روزنامه هفت صبح، فاطمه علیمرادی|‌ بازار ترجمه رمان همچنان داغ‌تر از آثار ایرانی است و اقبال خوانندگان هم همین موضوع را نشان می‌دهد. در این میان البته کتاب‌هایی هستند که آثاری سینمایی هم بر اساس‌شان ساخته شده. مترجمان اما دو رویکرد در قبال این نوع آثار دارند؛ یا قبل از اینکه اثر مربوطه مورد اقتباس قرار گرفته باشد سراغش می‌روند و یا اینکه بعد از تماشای اثر سینمایی یا مجموعه تلویزیونی. طبیعتا رویکرد اول جالب‌تر است و از توجه مترجم نشان دارد.

ما هم در این سال‌ها در روزنامه «هفت صبح» گاهی سراغ این رمان‌ها یا آثار مستند رفته‌ایم و نوشته‌ایم چه فیلم‌ها یا سریال‌هایی براساس‌شان ساخته شده. این‌بار هم فهرست را به‌روز کرده‌ایم تا ببینیم در این یکی دو سال مترجمان سراغ چه نوع کتاب‌هایی رفته‌اند؛ کتاب‌هایی که البته بر اساس‌شان آثاری سینمایی ساخته شده. گاهی البته این آثار نظیر «قاتلین ماه گل» هنوز به اکران عمومی نرسیده‌اند و گاهی هم نظیر «عطر» (سرگذشت یک قاتل) سال‌ها قبل اکران شده‌اند و مترجمان به‌تازگی سراغش رفته‌اند. در مجموع این چند اثر که در سال‌های اخیر ترجمه شده، بخشی از این فهرست است.

قاتلین ماه گل
قتل‌های زنجیره‌ای سرخپوستان آمریکایی به خاطر نفت
«قاتلین ماه گل» یک اثر غیرداستانی است که دیوید گرن روزنامه‌نگار در سال 2017 در آمریکا آن را منتشر کرد. ماجرا از جایی شروع میشود که طی دهه 1920 در زمینهای شهرستان «اوسیج» در ایالت اوکلاهاما، ذخایر بزرگ نفت پیدا میشود. این ثروت توانسته بود مردم این شهر را به یکی از ثروتمندترین مردم کل دنیا تبدیل کند.

طبیعی است که دولت، اولین کسی است که برای استخراج این منابع دست به کار میشود و با اینکه طی یک دادگاه حقوقی حاضر میشود سود حاصل از فروش ذخایر نفتی را به سرخپوستان آن شهر اعطا کند، اما این مردم حاضر نمی‌شوند ثروتی را که قانوناً مستحق مالکیت آن هستند به دولت بفروشند. در همین اثنا و با افزایش رفاه سرخپوستان اوسیج، نقشهای پیچیده و کثیف برای حذف تک به تک وارثان نفت اوسیج به هر وسیله ممکن از سوی افرادی ناشناس پیادهسازی میشود.

گرچه تعداد رسمی قربانیان اوسیج حدود 20 نفر اعلام شده، اما نویسنده گمان میکند صدها نفر دیگر نیز به دلیل ارتباطشان با ماجرای نفت به قتل رسیده باشند. این پرونده از سوی اداره تحقیقات که آن زمان یکی از شعبههای مهم دادگستری بود مورد بررسی قرار گرفت. ادارهای که مسئولیت رسیدگی به یکی از بزرگترین پرونده‌های قتل در آمریکا را به عهده گرفته بود، بعدها به پلیس فدرال آمریکا (FBI) تغییر نام داد. این کتاب، شرح جزئیات تحقیقات اخیرFBI پیرامون این کشتارها و همچنین محاکمه و محکومیت نهایی «ویلیام هیل» به عنوان مغز متفکر این توطئه است.

کتاب «قاتلین ماه گل» که با نظرات مثبت منتقدان مواجه شد به فصلی فراموششده از تاریخ آمریکا می‌پردازد که اعضای قبیله اوسیج آن را برملا کردهاند؛ فاجعهای که روح هر انسانی را میخراشد. این اثر، شرح مبارزه یک ملت برای حفظ فرهنگ خود و تلاش برای ممانعت از ورود اجباری به دنیای مدرن است. گرن که خود یک روزنامهنگار است، طی تحقیقاتش به آرشیوی کمیاب از عکسهای قربانیان دست یافت و مدارکی را که پرده از یکی از شومترین جنایات تاریخ آمریکا برمیداشت در کتابش منتشر کرد. اما او به همینها بسنده نکرد بلکه با تکیه بر منابع اولیه و منتشرنشده، به افشای شبکه‌ای از توطئه و فساد پرداخت که بسیار گسترده‌تر از آن چیزی است که حتی FBI گمان می‌کرد.

مارتین اسکورسیزی، کارگردان شهیر آمریکایی در اکتبر 2023، با اقتباس «اریک راث» از این کتاب، فیلمی را با نام قاتلین ماه‌گل (Killers of the Flower Moon) ساخته. این فیلم که در ژانر وسترن حماسی رده‌بندی می‌شود با بودجه‌ای بالغ بر 200میلیون دلار تولید شده و طبق گزارش‌ها، گرانترین فیلمی است که تاکنون در این ایالت فیلمبرداری شده است.

اسکورسیزی از اینکه توانسته فیلمبرداری این اثر را در اوکلاهاما انجام دهد، یعنی همان ایالتی که این جنایات در آن به وقوع پیوسته، ابراز خوشحالی کرده و همچنین از ملت اوسیج و مشاورانش برای زنده کردن این داستان روی پرده و جاودانه ساختن برهه‌ای از تاریخ آمریکا که نباید فراموش شود، قدردانی کرده است. تماشاگران پس از مشاهده این فیلم در جشنواره کن، 9دقیقه به حالت ایستاده سازندگان آن را تشویق کردند.

این کتاب در ایران با ترجمه‌های مختلفی منتشر شده تا جایی که چندین ترجمه از آن در حال حاضر در بازار کتاب ایران موجود است. با این حال از «قاتلان ماه گل» ترجمه سیدمحمد علوی که به تازگی از سوی نشر «تداعی» ترجمه و منتشر شده، می‌توان به عنوان یکی از ترجمه‌های مقبول نام برد.

جایی که عاشق بودیم
ماجرای دختر و پسری که هم‌زمان برای خودکشی به برجی می‌روند اما…
رمان «جایی که عاشق بودیم» اثر نویسنده آمریکایی، جنیفر نیوِن است. این در سال 2016 و با الهام از زندگی شخصی خود نویسنده نوشته شده. ماجرا مربوط به دختر و پسری نوجوان به نام‌های «تئودور فینچ» و «ویولت مارکی» است. فینچ پسری است که والدینش از هم جدا شده‌اند. او یک نوجوان بدسرپرست است و همسالانش به او برچسب‌های عجیب و غریب میزنند، در نتیجه مدام به مرگ فکر می‌کند.

ویولت نیز پس از مرگ خواهرش که 9 ماه پیش در یک سانحه رانندگی جانش را از دست داده با حسی از تقصیر قصد دارد به زندگی خودش خاتمه دهد. این دو هم‌زمان از ساختمان ناقوس مدرسه بالا میروند و تصمیم میگیرند خودشان را از لبه ایوان برج پرت کنند. اما سرنوشت، آنها را به هم نزدیک میکند. آن دو که قبلاً آشنایی نزدیکی با هم نداشتند، از دیدن یکدیگر متعجب میشوند و گفت‌وگویی میانشان به جریان میافتد که هر دوی آنها را از تصمیم به خودکشی منصرف کرده و به آنها مهلت دوباره‌ای برای زندگی میبخشد. فینچ دچار افسردگی دوقطبی است، خانودهاش او را درک نمی‌کنند و او با افکار خودکشی به انزوا فرو رفته است.

دو شخصیت اصلی پس از آن دیدار، با هم در فیسبوک حرف میزنند و تصمیم می‌گیرند برای انجام پروژه درسیشان با یکدیگر به اطراف ایالت ایندیانا سفر کنند؛ سفری که به زندگی آنها معنایی دوباره میبخشد. آن دو به هم دل میبندند و این رابطه اندک اندک به بهبودی هر دوی آنها کمک میکند. اما چالش این دو نفر به همینجا ختم نمیشود و قرار است نویسنده حسابی غافلگیرمان کند. داستان از دید دو شخصیت اصلی، به صورت گفت‌وگوی ذهنی و به شکلی متناوب روایت میشود. این سبک به خواننده کمک می‌کند تا روند کنار آمدن ویولت با فقدان خواهرش و وضعیت روانی رو به وخامت فینچ را درک کند.

بیماری روانی در دوران معاصر، بیش از آنچه تاکنون به آن پرداخته‌ایم نیازمند توجه است. نویسنده، شجاعانه به موضوع خودکشی که در تمام جوامع نوعی تابو به حساب میآید، پرداخته و نشان می‌دهد که یک نوجوان بیمار در خانواده تا چه میزان میتواند مورد بدفهمی قرار گیرد. او در تمام سطرها، داستانی زیبا و دردناک را روایت میکند و خواننده را به این حقیقت رهنمون میکند زندگی سراسر نامرادی نیست و ناامیدکننده‌ترین آدم‌ها هم اگر در کنار فرد مناسب قرار گیرند قادرند به انسان‌هایی درخشان تبدیل شوند. شخصیت‌های چندلایه، زبان روان و سرعت روایی بالا، همراه با تضمینی که در پایان به ماجرای ویرجینیا وولف و خودکشی او در رودخانه گنجانده شده، از نقاط قوت رمان محسوب می‌شود.

گرچه فیلمی سینمایی از روی این رمان جذاب ساخته شده، اما هرگز جای کتاب را نمی‌گیرد. کتاب، نوشته جنیفر نایوِن، نویسنده‌ای آمریکایی است که فعالیتش را از سال 2000 آغاز کرده است. او نویسنده 11 کتاب پرفروش است، اما رمان «جایی که عاشق بودیم» او را به شهرتی جهانی رساند. این رمان، برنده جایزه امی از سوی مجله نیویورک تایمز، برنده بهترین کتاب جوانان به انتخاب گودریدز و بهترین کتاب سال از سوی مجله تایم شد. کتاب‌های نایون به بیش از 75 زبان ترجمه شده. او علاوه بر رمان، نمایشنامه می‌نویسد، روزنامه‌نگاری می‌کند و دستیار تهیه‌کننده در شبکه تلوزیونی NBC است. رمان «جایی که عاشق بودیم»‌ با ترجمه فرانک معنوی از سوی نشر «میلکان» منتشر شده است.

عطر (سرگذشت یک قاتل)
قاتلی که تصمیم گرفته با قتل‌های پی‌درپی به ساخت عطری ماورایی دست یابد
بدون شک بویایی، یکی از برانگیزاننده‌‌ترین حواس آدمی است و جای تعجب نیست که ادبیات سرشار از رنگ‌‌ها و بوهاست. از عطر وانیل در کیک مادلین که مارسل پروست را در رمانش مدهوش می‌‌کرد، تا بنفشه‌‌های اسکار وایلد که عطرشان خاطرات مردگان را بیدار می‌‌کرد، اما عطری که پاتریک زوسکیند، نویسنده آلمانی کتاب «عطر» (سرگذشت یک قاتل)، اختراع می‌‌کند، انقلابی است برپاشده در تمام حواس آدمی. این کتاب با فروش بیش از 20 میلیون نسخه و ترجمه به 49 زبان دنیا، یکی از مشهورترین و موفق‌‌ترین رمان‌‌های آلمانی قرن بیستم است. نویسنده، پاتریک زوسکیند، رمان‌‌نویس و نمایشنامه‌‌نویس، در سال 1949 در آلمان به دنیا آمد.

او را بیشتر به دلیل نوشتن رمان «عطر» (سرگذشت یک قاتل) می‌‌شناسند؛ رمانی که یک فیلم سینمایی به همین نام با کارگردانی «تام تایکور» در 2006 از آن اقتباس شد. رمان «عطر»، خیلی بیشتر از یک روایت معمایی جنایی، عامه‌پسند است حتی می‌‌توان گفت طبقه‌‌بندی ژانرها را به چالش می‌‌کشد. ژان باپتیست گرنوئی، شخصیت اول رمان، در محقّرترین، متعفّن‌‌ترین و حتی فاسدترین بازارهای قرن هجدهم فرانسه به دنیا آمده. نویسنده می‌‌گوید انسان امروزی به ندرت می‌‌تواند بوی مشمئزکننده‌‌ چنین فضایی را تصور کند: ترکیبی از کود، فضولات موش، گوگرد دباغ‌‌خانه‌‌ها، مدفوع انسان، خون انباشته‌‌شده در کشتارگاه‌‌ها و غذای فاسد و بوهای دیگر!

با آنکه مادر ژان یک بدکاره، مبتلا به نقرس، سیفلیس و سل بود اما توانست پنجمین نوزاد نامشروعش را در غرفه ماهی‌‌فروشی، سالم به دنیا بیاورد. اما این نوزاد را نیز مانند چهار نوزاد قبلی، در پایان روز همراه با زباله‌‌های خونی و امعا و احشاء ماهی‌‌ها به دور انداخت! با این‌‌حال ژان از آنها خوشبخت‌‌تر بود چون توانست خیلی شدید گریه کند و مردم صدایش را از لای کثافت‌‌ها و زباله‌‌ها بشنوند؛ او شانس زندگی را به دست آورد، به کلیسا سپرده شد و تحت مراقبت پرستارهای متعدد قرار گرفت. اما انحرافی در طبیعت او، موجب شده بود بویایی خارق‌‌العاده‌‌ای داشته باشد، به نحوی که در کودکی قادر بود با چشمان بسته، آدم‌‌ها را از بوی بدن‌شان دقیقاً تشخیص دهد.

ژان ابتدا در یک دباغی شاگردی می‌‌کند و بعد با بختیاری، شاگرد یک عطرساز می‌‌شود. به تدریج، این موهبت خارق‌‌‌‌العاده و اشتیاقش به رایحه‌‌های مختلف او را به فردی ممتاز در جامعه تبدیل می‌‌کند. اما این موفقیت برای ژان کافی نیست؛ سقوط او از این خوشنامی زمانی اتفاق می‌‌افتد که تصمیم می‌‌گیرد «خدای قادر مطلق عطرها» شود. او می‌‌داند کسی که بر عطر حکومت می‌‌کند، بر دل انسان‌‌ها نیز حاکم خواهد شد. در نهایت او روش ترکیب نفیس‌‌ترین رایحه را کشف و زندگی‌‌اش را وقف ساختن آن کرد.

در تمام سال‌‌های زندگی ژان، هیچکس به او محبت نورزیده بود، لمسش نکرده و آموزش درستی ندیده بود. حالا به مردی بی‌‌وجدان و کاملاً خودشیفته تبدیل شده بود. اما آیا می‌‌توان او را بابت جنایتی که در مورد زنان جوان و زیبا مرتکب شد، تبرئه کرد؟ داستان سوررئال مأموریت این بیمار روانی، با تصویری غیرمنتظره و محیرالعقول به پایان می‌‌رسد.

نویسنده رمان، زوسکیند، رمان‌های دیگری هم نوشته که از جمله آن‌ها می‌توان به «کنتر باس» (1981)، «کبوتر» (1988)، «داستان آقای سامر» (1991)، «سه داستان و یک بازتاب» (1996) اشاره کرد و همچنین «مجموعه مقالاتی در باب عشق و مرگ» را در سال 2006 به رشته تحریر درآورده است.این رمان، نخستین بار 1985 منتشر شد و در ایران با ترجمه مجدد حسین منصوری از سوی نشر ثالث در سال 1401 منتشر شده است.

بروکلین
آلیس از ایرلند به نیویورک مهاجرت می‌کند تا زندگی تازه‌ای را آغاز کند اما…
رمان «بروکلین» یکی از محبوب‌‌ترین و معروف‌‌ترین آثار نویسنده ایرلندی «کولم توبین» است که به‌تازگی توسط دنیس آژیری از سوی انتشارات «مروارید» چاپ شده. این اثر که در سال 2009 انتشار یافت توانست علاوه بر کسب جایزه «رمان کاستا»، در فهرست نهایی «جایزه ادبی دوبلین» و فهرست «جایزه من‌‌بوکر» قرار بگیرد. بروکلین به 22 زبان ترجمه شد و 250 هزار نسخه از آن به فروش رفت. همچنین از سوی نشریه «آبزرور» در سال 2012 به عنوان یکی از 10 رمان تاریخی برتر معرفی شد.

«بروکلین» را می‌‌توان یکی از شخصی‌‌ترین آثار این نویسنده به شمار آورد، زیرا در آن به تاریخچه خانوادگی به ویژه پس از مرگ عمه‌‌هایش می‌‌پردازد. توبین برای نوشتن این رمان تحقیقات زیادی انجام داده و به ویژه تاریخ شفاهی بروکلین دهه 1950 را از طریق مصاحبه با ساکنان آن مورد واکاوی قرار داده است. سال 2015 بود که یک فیلمنامه‌‌نویس به نام «نیک هورنبی» از این رمان اقتباسی برای یک فیلم سینمایی انجام داد و «سائورس رونان» در آن ایفای نقش کرد.

این فیلم توانست جایزه بهترین فیلم آکادمی بریتانیا را از آن خود کند. رمان از زمانی آغاز می‌‌شود که اندکی از اتمام جنگ جهانی دوم گذشته؛ کار پیدا کردن در ایرلند دشوار شده، به خصوص در شهرهای کوچکی همچون «انیس‌‌کورتی» که قهرمان داستان «ایلیس لیسی» در آن متولد و بزرگ شده است. ایلیس دختری است حدوداً 20ساله، مشغول تحصیل حسابداری و در آرزوی آنکه روزی مانند خواهر بزرگ و زیبایش شغل ثابتی پیدا کند.

ایلیس سه برادر دارد که هر سه به انگلستان رفته‌‌اند، پدرش مرده و مادر در وضعیت نامناسبی زندگی می‌‌کند. او آرزو دارد که ازدواج کند و در زادگاهش خانواده‌‌ای تشکیل دهد. در این هنگام یکی از آشنایان خواهرش با مشاهده وضعیت و روحیات ایلیس به او وعده می‌‌دهد که می‌‌تواند با حمایت مالی فراهم شده، برای استخدام در یک فروشگاه بزرگ و همزمان با ادامه تحصیل به نیویورک برود. چند ماه پس از آنکه مادر موافقت می‌‌کند، ایلیس راهی نیویورک می‌‌شود.

او اتاقی را در خانه زنی مهربان اجاره کرده و کارش را شروع می‌‌کند. طولی نمی‌‌کشد که او با مردی جوان به نام تونی آشنا می‌‌شود و به او دل می‌‌بازد و سرانجام تصمیم می‌‌گیرد با او ازدواج کند. تونی قرار است به لانگ آیلند مهاجرت کند و همراه با برادرانش زمینی بخرند و خانه‌‌های‌شان را آنجا بسازند، بنابراین ایلیس با مهارت‌های حسابداری‌‌اش می‌‌تواند به آنها کمک کند. او از این موضوع حسابی شادمان است، اما ناگهان با شنیدن خبر فوت خواهر بزرگش برای ادای احترام به خانواده به ایرلند می‌‌رود.

از آنجا که تونی نگران است ایلیس دیگر بازنگردد از او می‌‌خواهد که قبل از رفتنش با هم ازدواج کنند. ایلیس می‌‌پذیرد اما هنگامی که به خانه بازمی‌‌گردد و خانواده و دوستان قدیمی‌‌اش را ملاقات می‌‌کند احساس می‌‌کند شاید ازدواجش با تونی اشتباه بوده است. او که هنوز کسی را از این ازدواج مطلع نکرده با پسری به نام جیمی از همسایگان قدیمی‌‌اش شروع به معاشرت و گردش می‌‌کند.

اما در نهایت درمی‌‌یابد که قلبش واقعاً با تونی و در آمریکاست. رمان «بروکلین»، پرتره زن جوانی است که از محیطی کوچک، محدود و قابل پیش‌‌بینی به آمریکای پیش از ریاست جمهوری کندی مهاجرت می‌‌کند، به درون خودش بازمی‌‌گردد و انتخاب‌‌هایش را مورد آزمون قرار می‌‌دهد.
«بروکلین» نوشته کولِم تولین با ترجمه دنیس آژیری از سوی نشر «مروارید» چاپ شده است.

دفتر خاطرات
داستانی عاشقانه بعد از جنگ جهانی دوم که مخاطبان فراوانی یافت
«دفتر خاطرات» نوشته نیکلاس اسپارکس، از زبان مردی آغاز می‌شود بیمار و در انتظار مرگ اما در همین دوره به دفتر خاطراتی پناه برده که داستانی عاشقانه را روایت می‌کند. ماجرا در فضای بعد از جنگ جهانی دوم در کارولینای شمالی می‌گذرد و قصه از این قرار است که مردی سی‌و‌یک ساله‌ به نام نوآ بعد از جنگ جهانی دوم به منطقه ساحلی کارولینای شمالی بازگشته و دائما با تصویر دختری که سال‌ها قبل از دست داده، دست و پنجه نرم می‌کند.

آلی، دختری از طبقه تراز اول اجتماع که بیست و نه سال دارد نیز در شرف ازدواج با یک وکیل ثروتمند است اما نمی‌تواند فکر پسری را که مدت‌ها پیش تعلق خاطر به او داشته، از سرش بیرون کند. آن‌ها سال‌ها قبل، با عشقی آتشین اما نافرجام از هم جدا شده‌اند و حالا بعد از مدت‌ها یکدیگر را یافته‌اند. تا به حال میلیون‌ها نسخه از رمان «دفتر خاطرات» به فروش رسیده و توانسته نظر بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند؛ هرچند عده‌ای هم آن را صرفا کاری سانتیمانتال دانسته‌اند. این کتاب در سال 1996 به بازار عرضه شد و نویسنده در سال 2003 ادامه‌ای هم با عنوان «جشن عروسی» برای آن نوشت.

اما «دفتر خاطرات» مثل بیشتر کتاب‌های نیکولاس اسپارکس قابلیت درام داشت و در سال 2004 فیلمی به کارگردانی نیک کاساوتیس بر اساس آن ساخته شد. در نهایت هم این فیلم توانست نامزد و برنده جوایز متعددی شود.اما درباره نویسنده کتاب، نیکولاس چارلز اسپارکس، باید گفت او متولد 31 دسامبر 1965، نویسنده، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده آمریکایی است. اسپارکس در اوماها در ایالت نبراسکا به دنیا آمد. او در سال 1984 دوران دبیرستان را به پایان رساند و برای تحصیل در رشته مدیریت کسب‌وکار در دانشگاه نوتردام ثبت‌نام کرد و در سال 1988 با موفقیت فارغ‌التحصیل شد.

اسپارکس همچنین در آن سال، با همسر آینده‌اش، کتی کوت، آشنا شد. آن‌ها در 22 جولای 1989 ازدواج کردند و به کارولینای شمالی نقل مکان کردند. این زوج، صاحب 5 فرزند هستند. در بخشی از کتاب او آمده است: «او هنوز گریه می‌کند. می‌دانم که بعد از رفتن آنان سکوت برقرار می‌شود. شور و هیجان صبح همیشه او را ناراحت می‌کند و امروز هم استثنا نیست. بالاخره پرستاران آفتاب‌گیرها را بالا می‌زنند و می‌روند. پیش از رفتن، آرام روی دست من می‌زنند و لبخندی تحویلم می‌دهند.

منظورشان چیست، نمی‌دانم… لحظه‌ای به او خیره می‌شوم، اما او حتی نگاهی به من نمی‌اندازد. می‌دانم دلیلش این است که مرا نمی‌شناسد. من برای او بیگانه هستم. سپس نگاهم را از او برمی‌گیرم، سرم را خم می‌کنم و در دل دعا می‌کنم که خداوند قدرت لازم را به من بدهد.

من همیشه مومن و معتقد به خدا و قدرت دعا بوده‌ام و صادقانه بگویم، ایمان و اعتقاداتم سوال‌هایی را برایم پیش آورده است که بی‌برو برگرد بعد از مرگم جواب آنها را می‌خواهم. حالا آماده‌ام. به جز عینکم، ذره‌بینی هم از جیبم بیرون می‌آورم و آنها را روی میز می‌گذارم تا دفترچه‌ام را باز کنم. دوبار باید سر انگشتانم را با زبان تر کنم تا به‌خوبی بتوانم جلد دفترچه را ورق بزنم و به صفحه اول برسم. بعد ذره‌بین را بر می‌دارم…»کتاب «دفتر خاطرات» نوشته نیکولاس اسپارکس با ترجمه طاهره صدیقیان از سوی نشر «کتابسرای تندیس» منتشر شده است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.