روزنامه هفت صبح | داریوش مهرجویی نه هیچگاه ادعای روشنفکری داشته نه سخنرانی‌های دوپهلو انجام داده که برایش کف و سوت بزنند، نه از اخلاقیات دم زده و نه گفته که فرمول مشکلات کشور را در دست دارد. او حتی ادعای سیاسی بودن و موضع‌گیری سیاسی هم نداشته است. اوج دغدغه‌هایش مسئله خون‌های کثیف در دوره محمدرضا بوده و پاکیزگی شهری در دهه هشتاد ایران. هیچگاه پز سیاسی نگرفته است چون او یک هنرمند است.

تنها همتایش در این میان فقط و فقط عباس کیارستمی است. مابقی بزرگان ما بالاخره جایی در چاله تصویر شمایل یک هنرمند مقاوم و چپ‌گرا از خودشان فرو افتاده‌اند. مهرجویی اما می‌داند که نه مورخ است و نه جامعه‌شناس و نه دیپلمات و نه چه‌گوارا. او یک سینماگر است. یک هنرمند تیزبین و باهوش است که در کنار زندگی شخصی متلاطمش،‌ داستان‌هایی را روایت می‌کند که در دوران اوجش ترجمانی دقیق از ریزبافت‌ترین گره‌های مردمان کشورمان هستند.

همان حس و ایده‌ای که مثلا اصغر فرهادی در قهرمان به سبک خودش به آن نزدیک شده بود. مهرجویی همیشه این‌گونه بوده. یادم است که سال ۱۳۷۳ وقتی تازه‌ کار مطبوعاتی را شروع کرده بودم، رفتم برای مصاحبه با او. موقع اکران فیلم پری بود. در یک آپارتمان خالی که پنجره‌هایش رو به پارک قیطریه باز می‌شد. آپارتمان به دوستش تعلق داشت. روی میزش انواع و اقسام کتاب‌های ادبیات کهن بود. تذکره‌الاولیا و اشعار عطار و از این نوع کتاب‌ها.

گفت‌و‌گو با او به شکل عجیبی پیش می‌رفت. کوچک‌ترین علاقه‌ای به خودنمایی و گفتن حرف‌های درشت و تیترخور نداشت. یک نوع ناامیدی طنزآمیز اصیل در او به چشم می‌خورد. یادم است ازش پرسیدم که آن فید زیبایش در رنگ آبی فیروزه‌ای چه حس عجیبی را به تماشاگر منتقل می‌کرد. گفت دنبال مفهوم خاصی نبودم. دیدم قشنگ می‌شود انجامش دادم. او همیشه این‌طوری بوده، وقتش را به‌جای خودنمایی و سیاست به دقت در اطرافش و مردمش صرف می‌کرده.

برای همین حتی فیلم نه‌چندان معتبری مثل سنتوری این چنین زنده و به‌روز است. برای همین رمانی هم که می‌نویسد انگار دستپخت یک جوان سی ساله امروزی است. آری. اما همین فهم شخصی‌اش از جامعه اطراف شاخک برخی مو از ماست بکش‌ها را تیز می‌کند. آنها متوجه دقت نهفته در اجاره‌نشین‌ها و یا هامون و سارا و لیلا هستند و این مسئله گیجشان می‌کند.

چرا که مهرجویی در تعریف آنها از روشنفکر ناراضی نمی‌گنجد. همان‌گونه که کیارستمی نمی‌گنجید. او قریب به بیست سال است که فیلم مهمی نساخته است ولی او مهرجویی است. کارگردان دوست‌داشتنی سینمای ایران. در انتظار اکران لامینور می‌مانیم. در انتظار کمی سعه‌صدر و مهربانی از سوی مسئولان سخت‌گیر. راه دوری نمی‌رود.

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.