روزنامه هفت صبح| روز گذشته سومین قسمت سریال «سیاهچاله» در شبکه خانگی منتشر شد. این سریال را حسین نمازی کارگردانی کرده است که در کارنامهاش سریال تلویزیونی «حوالی پاییز» و فیلمهای «آپاندیس» و «شادروان» دیده میشود. فیلم «شادروان» تحسین برخی منتقدان و مخاطبان را بهدست آورد و احتمالا نمازی به پشتوانه آن دلگرمیها، اولین سریال خانگیاش را در ژانر کمدی ساخته است. «سیاهچاله» مثل «شادروان» شخصیتهایی از طبقه پایین جامعه را محور روایت قرار داده.
داستان درباره جمشید (حسن پورشیرازی) است که به دلیل فقر مالی قادر به پرداخت اجارهخانه نیست و از روی اجبار راهی خانه پدری در خارج از شهر شده. او پی میبرد لوله نفت از زیر خانه رد میشود و تصمیم به استخراج و فروش آن میگیرد. در «سیاهچاله» موقعیتها و دیالوگها قرار است ایجاد خنده کنند. در پارهای موارد این اتفاق رخ میدهد اما خیلی از ایدهها یا تکراری هستند و یا فاقد قدرت برای ایجاد خنده… . علاوه بر پورشیرازی، ژاله صامتی، مهران احمدی، شهره سلطانی، الناز حبیبی و بهرنگ علوی از بازیگران اصلی «سیاهچاله» هستند.
کامنتها
وحید سعیدی: «سیاهچاله» تا اینجا که سه قسمت آن پخش شده سریال خوبی نیست. سریالی پر از شعار و بازیهای اغراق شده و یک فضای به شدت چرک که مخاطب را پس میزند.
احمد رنجبر: سریال «سیاهچاله» دست روی موضوعی بهنام «فقر» گذاشته و تلاش کرده با بهرهگیری از موقعیتهای متضاد، مخاطب را سرگرم کند و نیز بخنداند. این کار را رضا عطاران به بهترین وجه در سریالهایش انجام داد اما «سیاهچاله» تا اینجا بهرهای درست از مواد اولیه موجود نبرده. دیالوگهای گلدرشت در باب «پول نفت» بزرگترین لطمه را به سریال زده اما شوخیهایی مثل حلول روح «آقا جون» در جسم یک کلاغ جالب است.
محمد صابری: اگر یک دهه پیشتر حسین نمازی «سیاهچاله» را میساخت، شاید میشد آن را تجربهای قابل قبول قلمداد کرد، اما آنچه حالا به سرانجام رسیده، آنقدر «کهنه» است که رغبتی برای دنبال کردنش ایجاد نمیکند؛ بازیگران خوب سریال هم در حال «مصرف کردن» نقشهای جذاب قبلی خود هستند؛ مثل ژاله صامتی. حیف!



