روزنامه هفت صبح| شبکه پنج تصمیم داشت همزمان با دهه فجر سریال «آتش در گلستان» را با نام قبلی «خداحافظ مادر» پخش کند. این اتفاق نیفتاد و از ابتدای هفته سریال در کنداکتور قرار گرفته است. این سریال را پرویز شیخ طادی با موضوع زندگی مرضیه حدیدچی معروف به طاهره دباغ از زنان مبارز انقلابی در زمان پهلوی دوم ساخته است.
منظر اول: محتوا| ساخت فیلم و سریال زندگینامهای در کشور ما کار راحتی نیست. خیلیها مدعی هستند و باید اثر بتواند درکنار روایت واقعیتها، پاسخی به منتقدان داشته باشد و در عین حال بتواند حق مطلب را ادا کند. داستان سریال «آتش در گلستان» از جایی شروع میشود که کشور آرام آرام در معرض حمله است. همزمان دو دلداده در نقطهای مررزی، بعد از سالها مخالفت، قرار است به هم برسند.
در میان جشن عروسی و شادی اعضای فامیل، پچپچههایی هم به گوش میرسد. کارگردان بخش اعظم داستان قسمت اول خود را به ماجرای اختلاف دو طایفه خاوری و باختری اختصاص داد و به اصل موضوع یعنی زندگی مرضیه حدیدچی نپرداخت. این تمهیدی آشناست که به جای رفتن سراغ سوژه یک داستان فرعی انتخاب شود. شیخ طادی دست روی یک عروسی و حاشیههای آن گذاشت که بهرغم لخت بودن داستان، قابیلت همراه کردن مخاطب را داشت.
منظر دوم: ساختار | اتمسفری که کارگردان دنبال آن بوده است، در قسمت یک شکل گرفته: شادی و پایکوبی هموطنان کرد برای استقبال از یک عروسی. در کنار آن دو سکانس هم اختصاص به شرایط بهم ریخته کشور در سال ۵۸ و ناامنیهای مرزی داشت. این نشانهها در ذهن مخاطب تصاویری میکارد و او را آماده داستان میکند. طبعا از کلیشهها گریزی نیست و در قسمت اول «آتش در گلستان» شاهد نمونههای فراوانی بودیم که پیشتر در فیلمها و سریالها به نمایش در آمدهاند:
عشق، اختلاف، لزوم همبستگی و … با این حال پرویز شیخطادی تلاش کرده بود مواد اولیهای که در اختیار را دارد، تا حد توان جذاب ارائه دهد و مخاطب وفادار تلویزیون را راضی نگه دارد. چالش اصلی سریال همزمان با باز شدن داستان زندگی مرضیه دباغ آغاز خواهد شد. پرویز شیخطادی گفته: «حرفهایی که قبلاً نمیزدیم را باید بزنیم و نترسیم، جامعه ظرفیتش را دارد.»



