روزنامه هفت صبح، محمد صابری| علیالظاهر اسم کاراکتر از ابتدا در فیلمنامه «کیومرث» بوده و اینطور نبوده که بهدلیل قبول ایفای این نقش از طرف کارگردان «قصههای مجید»، نامش را تغییر داده باشند. کیومرثخان پوراحمد اما از آن دست آدمهایی نبود که به این قبیل نشانهها توجه خاصی داشته باشد و بخواهد دنبال ردپای تقدیر در دلیل قبول این نقشآفرینی کوتاه در مقابل دوربین کارگردانی دیگر بگردد. ماجرا برایش سادهتر از این حرفها بود، سیدرضا میرکریمی در مقام یک فیلمساز کاربلد و مهمتر از آن بهعنوان یک «رفیق» پیشنهادی داده بود که در دنیای رفاقت دلیلی برای رد کردنش وجود نداشت و اینگونه نقشی کوتاه در فیلم «نگهبان شب» در قامت مردی خوش قدوبالا با صدایی خشدار، جان گرفت.
حالا هرچند چندماهی میشود که کیومرث پوراحمد دیگر در میان ما نیست اما آغاز اکران «نگهبان شب» تبدیل به فرصتی شده تا در تاریکی سینما، باردیگر دیداری با او تازه کنیم. بهانهای هم پیدا کردیم تا آلبوم خاطراتمان را ورق بزنیم و سراغ دیگر کارگردانهای شاخصی برویم که حداقل یک بار در مقام «بازیگر» مقابل دوربین فیلمسازان دیگر قرار گرفته و در کنار فیلمهایی که خود کارگردانی کردهاند، یک خاطره تصویری هم در ویترین سینما از خود به یادگار گذاشتهاند. البته فهرست کارگردانهایی که بازیگری میکنند و یا بازیگرانی که کارگردانی را هم دنبال میکنند، بلندبالاتر از این حرفهاست؛ اینجا فقط سراغ کارگردانانی رفتهایم که بازیگری را حرفهای دنبال نکردهاند و محض تجربه «بازی» هم کردهاند!
کیومرث پوراحمد/ نگهبان شب
از کارنامهاش چه میدانیم؟
هنوز هم خیلیهایمان درگذشتش را باور نکردهایم. کیومرث پوراحمد با خلق آثار ماندگاری چون «قصههای مجید» و «سرنخ» در تلویزیون و یا فیلمهایی چون «شب یلدا» و «خواهران غریب» در سینما، سهم عمدهای از خاطرات دوران نوجوانی نسل ما داشت و خیلی از داشتههای فرهنگی امروز خود را مدیون آثار او هستیم.
در بازی گرفتن از بازیگران چقدر موفق است؟
اگر تنها «قصههای مجید» را هم در کارنامهاش داشت، میشد به قدرتش در بازی گرفتن از بازیگران و حتی نابازیگران ایمان آورد. بحث بر سر بازیگران اصلی مانند مجید و بیبی و ناظم هم نیست، چقدر کاراکتر فرعی در این سریال بودند که پوراحمد با هنرمندی خود بازیهایی درخشان از بازیگران ناشناختهشان گرفت. البته باید اذعان کنیم که این قدرتنمایی مربوط به سالهای اوج فیلمسازی پوراحمد بود.
با چه نقشی بازیگری را تجربه کرد؟
اساسا کیومرث پوراحمد درون ناآرام و پر از شیطنتی داشت. گویی کودک درونش هیچگاه آرام نگرفت و همواره در جدیترین موقعیتها هم میشد رگههایی از بلندپروازیهای کودکانه را در نگاه و اظهارات او رصد کرد. وسوسه بازیگریاش را هم میتوان به همین جنس بازیگوشیها مرتبط دانست. او هر چند در فرازی از قصههای مجید هم مقابل دوربین رفته بود اما بعدها و به دعوت چند کارگردان، خیلی جدی «بازیگری» را هم تجربه کرد.
مقابل دوربین کدام کارگردان حاضر شد؟
یلدا جبلی اولین کارگردانی بود که کیومرث پوراحمد دعوت او برای ایفای نقش کوتاه یک پدر در فیلم «جمشیدیه» را پذیرفت و مقابل دوربینش بازیگری کرد. فیلم «گلدن تایم» به کارگردانی پوریا کاکاوند و تهیهکنندگی حسن فتحی هم تجربه متفاوتی در زمینه بازیگری در کارنامه پوراحمد بود. رضا میرکریمی هم احتمالا به استناد همین تجربهها برای ایفای نقش کاراکتر وکیل در فیلم «نگهبان شب» سراغ پوراحمد رفت.
عملکردش در بازیگری چگونه بود؟
کیومرث پوراحمد به معنای واقعی کلمه کاراکتری سمپات و شیرین داشت و همین که مقابل دوربین خودش بود، کمک میکرد تا مخاطب او را در هر نقشی دوست داشته باشد. در عین حال اما نمیتوان کیفیت نقشآفرینی او از منظر بازیگری و خلق شخصیت را چندان مورد آنالیز قرار داد. او واقعا «بازی» نمیکرد!
ابراهیم حاتمیکیا/ زندگی خصوصی آقا و خانم میم
از کارنامهاش چه میدانیم؟
بدون اغراق میتوان او را یکی از پرچمداران سینمای دفاع مقدس در دهه 70 دانست. فیلمسازی که در اوج دوران کاریاش فیلمهایش رد و نشانی از «جنگ» داشتند اما در آنها کمتر نشانی از توپ و تانک بود. او با «آدمهای جنگ» بیشتر سروکار داشت و در همین فضا فیلمهای شاخصی چون «آژانس شیشهای»، «از کرخه تا راین» و «بوی پیراهن یوسف» را کارگردانی کرد. حاتمیکیا بعد از «چ» با تجربههایی چون «بادیگارد»، «بهوقت شام» و «خروج» از دوران اوج خود فاصله گرفت.
در بازی گرفتن از بازیگران چقدر موفق است؟
آنقدر فضای فیلمهای حاتمیکیا احساسی است که حضور در آثار او را میتوان فرصت ویژهای برای قدرتنمایی بازیگران قلمداد کرد. بازیگران بسیاری همچون علی نصیریان، علی دهکردی، پرویز پرستویی، حمید فرخنژاد، نیکی کریمی، لیلا حاتمی، حبیب رضایی، رضا کیانیان و بابک حمیدیان هستند که حداقل یکی از بهترین نقشهای کارنامه خود را در مقابل دوربین ابراهیم حاتمیکیا به ثبت رساندهاند.
با چه نقشی بازیگری را تجربه کرد؟
او پیشتر در فیلمهای خود حضور در مقابل دوربین را تجربه کرده بود. چه زمانی که بهعنوان یک سرباز با چشمهای مجروح در فیلم «دیدهبان» نقش کوتاهی را ایفا کرد و چه زمانی که بهعنوان یک جانباز شیمیایی در فیلم «بوی پیراهن یوسف» بهعنوان مسافر تاکسی مقابل دوربین رفت. با این همه اما ماجرای کاراکتر عجیب «گوهریان» متفاوت و خاص بود!
مقابل دوربین کدام کارگردان حاضر شد؟
حضور حاتمیکیا در مقابل دوربین روحالله حجازی برای ایفای نقش کاراکتر «گوهریان» در فیلم «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» از هر منظری یک اتفاق ویژه بود. بهخصوص که کارگردانی با چهرهای سمپات، برای ایفای نقشی که بهنظر میرسید کمی خردهشیشه دارد و حضورش روابط خصوصی یک زوج را دستخوش چالش کرده است، انتخاب شده بود!
عملکردش در بازیگری چگونه بود؟
خب ابراهیم حاتمیکیا در میان کارگردانان ایرانی، یکی از سمپاتترین چهرهها را دارد و استایل و مدل حضورش در مقابل دوربین در فیلم «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» بهخصوص با آن سکانس ورودیه با موتور، بر جذابیت حضور او در فیلم افزوده بود، اما «بازیگری» چیزهای دیگری هم نیاز دارد!
علیرضا داودنژاد/ شنای پروانه
از کارنامهاش چه میدانیم؟
از ابتدای دهه 50 بهعنوان فیلمنامهنویس بهصورت حرفهای فعالیت در سینما را آغاز کرده بود و اتفاقا در این عرصه پرکار هم بود. چند باری هم روی صندلی کارگردانی تکیه زد اما در سالهای بعد از انقلاب و مشخصا بعد از کارگردانی فیلم تحسینشده و درخشان «نیاز» حضورش در این عرصه پررنگتر شد. البته همیشه نگارش فیلمنامه آثارش را همیشه خودش برعهده داشت و هیچوقت قلمش را زمین نگذاشت. از سال 96 که فیلم سینمایی «مصائب شیرین2» را در جشنواره جهانی فجر رونمایی کرد، دیگر فیلمی نساخته است.
در بازی گرفتن از بازیگران چقدر موفق است؟
فیلمهای کارنامه این کارگردان که فضایی بهشدت واقعگرا دارند، از نظر بازیگری کیفیت یکسانی ندارد اما نمونههای درخشانی مانند «نیاز» برای اثبات توانایی این فیلمساز در هدایت بازیگران کفایت میکند. بهرهگیری از ظرفیت نقشآفرینی اعضای خانواده در آثاری همچون «مصائب شیرین»، «مرهم» و «کلاس هنرپیشگی» را هم میتوان مزید بر علت دانست.
با چه نقشی بازیگری را تجربه کرد؟
داودنژاد حتی در فیلمهایی که با حضور اعضای خانوادهاش ساخته بود مقابل دوربین حاضر نشد و تنها حضور کوتاهی در «کلاس هنرپیشگی» داشت. او درباره حضورش در «شنای پروانه» گفته است: «پیش از این هم چندبار پیشنهاد بازی در فیلم به من داده بودند اما علاقهای به انجام این کار نداشتم. روزی رسول صدرعاملی (تهیهکننده فیلم) با من تماس گرفت و گفت که این بار فرق میکند؛ هم کارگردانش و هم دلایلش برای انتخاب شما.»
مقابل دوربین کدام کارگردان حاضر شد؟
محمد کارت در اولین تجربه کارگردانی بلند خود «شنای پروانه» را ساخت و برای ایفای یکی از نقشهای فرعی فیلم از علیرضا داودنژاد دعوت به همکاری کرد. داستان فیلم درباره قتل پروانه به دست همسرش به بهانه حفظ آبرو است و داودنژاد در سکانسهایی کوتاه از فیلم نقش پدر پروانه را ایفا میکند.
عملکردش در بازیگری چگونه بود؟
تصویری که داودنژاد از یک پدر درهم شکسته و در عین حال خونخواه فرزندش در فیلم «شنای پروانه» ارائه کرده است، تصویری درگیرکننده و باورپذیر است و اگر همین ویژگی را ملاک قرار دهیم باید به او در مقام بازیگر نمره قبولی بدهیم.
بهمن فرمانآرا/ مجبوریم
از کارنامهاش چه میدانیم؟
بهمن فرمانآرا از فیلمسازان نسل اول سینمای ایران محسوب میشود که فیلمسازی و تهیهکنندگی را از همان سالهای پیش از انقلاب در نیمه نخست دهه 50 آغاز کرد. او هرچند بعد از انقلاب برای نزدیک به دو دهه از سینما فاصله گرفت اما بازگشتش با «بوی کافور، عطر یاس» در نیمه دوم دهه 70 بسیار قدرتمند بود و تا یک دهه بعد او تبدیل به یکی از فیلمسازان مهم سینمای ایران شد. کارگردانی «حکایت دریا» در نیمه دهه 90 تا به امروز، آخرین تجربه فیلمسازی فرمانآرا بوده است.
در بازی گرفتن از بازیگران چقدر موفق است؟
فیلمهای فرمانآرا هیچگاه ویترین چندان متنوعی از نظر ترکیب بازیگران نداشته اما بازیگران مهمی چون عزتالله انتظامی و هدیه تهرانی با او همکاری داشتهاند. اصلیترین بازیگرش اما همواره رضا کیانیان بوده است که اتفاقا یکی از بهترین نقشآفرینیهای خود را در «خانهای روی آب» از همین کارگردان داشته است.
با چه نقشی بازیگری را تجربه کرد؟
از همان سالهای ابتدایی ورود به عرصه کارگردانی و تهیهکنندگی، نیم نگاهی هم به بازیگری داشته اما ایفای نقش اصلی فیلم «بوی کافور، عطر یاس» را میتوان نقطه شروع اصلی ورودش به عرصه بازیگری حرفهای دانست. فیلمی که البته کارگردانش هم خودش بود. این تجربه بعدها در آخرین فیلمش یعنی «حکایت دریا» هم تکرار شد. فرمانآرا حتی در تنها تجربه تئاتری خود یعنی «مردی برای تمام فصول» هم خودش ایفای نقش کرد که البته بازخوردی بهشدت منفی از تئاتربینهای حرفهای گرفت!
مقابل دوربین کدام کارگردان حاضر شد؟
رضا درمیشیان در یکی از پربازیگرترین آثار کارنامه خودش یعنی «مجبوریم» نقش یکی از کاراکترهای فرعی که البته بهعنوان یک وکیل بازنشسته در فرآیند تصمیمگیری شخصیت اصلی فیلم، نقش مهمی دارد را به بهمن فرمانآرا واگذار کرده است.
عملکردش در بازیگری چگونه بود؟
فیلم «مجبوریم» آنقدر در همه اجزای روایی و ساختاری اغراقشده است که در کلیات هم نمیتواند مخاطب را با خود همراه کند و طبیعی است در چنین فضایی انتظاری هم نباید از بازیگران داشت. بهمن فرمانآرا هم در مقابل دوربین درمیشیان، همان است که همیشه بود و نمیتوان حضورش را از جنس «بازیگری» ارزیابی کرد.
محمد حسین لطیفی/ آقازاده
از کارنامهاش چه میدانیم؟
همین جشنواره فجر سال قبل بود که با رونمایی از فیلم «غریب» خیلیها حکم به بازگشت او به دوران اوجش دادند. محمدحسین لطیفی هم در عرصه سریالسازی از چهرههای پرکار در حد فاصل دهههای 70 تا 90 بود و هم در سینما تجربههای متنوعی را ثبت کرد. از «وفا»، «صاحبدلان» و «پادری» در تلویزیون تا «روز سوم» و «خوابگاه دختران» در سینما و حتی «قلب یخی» در شبکه خانگی، همه نشان از آن دارد که لطیفی مخاطب را خوب میشناسد و قصهگویی با دوربین را به خوبی بلد است، حتی اگر در مقطعی تجربههایش یکی بعد از دیگری ناکام ماند!
در بازی گرفتن از بازیگران چقدر موفق است؟
هنوز خیلیها نقشآفرینی حامد بهداد در «روز سوم» و یا پوریا پورسرخ در «وفا» را از بهترینهای کارنامه این بازیگران میدانند. حضور امین تارخ در «سفر سبز» هم چنین شمایلی داشت. با این همه اما در زمینه بازی گرفتن از بازیگران، کارهای ناموفق هم در کارنامه لطیفی کم نیست. فیلم «غریب» اما ویترینی از بازیهای خوب بود، از بابک حمیدیان تا مهران احمدی و فرهاد قائمیان.
با چه نقشی بازیگری را تجربه کرد؟
شاید اگر پای پیشنهاد حامد عنقا بهعنوان یکی از همراهان نزدیکش در مقام تهیهکننده «آقازاده» در میان نبود این نقش را هم نمیپذیرفت. البته او بعدها در سریالی به نام «پیکسل» به کارگردانی عنقا بازی کرد که این سریال به سرانجام نرسید. «ودا» هم عنوان فیلم کوتاهی است که محمدحسین لطیفی نقش اصلی را در آن بازی کرده است.
مقابل دوربین کدام کارگردان حاضر شد؟
معروفترین حضور لطیفی در مقام بازیگر تا به اینجا سریال «آقازاده» به کارگردانی بهرنگ توفیقی بوده است. داریوش جعفری اما کارگردان فیلم کوتاه «ودا» است که لطیفی به معنای واقعی کلمه در آن بازیگری را تجربه کرده است.
عملکردش در بازیگری چگونه بود؟
هر چقدر هم که روی جذابیت صدا و چهره سمپات لطیفی در مقابل دوربین حساب باز کنیم، بازهم نمیتوانیم عملکرد او در مقابل دوربین را از جنس بازیگری بدانیم. او بیان بسیار خوبی دارد اما همچنان در مقابل دوربین خودش است و نمیتواند در «نقش» دیگری ظاهر شود.
محمود کلاری/ بمب
از کارنامهاش چه میدانیم؟
احتمالا از درج نامش در فهرست کارگردانهایی که بازیگری را تجربه کردهاند تعجب میکنید اما به دو دلیل نام او را در این فهرست گنجاندیم. اول اینکه محمود کلاری در کنار کارنامه درخشان و اعتباری که در عرصه مدیریت فیلمبرداری در سینمای ایران دارد، کارگردان هم هست و هم در دهه 70 دو فیلم را کارگردانی کرده و هم همین روزها درصدد کارگردانی فیلم تازه خود است. نکته دوم هم اینکه کلاری یکی از دوستداشتنیترین چهرههای غیربازیگر در پشتصحنه سینمای ایران است که در مقابل دوربین هم به سختی میتوان او را دوست نداشت!
در بازی گرفتن از بازیگران چقدر موفق است؟
محمود کلاری فیلم «ابر و آفتاب» را در سال 75 کارگردانی کرد که جز محمدرضا شریفینیا بازیگر شناختهشدهای نداشت و نقش اصلی آن را هم یک پیرمرد نابازیگر ایفا میکرد. در دومین فیلم او یعنی «رقص با رویا» هم محمدرضا فروتن تنها بازیگر شناختهشده بود. جنس کارگردانی مورد علاقه کلاری، شبیه سینمای عباس کیارستمی است و فضای واقعگرا بر جنس بازی بازیگرانش هم حاکم است.
با چه نقشی بازیگری را تجربه کرد؟
بنابر اطلاعات ثبتشده محمود کلاری اولین بار در فیلم «بانو» مقابل دوربین حاضر شد و بعدها در فیلمهای دیگری چون «جهانپهلوان تختی» و «کارگران مشغول کارند» هم ایفای نقش کرد اما یکی از دوستداشتنیترین حضورهای او در مقام بازیگر را میتوان نقش پدر در فیلم «بمب» دانست.
مقابل دوربین کدام کارگردان حاضر شد؟
کلاری که در مقام مدیر فیلمبردار با همه فیلمسازان معتبر سینمای ایران سابقه همکاری داشته، تاکنون دو بار مقابل دوربین داریوش مهرجویی نقشآفرینی کرده است و بهروز افخمی و مانی حقیقی هم دیگر کارگردانانی هستند که از او بازی گرفتهاند. «بمب» اما ساخته پیمان معادی است که محمود کلاری در آن نقش پدر را بازی کرده است.
عملکردش در بازیگری چگونه بود؟
محمود کلاری خودش آنقدر سمپات است که برای ایفای نقشهای جدی و در عین حال دوستداشتنی، اصلا کار پیچیدهای لازم نیست انجام دهد. او همین که «خودش» باشد، میتواند مخاطب را با خود همراه کند. کلاری خیلی اهل بازیگری به معنای مرسوم کلمه نیست.
محمد کارت/ بیخود و بیجهت
از کارنامهاش چه میدانیم؟
هم زمانی که دوربین به دست گرفت و به پسکوچههای شیراز رفت تا «خون مردگی» را بهعنوان یکی از موفقترین مستندهای خود به سرانجام برساند، هم زمانی که با «بچهخور» در میان فعالان سینمای کوتاه خبرساز شد و در کانون توجه قرار گرفت، آثارش دو ویژگی بارز داشت؛ هم بیپروایی در روایتگری و هم علاقه مفرط به داستانگویی. محمد کارت با همین پشتوانه سراغ سینمای بلند هم آمد و با «شنای پروانه» نشان داد در این عرصه هم حرفهایی برای گفتن دارد.
در بازی گرفتن از بازیگران چقدر موفق است؟
چند هفته بعد از پایان پخش سریال «یاغی» بهعنوان اولین تجربه سریالسازی محمد کارت در شبکه نمایش خانگی، مستندی با عنوان «شناسنامه» از پشتصحنه این کار منتشر شد. در همین مستند بهخوبی نشان میداد که چگونه جماعت بهظاهر نابازیگری که قرار بود نقش رفقای جاوید را ایفا کنند، با هدایت این کارگردان به نقشهایشان نزدیک شدند. البته باید اعتراف کرد که بازیگران حرفهای هم تا به اینجا در آثار کارت حضور قابلقبولی داشتهاند.
با چه نقشی بازیگری را تجربه کرد؟
از آنجایی که امروز و از نظر کیفیت فعالیت هنری، محمد کارت بیشتر بهعنوان «کارگردان» شناخته میشود نامش را در این فهرست قرار دادیم اما بد نیست بدانید از نظر کمیت، تجربههای «بازیگری» کارت به کارگردانیاش میچربد! او در قالب نقشهای فرعی و کوتاه تجربههای متعددی داشته و بعید نیست در ادامه هم همین تجربهها را دنبال کند.
مقابل دوربین کدام کارگردان حاضر شد؟
محمد کارت بهعنوان بازیگر هم با ابراهیم حاتمیکیا در «گزارش یک جشن» همکاری داشته، هم با رضا درمیشیان در «عصبانی نیستم» و هم با همایون اسعدیان در «بوسیدن روی ماه». در این بین اما یکی از بامزهترین تجربههای بازیگریاش در فیلم «بیخود و بیجهت» عبدالرضا کاهانی رقم خورده است، آن هم در نقش یک کارگر کرولال!
عملکردش در بازیگری چگونه بود؟
حتما که محمد کارت در کارگردانی به مراتبط موفقتر از بازیگری است. او هرچند حضور در مقابل دوربین را هم دوست دارد اما جز اجرای شیرینی که در فیلم «بیخود و بیجهت» از او بهیاد داریم، کمتر در مقام بازیگر خوش درخشیده است.



