روزنامه هفت صبح، احمد رنجبر| پنجشنبه گذشته و با پخش قسمت بیستم آکتور، پرونده این سریال در پلتفرم فیلیمو و نماوا بسته شد. آکتور اولین سریال نیما جاویدی است که پیشتر به خاطر فیلم سرخپوست تحسین مخاطبان و منتقدان را به خود دیده بود. او در آکتور داستان سه بازیگر تئاتر را محور قرار داد که تصمیم میگیرند در زندگی واقعی، نقشهایی هم ایفا کنند. ایده درخشان است و موقعیتی ویژه فراهم میکند تا هم به هنر بازیگری ادای دین شود و هم بخشی از واقعیتهای جامعه به چشم بیاید. سریال از منظر فیلمنامه امتیاز کم ندارد اما نمیتوان برخی ضعفها مثل نمایش نهچندان جذاب از دلدادگی علی و نازی و نیز افت قصه در برخی قسمتها را نادیده گرفت.
در قسمت آخر هم نوعی شتابزدگی دیده میشود؛ در حالی که انتظار میرفت فرجام سرنوشت شخصیتها هموزن موقعیتهای آنها در طول داستان باشد. با این همه، آکتور در مجموع نمره قبولی میگیرد و همین که فضایی کاملا متفاوت نسبت به دیگر سریالها دارد، یک امتیاز ویژه است. بازی بازیگران هم اتفاق مهم دیگر سریال است؛ برخی موقعیتی خوب برای عرضاندام در اختیار داشتند و برخی نه. درباره آنها در پرونده امروز نوشتهایم اما نباید چند نقش فرعی دیگر را از یاد برد. نمونهاش بازی خوب مونا فائزپور همسر احمد مهرانفر که در قسمت چهاردهم نقش زنی معتاد را برعهده داشت. آکتور، آزمون موفق بابک اسکندری برای قدرتنمایی در هنر گریم نیز هست.
نوید محمدزاده / علی همتی
با چه سابقهای آمد؟ قورباغه اولین سریال خانگی نوید محمدزاده است که در آن عملکردی موفق داشت. او زمانیکه هنوز مطرح نبود در سریال تلویزیونی سهمی برای دوست بازی کرد که بیشتر حکم دستگرمی برایش داشته است.
چالشهایی که داشت؟ علی همتی دارای یک خانواده متمول است اما پس از مشاجره با پدر، راهش را کج میکند و سراغ بازیگری میرود. او دارای دو هویت واقعی است با دو صدا و اکت مختلف؛ یکی مربوط میشود به دوران آشتی با خانواده و دیگری مربوط میشود به زمان جدایی. علاوه بر این برای تامین بودجه یک نمایش، میپذیرد نقشهایی جور واجور در زندگی واقعی اجرا کند. محمدزاده 9 بار وارد جلد
آدمهای مختلف شد: زورگیر، کارگر لولهکش، معتاد، مردی میانسال، پیرمردی پولدار که تصمیم به اقامت در خانه سالمندان گرفته، همکلاسی و دوست دبیرستان همسر سابق نازی، مامور نیروی انتظامی، کارآگاه و مهاجر افغان. در طول سریال نیز او را گاهی در حال تمرین برای رسیدن به نقش بازیگر تئاتر لالهزار دیدیم.
نتیجهای که رقم خورد: محمدزاده تجربهای جدید، متفاوت و تحسینبرانگیز در سریال آکتور از سر گذراند. او توانایی خود در قالبهای مختلف را به رخ کشید و توانست شخصیتهای متفاوت را باورپذیر ارائه کند. گریمهای سنگین بهخوبی بر چهرهاش نشست و بازی و صدا به خدمت جذاب شدن نقشها درآمد.
احمد مهرانفر / مرتضی
با چه سابقهای آمد؟ خاستگاه احمد مهرانفر، مثل نوید محمدزاده تئاتر است. شهرتش به نقش ارسطوی سریال پایتخت باز میگردد و پیش از آکتور در سریالهای خانگی شاهگوش، ابله، سالهای دور از خانه و جادوگر بازی کرده بود. شاهگوش مهمترین اتفاق کارنامه مهرانفر در عرصه سریالهای خانگی است.
چالشهایی که داشت؟ مرتضی رفیق صمیمی علی است و برای اجرای تئاتر دو نفره خود نقشهایی در جامعه بازی میکنند تا پول نمایش جور شود. او در این نمایش عهدهدار نقش عزتالله مستوفی، نویسنده داستانهای کارآگاهی است. مرتضی بر عکس علی در زندگی شخصی خود نقش ایفا نمیکند؛ عاشق سارا است اما زور رقیب میچربد. مهرانفر علاوه بر نقش مرتضی و نیز مستوفی، وارد جلد این
شخصیتها هم شد: زورگیر، کارگر لولهکش آبادانی، ساقی موادمخدر، پیرمرد پولدار، نعمت دوست صمیمی خسرو؛ پیرمردی پولدار، حراف و هوسباز، مامور نیروی انتظامی و مهاجر افغانستانی.
نتیجهای که رقم خورد: برای احمد مهرانفر هم سریال آکتور فرصتی مغتنم بود تا در جلد شخصیتهای مختلف برود و اینگونه توان و استعداد بازیگریاش را عرضه کند. او از این موقعیت بهرهای خوب برد و از صدا، لهجه و رفتار برای ارائه نقشهایی متنوع استفادهای بهینه کرد. سریال آکتور عجالتا مهمترین اتفاق کارنامه مهرانفر لقب گرفته است.
هستی مهدوی / آلما
با چه سابقهای آمد؟ فعالیت هستی مهدوی در عرصه تصویر، اواخر دهه هشتاد شروع شد. او علاوه بر سینما، در سریالهای تلویزیونی هم بازی کرد مثل: جراحت، مادرانه، سایهبان و … . آکتور اولین تجربه او از سریالهای خانگی است.
چالشهایی که داشت؟ آلما از شهرستان به تهران آمده است و به همراه مادرش زندگی میکند؛ تمکن مالی ندارد اما نامزد پولدارش را رها میکند، چون پدر او مخالف بازیگری عروسش است.
علی از آلما میخواهد برای ایفای نقشها در جامعه همراهشان باشد تا او نیز به پولی برای گذران زندگی برسد. مخاطب در شرایطی با آلما آشنا میشود که در یک تئاتر نقش دختر معتاد را بازی میکند. او در سریال آکتور مرتضی و علی را در این نقشها همراهی کرد: دختر جوان و معتاد به شیشه، کارگردان مستندساز، عروسکپوش خورشید، زنی میانسال، مأمور نیروی انتظامی، زنی خوشپوش که قصد فریب صمدیان را دارد و زن جوان افغان.
نتیجهای که رقم خورد: هستی مهدوی بازیگر مستعدی است اما ظرفیت او تا پیش از آکتور بهخوبی مورد استفاده قرار نگرفته بود. این بازیگر هم در نقش آلما خوب ظاهر شد و هم در نقشهای دیگر. مهدوی عشق و علاقه به بازیگری و نیز شرایط سخت یک دختر در تهران را بهخوبی ایفا کرد. رفتار و لهجه او در موقعیتهای دیگر هم ستودنی است.
هومن برقنورد / صمدیان
با چه سابقهای آمد؟ بیش از سه دهه است که به بازیگری اشتغال دارد و انواع نقشها را تجربه کرده. هومن برقنورد همواره بین سینما، تئاتر، تلویزیون و شبکه خانگی در رفت و آمد است و هم کمدی بازی میکند و هم جدی. سه فصل از شهرزاد، به همراه جیران و فصل سوم ساخت ایران حاصل تجربیات این بازیگر از سریالهای خانگی تا پیش از آکتور است.
چالشهایی که داشت؟ صمدیان صاحب یک مغازه عطرفروشی است، تنها زندگی میکند و در میانسالی عاشق فروشنده مغازهاش میشود. سارا با مرتضی قول و قراری داشته، اما برنده این دوئل صمدیان است. سارا ابتدا به عشق او شک دارد چرا که پی میبرد صمدیان پیشتر با دختران زیادی سر و سِر داشته! چالش مهم هومن برقنورد برای نمایش شخصیت، یک وجه بیرونی دارد و یک وجه درونی. ظاهر صمدیان شبیه نقشهایی که این بازیگر پیشتر ایفا کرده بود، نیست. گریم متفاوت اما تنها امتیاز برقنورد محسوب نمیشود. او باطن شخصیت را آنگونه نشان داد که از یک آدم منفور تبدیل به انسانی محبوب برای سارا و مخاطبان شد.
نتیجهای که رقم خورد: نمایش درست احساسات صمدیان باعث شد، این کاراکتر تبدیل به یکی از نقشهای متفاوت و تحسینآمیز کارنامه هومن برقنورد شود. او برای رقم خوردن یک اتفاق خوب همه تجربیات را به کار بست.
سها نیاستی / سارا
با چه سابقهای آمد؟ در جشنواره سیوهفتم فجر مخاطبان با نام و چهره سها نیاستی آشنا شدند. این اتفاق بعد از اکران فیلم سال دوم دانشکده من به کارگردانی رسول صدرعاملی رخ داد. او از بین 900 نفر که مورد توجه سازندگان بودند، برای نقش مهتاب انتخاب شد و در همان گام اول موفق عمل کرد تا جاییکه جایزه بهترین بازیگر چهلویکمین دوره جشنواره فیلم مسکو را بهدست آورد. نیاستی سال 1400 در فیلم عاشق و دریا بازی کرد و آکتور اولین سریال او محسوب میشود.
چالشهایی که داشت؟ سارا همان دختری است که صمدیان عاشقش میشود. او ابتدا مردد است؛ به این دلیل که قصد ازدواج با مرتضی را دارد و هم نسبت به صمدیان مشکوک است. مجموعه اتفاقاتی اما او را به یقین میرساند تا از مرتضی دل بکند و به ازدواج صمدیان درآید. این سیر بهخوبی در بازی سها نیاستی مشهود است. چند سکانس دیگر در سریال هست که آدرس درستی برای پی بردن به استعداد بازیگری نیاستی هستند. مثلا سکانس اولین حضور سارا در خانه صمدیان که ترس و تردید را به مخاطب انتقال میدهد. یا بعد از فروش هدیه گرانبهای صمدیان توسط برادر سارا به قیمتی ناچیز، اوج ناراحتی و خشم شخصیت بهدرستی به نمایش درمیآید.
نتیجهای که رقم خورد: بهنظر میرسد فصلی تازه در کارنامه سها نیاستی بعد از آکتور آغاز شده است.
گلاره عباسی / مریم
با چه سابقهای آمد؟ خیلی طول نکشید تا گلاره عباسی جای خود را در سینما و تلویزیون باز کند. او در این سالها نقش متفاوت کم نداشته و غالبا هم موفق عمل کرده است. عباسی پیش از آکتور در سه فصل از شهرزاد و نیز سریال کمدی دراکولا شبکه خانگی را تجربه کرده بود.
چالشهایی که داشت؟ مریم دختری است جدا شده از همسر که حالا پیش خالهاش زندگی میکند. دلبسته مردی به نام وحید شده، به عقد موقتش در آمده است و همه تلاش خود را برای ازدواج رسمی با او میکند؛ از دلبریها تا توسل به جادو! در نهایت اما پی میبرد سر وحید جای دیگر گرم است و به همین خاطر در تغییری صد و هشتاد درجهای، او را پس میزند و تصمیم میگیرد روی پای خود بایستد.
نتیجهای که رقم خورد: بخشی از «نمک» آکتور حاصل کاراکتر مریم به عنوان زنی خوشخیال است. گلاره عباسی برای ایفای این نقش به دام کلیشهها نیفتاد و حتی به تجربیات مشابه پیشین خود نزدیک نشد. نوع حرف زدن، راه رفتن، چادر به دندان گرفتن، جلوهگریها و … همه آشنا بود و قابل باور. تغییر تصمیم و نیز عوض شدن شخصیت مریم هم بهدرستی رقم خورد که این حاصل تجربه بازیگر و هدایت کارگردانی به نام نیما جاویدی است.
هانیه توسلی / نازی
با چه سابقهای آمد؟ بازیگر مطرح و موفقی است که بارها توانایی خود بر پرده سینما و در قاب تلویزیون را اثبات کرده. هانیه توسلی سال 91 برای نخستین بار با فصل سوم قلب یخی شبکه خانگی را به تجربیاتش افزود. یک سال بعد در شاهگوش حضور یافت که اتفاقی مهم برای کارنامهاش بود. ابله در سال 93 اما تجربهای شکست خورده لقب گرفت. عاشقانه 2 در سال 99 هم اثری قابل دفاع نیست. وضعیت اما برای زخم کاری در سال 1400 و آکتور در سال 1401 متفاوت است. مگه تموم عمر چند تا بهاره با بازی توسلی بهزودی منتشر میشود.
چالشهایی که داشت؟ نازی در دفتر کار دایی خود مشغول فعالیت است که با علی آشنا میشود. گمان میبرد او مثل دیگر مردانی است که خیلی زود شیفته ظاهرش میشوند! نازی اما علی را مردی با شخصیت میداند که میتواند حلقه اتصال برای ملاقات با دو فرزندش شود. چالش نازی جدایی از همسر و بهتبع آن محرومیت از دیدار فرزندان است. چالش بعدی او وقتی بهوجود میآید که میداند یکی از بچهها مرده. عشق به علی و اجبار برای ترک او بهخاطر فرزند چالشهای بعدی هستند.
نتیجهای که رقم خورد: نقش نازی پیچیده نبود و برای بازیگری باتجربه چون هانیه توسلی چالش ایجاد نکرد. او اما توانست یک شخصیت را آنطور که مدنظر کارگردان هست ارائه کند.
فریده سپاه منصور / بیبی
با چه سابقهای آمد؟ بازیگر پیشکسوت و محترم سینما، تلویزیون و تئاتر پیش از آکتور یک بار در شبکه خانگی حضور یافته بود: سریال شاهگوش ساخته داود میرباقری در سال 1392 که در آن حضوری موفق داشت.
چالشهایی که داشت؟ فریده سپاهمنصور در سریال آکتور ایفاگر نقش بیبی است. یک پیرزن «باحال» و خوش سر و زبان که علی را مثل پسر خود دوست دارد. این علاقه تا جایی است که وقتی یک بار علی دیر به دیدنش آمد، خود را به «نشنیدن» زد و نقش بازی کرد. مراوده او با مریم هم از جنس رابطههای آشناست که با بازی خوب سپاهمنصور و گلاره عباسی دلنشین شده.
نتیجهای که رقم خورد: بیبی سریال آکتور از آن دست نقشهای دوستداشتنی است که بهواسطه تجربه بالای سپاهمنصور حاصل شده. خودش چندی پیش در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا گفته بود: آکتور تیپ و فکری جدید بود. به نظرم تا حالا چنین کاری نداشتیم. یک سریال نو که برای من خیلی جذاب بود. آقای نیما جاویدی را هم به عنوان کارگردان میشناختم و کارهایش را دیده بودم. راستش بعد از سریال «خوشنام» که سال گذشته برای تلویزیون داشتم خیلی خسته بودم و اصلا فکر نمیکردم فعلاً سرکاری بروم اما وقتی آقای جاویدی پیشنهاد «آکتور» را داد، دیدم نه، این کار را نمیتوانم رد کنم. بهخصوص که متن، مصتن متفاوتی بود و این برایم جذاب بود.
مهراوه شریفینیا / لیلی
با چه سابقهای آمد؟ فرزند محمدرضا شریفینیا و آزیتا حاجیان بودن این بخت را به همراه دارد که بتوان از سن کودکی وارد دنیای بازیگری شد. برای مهراوه شریفینیا اما استعداد هم عنصری موثر بوده است و بارها این مسئله در فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی اثبات شده. او جزو بازیگران پیشگام در شبکه خانگی است و تاکنون در سریالهای قلب یخی1 و 2، دل، آکتور و سرگیجه بازی کرده. آخری همچنان در حال پخش است.
چالشهایی که داشت؟ لیلی برای پیدا کردن برادرش علی از فرانسه به تهران میآید. پسرش افسرده است و پزشک توصیه کرده خانواده پدری را دور هم جمع کند تا حالش خوب شود. علی از پدر دلخور است و از دست لیلی فراری. او برای رسیدن به علی از آلما کمک میگیرد و در این راه باعث نجات جان او هم میشود… در نهایت اتفاقی که باید میافتد و لیلی به خواستهاش میرسد.
نتیجهای که رقم خورد: نقشی که برای مهراوه شریفینیا در آکتور کنار گذاشته شد، چندان سخت و پرچالش نبود و این سریال آدرس بازیگری او نیست. با اینهمه شریفینیا رنگی متفاوت به کاراکتر لیلی بخشید و توانست نگرانیهای یک مادر و شمایل یک خواهر مهربان را طوری ایفا کند که باورپذیر باشد.
آرش فلاحتپیشه / وحید
با چه سابقهای آمد؟ دانشآموخته بازیگری از دانشکده هنرهای زیبا است و کارش را از تئاتر شروع کرده. آرش فلاحتپیشه برای علاقهمندان به تئاتر، نامآشنا بود که مورد توجه سینما و تلویزیون قرار گرفت. سریالهای گاهی به پشت سر نگاه کن، برادر جان، بوی باران و فیلمهای محمد رسولالله و غلامرضا تختی از جمله تجربیات تصویری او هستند. آکتور نخستین سریال خانگی فلاحتپیشه محسوب میشود.
چالشهایی که داشت؟ وحید مردی است خوشگذران که در جنوب شهر برای خود جایگاهی دارد و همه کار میکند؛ چه قانونی و چه غیرقانونی. مریم عاشق او شده، به عقد موقتش در آمده و با اطلاع بیبی گاهی در زیر زمین خانه دیدار میکنند. وحید میداند مریم زنی ساده و عاشقپیشه است اما هوایش را دارد و با لبخند با او رفتار میکند. در آکتور چند سکانس کافی بود تا توانایی فلاحتپیشه بیش از قبل به چشم بیاید. اوج آن وقتی است که در زیرزمین مشغول شادخواری است و فکر میکند مریم متوهم شده که صدای یک مرد را میشنود. بازی او و عباسی در این سکانس ستودنی بود و لبخند بر لب آورد.
نتیجهای که رقم خورد: آکتور نقطه عطف دیگری در کارنامه فلاحتپیشه است و احتمالا حالا بیش از گذشته مورد توجه کارگردانها قرار خواهد گرفت.



