روزنامه هفت صبح| چرا غلطها زیاد شدهاند؟ محمدکاظم کاظمی در گفتوگویی با ایسنا درباره غلطهای مصطلح، گفته: «زبانشناسها میگویند در طریق تکامل زبان، هرچه اهالی زبان به کار میبرند درست است و ما درست و غلط به آن مفهوم نداریم اما کسانیکه از منظر ادبی به زبان نگاه میکنند، با توجه به پیشینه ادبی زبان فارسی میگویند این تفاوت و اختلافها به مرور زمان ممکن است زبان را هم از زیبایی و هم اصالت بیندازد.
الان شما کلمه «عِرفان» را به کار میبرید اما در دهه 1350 و 1360، در جامعه افغانستان و ایران، این کلمه را به غلط «عُرفان» میگفتند، غلط مصطلح بود. یادم میآید در پشت جلد مجله «عرفان» که در کابل منتشر میشد، شکل انگلیسی را با «E» نوشته بودند، خب منتشرکنندگان مجله شکل درست کلمه را میدانستند که «عِرفان» است و برای من عجیب بود که چرا عُرفان را به این شکل نوشتهاند. عُرفان غلط مصطلح بود ولی بهمرور زمان اصلاح شد و بسیاری از موارد دیگر که چهبسا ادبا یادآوری کردند و به مرور توانستهاند به سمت اصلاح بروند.
گاه بهعنوان پدیده ناگزیر این غلطها را میپذیریم اما تا جاییکه میشود، میتوان پیشگیری کرد. تا حد امکان باید زبان را سلامت و زیبایی آن را حفظ کنیم.» محمدکاظم کاظمی در پایان درباره استفاده از غلطهای مصطلح در کتابهای درسی هم گفته: «نظام آموزشی ما از امکانات رسانهای عقب افتاده و کتابهای درسیمان نتوانستهاند، به تناسب پیشرفت تکنولوژی متحول بشوند تا بهنوعی از اتفاقاتی که در عرصه تکنولوژی و رسانه افتاده، پیشگیری کنند.»
قطره اشکی در اقیانوس
کتاب «قطره اشکی در اقیانوس» وضعیت وجودی آن دسته از روشنفکران چپ اروپایی را روایت میکند که درگیر مبارزه عملی هستند و از مرامی که به آن تعلق خاطر داشتهاند رانده یا اخراج شدهاند؛ در عین حال دست از مبارزه با فاشیسم هم برنداشتهاند و اکنون با فاشیسم و استالینیسم مبارزه میکنند و حقیقت خود را میجویند.
موضوع این کتاب مربوط به زمان جمهوری وایمار یعنی دوره تاریخی حدفاصل پایان جنگ جهانی اول تا روی کار آمدن حکومت نازیها در آلمان و سرگذشت انقلابیونی است که در مبارزه به مسائلی برمیخورند که وجدانشان نمیتواند آن را قبول کند. «قطره اشکی در اقیانوس» را میتوان رمانی علیه استالینیسم دانست. همچنین روایتگر دوران وحشتناک سیطره فاشیسم و مبارزه با آن است. کتاب «قطره اشکی در اقیانوس» اگرچه اول بار بین سالهای 1940 تا 1951 به زبان آلمانی نوشته شد، اما ابتدا نسخه فرانسوی آن، در سالهای 1948 و 1951، به چاپ رسید و سپس، در سال 1961 برای اولین بار به زبان آلمانی منتشر شد.
پیش از این ویراست نخست «قطرهاشکی در اقیانوس» را که زندهیاد روشنک داریوش از آلمانی به فارسی گردانیده بود در سال ۱۳۶۲ منتشر شده بود و اکنون که نزدیک به چهل سال میگذرد ویراست دوم آن پس از مقابله کامل با متن اصلی توسط آقای محمد همتی، و ویرایش نثر فارسی آن توسط محمدرضا جعفری ضمن افزودن برخی پانوشتهای لازم منتشر شده است. فرهنگ نشر نو این کتاب را با ترجمه روشنک داریوش در 1002 صفحه و بهای 600 هزار تومان عرضه کرده است.
چه کسی شعر را زخمی کرد؟
برندگان هفدهمین دوره جایزه کتاب شیخ زاید (SZBA) در بخشهای مختلف از جمله شعر، نویسنده جوان، انتشارات برتر، ترجمه و… معرفی شدند. در بخش ادبیات، این جایزه به شاعر عراقی، علی جعفر العلاق برای کتاب «چه کسی شعر را زخمی کرد؟» (2022، منتشر شده در اردن) تعلق گرفت.
در بخش فرهنگ عرب در زبانهای دیگر، نویسنده فرانسوی و استاد تاریخ اسلام در دانشگاه سوربون، متیو تیلیه برای کتاب «ابداع قضاوت: عدالت مسلمانان، یهودیان و مسیحیان در دوران آغازین اسلام» (2017) برنده جایزه شد. جایزه بخش نویسنده جوان به نویسنده الجزایری، سعید خطیبی برای رمان «پایان صحرا» (2022-منتشر شده در لبنان) رسید. شکری السعدی، نویسنده تونسی در بخش ترجمه برای ترجمه از انگلیسی به عربی کتاب «بیان و معنا: مطالعاتی در نظریه معنا و لغت) نوشته جان آر. سرل (2021) جایزه برد.
در بخش نقد هنری و ادبی، دکتر جلیله التریتار از تونس برای کتاب «دیدگاه زنان: مطالعاتی درباره زنان عرب» (2021) برنده جایزه شد. برنده جایزه شخصیت فرهنگی سال، طی چند هفته آینده معرفی خواهد شد. هفدهمین دوره جایزه کتاب شیخ زاید، بیشترین مشارکت را از زمان راهاندازی جایزه به ثبت رسانده و 3151 اثر از 60 کشور، شامل 22 کشور عرب و 38 کشور از سراسر جهان دریافت کرده است. جایزه کتاب شیخ زاید 23 ماه مه 2023 از برندگان هفدهمین دوره خود در مرکز نمایشگاه ملی ابوظبی، همزمان با سی و دومین نمایشگاه بینالمللی کتاب ابوظبی تقدیر خواهد کرد. این مراسم از طریق شبکههای اجتماعی این جایزه بهطور زنده پخش خواهد شد.
قلب شنی
«قلب شنی» اثر عبدالرزاق گورنه، برنده نوبل ادبیات 2021 است که توسط نجمه رمضانی به فارسی ترجمه و از سوی نشر «کتابسرای میردشتی» منتشر شد. درباره این اثر ایده برقی (مترجم)، در یادداشتی که به خبرگزاری کتاب داده نوشته است: «ممکن است خواننده دقیق طرفدار شکسپیر همان ابتدای مطالعه رمان و عنوان آن «قلب شنی» به یاد نمایشنامه «کلوخانداز را پاداش سنگ است» بیفتد.
اما خوانندگان دیگر «قلب شنی» (نویسنده نوبلیست آفریقاییتبار انگلیسی)، لازم است به فصل آخر برسند؛ آنجایی که سلیم، قهرمان داستان، طرح «حکم برابر حکم» شکسپیر را شرح میدهد. دوک در آن نمایشنامه این جمله را میگوید: «او نه برای مردن آمادگی دارد و نه برای زنده ماندن! ای قلب شنی!» این سطر از مکالمه شکسپیر به شخصی کماهمیت که زندانی است اشاره میکند که زندگی و مرگ، هیچکدام مناسبش نیست.
در رمان گورنه، سلیم یک زندانی مجازی است و اسیر معمایی که در 7 سالگی برایش رخ داده؛ پدرش بدون هیچ توضیحی خانهشان را ترک کرده و هرگز بازنمیگردد. از آن زمان به بعد سلیم در نوعی برزخ زندگی میکند. گورنه نیز خود از مهاجران آفریقاییتبار است که پس از انقلاب زنگبار به انگلیس پناهنده میشود و به همین خاطر حسوحال مهاجران را بهخوبی منتقل میکند؛ حس تعلق نداشتن به محل تولد یا مکان زندگی. هرچند موضوع مهاجرت در نگاه اول حرف تازهای برای خواندن ندارد، اما آنچه رمان «قلب شنی» را از کتابهای دیگری که این تجربه را به اشتراک گذاشتهاند متمایز میکند مضامین متنوع و عمیقتر در روایت گورنه است.»


