روزنامه هفت صبح، کسری ولایی| مردی با دوربین: ترکیب مستند و کمدی بهاندازه کافی غرابت دارد اما مطمئن باشید که هنگام تماشای «چگونه با جان ویلسون» که به فصل سوم و آخر رسیده، ذرهای از این غرابت باقي نميماند و مقدار زیادی هم قرابت بهبار میآورد! جان ویلسون یک روشنفکر دستپاچه نیویورکی است که دوربین به دستش گرفته و راه افتاده در خیابانها تا درباره موضوعات مختلف یک شوی مستند بسازد؛ مستند بهغیر از صدای راوی، تصاویر عجیب و غریب از سطح شهر و گفتوگو با آدمهای معمولی چیزی ندارد.
شگفتی از جایی آغاز میشود که جان ویلسون روی احمقانهترین سوژههای ممکن دست میگذارد و با کنکاش ایدهها تا قرائتهای غیرمنتظرهای پیش میرود که عقل جن هم بهشان نرسیده. گفتوگوی کوتاه در خیابان با غریبهها، داربست(!)، تقویت حافظه و… موضوعات این مستند کمدی است که هر فصل آن از شش اپیزود حدودا نیمساعته تشکیل شده.
یک روش مناسب برای پی بردن به میزان پیوستگی فرم و معنا این است که تصور کنید اثر مورد بحث در یک مدیوم دیگر چه سرنوشتی پیدا میکرد و آیا ممکن بود بهتر جواب بدهد؟ شاید سخت باشد ولی این کارآمدترین روش ممکن برای سنجش میزان اصالت یک اثر به صورت مجرد است.
از این نظر «چگونه با جان ویلسون» یکّه است. اصلا نمیفهمید که این ترکیب سوررئال از متن و تصویر چگونه بهوجود آمده و سیر ایدهها از نقطه الف به ب چطور اتفاق میافتد. «چگونه…» تصاویری را از نیویورک نشان میدهد که احتمالا تا به حال ندیدهاید. بعد روایتی دارد که انگار یکی مثل وودی آلن عمدا در هجو نریشنهای روشنفکرانه نوشته و خوانده. تطبیق متن و تصاویر در مرحله بعدی خودش به یک کولاژ گداری عجیب میرسد و باز فراتر از این، روایت در پی یافتن یک مفهوم ادامه پیدا میکند.
حاصل کار شکل کمتر تجربهشدهای از یک کمدی سطح بالا و البته روشنفکرانه است. مثلا یک اپیزود با ایده بررسی نقش «داربست» در هویت شهری نیویورک آغاز میشود و آخر میرسد به این برداشت که انسانیت با مفهوم داربستهای محافظ در زمینههای مختلف گره خورده در حالی که خطر جزیی از ذات هستی و در عمل ناگزیر است!
جان ویلسون در مرحله اول انگار دارد مدیوم «مستند» را به هجو میکشد. بعد در عین جدیت و پذیرش قراردادهای مدیوم، معنایی که در بستر مستند رویش دست گذاشته به سمت هجو میل میکند. نهایتا از این هجو و ساختارشکنی دوباره به یک معنا و ارزش جدید میرسد که انتظارش را ندارید. از این نظر، «چگونه با جان ویلسون» میتواند در کنار دیگر آثار شاخص جریان متامدرنیسم هزاره جدید قرار بگیرد که حالا دیگر از مرز ناخودآگاهی گذشته و آگانه شاهد تکرار و بازتولید تاثیرات ساختههای قبلی روی محصولات نسلهای جدید هستیم. در نتیجه اگر دنبال یک تجربه سینمایی بکر و ویژه هستید، تماشای این مجموعه مستند را از دست ندهید.
زنانی با حرفهای ناگفته
آنتولوژی یکی از فرمتهای جذاب و البته بیشتر حاشیهای دنیای سینما است که بارها سینماگران بزرگ و کوچک را وسوسه کرده تا با کنار هم گذاشتن فیلمهای کوتاه خود به تجربهای تازه از همگرایی چند نگاه متفاوت برسند. «قصههای شورانگیز» (عنوان Lust Stories را با همین ترجمه قبول کنید!) ماجراجویی تازهای در سینمای هند است که با همراهی نتفلیکس ممکن و قسمت دوم آن نیز اخیرا منتشر شده. وقتی فیلمسازانی با خاستگاه و سلیقه متفاوت روی موضوع اسمش را نبری همچون تمایلات جنسی زنانه دست گذاشته باشند، چشمها گردتر هم میشود!
«قصههای شورانگیز» از اپیزودهای مجزا تشکیل شده؛ داستانهای مختلف که تنها نقطه اشتراک آنها پرداختن به مفهوم زنانگی و تنانگی در هند معاصر است. همانطور که جغرافیای قصهها اپیزود به اپیزود تغییر میکند، لحن و فرم فیلمها هم ربطی به هم ندارد. مثلا فیلم زویا اختر در عین سادگی روایتی تلخ و تکاندهنده دارد از دختر کارگری که در سکوت و روزمرگی، لذت و تحقیر وجودی را در یک خانه پشتسر میگذارد و در پایان روز با پرسشهای عمیق اگزیستانسیالیستی در باب زنانگی خانه را ترک میکند.
فیلم کاری را میکند که از یک داستان کوتاه معرکه انتظار میرود. یا کاران جوهر، یکی از غولهای بزرگ بالیوود امروز، رزق و برق و گرمای جاری در جریان اصلی سینمای هند را به کار میگیرد برای یک کمدی وقيحانه که به سختی میتوانید در برابر شوخیهایش مقاومت کنید. این روند در قسمت دوم هم ادامه پیدا کرده و باز هم با لحن و حتی ژانرهای متفاوت و متضاد مواجه هستیم.
معمولا فیلمهای آنتولوژی، حتی اگر نامهای بزرگی بر روی آن سنگینی کند، برای جدی گرفته شدن کار سختی دارند. اما چیزی که میتواند آثاری مانند همین «قصههای شورانگیز» را به تجربهای دیدنی تبدیل کند تنوع و خلاقیت در قصهگویی است. این مجموعه هندی مانند خیلی از آثار دیگر که حتما تا به امروز دیده و شنیدهاید، به مخاطبش ثابت میکند بعد از میلیونها سال حیات بر روی زمین، چقدر حرف ناگفته درباره کالبد جسمانی بشر و غرایز سرکوب یا منفجر شده باقی مانده.
هرچند تمام اپیزودهای «قصههای شورانگیز» در یک سطح قرار ندارند و گاه موضوع خیلی ساده و در حد ویدئوهای آموزشی است، به طور کلی خیلی روان پیش میرود و در پایان تبدیل میشود به شنای سرعتی در بخش عمیق استخری که پر است از حرفهای ناشنیده زنانه؛ پیشنهادی جذاب و ساده برای آشنایی بیشتر با سینمای آلترناتیو هند که روز به روز اهمیت و نفوذ بیشتری پیدا میکند.



