روزنامه هفت صبح، کسری ولایی| تا به حال شده وسط یک مشاجره‌ روزمره که اوج تنش و هیجانش شاید بالا بردن صدا باشد، در ذهن خودتان صحنه را طور دیگری بازآفرینی کنید؟ مثلا دعوای خاله‌زنکی وسط یک مجلس خانوادگی را در قالب یک نبرد خونبار ببینید یا دعوا در محل کار را شبیه دوئلی مرگبار؟! حتما شده، چون ادراکات ما از دنیای بیرونی عینا مطابق واقعیت نیست و هر چیزی را از فیلتر احساسات شخصی خودمان عبور می‌دهیم و به ذهن می‌سپاریم. ندا منظور فیلمساز پاکستانی‌الاصل ساکن لندن همین فرایند را تبدیل کرده به زیر بنای ساخت اولین فیلم بلندش «جامعه متمدن» (با عنوان اصلی Polite Society).

ماجرا درباره‌ یک خانواده نسبتا مرفه پاکستانی ساکن لندن است که دو دختر دارند. دختر بزرگ‌تر قبلا در مدرسه‌ هنر مشغول تحصیل بوده اما الان دچار افسردگی شده و نشسته در خانه. دختر کوچک‌تر هم که در یک دبیرستان خصوصی سطح بالا درس می‌خواند، برخلاف انتظار دور و بری‌ها می‌خواهد بدلکار شود!

این وسط پای یک خواستگار وسط می‌آید که چشمش خواهر بزرگ را گرفته و می‌خواهد هرچه زودتر بگیردش و عروس را با خود ببرد سنگاپور؛ پولدار، تحصیل‌کرده و به طرز بیمارگونه‌ای بچه‌ننه. دختر کوچیکه که نمی‌خواهد خواهر رویاهایش را از دست بدهد، به هر دری می‌زند تا وصلت به‌هم بخورد. و البته به تدریج از نیات شوم و نقشه‌هایی شیطانی باخبر می‌شویم که کسی انتظارش را ندارد…

این خلاصه‌ داستان «جامعه‌ متمدن» است که در نگاه اول کمدی‌های عامه‌پسند هندی را به یاد می‌آورد. عجیب هم نیست، چون زمینه‌ قصه از دل فیلم‌های لالیوودی (معادل پاکستانی بالیوود!) بیرون آمده، اما ندا منظور فیلم را به سبک اکشن‌های هنگ‌کنگی و اکسپلوتیشن‌های دهه‌ هفتادی ساخته! بازیگوشانه و ماکسیمال که گرچه برای تماشاگر بی‌حوصله مسخره و دافعه‌برانگیز به نظر می‌رسد اما مخاطبان باحوصله و کنجکاو تماشای تجربیات سینمایی را سر ذوق می‌آورد.

منظور که در یک خانواده‌ مهاجر پاکستانی بزرگ شده و بیشتر زندگی‌اش را در سوهوی لندن گذرانده، با فیلم‌های جکی چان، برادران کوئن و ادگار رایت به دام سینما افتاده. حتی بدون اعتراف خودش هم تمام این‌ها را می‌شود از روی فیلم فهمید. مانند خیلی از سینماگران برآمده از اقلیت‌های نژادی که غربت و تضادهای فرهنگی بخش جدایی‌ناپذیر از تجربه‌ زیستی‌شان به حساب می‌آید و همین تجربیات به اساس کارشان در سینما تبدیل شده، منظور هم در پوسته‌ یک فیلم شلوغ و سرگرم‌کننده دست روی نقطه‌ای حساس از تعریف زنانگی در خاورمیانه گذاشته؛

مشکل اصلی زن‌ها در چنین جغرافیایی نه صرفا فرهنگ ریشه‌دار مردسالاری بلکه تربیت نسل‌های بعدی مردان به‌عنوان پیاده‌نظام نبرد قدرت زن‌ها با یکدیگر است! یعنی دخترها بیشتر از سروکله زدن با مردان زبان‌نفهم، باید به نبرد زنانی بروند که افسار مردها را در دست دارند. همان زنانی که انتقام حقوق و احساسات سرکوب‌شده‌ خود را از دختران نسل‌های بعدی می‌گیرند. به زبان عامیانه‌ می‌شود ریشه‌یابی جدال پایان‌ناپذیر عروس و مادرشوهر!

برخلاف ظاهر، زیرمتن به اندازه‌ کافی پیچیده و تکان‌دهنده است ولی به جای آنکه مورد بحث و واکاوی قرار بگیرد، دستمایه‌ خلق یک روایت عامه‌پسند شده و به شیوه‌ای بامزه در ظرفی از قراردادهای ژانری جا گرفته. البته که اجرا همچنان پختگی کافی را ندارد و معلوم است که محدودیت‌های تولید در خیلی از لحظات به ضرر فیلم تمام شده. مشخصا کاری که ندا منظور در «جامعه متمدن» انجام داده از نظر ماهوی با «برو بیرونِ» جردن پیل، و موجی که بعدا راه انداخت، قابل مقایسه است، هرچند با وجود ذوق و خلاقیت به تسلط و تمامیت کارِ پیل نمی‌رسد و در بعضی لحظات باید کمی اغماض داشته باشید تا تجربه‌ مفرح تماشا برایتان خراب نشود. علاوه بر شوخ‌طبعی آگاهانه‌ فیلمساز که خیلی از گیر و گورها را پوشانده، حضور پریا کانسارای تازه‌وارد در نقش اصلی هم حسابی به داد فیلم رسیده است.

اصلا نمی‌شود برای «جامعه متمدن» صفاتی مانند جریان‌ساز یا بزرگ را به کار برد، اما در نوع خود آن‌قدر هوش و سلیقه برای ساخت فیلم به کار رفته که نباید نادیده‌اش گرفت؛ از موسیقی متن بگیرید تا همان اجرای نصفه‌و‌نیمه‌ صحنه‌های اکشن. کسانی که زمینه‌های عامه‌پسند روایت برایشان جذاب باشد، از فرم بازیگوشانه‌ فیلم هم لذت می‌برند. در مقابل کسانی که از مرز لحن غیرمعمول و کمی با دست‌اندازش رد نشوند، با زیرمتن هوشمندانه‌»جامعه متمدن» نیز به سختی ارتباط برقرار می‌کنند.

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.