روزنامه هفت صبح، بهنام مظاهری| در هفتهای که گذشت حاشیه محمدرضا گلزار را میتوان مفرحترین و در عین حال تومخیترین اتفاق هفته دانست. ماجرا از این قرار است که محمدرضا گلزار در یک مرکز خدمات تلفن همراه حضور پیدا میکند. اما این حضور یک حضور عادی نیست. در ویدئوهای وایرال شده میبینیم که گلزار به مرکز تجاری وارد میشود و جمعیت بسیار زیادی از در و دیوار میریزد و او را احاطه میکنند. در ویدئو اینطور القا میشود که همه این جمعیت از طرفداران گلزار هستند و برای دیدن سلبریتی محبوبشان به آن مکان آمدهاند.
اما کمی بعد تعدادی از چهرههای رسانه ازجمله حسین لامعی، بهمن بابازاده و شاهین صمدپور از ساختگی بودن این جمعیت گفتهاند، و مدعی حضور سیاهیلشکرهای سینما در میان حاضران شدهاند. اخباری مبنی بر مبلغ قرارداد گلزار با مرکز خدمات موبایل هم منتشر شد که چون مدرک مستندی برایش وجود ندارد به آن اشارهای نمیکنیم. در خبرها آمده که جمعیت حاضر در مرکز تجاری همان سیاهیلشکر فیلمها هستند که با مبالغی اندک به آنجا آمدهاند و نقش طرفدار را بازی میکنند.
البته که حرکتهای تبلیغاتی اینچنینی اولینبار نیست که اتفاق میافتد. در برخی از برنامههای زنده و کنسرتها و ایونتهای مختلف از سیاهیلشکر استفاده میکنند و مورد عجیبی هم نیست. اما در این مورد بهخصوص دو نکته حائز اهمیت است. اول حجم جمعیت است که بهطرز غیرقابل باوری زیاد است و نمونهاش در هالیوود هم کم اتفاق میافتد. دومین نکته در نظر نگرفتن زمان و شرایط فعلی جامعه توسط تیم تبلیغاتی است که توی ذوق میزند.
حقیقت این است که گلزار هم مثل خیلی از دیگر سلبریتیها در مقاطعی از زمان روی بورس بوده و در مقاطعی هم نبوده. برای مثال در یکی دو سال اخیر تقریبا گلزاري در سریالها و فیلمهای پربیننده وجود نداشته. طبیعی است که سلبریتی در عمر کاریاش یک یا چند بار نیاز به ریبرندینگ داشته باشد تا دوباره مارکت را در دست بگیرد یا رکوردهای جدیدی بزند اما در حرکتهای تبلیغاتی بهتر نیست وضعیت جامعهای که در آن زندگی میکنیم را در نظر بگیریم یا بهاصطلاح بومیسازی کنیم؟
در این وضعیت اقتصادی و حال و اوضاع فعلی جامعه به نظرتان کسی حوصله این داستانها را دارد؟ حالا اگر صف ثبتنام خودرو یا ملک و مسکن زیر قیمت بود چشممان کمی عادت داشت اما واقعا این جمعیتی است که برای سلبریتی در ایران امروز جمع شود؟ اصولا ما چرا عادت داریم همیشه در حرکتهای تبلیغاتی یک کپی خشدار از کشورهای غربی باشیم؟ فرهنگ سلبریتیمداری در ایران این مدلی نیست عزیزان.
ماجرای بعدی:
ممنوعالکاری و ممنوعالخروجی تعدادی از خوانندههای پاپ از هفته پیش تا امروز یکی از خبرهای حوزه موسیقی بوده که بالا و پایینهای زیادی داشته اما بهتازگی رضا صادقی که یکی از همین خوانندگان بود، در ویدئویی که اعلام کرده که تور بزرگ کنسرتهایش در خارج از ایران قطعا برگزار خواهد شد.
از آنطرف هم چند روز پیش بین محمود سالاری معاونت هنری وزارت ارشاد در یک برنامه زنده رادیویی سر همین ماجرا در رادیو نمایش با امید حاجیلی روی آنتن زنده بحث جالبی در گرفته که قسمتی از آن را برایتان نقل میکنیم.
حاجیلی: آقای سالاری حضور ذهن دارند که من روز قبل از کنسرت ۱۷ اردیبهشت برای اولینبار ایشون رو دیدم و همون کنسرت هم بهخاطر ممنوعالکاری تا مرز کنسل شدن پیش رفت و با پادرمیانی وزیر اوکی شد. و از اون اجرا به بعد دیگه مجوزهای من صادر نشد برای شهرستان، و بعد کنسرت تهران كه ما درخواست تمدید کنسرت برای هجدهم رو دادیم ولی گفتن شما ممنوعالکارید. بزرگترین مشکلی که من دارم اینه که دلیل ممنوعالکاریام مشخص نیست. بزرگترین مسئله ما این است که دلیل عنوان نمیشه. همیشه اینطور بوده.
سالاری: من گفتم ما یک کمیته تخلفات داریم ممکنه بعضی موارد بره در اون کمیته و اونجا تصمیماتی گرفته بشه. اما آقای حاجیلی مصداق این کمیته نیست، و در آنتن زنده عرض میکنم شما ممنوعالکار نیستید.
حاجیلی: اجرای ۴ فروردین من در لاهیجان هم تا مرز کنسلی رفته بود، مردم داخل سالن بودند از بهارستان با حراست لاهیجان تماس گرفتند و گفتند ۴ تا از نوازندههای من ممنوعالکارن به چه علتی معلوم نبود و نگفتن!
سالاری: سال گذشته در کشور اتفاقاتی رخ داد که یکسری از هنرمندان باورشون به این شکل بود که جمهوری اسلامی ایران نقطه آخرش است و باید آنچه میتوانند بگویند و انجام بدهند. در واقع هنرمندان بحث رو به سمت امنیتی شدن بردند. وگرنه کسانی که کار هنری میکردند کسی با آنها کاری نداشت. هنرمندانی که نفت ریختند بر آتش خیابانها قرار نبود که دیگه فرش قرمز برای آنها بیندازیم.



