روزنامه هفت صبح| این را که برای علیرضا بیرانوند چه اتفاقی خواهد افتاد و فصل آینده به استقلال خواهد پیوست یا نه، نمی‌دانیم. لااقل تا لحظه نوشتن این مطلب هنوز هیچ چیز مشخص نشده است‌ اما اینکه هنوز عده‌ای هستند که پرسپولیسی بودن بیرو را علم می‌کنند تا انتقالش به استقلال را غیرقابل قبول بدانند، خیلی عجیب است. بامزه اینجاست که هم عده‌ای هواداران استقلال و هم عده‌ای از پرسپولیسی‌ها، به همین بهانه نمی‌خواهند او آبی‌پوش شود! خیلی عجیب است!

همین 4 روز پیش بود که مهرداد محمدی به استقلال پیوست. فیلم مصاحبه او با فردوسی‌پور در برنامه نود موجود است که در آن می‌گوید یک پرسپولیسی متعصب است و به همراه برادرش و یکی از لیدرهای باشگاه همیشه در جایگاه 26 ورزشگاه آزادی یعنی جایگاه متعصب‌ترین هواداران پرسپولیس می‌نشست! او چند سال پیش هم اعلام کرده بود که چون قلبش با پرسپولیس است، پیوستنش به استقلال خیانت به خودش و این تیم است! اصلا محمدی را کنار بگذاریم!

از مهدی هاشمی‌نسب پرسپولیسی‌تر داریم؟ به دعواهای این سال‌های اخیرش با مسئولان و هواداران پرسپولیس نگاه نکنید. او هنوز هم که هنوز است یک پرسپولیسی متعصب است و اگر حرفی هم می‌زند از روی لجبازی یک عاشق «شکست خورده» و «اشتباه کرده» است! اما او هم یک روز به استقلال آمد! این را هم اضافه کنید که بیرانوند از ابتدا استقلالی بود و فقط به این دلیل آبی‌پوش نشد که استقلال سیدمهدی رحمتی را داشت!

در واقع اگر هم قرار بود تعجب کنیم، باید از پیوستن او به پرسپولیس تعجب می‌کردیم نه مذاکره‌ امروزش با استقلال! دوره این حرف‌ها و این اعتقادات سال‌هاست که گذشته است. قبول کنید که دیگر تعصب و عشق و علاقه حرف اول را نمی‌زند. بازیکن هم انسان است و کاری را می‌کند که فکر می‌کند به سودش است. بیایید برای همیشه این حرف‌ها را فراموش کنیم. الان دوره، دوره حرفه‌ای‌گری و پول است. تعصب و عشق و علاقه کیلو چند؟

کاش حال بدتان را اطلاع‌رسانی می‌کردید!
چند سال پیش، یک بنده خدایی با وعده و وعید کار در بوشهر سر ما را کلاه گذاشت ولی ما با پلیس‌بازی توانستیم پیدایش کنیم. قرار شد به منزلش برویم و او پولی را که از ما گرفته بود پس بدهد. مقابل منزلش منتظر ماندیم اما یکی دو دقیقه بعد یک ماشین از پارکینگ خارج شد و چند ثانیه بعد دیدیم که جناب کلاه‌بردار سرش را از صندلی عقب ماشین بالا آورده و دارد به ما می‌خندد!

چیزی که باعث شد یاد این ماجرا بیفتیم، ماجرایی بود که دوشنبه در مقابل ساختمان باشگاه پرسپولیس رخ داد. جناب رضا درویش مدیرعامل باشگاه در صندلی عقب ماشین دراز کشیدند و خودشان را مثلا استتار کردند تا مجبور نباشند با خبرنگاران و هواداران رودررو شوند. ماجرا وقتی جالب شد که یکی از خبرنگاران حاضر در صحنه با صدای بلند اعلام کرد که از روی انگشتر آقای درویش او را شناسایی کرده است که خب این نشان می‌دهد که دیگر نمی‌شود به همین راحتی همه چیز را پنهان کرد.

اگر واقعا ماجرا همین استتار بوده باشد، باید از جناب درویش و مسئولان باشگاه انتقاد کرد که شان خودشان و باشگاه را رعایت نکرده‌اند. اصلا صورت خوبی ندارد که یک مقام مسئول در یک باشگاه بزرگ و پرهوادار به این شکل بخواهد از پاسخگویی فرار کند اما ظاهرا مسئولان باشگاه اعلام کرده‌اند که ماجرا یک استتار نبوده و حال ایشان به خاطر اتفاقات رخ داده خراب شده بود و راهی درمانگاه شده بودند!

نمی‌دانیم چند نفر این حرف‌ها را باور می‌کنند اما ما بنا را بر صداقت می‌گذاریم و می‌پذیریم که ایشان نمی‌خواستند از دست خبرنگاران و هواداران فرار کنند اما آیا نمی‌شد در همان لحظه کسی در باشگاه شرایط را توضیح بدهد و این همه شائبه ایجاد نشود؟ قطعا برای خود آقای درویش هم بهتر بود و هواداران متوجه می‌شدند که حال ایشان به خاطر اتفاقات رخ داده خراب شده و به خاطر همین تعصب و علاقه، قطعا بین هواداران محبوب‌تر هم می‌شدند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.