روزنامه هفت صبح، فرشید قربانپور| تا حدود چهل سال پیش سازمان و ساختاری تحت عنوان پخش کتاب به شکل امروزی وجود نداشت. فعالیت پخشها در سیستم تولید و حمل کتاب ناچیز و به نوعی ادغام شده در خود نشرها بود. کارشان گسترده نبود و ارتباط کتابفروشیها به عنوان ویترین و نمایشگاه کتاب، مستقیم با خود ناشران برقرار میشد. البته تعداد کم ناشرها هم وجود سازمان پخش کتاب را غیرضروری میکرد و در عمل میشد بدون «پخش کتاب» بازار کتاب را چرخاند.
اما تغییر زمانه و زیاد شدن تقاضا نشان داد که این سیستم کارآمد نیست. پس از اوایل دهه شصت پخشها کمکم شروع به کار کردند و تبدیل به حلقه مهمی از بازار نشر و کتاب شدند. امروز تقریبا بازار کتاب را بدون پخش نمیشود تصور کرد. پخشها حلقه رابط بین ناشر و کتابفروشند. یعنی اتصال چند هزار ناشر به چند هزار کتابفروش. وضع کتاب از نظر محتوایی اگرچه در این سالها از مصادیق سطحی شدن بود، اما بازار نشر و کتاب ایران واقعا بزرگ و بزرگتر شد و این اکثر در تولیدکننده و عنوان هم خوبیهایی دارد و هم بدیهایی.
یکی از مهمترین تغییرات حاصل از این تعدد ناشر و کتابفروش، ناکارآمدی سیستم قبلی و نظم اجباری در سیستم توزیع کتاب بود. یعنی دیگر نمیشد یک کتابفروشی برای جور بودن جنسش، با چند ناشر در ارتباط باشد و عناوین جدیدش را بخواهد و ویترینش را به روز نگه دارد. پخشها مراکز خوبی بودند که تاسیس شدند تا به جای کتابفروشها فهرستی از نشرها داشته باشند، عناوین جدید را لیست کنند و کار حمل و نقل کتاب را انجام دهند تا ناشر فقط کتاب تولید کند و کتابفروش فقط بفروشد.
از مؤلف تا خواننده
روند تولید یک کتاب معمولا از مولف یا مترجم شروع میشود. گاهی ناشر به کسی سفارش تولید کتاب میدهد. پس از آماده شدن محتوا، ناشر کارهای سختافزاری تبدیل این محتوا به فرم و شکل کتاب را انجام میدهد. بعد از مجوزهای لازم چاپخانه و صحافی مسئول تبدیل این فرمها به کتاب چاپی را دارند. حالا یک عنوان کتاب به تیراژ مثلا هزار نسخه تولید شده و در انبار ناشر قرار گرفته. اینجاست که نقش پخش کتاب خود را نشان میدهد.
پخشها با تخفیفی حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد کتاب را از ناشر میگیرند. به همین دلیل ناشر هنگام قیمتگذاری کتاب این درصد را در نظر میگیرد. پخشکننده کتاب بعد از تحویل گرفتن کتابها با حدود ۴۰ درصد تخفیف، آن را وارد فهرستهای خود میکند و بعضاً چکیدهای از محتوای آن را در اختیار ویزیتورها قرار میدهد. ویزیتورهای پخش سراغ کتابفروشیها میروند و با ارائه لیست کتابهای جدید و قدیمی و بعضاً کمک به کتابفروشها، عناوین درخواستی کتابفروش را با حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد تخفیف، یادداشت و در سیستم پخش ثبت میکنند.
بخش ارسال کتابها را جمعآوری و برای کتابفروش ارسال میکنند. البته این رویه برای سیستمهای سنتی است که کتابفروشی فیزیکی است و سفارش کتابها را بر اساس تجربه فروش خود و تنوع و سلیقه مخاطبانش انتخاب میکند و در ویترین میگذارد. گاهی ناشرها با برخی کتابفروشها مذاکره میکنند تا یک عنوان کتاب خاص را به صورت ویژه در ویترین بگذارند.
فروش آنلاین
درباره کتابفروشیهای اینترنتی ماجرا کمی فرق دارد. در فروش آنلاین کتاب که این روزها بخش عمدهای از بازار کتاب را از آن خود کرده و نقش مهمی در حلقه آخر زنجیره نشر دارد، کتابها اول توسط کتابفروشی آنلاین فروخته میشوند، بعد در سیستم پخش ثبت میشوند. یعنی کتابفروشیهای آنلاین معمولا کتابی را انبار یا پیشخرید نمیکنند. بلکه اول با اطلاعات موجود در سیستم پخش، کتابها را معرفی و تبلیغ میکنند، بعد از آنکه مخاطب کتابی را سفارش داد، کتابفروش آن را از پخش میگیرد و برای مخاطب ارسال میکند.
شکل تراکنش مالی پخشهای کتاب، با کتابفروشیهای فیزیکی متفاوت از فروشندگان آنلاین است. همانطور که گفته شد کتابفروشی فیزیکی کتاب را میخرد و در ویترین میگذارد تا مخاطبی آن را بپسندد و بخرد. به همین خاطر گاهی فروش چند کتاب برای کتابفروش چند ماهی طول میکشد. به همین دلیل معمولا نوع بازپرداخت کتابفروشها به پخشها به صورت مدتدار است و به تبع آن، پرداخت پخشها به ناشرها هم چند ماهه است. در سالهای اخیر با تأسیس پلتفرمهای دیجیتال و پا گرفتن فروشگاههای اینترنتی کمی این روش اصلاح شده و بخشی از فروش کتاب به صورت نقدی انجام میشود و به همین دلیل معمولا بازپرداخت کتابفروشیهای اینترنتی به پخشها، سریع و نقدیست.
حلقههای بازار
در ایران معمولا بنکدارها، درشتترین و پردرآمدترین حلقه هر بازاری هستند. به همین دلیل در ذهن اکثر ایرانیان توزیعکننده سود کلان و مفتی میبرد. همین فرض درباره پخشهای کتاب هم وجود دارد. هر بار که قیمت کتاب به دلیل گران شدن کاغذ و چسب و نوسان قیمت ابزار، بالا میرود، عدهای پخشهای کتاب را مقصر میدانند. حتی گاهی با این تصور که ۴۰ درصد پشت جلد سهم پخش است و در جیب توزیعکننده میرود، مقصر اصلی گرانی کتاب را پخشکننده میدانند. اما مشخصا میدانیم که از این ۴۰ درصد بیشتر از ۲۵ درصدش سهم کتابفروش است!
ضمن اینکه توزیعکننده کتاب در جایگاه متفاوتی نسبت به دیگر توزیعکنندگان قرار دارد. اولین و مهمترین تفاوت، ناشی از ذات محصول است که فرهنگی است و محتوای آن اهمیت زیادی دارد. پخشها با بررسی یک کتاب یا دستکم یک ناشر، خط فکری خاص خود را به عنوان فیلتری اساسی در انتخاب و حذف کتابها اعمال میکنند. با نگاهی کوتاه به تنوع کتابها در پخشهای مختلف، میتوان به دقت و وسواس پخشکننده به عنوان اولین نقطه سنجش ارزش یک کتاب پی برد. چون مسلما هیچ پخشی دلش نمیخواهد کتابی بفروشد که بیارزش باشد و کسی آن را نخرد. بعضی پخشها فیلترهای دیگری مثل زرد نبودن کتاب، ارزشمند بودن ناشر، پرفروش و خواندنی بودن کتاب، مستقل بودن ناشر و … برایشان مهم است.



