روزنامه هفت صبح، بابک پرهام | نمایشنامه کباب بهعنوان اولین اثر ایرانی علی صفری، اثری موفق محسوب میشود. داستان خطی، با نقطه عطف غایب و گره میانی، داستانی استاندارد را روایت میکند، شخصیتها بهدرستی با دیالوگها تشخص پیدا میکنند و همه شخصیتها پرداخت صحیحی دارند و مانند بسیاری از نمایشنامههای ضعیف شخصیت در حد تیپ تعریف نمیشود، تا جاییکه شخصیتها با گفتوگو برای تشخص خود و دیگر شخصیتهای حاضر پیشبرنده هستند.
روند نمایش خوب است ولی جاییکه گفتوگوها برای آشناسازی شخصیت غایب عمل میکند، از لحاظ خرده روایتی ضعیف عمل میشود. اگر وضعیت اجتماعی خانواده سنتی دهه ۴۰ را بهگونهای در نظر بگیریم که خویشاوندان سببی را در حلقه داخلی وارد نمیکنند، حرفهایی که در صحنه اول گفته میشود به این دلیل است که حلقه اصلی حضور دارند و خویشاوندان سببی در این صحنه حضور ندارند، میبایست این روند پس از آن نیز حفظ شود و در بقیه صحنهها ما گفتوگوهای درون خانواده داشته باشیم یا سانسورهایی به دلیل وجود افرادی بیرون از حلقه اصلی شکل بگیرد.
صفری در نیمه اول نمایش در جامعهشناختی خانواده سنتی دهه ۴۰ و برخوردش با قدرت تامه خوب عمل کرده است، ولی در نیمه دوم داستان کمی قدرت تامه را در ذهن خانواده سنتی ضعیف جلوه داده است. دیالوگ برادر بزرگتر که میگوید از خود شاه تا پایین را سینجیم کرده است، حتی اگر لغزخوانی باشد باز هم برای کسی که در نیمه اول خودش را رعیت میداند و شاه را ارباب و منتظر است با خوشخدمتی اوضاع نابسامان خانواده را سامانی بدهد، کمی عجیب و دور از ذهن است. فضاسازی در هر دو نیمه داستان بهخوبی عمل میکند، در نیمه اول فضا آبستن یک فاجعه است و در نیمه دوم استیصال خانواده و نقطه اوج توسل دختر بیپناه به حضرت زینب پایانبندی بسیار خوبی است.
اکثر بازیگران کمتجربه هستند، به همین دلیل ایست بازیگر و برخورد بازیگر با بازیگر در برخی لحظات درست نیست و بعضی جاها کمی بازیها اغراقشده بهنظر میرسند، ولی مشهود است که با تجربهاندوزی اتفاقات خوبی در راهشان خواهد بود. در مقابل همین کمتجربه بودن کارت برنده بازیگران است، بازیگرانی که بدون ادعا و با پرهیز از ژستهای متداول، تمام خودشان را برای نقش گذاشتهاند و بازی متفاوت و تکنیکی صبا ایزدپناه تکمیلکننده این گروه بازیگری است.
کارگردانی باظرافت و با ریتم خوبی انجام شده است، ریتم مناسب تماشاگر را با خود همراه میکند و طراحی قابهای چشمنواز و بازیهای در سکوت و استفاده از زیرصداها نشان از زحمات فراوان کارگردان دارد، حاجیزینل در این نمایش از نمایشهای قبلی در طراحی قابها موفقتر است و حال و هوای یک خانواده سنتی را بهتر از فضای یک فرهنگ تجربه نشده ساخته است. در بازیهای بازیگران نقش مکمل ظرافتها قابل تامل است.
نقطه ضعف نمایش طراحی نور و دکور است که آنهم با شرایط تئاتر امروز قابل اغماض است. طراحی نور اکثرا فقط برای روشن شدن صحنه است و بهعنوان یک عامل تاثیرگذار عمل نمیکند، این که طراحی نور خودنمایانه قسمتی از نمایش را زیر سلطه خود نداشته باشد بسیار عالی است ولی اینکه هیچ هویتی از خودش نداشته باشد، موضوعی دیگر است که ضعف در طراحی است. طراحی دکور نیز عجولانه است و امکان طراحی هوشمندانهتر وجود داشته است.با تمام این اوصاف بهطور کلی نمایش کباب امتیاز یک کار قابل قبول را دارد و دیدنش را پیشنهاد میکنم.
نویسنده: علی صفری
کارگردان: رها حاجیزینل
بازیگران: صبا ایزدپناه/ سارینا آزادمیلانی/ محمد پسندیده/ نازنین میهن/ صدف صفری/ فرید زنگی/ احمد هداوند/ امیرحسین نژادقاسمی
مکان و زمان اجرا: عمارت نوفللوشاتو/ ساعت ۱۸:۳۰



