روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی | یک: «زنبق‌های مزرعه» همه چیزش عجیب است. هم ایده مرکزی‌اش کلی از زمانه خودش جلوتر است، هم این داستان دوست‌داشتنی و سرخوشانه اصلا به دهه‌ پرشور ۱۹۶۰ نمی‌خورد، و هم فکرش را هم نمی‌شود کرد که چنین فیلم ساده‌ و بی‌حاشیه‌ای نامزد چهار جایزه اسکار شود و یک اسکار را هم به خانه ببرد. اما این فیلم عزیز و حال‌ خوب‌کن رالف نلسون که از رمانی به همین نام از ویلیام ادموند پرت اقتباس شده، هم در زمان خودش خوش درخشید و هم الان مورد توجه خیلی از فیلم‌بین‌ها قرار گرفته است.

دو: فیلم داستان یک کارگر دوره‌گرد به نام هومر اسمیت (سیدنی پواتیه) است که به‌طور اتفاقی با پنج راهبه آشنا می‌شود. آن‌ها مهاجرانی آلمانی هستند و بدون هیچ سرمایه و پشتیبانی به آمریکا آمده‌اند (حتی انگلیسی هم مسلط نیستند). رویای آن‌ها این است که کلیسایی در زمین فعلی خود بسازند. هومر اسمیت ابتدا به‌دنبال پول است و تصمیم می‌گیرد در ازای دریافت دستمزد، برایشان کلیسا بسازد. اما کم‌کم تحت تاثیر عزم و خلوص آن‌ها قرار می‌گیرد و به این نتیجه می‌رسد که باید به آن‌ها کمک کند، حتی بدون دستمزد.

سه: برای ما که در این دوره‌ شعارزده زندگی می‌کنیم که در آن هالیوود و کل سینمای جهان رنگ تحمیل به‌خود گرفته و همه‌جا باید تنوع‌های جنسیتی و نژادی به اجبار رعایت شود، فیلمی چون «زنبق‌های مزرعه» ارزش بسیار زیادی دارد. یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فیلم، ارتباط بین هومر اسمیت سیاه‌پوست و پنج راهبه‌ سفیدپوستی است که از آلمان آمده‌اند (آن هم آلمانی که تازه دو دهه است از جنگ جهانی دوم عبور کرده است). هم اسمیت و هم راهبه‌ها، خیلی راحت همدیگر را می‌پذیرند. بدون توجه به رنگ پوست یا مسائل جانبی دیگر.

چهار: این تنوع نژادی تنها مربوط به سیاه‌پوست و سفیدپوست نمی‌شود. خوان (استنی آدامز)، صاحب قهوه‌خانه کنار جاده که اسمیت به آنجا سر می‌زند، اسپانیایی‌تبار است. حتی کارگرهایی که بعدا برای کمک به اسمیت می‌آیند هم لاتین هستند. تمام این افراد از نژاد‌های مختلفی در نهایت گرد هم جمع می‌شوند و کلیسا را به سرانجام می‌رسانند. آن زمان مبارزه با نژادپرستی تازه شکل گرفته بود و شدت الان را نداشت. حتی «زنبق‌های مزرعه» را هم می‌توان تلاشی در همین راستا در نظر گرفت.

ولی تلاشی بود که با دغدغه و به صورت شخصی پیش رفته بود، نه این‌که برنامه‌ای برای راضی کردن جنبش‌های مدنی یا جذب سرمایه باشد. رالف نلسون، کارگردان فیلم، برای تامین سرمایه این اثر حتی خانه‌ خود را گرو گذاشت. سیدنی پواتیه هم حاضر شد دستمزد معمول خود را کاهش داد و با حقوقی کمتر در فیلم ظاهر شد. همین خلوص نیت باعث شده است که «زنبق‌های مزرعه» به یکی از آثار ماندگار تاریخ هالیوود تبدیل شود. چند مورد از آثار شعارزده فعلی هالیوود می‌توانند در آینده به چنین جایگاهی برسند؟

پنج: اما «زنبق‌های مزرعه» هرقدر از این نظر موفق و پیشرو عمل می‌کند، از یک جنبه‌ دیگر تا حدودی جا می‌ماند. چیزی که در نهایت تمام این افراد با تبارها و نژادهای مختلف را گرد هم جمع می‌کند، مذهب است. در واقع، پیام صلح‌آمیز اصلی هر مذهبی همین است، که انسان‌ها فارغ از خاستگاه ویژگی‌های ظاهری و فکری خود، کنار هم قرار بگیرند و در جهت پیش بردن معنویتی عمل می‌کنند که هدف اصلی کل بشر است. هومر اسمیت هم در نهایت تنها با هدف جلب رضایت خدا تلاش می‌کند با هر زحمتی شده، ساخت کلیسا را به اتمام برساند.

شش: به نوعی رالف نلسون کارگردان در آن زمان مطمئن بود که چنین پیام صلح‌آمیزی مورد تایید تمام فیلم‌بین‌ها خواهد بود (هرچند تنها چند سال زمان لازم بود تا همین هالیوود محافظه‌کار و سنتی به یک یاغی افسار گسیخته تبدیل شود!). ولی از آن زمان تا به‌حال، دنیا تغییرات زیادی را از سر گذرانده است. نقش مذهب، به ویژه در غرب، کم‌رنگ‌تر از قبل شده است.

بعید است تک‌تک آدم‌هایی که در سال ۲۰۲۱ فیلم نلسون را می‌بینند، پیام مد نظر او را بی‌چون و چرا بپذیرند. چه بسا حتی تعداد مخالفان بیشتر هم شده باشد. ولی حتی اگر فیلم‌بین‌های امروزی هم نتوانند با پیام و دغدغه نلسون کنار بیایند، باز هم نمی‌توان «زنبق‌های مزرعه» را دوست نداشت. فیلم به حدی ساده و دوست‌داشتنی و بامزه است که این مسائل در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرند.

هفت: فداکاری پواتیه و راضی شدن به دریافت حقوقی کمتر از دستمزد همیشگی‌اش به نفعش شد. او به لطف بازی در این فیلم برای اولین بار برنده جایزه اسکار بازیگری شد تا بعد از هتی مک‌دنیل (برای فیلم «برباد رفته»)، دومین بازیگر سیاه‌پوست تاریخ باشد که برنده اسکار بازیگری می‌شود. جالب این است که پواتیه آن‌قدرها که باید، به این اسکار افتخار نمی‌کرد. او همیشه تصور می‌کرد که شاید این اسکار به خاطر رنگ پوست او نصیبش شده و نه توانایی‌های بازیگری‌اش. بعد از ۵۸ سال، باید به جناب سیدنی پواتیه اطمینان بدهیم که نقش‌آفرینی تماشایی او در این فیلم قطعا شایسته دریافت اسکار بوده است.

هشت: «زنبق‌های مزرعه» از همان زمان تا به‌حال، همیشه مورد توجه بوده است. در سال ۱۹۷۰ یک نمایش موزیکال بر اساس آن ساخته شد. در سال ۱۹۷۹ هم یک دنباله‌ تلویزیونی به‌نام «زنبق‌های کریسمس مزرعه» ساخته شد. این‌بار بیلی دی ویلیامز در نقش هومر اسمیت بازی می‌کرد و بعد از بازگشت به مزرعه، تصمیم می‌گیرد یک مهدکودک برای بچه‌های یتیم بسازد.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.