روزنامه هفت صبح، محمد صابری| «یعنی چی فکر میکنه درباره الی..؟» این یکی از کلیدیترین دیالوگهای «درباره الی…» بود. آنجا که سپیده با بازی گلشیفته فراهانی در واکنش به تصمیم دیگران برای گفتن واقعیت به نامزد الی، زیر لب این جمله را زمزمه میکند تا نشان دهد چقدر نگران «قضاوت» دیگری است. اصغر فرهادی، خالق «درباره الی..» این روزها، بیشتر از همیشه در معرض «قضاوت» قرار دارد. فیلمساز 50سالهای که از دو دهه پیش و با همان نخستین ساختههای خود بهصورت ویژه مورد توجه منتقدان، رسانهها و سینمادوستان قرار گرفت و آرامآرام با شکار مهمترین جوایز معتبر سینمایی، تبدیل به پرافتخارترین فیلمساز ایرانی در عرصه بینالمللی شد.
فرهادی که در اکثر فیلمهای مهم خود، تلاش کرده است کاراکترهای داستانش را در معرض قضاوتهای اخلاقی قرار دهد و همین ویژگی هم تبدیل به امضای مشترک آثارش شده بود، حالا خودش در موقعیتی مشابه شخصیتهایش قرار گرفته و باید نظارهگر قضاوتهای اخلاقی درباره خود باشد. او متهم به «سرقت ایده» شده و عجیب اینکه تعدادی از نزدیکترین افراد به او دارند روایتهای علیه او را تأیید میکنند. او احتمالا این روزها بیشتر از همیشه دارد با خود زمزمه میکند؛ «یعنی چی فکر میکنن درباره من…؟»
علی خودسیانی/ ماشیننشینها
در چه سطحی با فرهادی همکاری داشته است؟
همدانشگاهی اصغر فرهادی بوده است. در دورهای که هر دو در دانشکده هنرهای زیبا، تئاتر میخواندند و تصمیم به همکاری با یکدیگر گرفتند. «ماشیننشینها» حاصل همین همکاری بود که یک موفقیت تمامعیار را برای هر دو رقم زد. خودسیانی خود روایت کرده است: «آن نمایشنامه را آقای اصغر فرهادی در یک جشنواره دانشجویی اجرا کرد، او جایزه کارگردانی گرفت و من جایزه نمایشنامه گرفتم و فکر میکنم همسرش خانم پریسا بختآور جایزه بازیگری زن را گرفت و بعد از آن هر جفتمان دعوت شدیم برای نوشتن در رادیو.»
ادعایش علیه فرهادی چیست؟
اما همین نمایشنامه «ماشیننشینها» محل جدیترین اختلاف میان این دو هم شد و خودسیانی سالها بعد در یک گفتوگوی رسانهای روایت کرد که اصغر فرهادی در اجرای همین نمایش در جشنواره تئاتر دانشجویی، در بولتن نام خود را به عنوان نویسنده درج کرده و این اقدام بدون اطلاع از خودسیانی سبب درگیری لفظی شدید میان آنها میشود. عجیبتر اینکه بنابر روایت خودسیانی، فرهادی حتی بعد از این جشنواره اقدام به اجرای همین نمایش تحت حمایت حوزه هنری اصفهان میکند و آنجا هم نامی از خودسیانی به میان نمیآورد. این اقدام باعث میشود که خودسیانی سراغ حجتالاسلام زم، رئیس وقت حوزه هنری برود و اعتراض خود را از طریق او پیگیری کند. او درباره حس و حالش در آن روزها گفته است: «خیلی عصبانی بودم چون برخوردهای اصغر فرهادی را در زمان جشنواره و دروغهایش را دیده بودم و خصومت شخصی هم پیدا کرده بودم، بهخاطر همین دروغ گفتنهایش.»
درباره این ادعا چه قضاوتی میتوان داشت؟
ادعای خودسیانی را بنابر مستنداتی که ارائه کرده است، باید یک ادعای ثابتشده قلمداد کنیم. آنچه مشخص است، این است که «ماشیننشینها» را خودسیانی نوشته و اصغر فرهادی در چند نوبت تلاش کرده آن را به نام خود، روی صحنه ببرد. هرچند فرهادی در پاسخ به پیگیری خبرنگار نیویورکر فرهادی گفته هرگز مدعی نشده نویسنده آن نمایشنامه بوده و افزوده است: «نمیفهمم چرا (خودسیانی) این داستان ساختگی را میگوید.»
حمید نعمتالله/ روزگار جوانی
در چه سطحی با فرهادی همکاری داشته است؟
هیچ همکاری مستقیم و رسمیای تا به امروز با هم نداشتهاند اما هر دو از فیلمسازان معتبر و خوشسابقه در سینمای ایران محسوب میشوند. از نظر سال ورود به سینمای حرفهای، نعمتالله باسابقهتر از اصغر فرهادی است اما فرهادی اولین فیلم سینمایی خود یعنی «رقص در غبار» را یک سال زودتر از اولین فیلم نعمتالله یعنی «بوتیک» ساخته است. از نظر تولیدات تلویزیونی هم هر دو از نیمه دهه 70 فعالیتهایی داشتند و تداخل یکی از همین فعالیتها زمینهساز ابراز گلایه نعمتالله علیه فرهادی شده است.
ادعایش علیه فرهادی چیست؟
پنج سال پیش بود که حمید نعمتالله با حضور در یک گفتوگوی اینترنتی با فریدون جیرانی، برای اولینبار از یک دلخوری قدیمی پرده برداشت و گفت: «قبل از آشنایی با اصغر فرهادی، سریالی به نام «روزگار جوانی» را که طرح من و هادی بود، مینوشتیم که متوجه شدیم اصغر فرهادی قرار شده کارگردان کار باشد و دقیقا از طرح ما برای اجرا استفاده کرده بودند. بسیار ناراحت شدیم چون برای ما و خاطرات دانشجویی من بود. با مدیران شبکه و او جلسهای گذاشتیم که در نهایت نیز نتوانستیم ثابت کنیم که کار برای ما است اما سالها بعد با مدیر شبکه دوست شدیم و از او درباره این کار پرسیدم که موضوع را به تهیهکننده کار ارتباط داد و گفت که از همان طرح برای ساخت سریال استفاده کردند و پولی هم به ما ندادند!»
درباره این ادعا چه قضاوتی میتوان داشت؟
اینکه نعمتالله در روایت خود تصریح دارد که همان زمان نتوانسته است ثابت کند که صاحب اصلی طرح «روزگار جوانی» او و هادی مقدمدوست بودهاند، تا حدودی مدعای او را خدشهدار میکند اما تأکید او براینکه چارچوب کلی این سریال برگرفته از خاطرات شخصیاش بوده نکتهای است که همان زمان میتوانست مورد بررسی قرار بگیرد. اصغر فرهادی البته نویسنده «روزگار جوانی» بود و این سریال را شاپور قریب و اصغر توسلی کارگردانی کردند اما بسیاری هنوز این سریال را یکی از نقاط مهم در کارنامه فرهادی توصیف میکنند.
مانی حقیقی/ گذشته، همه میدانند
در چه سطحی با فرهادی همکاری داشته است؟
اولین مواجهه آنها با هم در مقام کارگردان و مخاطب بوده است؛ اصغر فرهادی «شهر زیبا» را ساخته بود و مانی حقیقی بدون آنکه کارگردان فیلم را بشناسد، به تماشای آن نشست و بهشدت تحت تأثیر آن قرار گرفت. همین اتفاق سبب میشود حقیقی، اصغر فرهادی را برای آشنایی بیشتر به خانه خود دعوت کند و این نقطه آغاز یک همکاری نزدیک سینمایی میان این دو میشود. همکاریای که از مشارکت در نگارش فیلمنامه «چهارشنبهسوری» و تا نقشآفرینی حقیقی در «درباره الی…» ادامه پیدا کرد.
ادعایش علیه فرهادی چیست؟
مانی حقیقی در گفتوگوی پرنکتهای که با نیویورکر داشته، برای اولین بار از سهم خود در ایدهپردازی و نگارش فیلمنامه دو اثر اصغر فرهادی یعنی «گذشته» و «همه میدانند» پرده برداشته است. به گفته حقیقی، داستان فیلم «گذشته» در واقع روایتی از زندگی خود اوست که زمانی آن را در قالب یک خاطره دوستانه با اصغر فرهادی مطرح کرده است. بنابر روایت حقیقی، وقتی فرهادی به او میگوید «گذشته» را نوشته، حقیقی در ابتدا جا میخورد. حقیقی در این باره میگوید:
«عجیب است که کسی به داستان زندگی شما گوش دهد و بعد فیلمنامهای دربارهاش بنویسد و سپس به شما بگوید دوست داری در آن بازی کنی؟!» به واسطه همین تجربه همکاری او در واکنش به دعوت فرهادی برای همکاری در نگارش فیلمنامه «همه میدانند» به او میگوید: «من نمیدانم چطور با تو همکاری کنم. چون همیشه بعد از همکاری احساس بدی دارم.» همکاریای که شکل میگیرد اما باز هم همان سرانجام را پیدا میکند؛ ساخت و اکران فیلم، بدون اشاره به نام مانی حقیقی بهعنوان فیلمنامهنویس!
درباره این ادعا چه قضاوتی میتوان داشت؟
حقیقی تأکید کرده است که برای بخش عمدهای از ادعاهایش اسناد و مدارکی در اختیار دارد که یک نمونه از آنها نتبرداریهای مشترک او و اصغر فرهادی برای شکلگیری فیلمنامه «همه میدانند» است که او میگوید هنوز آنها را در خانه دارد. اصغر فرهادی هنوز هیچ توضیح روشنی درباره دلیل خود برای این جنس از همکاری با مانی حقیقی ارائه نکرده است.
گلشیفته/ درباره الی…
در چه سطحی با فرهادی همکاری داشته است؟
زمانی که اصغر فرهادی فیلمسازی حرفهای در سینما را آغاز کرد، گلشیفته فراهانی هنوز بازیگر چندان شناختهشدهای نبود. یک سال بعد از رونمایی از «رقص در غبار» اصغر فرهادی، گلشیفته فراهانی هم با نقشآفرینی در «بوتیک» و «اشک سرما» تبدیل به بازیگری مطرح در سینمای ایران شد. این دو در مقام کارگردان و بازیگر تنها یک بار همکار شدند که این همکاری برای هر دو درخشان بود؛ «درباره الی…» تنها فصل مشترک کارنامه سینمایی فرهادی و فراهانی است که البته تبدیل به جدیترین فصل چالش و تقابل آنها هم شده است!
ادعایش علیه فرهادی چیست؟
ماجرای ادعاهای تند و تیز گلشیفته فراهانی علیه اصغر فرهادی، تازگی ندارد و سالهاست که این بازیگر کوچکرده از سینمای ایران، در هر فرصتی که به دست میآورد، به این کارگردان میتازد و او را بهواسطه آنچه بدرفتاری در فرآیند تولید «درباره الی…» و حواشی مرتبط با دوران اکران و حضورهای جشنوارهای این فیلم در خارج از کشور میداند، به باد انتقاد میگیرد. براساس تازهترین اظهارات گلشیفته فراهانی، اصلیترین گلهمندی او از فرهادی مربوط به زمانی میشود که بهواسطه حضورش در فیلم هالیوودی «مجموعه دروغها»، براساس نظر مدیران سینمایی، بازگشت او به ایران با تردیدهای جدی مواجه شده بود اما هیچ یک از اهالی سینما، حاضر به حمایت از او نشده بود. او در این میان نقش اصغر فرهادی را به این دلیل پررنگتر میداند که احساس میکند فرهادی برای مصون نگه داشتن فیلم خودش یعنی «درباره الی» از خطر توقیف احتمالی، به عمد از گلشیفته فراهانی به عنوان بازیگر اصلی فیلم فاصله گرفته و حتی حاضر نشده است روی فرش قرمز کن، در کنار او حاضر شود.
درباره این ادعا چه قضاوتی میتوان داشت؟
واقعیت این است که در تمام اظهارنظرهای گلشیفته فراهانی درباره اصغر فرهادی، آنچه به وضوح عیان است، حجم بالای عصبانیت و دلخوری است و به همین دلیل به سختی میتوان همه اظهارات او را منطبق بر واقعیت دانست. با این همه اما نمیتوان کتمان کرد که در صورت صحت بخش کوچکی از همین روایتها، این میزان از دلخوری گلشیفته، چندان هم بیراه نیست.
ترانه علیدوستی/ همه میدانند
در چه سطحی با فرهادی همکاری داشته است؟
در میان بازیگران زن سینمای ایران، بیشترین همکاری را با اصغر فرهادی داشته است. ترانه علیدوستی در فیلمهای «رغص در غبار»، «چهارشنبه سوری»، «درباره الی» و «فروشنده» ایفاگر نقشهای کلیدی بوده و از این منظر میتوان او را از بازیگران محبوب اصغر فرهادی دانست. او همواره همکاری صمیمانه و بیحاشیهای با این فیلمساز داشته و تا پیش از قضایای اخیر که ادعای دیگران در آن پررنگتر است، هیچگاه موضعی علیه فرهادی اتخاذ نکرده بود.
ادعایش علیه فرهادی چیست؟
«باشه، همهچیز رو بردار ببر برای خودت اصغر!» این نقل قولی است که ترانه علیدوستی در گفتوگو با نیویورکر مدعی شده است بهعنوان یک شوخی در جمع همکاران و دوستان اصغر فرهادی با هدف کنایه به ویژگیهای او به کار میرفته است. علیدوستی هرچند صراحتاً اتهامی را علیه فرهادی مطرح نمیکند اما جنس موضعگیری او در واکنش به اتهاماتی که علیه این فیلمساز مطرح است را میتوان تأیید ضمنی آنها دانست، بهخصوص آنجایی که میگوید وقتی فهمیده یکی از هنرجویان فرهادی ادعا کرده که او از فکر بکرش سوءاستفاده کرده، در واکنش گفته است:
«درست است. میدانم. خودم میدانم.» او حتی در تشریح ویژگیهای شخصیتی فرهادی میگوید «این آدم نابغه است اما در این هم نبوغ دارد که راههایی برای مکیدن فکرهای بکر از آدمهای اطرافش پیدا کند.» و این همان گزارهای است که سوءاستفاده اصغر فرهادی از ایدههای بکر دیگران را بهصورت ضمنی تأیید میکند. علیدوستی حتی نام فیلم «همه میدانند» را هم کنایهای از هراس اصغر فرهادی از قضاوت دیگران توصیف کرده است.
درباره این ادعا چه قضاوتی میتوان داشت؟
موضعگیری ترانه علیدوستی درباره اصغر فرهادی، هیچ گزارهای ندارد که نیاز به صحتسنجی داشته باشد، او به نوعی در ماجراهای اخیر، ترجیح داده است تحلیل خود از شخصیت فرهادی را بهجای قضاوت قطعی درباره او به زبان بیاورد و اینگونه قضاوت اصلی درباره او را به دیگران واگذار کرده است. با این همه قرار گرفتن موضع او در کنار دیگر قطعات پازلی که علیه فرهادی شکل گرفته است، وزنه اتهامات علیه این فیلمساز را سنگینتر کرده است.
آزاده مسیحزاده/ قهرمان
در چه سطحی با فرهادی همکاری داشته است؟
براساس آنچه تا به امروز روایت شده است، آزاده مسیحزاده، فیلمسازی شیرازی است که با پسانداز پولهای شخصی خود اقدام به ساخت اولین فیلم کوتاهش در همان شهر کرده بود اما زمانی که از برگزاری یک کارگاه آموزشی با حضور اصغر فرهادی در موسسه کارنامه در تهران مطلع میشود، عازم تهران میشود. در همین کارگاه فرهاد از 18 هنرجویش میخواهد که هر کدام از میان اخبار و گزارشهای موجود، سوژهای مرتبط با قهرمان شدن یک فرد عادی را انتخاب و در قالب یک فیلم مستند آن را روایت کنند. مسیحزاده هم با توافق فرهادی به شیراز برمیگردد و در شهر خودش با ماجرای شخصی به نام محمدرضا شکری آشنا میشود. این فرد همان فردی است که مسیحزاده مستند «دو سر برد، دو سر باخت» را با محوریت او میسازد.
ادعایش علیه فرهادی چیست؟
همزمان با اکران عمومی فیلم سینمایی «قهرمان» و زمزمههای حضور آن در جشنوارههای مختلف خارجی بود که آزاده مسیحزاده مدعی سرقت ایده اصلی این فیلم از مستند خود شد. مسیحزاده مستن خود را زیر نظر اصغر فرهادی به سرانجام رسانده بود اما انتظار داشت حق و حقوقش بهعنوان مولف، زمانی که یک نسخه سینمایی از فیلمش اقتباس میشود، مورد احترام قرار گیرد و به همین دلیل هم تأکید میکرد که اگر تنها اشارهای کوچک به نامش در تیتراژ فیلم شده بود، هیچ ادعایی را در این زمینه مطرح نمیکرد.
درباره این ادعا چه قضاوتی میتوان داشت؟
مستند «دو سر برد، دو سر باخت» در حال حاضر در فضای مجازی موجود است و اگر میخواهید بدانید در این ماجرای جنجالی اخیر، حق با کیست، بهترین راه تماشای هر دو روایت است. دو روایتی که البته به سختی میتوان اشتراک موجود میان چند نقطه عطف کلیدی و نیز مشابهاتها میان شخصیتهای محوری آنها را رد کرد. شاید به همین دلیل هم فرهادی برخلاف موضع قبلی تیم حقوقی فیلمش در آخرین اظهاراتش تغییر موضع داده و اعلام کرده عدم درج نام آزاده مسیحزاده در تیتراژ «قهرمان» صرفاً ناشی از یک اشتباه فنی و فراموشی بوده است!
نگار اسکندرفر/ جدایی نادر از سیمین
در چه سطحی با فرهادی همکاری داشته است؟
همکاری نگار اسکندرفر با اصغر فرهادی در دو مورد مشخص، انعکاس رسانهای بیشتری داشته است؛ یکی برگزاری کارگاههای آموزشی اصغر فرهادی در موسسه کارنامه به مدیریت اسکندرفر و دیگری سرمایهگذاری در تولید فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین». در مورد اول زمانی که بحث ادعای آزاده مسیحزاده علیه فرهادی درباره ایده فیلم «قهرمان» مطرح شد، اسکندرفر به بهانه برگزاری کارگاه آموزشی مورد نظر مسیحزاده در موسسه کارنامه، دست به قلم شد تا از حفظ حقوق معنوی کلیه هنرجویان این موسسه حمایت کند و بهنوعی این موسسه و اساتید آن را از اتهام تضییع حقوق هنرجویان مبری کند. در مورد دوم هم زمانی که مدیر روابط عمومی بانک پاسارگاد در مقطعی مدعی شد که اصغر فرهادی برای سرمایهگذاری این بانک در فیلم «جدایی» حاضر به تغییر فیلمنامه خود شده است، اسکندرفر در یک گفتوگوی رسانهای این ادعا را تکذیب کرد.
ادعایش علیه فرهادی چیست؟
نگار اسکندرفر بهعنوان یکی از سرمایهگذاران فیلم «جدایی نادر از سیمین» اما در گزارشی که نیویورکر منتشر کرد، ادعایی متفاوت را با محوریت همین فیلم علیه فرهادی مطرح کرده است. اسکندرفر درباره تجربه منفی کار خودش با فرهادی در فیلم «جدایی» گفته فرهادی بدون اطلاع او توافقنامه پخش بینالمللی این فیلم را امضا کرده که این توافق از لحاظ اقتصادی به نفع فرهادی بوده و در نهایت اسکندرفر مجبور شده نامهای در موافقت با این توافقنامه امضا کند چون فرهادی گفته پخشکننده شانس بالایی برای اسکار بردن فیلم قائل است و ممکن است نبودن اجازهای از اسکندرفر سبب جلوگیری از اکران جهانی فیلم شود.
درباره این ادعا چه قضاوتی میتوان داشت؟
واقعیت این است که ادعای اسکندرفر درباره حق مالکیت «جدایی» یک ادعای کاملا حقوقی است و بعید است که براساس اسناد نتوان حکم قطعی درباره آن داد. کمااینکه در طرف مقابل، اصغر فرهادی مدعی شده است، سرمایهگذار سهم خود در هزینه فیلم «جدایی نادر از سیمین» را بهطور کامل پرداخت نکرده و به همین دلیل احتمالا حقی هم در این زمینه نداشته است.



