روزنامه هفت صبح | تابستان ۸۹ اصغر فرهادی در مراسم اهدای جوایز خانه سینما وقتی برای گرفتن جایزه درباره الی به روی سن رفت، باادبیاتی عجیب و غیرمنتظره برای فرهادی، از چهرههایی مثل بهمن قبادی و محسن مخملباف یاد کرد و آرزوی اینکه آنها روزی دوباره در ایران فیلم بسازند. ادبیات او از همه چهرههای دیگر که اکثرشان از مواضع تند و صریحی هم برخوردار بودند، صریحتر و شدیدتر بود. نتیجه این جملات توقیف فیلم جدایی نادر از سیمین بود که در حال فیلمبرداری بود و همینطور بسته شدن خانه سینما.
یک سال قبل فرهادی دیده بود که فیلم درباره الی به خاطر بازی گلشیفته فراهانی در فیلم ریدلی اسکات در معرض توقیف قرار داشت و اگر وساطت احمدینژاد نبود ممکن بود درباره الی به پرده نرسد. و در نهایت در ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ در اوج تنشهای انتخاباتی اکران شده بود. حالا حرفهای فرهادی در ستایش از سینماگران مهاجر و مخالف برای خیلیها حیرتانگیز بود و آن را آتش تهیه برای محدود کردن فعالیتهای خانه سینما میدانستند.
هرچه بود تولید جدایی نادر از سیمین متوقف شد. با حکم معاون نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد علیرضا سجادپور. این حکم جنجالی تنها ۴۸ ساعت به طول انجامید و فیلم تولیدش را با یک وقفه بسیار کوتاه از سرگرفت و کسی هم نفهمید علت آن سخنان الترا انقلابی از فرهادی چه بوده است. پس از آن این فیلم به سوژه مورد نظر برای معاونت سینمایی جهت حضور در اسکار بدل شد و در نهایت در بهمن ۱۳۹۰ برنده اسکار بهترین فیلم خارجی سال۲۰۱۱ شد.
معاونت سینمایی آن سال جواد شمقدری بود اما علیرضا سجادپور به عنوان مسئول نظارت و ارزشیابی در این پیروزی حاکمیتی خود را سهیم میدانست . پروژه دیگر این دو همکار یعنی زمینگیر کردن خانه سینما آن هم با استناد به موارد قانونی به سرانجام خود نرسید. در نهایت، دوره فعالیت او در معاونت سینمایی آکنده از رویداد و جنجال بود.
دورانی که بدنه سینما متاثر از واقعه ۸۸ پرچم مخالفت با تشکیلات دولتی سینما را بلند کرده بودند و از آن طرف دولت هم قصد بستن خانه سینما را کرده بود و همزمان حوزه هنری هم به خاطر وابستگی به بخشهای مذهبی و سنتی کشور دل خوشی از مراکز دولت احمدینژاد نداشت و حتی سالنهای سینمایش را به روی برخی از محصولات مجوزدار بسته بود!
در این میان سجادپور یکی از بازیگران اصلی این وقایع بود و توانست از میانه آشوبها و حوادثی مثل مشکلات درباره الی، توقف جدایی نادر از سیمین، مهاجرت گلشیفته فراهانی، مبارزه با خانه سینما و پلمب کردن مرکز آن، برنده شدن اسکار بهترین فیلم خارجی، مجوز دادن به فیلمهای در محاق رفتهای مثل آتشکار و به رنگ ارغوان و همینطور من مادر هستم، ماموریت خود را انجام دهد. سجادپور چهار ماه قبل از پایان دولت دوم احمدینژاد استعفا داد.
دیروز خبرآمد که علیرضا سجادپور که همیشه از چهرههای نامآشنای سینما طی ۳۰ سال گذشته بوده، پس از دو سال دست و پنجه نرم کردن با یک تومور مغزی و در حالی که تا همین اواخر پیگیر تهیه محصولات سینمایی جدید بوده، دار فانی را وداع گفت. سینما روزان در وصف مرگ او نوشت: «سجادپور در حالی مرحوم شد که حتی با شدت گرفتن بیماریاش نه دست اندرکاران خانه سینما و نه مدیران محافلی مانند موزه سینما حتی برایش بزرگداشتی نگرفتند در جهت دلخوشی. خدایش بیامرزد. »



