روزنامه هفت صبح، مرجان فاطمی | هفته گذشته پروندهای را به ارزیابی سریالهای نیمسال اول تلویزیون اختصاص دادیم. به این نتیجه رسیدیم که جز دو سه مورد، سایر آثار موفقیتی در پی نداشتهاند و تلویزیون با اینکه امسال نسبتبه نیمسال اول سال گذشته، تعداد بیشتری سریال روی آنتن فرستاده اما در جلب توجه مخاطبان موفق عمل نکرده است. سریال «افرا» را میتوانیم یکی از آن نمونههای خاص بنامیم که نیمه اول امسال توانست تا حدودی توجه مخاطبانش را جلب کند.
سریالی که با وجود تلخی زیاد، داستانی به نسبت جدید روایت میکند، شخصیتهای درست و دقیقی دارد و به لحاظ کارگردانی هم اثری استاندارد به حساب میآید. پرونده امروز را به همین سریال اختصاص دادهایم. ضمن مصاحبهای مفصل با بهرنگ توفیقی، کارگردان سریال «افرا» در بخشی از پرونده، شخصیتها و بازی بازیگران را مورد بررسی قرار دادهایم و دلایل موفقیت سریال را هم واکاوی کردهایم.
بهرنگ توفیقی درست یک دهه است که به عنوان کارگردان برای تلویزیون و شبکه نمایش خانگی سریال میسازد. اولین سریالش «مسیر انحرافی» را سال ۱۳۹۰ ساخت؛ اثری که شباهتی به هیچکدام از آثار بعدیاش نداشت. سه سال بعد با سریال «انقلاب زیبا» توانست خودش را ثابت کند. او در این مدت ۱۰ سریال ساخته و بیشترین همکاری را با حامد عنقا و سعید نعمتالله داشته.
«آقازاده»، آخرین سریال بهرنگ توفیقی، در شبکه نمایش خانگی با حواشی زیادی روبهرو شد و در زمان پخش رکورد تمام سریالهای پیش از خودش را زد. توفیقی حالا مجددا به تلویزیون برگشته و با سریال «افرا» موفق شده دوباره توجه مخاطبان را به خودش جلب کند. در این مصاحبه با او درباره حال و هوای آثارش به طور کلی گپ زدهایم و در بخشی هم مفصل به ابعاد مختلف تولید سریال «افرا» پرداختهایم.
بسیاری از کارگردانهایی که در شبکه نمایش خانگی سریال میسازند و موفقیتی به دست میآورند، دیگر حاضر نمیشوند به تلویزیون برگردند. مخصوصا اینکه زمان ساخت سریال «آقازاده» هنوز شبکه خانگی قوانین سختگیرانهای نداشت و راحت میشد سریال ساخت. چه شد بعد از «آقازاده» تصمیم گرفتید «افرا» را برای تلویزیون بسازید؟
بین این دو رسانه نقاط اشتراک زیادی وجود دارد که مهمترین آنها بحث سریالسازی است. من خودم را سریالساز میدانم و واقعا به سریالسازی علاقه دارم. قطعا شبکه نمایش خانگی شاخصههای خودش را دارد اما همیشه برایم مهم بوده بتوانم سریالی بسازم که عامه مردم ببینند و مخاطب وسیعتری را در بر بگیرد. ضمن اینکه همانموقع هم بعد از سریال «آقازاده»، پیشنهادهایی برای ساخت سریال در شبکه نمایش خانگی داشتم اما خب مهمترین نکته برایم این است که فیلمنامه درگیرم کند. به همین دلیل هم وقتی «افرا» پیشنهاد شد پذیرفتم.
«پدر»، «بر سر دوراهی» و «آقازاده» را با حامد عنقا به سرانجام رساندید. چه شد این همکاری ادامه پیدا نکرد؟ موقت است یا تصمیم دارید مستقل کار کنید؟
بعد از «آقازاده»، حامد عنقا سریالی در دست تولید نداشت که بخواهیم همکاری کنیم. اتفاقا زمانی که سریال «افرا» بهم پیشنهاد شد این مسئله را با خود حامد عنقا به عنوان دوست و کسی که همیشه نظراتش برایم مهم بوده در میان گذاشتم. درباره فیلمنامه و داستان برایش توضیح دادم. حامد هم دوست داشت که این کار را انجام دهم.
پس در ادامه قرار است باز هم همکاری داشته باشید؟
اگر کاری پیش بیاید و شرایط به گونهای باشد که بتوانیم همکاری کنیم چرا که نه. من «انقلاب زیبا» را سال ۹۳ با حامد عنقا ساختم و بعد از آن چند سال باهم کار نکردیم. یعنی شرایط جور نبود. او با کارگردانهای دیگر کار کرد و من هم با گروههای دیگر تا اینکه بعد از مدتها مجددا این همکاری اتفاق افتاد. درباره همکاریام با سعید نعمتالله هم شرایط همینطوری بوده. من و سعید چند همکاری پیاپی داشتیم اما تا مدتها کار نکردیم. الان هم مشغول پیشتولید کار جدیدم هستم که سعید نعمتالله فیلمنامه آن را نوشته.
صحبتهایی مطرح میشود درباره اینکه بهرنگ توفیقی هنوز به سبک و سیاق خودش در ساخت سریال نرسیده و فیلمنامه است که مسیر آثارش را مشخص میکند. این را قبول دارید یا فکر میکنید سریالهایتان به یک امضا رسیده است؟
معلوم است که من پایبند فیلمنامه هستم چون شاکله و ستون هر کار، فیلمنامه است. صددرصد قلم سعید نعمتالله و ادبیاتش با قلم و ادبیات حامد عنقا متفاوت است. هر نویسندهای درواقع ادبیات خودش را دارد اما به لحاظ ساختاری من فکر میکنم به یک فرمی رسیدهام که بینندهها به لحاظ بصری بتوانند ردپای من را در کارهایم بشناسد.
موقع انتخاب فیلمنامه هم به این مسئله فکر میکنید که خط فکری آن در ادامه آثار قبلیتان باشد؟ صرفا سراغ فیلمنامههایی میروید که بتوان آنها را با توجه به ویژگیهایشان در یک دستهبندی قرار داد؟
میتوانم اینطوری بگویم که غالبا سراغ قصههای اجتماعی خانواده محور میروم. شاید بشود این نقطه مشترک را در اکثر کارهایم پیدا کرد.
هیچوقت دخالتی در مسیر تولید فیلمنامه ندارید؟
دخالت به چه معنا؟ معمولا نویسندههایی که با آنها کار میکنم چون میدانند خیلی درگیر کار میشوم و به گونهای با آن سریال زندگی میکنم، حتما نظرم را درباره کار میپرسند. اگر پیشنهادی داشته باشم که در مسیر قصهشان باشد اعمال میکنند. این مشورت هم با حامد عنقا و هم سعید نعمتالله اتفاق افتاده.
سه اثر آخر شما یعنی «پدر» و «بر سر دوراهی» و «آقازاده» یک ویژگی مشترک داشتند. در همان قسمتهای اولیه اتفاق عجیب و غریبی میافتاد و وایرال میشد و حاشیههای زیادی به همراه داشت. بعد از آن خیلیها تصمیم میگرفتند آن را دنبال کنند. در سریال «پدر» ماجرای پریدن حامد از پنجره دانشگاه این جنجال را ایجاد کرد. در سریال «بر سر دوراهی» ماجرای ابراز علاقه یک زن مسن به پسر جوان وایرال شد و در آقازاده هم که ماجرای آش و شکلات. اینها پیشنهادهای حامد عنقا بود؟ چون در افرا خبری از این وایرالیها نیست.
اینها ایدههای حامد بود. من خودم زمان سریال «پدر» آنقدر مطمئن نبودم که این جواب میدهد و سروصدا خواهد کرد. به نظرم حامد عنقا دانش رسانهای بالایی دارد و مخاطبان را خوب میشناسد.
به طور کلی افرا سریال کمحاشیهای است. برای وایرال شدن آن در شبکههای اجتماعی چندان تلاشی نشده و یک جورهایی خودش آرام و بی سر و صدا مخاطبان خاص خودش را پیدا کرده.
من فکر میکنم یک مقدار به فضای قصه هم برمیگردد. هر قصهای ممکن است این امکان برایش وجود نداشته باشد که شما یک جنجالی بخواهید برایش برپا کنید. ذات قصه افرا اینطوری است که نرم پیش میرود و گام به گام سیقسمت را پشت سر گذاشته. فکر میکنم این مسئله به خود فیلمنامه و داستان سریال ربط داشته باشد.
گفتید فیلمنامه «افرا» شما را ترغیب به ساخت این سریال کرده. ابتدا با یک فیلمنامه آماده روبهرو بودید؟
زمانی که قرار شد سریال را بسازم، بیست قسمت فیلمنامه آماده بود.
چرا «افرا» در شمال کشور ساخته شد؟ فیلمنامه اقتضا میکرد یا از ابتدا قصد داشتید سریالی بسازید که بیرون از حال و هوای تهران باشد؟
قصه باید در یک شهر نه خیلی بزرگ اتفاق میافتاد. از طرف دیگر شغل یکی از شخصیتهای اصلیمان محیطبان بود و لازم بود بخشهایی از کار در محیطی جنگلی ضبط شود. از طرف دیگر هم به لحاظ بصری حتما فضای جنگل فضای جذابتری بود و به همین دلیل شهر لاهیجان و استان گیلان انتخاب شد.
پیش از «افرا» همانطور که خودتان هم اشاره کردید معمولا سریالهایتان را یا براساس فیلمنامهای از حامد عنقا میساختید یا سعید نعمتالله، چه شد به این نویسندگان اعتماد کردید؟
حسین دوماری و پدرام پورامیری قبلا فیلمنامه فیلم خیلی خوب «جاندار» را نوشته بودند و کارگردانی آن فیلم را هم به عهده داشتند. درواقع این دو نفر طرح سریال افرا را ارائه دادند و تا حدی در نگارش هم دخیل بودند اما فرزاد فرزانه به عنوان نویسنده اصلی، نگارش فیلمنامه این کار را به عهده داشت و فکر میکنم اولین کاری است که با آن مطرح میشود.
به نظر میرسد در انتخاب اکثر بازیگران سریال افرا، به این مسئله دقت کردهاید که چقدر به گویش این منطقه تسلط دارند. چون علاوه بر مینا وحید، هامون سیدی و پژمان بازغی هم در دورهای در رشت زندگی میکردهاند.
کاراکترها براساس شناسنامهای که برایشان تعریف شده بود باید از گویش مختلفی استفاده میکردند. میزان تسلطشان به این لهجه با یکدیگر فرق میکرد. بعضی نقشها طلب میکرد که بازیگرانشان با لهجه کامل صحبت کنند و بعضی دیگر کمتر. مثلا کاراکتری مثل وحید را که زاده و بزرگ شده گیلان بوده، با توجه به خاستگاه اجتماعیاش باید با لهجه کامل میگرفتیم.
که اتفاقا پژمان بازغی هم به خوبی از پس آن برآمده.
پژمان شاید خیلی اهل سروصدا نباشد اما به شدت بازیگر است؛ بازیگر باسواد و فیلم بین که نقش را خیلی درست تحلیل میکند.خیلی جاها به من کمک کرد برای درآوردن نقش وحید. به طور کلی پژمان جزو بازیگران درجه یکی است که دلم میخواست باهاش کار کنم.
برای نقشهای فرعیتر اما ترجیح دادید سراغ بازیگران بومی بروید.
شما اگر به بازیگران مکمل دقت کنید غالبا بومی هستند و اهل استان گیلانند. ما برای اینکه میخواستیم فضای سریال واقعی به نظر برسد، خیلی جاها از بازیگران بومی و محلی استفاده کردیم. من به خاطر شناختی که نسبت به خیلی از این دوستان بازیگر داشتم میدانستم چه پتانسیلی در گیلان و اکثر شهرستانهای خطه شمال وجود دارد. دلم میخواست از وجودشان بهره ببرم و دوستان هم به گونهای معرفی شوند و هنرشان دیده شود.
افرا جز در چند قسمت ابتدایی که روایت عشق و عاشقی پیمان و مائده در آن مطرح بود، در ادامه تلخ پیش رفت و حتی با انتقادهایی هم در این زمینه روبهرو شد. ماجرای طلاق و فقر و قتل و اعدام و داغدار شدن خانوادهها و … همگی جزئی از این تلخی بودند.
یک جایی دیدم نوشتهاند مثل یک داروی تلخ. خیلی خوشم آمد از این تعبیر. به نظرم این اقتضای قصه است. برای اینکه ماجرای رضایت و قصاص بخواهد از طرف مخاطبان جدی گرفته شود حتما باید این تلخی را حس کنند. یعنی با مرگ پیمان باید وارد چنین فضایی میشدیم. البته سعی کردیم خیلی زود از این اتفاق فاصله بگیریم. شاید در سریال پدر این تلخی بیشتر طول کشید اما اینجا سعی کردیم خیلی زود از آن بگذریم. بههرحال چارهای نبود و باید آن تلخی وجود میداشت در کار.
یکی از نکات جالب سریال، تبدیل شدن یک شخصیت عصبی و بداخلاق به قهرمان است. در حال حاضر بخش مهمی از کامنتها در اینستاگرام در دفاع از شخصیت مسعود است. شخصیت عصبیای که ابتدای سریال کاملا اعصاب خردکن معرفی شده بود حالا بسیار مورد توجه قرار گرفته است و همه نگران حالش هستند.
بله قطعا فکر شده بوده و با توجه به نیاز قصه اینطور ساخته شده است. من در مرحله پیش تولید کاملا با کار زندگی میکنم و به تمام جزئیات آن دقت دارم. حالا هم که این مسائل در اجرا خوب ساخته شده و به نتیجهای که مدنظرم بوده رسیده خیلی خوشحالم.
نیاز بود به اینکه سریال در چهل قسمت ساخته شود؟ سی قسمت بود ریتم تندتری نداشت؟
همیشه یک بحثی میان تهیه کنندهها و کارگردانها در سینمای جهان وجود دارد. میگویند تهیهکننده یک جوری به کار نگاه میکند و کارگردان جور دیگر. واقعیت این است که من دلم نمیآید هیچکدام از صحنههای سریال را حذف کنم. اگر بگویند دست خودت است هرکاری میخواهی بکن، باز هم میگویم وجود تمام جزئیات، اقتضای قصه است و مردم باید همه را دنبال کنند تا به نتیجه برسند. باید این اتفاقهای ریز و درشت برای کاراکترها اتفاق میافتاد تا معنا به درستی منتقل شود.
از نمای هوایی خیلی استفاده کردهاید. این جزو سبک کاری شماست یا میخواستید روی این مسئله تاکید کنید که سریال در شمال کشور ساخته شده؟
بله میزان استفاده از نمای هوایی در این سریال قطعا خیلی بیشتر از کارهای قبلیام است. شاید حتی سه برابر بیشتر از کارهای قبلی داریم از این نماها استفاده میکنیم. خب این به خاطر ویژگی کار است. میطلبید فضای زیبای گیلان و طبیعتش و شهر زیبای لاهیجان با این نماها را نشان دهیم. اگر دقت کنید نماهای هوایی همه در راستای دکوپاژ گرفته شده. هیچکدام از این نماها اتفاقی نیست. کاملا برنامهریزی شده و طبق نیاز گرفتهایم و هرکدام از آنها به پلان قبل و بعد ارتباط دارد.
فکر میکنید بعد از ساخت این تعداد سریال، حالا دیگر توانستهاید ذائقه مخاطب را بشناسید؟
به اندازه خودم شناخت پیدا کردهام و تجربه کسب کردهام اما میدانم که کامل نیست. اگر کامل بود که دیگر کار نمیکردم. الان دارم به این مسیر ادامه میدهم و فکر میکنم هنوز به آن پختگی صددرصدی که میخواهم نرسیدهام.
گفتید بعد از سریال «افرا» قرار است سریالی براساس فیلمنامه سعید نعمتالله بسازید.
بله سریال ماه رمضان شبکه یک است به تهیه کنندگی محمدکامبیز دارابی و بازی مهدی سلطانی (میخندد). فیلمنامه را هم که سعید نعمتالله نوشته است.



