایی. در نقش یک بیمار سرطانی که با همسرش با بازی حامد بهداد به مشهد میرود. بازی لیلا آنچنان زیر پوستی و غمگین است و آنچنان موثر که چند سر و گردن بالاتر از ظرفیت این فیلم کوچک رسول صدرعاملی قرار میگیرد.
سر به مهر. اینجا با وجهی دیگر از کاراکتر لیلا حاتمی روبهرو هستیم وآن ظرفیتهای این بازیگر برای ارائه تصویری معنوی از روحیات و سکنات خود است. همان نکتهای که مهرجویی در فیلم لیلا متوجه آن شد و بعدها در شیدا و هرشب تنهایی نیز به کار گرفته شد.
نقشهای مهم دیگر
آب و آتش ساخته فریدون جیرانی/ پله آخر ساخته علی مصفا/ چهل سالگی ساخته علیرضا رئیسیان/ سعادتآباد ساخته مازیار میری/ جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی/ حکم ساخته مسعود کیمیایی/ بمب؛ یک عاشقانه ساخته پیمان معادی/ دلشدگان ساخته علی حاتمی و… قاتل و وحشی ساخته حمید نعمتالله.



