روزنامه هفت صبح، کسری ولایی| فرض کنید که نشستید پشت میز و سرتان گرم انجام کارهای روزانه است. ناگهان ویدئویی وایرال میشود از سه تا موجود ناشناخته که در خیابان به یک شهروند حمله میکنند، میبرندش جهنم و تهش چیزی باقی نمیماند جز جسد سوخته طرف! نه یکی، نه دو تا، صدها ویدئو از صحنه وجود دارد و یک عالم تفسیر و تحلیل هم پشتبندش. فرقهای افراطی که چند سال پیش تشکیل شده و روز به روز هم دارد بزرگتر و قویتر میشود، در معرکه راهیان جهنم افتاده وسط؛ میگویند کاسه صبر پروردگار از گناهان مردم لبریز شده و مستقیما برای مجازات آدمیان دست به مداخله زده، تا تذکری باشد برای آنان که جهنم را فراموش کردهاند.
تحتتاثیر تعلیمات فرقه، دارودستهای به راه افتاده با حضور فعال در فضای مجازی، جهت خط دادن به اعضا تا با مجازات گناهکاران زمینه را برای مداخله الهی و تغییر جهان فراهم کنند. این خلاصه داستان «راهی جهنم» (با عنوان انگلیسی Hellbound) است. با کارآگاهی فلکزده همراه میشوید که فارغ از هر شک و باور، برای حل کردن پرونده، باید همه چیز را طبق بروکراسی اداری دنبال کند و زندگی شخصی و گذشتهاش به مداخلات جهنمی گره میخورد!
یون سانگ هو که چند سال قبل با «قطار بوسان» موفقیت فراتر از انتظاری را در سینمای کره تجربه کرده بود، با ساختن «راهی جهنم» راهش را برای ورود به بازارهای بینالمللی باز کرده. همچنین یو آه این، که احتمالا او را با نقشآفرینی در فیلم تحسینشده «سوزاندن» به یاد میآورید،حضوری تکاندهنده دارد. با این وجود، بیش از هر چیز اهمیت سریال را باید در موج جدید تولیدات کرهای توسط سرویسهای استریم آمریکایی بررسی کرد.
هنوز تب «اسکوئید گیم» نخوابیده بود که یک سریال کرهای دیگر روی نتفلیکس رکوردهای تماشا را شکست و زد روی دست قبلی. طبعا برخورد خیلیها بدبینانه است و به سراغ سریال جدید نمیروند، مگر با سختگیری مضاعف. اتفاقا همین خبر استقبال عمومی باعث شده تا امتیازات کاربران و منتقدان به «راهی جهنم» خیلی هم بالا نباشد، هرچند طراحی و اجرای نه چندان چشمگیر سیجیآی در اپیزود اول هم بیتاثیر نیست (جلوههای بصری با اینکه توی ذوق میزند، سریال را نابود نکرده چون ناخواسته به یکی از تمهای اصلی یعنی کنجکاوی پیرامون حقیقت پشت پرده موجودات و احتمال ساختگی بودنشان دامن میزند).
حسابی جا دارد برای نقد و ایراد گرفتن، ولی نباید فراموش کرد که با اثری سرگرمکننده برای مخاطب عام مواجهیم که به طرز هوشمندانهای دست گذاشته روی یک بحران فراگیر جهانی. اگر «اسکوئید گیم» در امتداد دیگر آثار شاخص سالهای اخیر از دل تحقیر و تبعیض طبقاتی و بحران سرمایه بیرون آمده بود، «راهی جهنم» دست گذاشته روی بحران معنایی عصر «پساحقیقت».
دنیای تسخیرشده توسط شبکههای اجتماعی دیگر مسئلهاش خالی شدن از معنا و رنگ باختن ارزشها نیست. برخلاف قرن بیستم، الان مسئله تضاد و تعارض معنا و فقدان صحت و اصالت است، طوری که چندصد هزار نفر میتوانند دور هم جمع شوند، باورشان به تخت بودن زمین را جار بزنند و اگر زورشان برسد پوست مخالفان خود را هم بکنند!
مشکل چرخیدن زمین به دور خورشید یا برعکس نیست، وقتی هر جماعتی که فالوئر بیشتری داشته باشد به راحتی میتواند باور خودش را به واسطه شبکههای اجتماعی دیکته و واقعیت را قلب و بدل کند. سازندگان سریال با بسط همین بحران رسیدهاند به بنبستی که جهان مدرن و سکولار گرفتارش شده؛ جهانی که دیگر در آن جرم و گناه مترادف نیست و قانون و اخلاق متعاقب. روایت خیالی «راهی جهنم» روی چنین زمینی بنا شده. چه متحجرانه و چه مترقی، نگاهی ورای این وجود دارد؟ بحث دیگری است.
برای کسانی که فرهنگ عامه ژاپنی را دنبال میکنند، تاثیرپذیری سریال از انیمه «دفترچه مرگ» و سری فیلمهای «حلقه» به چشم میآید، با این تفاوت که به جای عناصر فانتزی و تاکید روی مختصات جهان خیالی، تمرکز «راهی جهنم» روی موقعیتها و روابط انسانی با پذیرش فرض وقوع چنین حوادثی است. تا جایی که میشود فضای سریال را نزدیک دانست به «جاماندگان» (سریال معروف اچبیاو) و «بازگشتگان» (سریال فرانسوی پرسروصدایی که جایزه امی بینالمللی را یک دهه پیش برد)، البته نه تا آن اندازه سرد و تاریک و طبق انتظار اکثر محصولات کرهای متکی به احساسات و واقعگرایی اجتماعی.
«راهی جهنم» با اینکه شروع امیدوارکنندهای ندارد، قدم به قدم ایدهاش را گسترش میدهد و در نیمه فصل هم مسیر قصه را عوض میکند، تا به طرز حسابشدهای همه چیز را به فصلهای بعدی بکشاند. در نتیجه با کمی حوصله، شاهد صحنههای عجیبی همچون مراسم عزیمت به جهنم یک گناهکار در حضور اعضای ویآیپی فرقه هستید که پول زیادی خرج کردهاند تا لحظه را از نزدیک ببینند! پس برای دوست نداشتن سریال هم بهتر است یک فصل بهش فرصت بدهید.



