روزنامه هفت صبح، سمانه استاد | نمایشهای کودک و نوجوان همیشه از توجه ویژهتری نسبت به نمایشهای بزرگسالان برخوردار بودهاند، زیرا در این گونه از نمایشها، نویسنده و کارگردان قرار است مخاطب هدف را برای درستدیدن و توجه بهتر و رویارویی با آیندهای نزدیک آماده بکنند. آنچه در نمایشهای کودک به اجرا درمیآیند، فارغ از وجه سرگرمی آن، اهمیت محتوایی دارد و اگر اندیشه و پیام گروه تولید درست به تماشاگرش منتقل بشود، میتواند تاثیری طولانیمدت بر او بر جای بگذارد.
خوشبختانه این روزها نمایش «آرزوهای یک موش کور» در مرکز تولید تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان روی صحنه رفته تا مخاطبان کمسن و سالش را نسبت به اهمیت حفظ محیط زیست آگاه کند.نمایش از جایی آغاز میشود که پلنگی بر تپهای ایستاده و از علاقهاش برای تصاحب ماه با او سخن میگوید. در این لحظه موش کوری از زیرِ زمین بیرون میآید و در گفتوگو با پلنگ، از آرزوی بزرگش میگوید که دیدنِ خورشید است!
موش کور نمیداند که نگاهکردن به خورشید چه خطری میتواند برای او داشته باشد اما میداند که اگر پلنگ ماه را به دست بیاورد، او و دوستانش دیگر نمیتوانند در تاریکی شب راهشان را پیدا بکنند.این نمایش سعی کرده در کمترین زمان، بیشترین آموزهها را برای تماشاگرش داشته باشد. از اینرو در نحوه ارائه اطلاعات، رویدادها و حتی طراحی صحنه و لباس با مینیمالترین شکل ممکن پیش برود. مانند تپه سبزی که در لحظههای مختلف با تغییر کاربری به زیرِ زمین و چالهای برای حبس شکارچی تبدیل میشود، یا ماه که در جایی دیگر با تغییر نور، خورشید میشود.
همچنین درختان دوسویه جنگل برای تعویض موقعیتِ سفر موش کور یا نقشه گنج،که با وجود طراحی زیبا و دقیقش استفاده مختصری از آن میشود. دیالوگها و پیامهای نمایش نیز از این قاعده مستثنا نیستند. اشاره به صیانت از محیط زیست توسط آدمها و نریختن زباله در جنگل و رودخانهها نمونهای از این پیامهاست که به طور خلاصه و گذرا در نمایش مطرح میشوند، ولی با وجود ضربآهنگ تند و فشرده نمایش در انتقال مفاهیم دیداری و شنیداری، به دلیل تسلط بازیگران بر نقشها و اجرای خوبشان و همینطور کارگردانی راحت و روان وحید نفر، نمایش به هدف غایی خود دست مییابد و مخاطبش را با دست و ذهنی پُر از سالن بیرون میفرستد.
نمایش «آرزوهای یک موش کور» از منظر زیباییشناسی هنر نمایش نیز تاثیرش را بر تماشاگر میگذارد. فضاسازی جنگل با نور و افکتها و درختان متعددِ چیدهشده در سرتاسر سالن و مه مصنوعی و حبابها،کار خودش را میکند و مخاطب را به وجد میآورد. از سوی دیگر نباید از طنز شیرین موجود در نمایش غافل شد؛ طنزی که بخشی از موفقیتش را مدیون متن بانمک سعید ابک است و بخشی را مرهون کارگردانی هوشمندانه و خلاقانه وحید نفر.
از متن و محتوا که بگذریم، بازیهای نمایش نیز در خور توجهاند. بازیگران کار عجیب و غریبی نمیکنند اما در نهایت سادگی بازیهای شستهرفته و قابلقبولی ارائه میدهند که توی ذوق تماشاگر نمیزند و حتی بامزه و دوستداشتنی جلوه میکنند. علی باروتی در نقش موش کور، بیان و میمیک خود را خیلی خوب به کار گرفته تا حسوحال و چهره یک موش کور را تداعی کند. خالق استواری در نقش پلنگی چُست و چابک و البته درنده و بیاعصاب بازی بهیادماندنی و بینقصی را به نمایش گذاشته و همینطور سعید ابک که همیشه در نمایشهای خود بازیگری حرفهای و مثالزدنی بوده، این بار نیز یک شکارچی متفاوت را در نمایشنامه خود و روی صحنه خلق کرده که تماشاگر با دنبالکردن ماجراهای او، میتواند به راحتی تغییرش را از یک شکارچی خشن به یک جنگلبان مهربان و طرفدار محیطزیست باور بکند و بپذیرد.
هدیه حاجطاهری گرچه حضوری دیرهنگام و کوتاه روی صحنه دارد، ولی از عهده نقش مادربزرگ شیرینزبان موش کور به خوبی برآمده.کاش این مادربزرگ را بیشتر و از آغاز داستان در نمایش میدیدیم و در نهایت پریِ کوچکِ نمایش با بازیِ زیبا و ظریف «مانلی نفر» را نمیتوان نادیده گرفت. مانلی کوچک یک پریِ مهربان و درخاطرماندنی را پیشِ چشم تماشاگر زنده کرده است.
نمایش «آرزوهای یک موش کور» در حالی روی صحنه رفته است که دو سال پیش، یعنی زمستان۹۸ در همین سالن اجراهای خود را آغاز کرده بود اما به دلیل شیوع ویروس کرونا، اجراهای آن متوقف و به صورت آنلاین اکران شد. اکنون که دوباره فرصت حضور روی صحنه را پیدا کرده، خوب است از اجراهای زنده این نمایش حرفهای، حمایت بکنیم و زحمات گروه اجرایی ناکام نماند. پیشنهاد ما را جدی بگیرید و یک روز بعدازظهر ساعت ۱۷ همراه با فرزندان خود به تماشای «آرزوهای یک موش کور» بنشینید؛ اولین موش کوری که موفق به دیدنِ خورشید میشود.
نویسنده: سعید ابک
کارگردان: وحید نفر
بازیگران: سعید ابک/ خالق استواری/ علی باروتی/ هدیه حاج طاهری/ مانلی نفر
مکان و زمان اجرا: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان / ساعت ۱۷



