روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی | کلینت ایستوود با پشتکار فراوان همچنان فیلم می‌سازد و وقتی خبرنگاری از او درباره‌ فیلمسازی بعد از ۹۰سالگی سوال می‌کند عصبانی می‌شود. برای او سن و سال مهم نیست. می‌گوید تا وقتی که سرپاست می‌خواهد فیلم بسازد. به نظر می‌رسد که حتی برایش واکنش منتقدان و مردم هم مهم نیست. «گریه کن ماچو» همان حال و هوای فیلم‌های محبوب ایستوود را دارد. داستان یک ستاره‌ سوارکاری سابق که ماموریتی قبول می‌کند تا پسر مردی را از مادر الکلی‌اش دور کند و پیش پدر بیاورد.

در مسیر سوارکار پیر ما از طریق رابطه‌اش با پسر رستگار می‌شود. فرمول تکراری و البته در دوران جنبش‌های ضدتبعیض جنسیتی ضدکلیشه‌ای که پسربچه باید از مادرش دور شود و به آغوش پدرش بازگردد. به هر حال ایستوود از آن محافظه‌کارهای قدیمی دوآتشه است و احتمالا فقط اوست که بدون متهم شدن به انواع و اقسام تفسیر‌ها می‌تواند چنین قصه‌ مردانه‌ای بسازد. فیلم‌های محبوب ایستوود همین آثار مردانه هستند. از او درباره‌ وسترن‌های محبوبش پرسیده بودند و از فیلم‌هایی مثل «خوب، بد، زشت» لئونه با بازی خودش و «رود سرخ» هاکس نام برده بود.

سلیقه‌اش نشان می‌دهد که در سینما دنبال چه جور روایت‌هایی است و برخلاف اینکه میان فیلم‌های خودش به عنوان کارگردان مثلا «پل‌های مدیسون کانتی» به خاطر روایت رمانتیک زنانه‌اش محبوب‌تر شده از نگاه منتقدان فیلم‌هایی از ایستوود بیشترین امتیاز را آورده‌اند که همان قصه‌های مردانه‌ محبوب او هستند. با توجه به امتیاز متاکریتیک فیلم‌های برتر کارنامه‌ ایستوود را مشخص کرده‌ایم. فیلمسازی که در ۹۱سالگی هنوز سرپاست و در کارنامه‌اش بیش از ۴۰فیلم به عنوان کارگردان دیده می‌شود و هنوز هم قصد دارد فیلم بسازد.

نابخشوده
بازیگران: کلینت ایستوود، جن هکمن، مورگان فریمن / امتیاز متاکریتیک: ۸۵ از ۱۰۰ / محصول ۱۹۹۲
سال ۱۸۸۰ در وایومینگ دو کابوی به نام‌های مایک و دیوی صورت یک زن را با چاقو زخمی می‌کنند. به عنوان مجازات کلانتر به کابوی‌ها دستور می‌دهد که اسب‌هایشان را به مافوق او بدهند. اما زن خشمگین جایزه‌ هزار دلاری برای مرگ کابوی‌ها تعیین می‌کند. در کانزاس مرد جوانی سراغ مزرعه‌ یک قانون‌شکن سابق به نام ویل می‌رود که حالا مرد محترمی شده و همسرش را هم از دست داده و دو بچه‌اش را بزرگ می‌کند. مرد جوان از ویل می‌خواهد به او کمک کند تا جایزه را بگیرند.

ویل اول قبول نمی‌کند اما کمی بعد متوجه می‌شود که مزرعه‌اش در شرف از دست رفتن است و آینده‌ بچه‌هایش به خطر افتاده به همین دلیل همراه مرد جوان می‌شود. ویل یکی دیگر از دوستان بازنشسته‌اش به نام ند را هم به گروه اضافه می‌کند. اما در خود وایومینگ هم مردی به نام باب که رقیب سابق کلانتر بوده به دنبال جایزه است. «نابخشوده» در زیرژانر وسترن‌های مدرن یا پست وسترن قرار می‌گیرد. اینجا قواعد ژانر کمک می‌کند تا داستان‌هایی درباره‌ پیچیدگی‌های اخلاقی روایت شود. منتقدان هم از نقش‌آفرینی ایستوود و هم از کارگردانی‌اش خوششان آمد و معتقد بودند که فیلم تند و خشن او بیانیه‌ای شیوا در باب طبیعت خشونت است.

رودخانه میستیک
بازیگران: کوین بیکن، شان پن، تیم رابینز / محصول ۲۰۰۳ / امتیاز متاکریتیک: ۸۴ از ۱۰۰
درام جنایی نئونوآری که اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته‌ دنیس لیهان بود. فیلم نامزد شش جایزه اسکار از جمله بهترین کارگردانی و بهترین فیلم برای ایستوود شد. ماجرای سه مرد که از کودکی با هم رفیق هستند و در یک محله زندگی می‌کنند. جیمی، شان و دیو هر سه ریشه‌های ایرلندی دارند. در کودکی روزی که در خیابان با هم بازی می‌کردند دیو را می‌دزدند و مورد آزار جنسی قرار می‌دهند. ۲۵سال بعد از آن حادثه هنوز هر سه در بوستون هستند اما کمی از یکدیگر فاصله گرفته‌اند.

دیو هنوز با کابوس‌های گذشته دست به گریبان است و شان کارآگاه پلیس شده. جیمی یک دختر ۱۹ساله دارد و همسایه‌ دیو است. کیتی یک شب به قتل می‌رسد در حالی که کمی پیش از کشته شدن دیو او را در یک کلوب دیده. دیو با سر و صورت خونی آن شب به خانه برمی‌گردد و به همسرش می‌گوید که با کسی دعوایش شده و احتمالا او را کشته است. پایان فیلم را لو نمی‌دهیم اگر آن را ندیده‌اید. فیلم تلخی که یکی از بهترین کارگردانی‌های ایستوود را دارد و یک مثلث مردانه‌ عالی ترسیم می‌کند با قضاوت‌ها و گذشته‌های تلخی که آینده‌شان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. بازی‌های هر سه بازیگر اصلی فوق‌العاده است.

عزیز میلیون دلاری
بازیگران: کلینت ایستوود، هیلاری سوانک / محصول ۲۰۰۴ / امتیاز متاکریتیک: ۸۶ از ۱۰۰
تجربه‌ای متفاوت از ایستوود که این‌بار از دایره‌ درام‌های جنایی و وسترن خارج شد و سراغ یک درام ورزشی رفت که البته به اندازه‌ همان درام‌های جنایی‌اش تلخ است و فضای تیره‌ای دارد. داستان زنی به نام مگی که در رستورانی خدمتکار است و روزی در باشگاه بوکسی سر و کله‌اش پیدا می‌شود که توسط فرانک اداره می‌شود. مگی از فرانک می‌خواهد به او آموزش بدهد اما فرانک می‌گوید که به زن‌ها بوکس یاد نمی‌دهد و اینکه سن مگی بیشتر از آن است که تازه شروع به یاد گرفتن بوکس کند اما ادی، رفیق قدیمی فرانکی و کارمند او پا پیش می‌گذارد و مگی را تشویق می‌کند.

یکی از شاگردان فرانکی که امید زیادی به جایزه گرفتنش بود با یک مدیربرنامه‌های موفق قرارداد می‌بندد و بعد از آن فرانکی بیشتر از روی لجبازی قبول می‌کند که به مگی آموزش دهد. مگی شاگرد وفاداری برای فرانکی است و کم‌کم رابطه‌شان بهتر می‌شود اما فرانکی برای مگی مسابقه‌ای جور نمی‌کند تا اینکه سرانجام در یک مسابقه‌ بوکس زنان در لاس‌وگاس با جایزه‌ یک میلیون دلاری مگی را وارد می‌کند.
نکته‌ مهم «عزیز میلیون دلاری» این است که موفق می‌شود از کلیشه‌های این مدل درام‌های ورزشی و رابطه‌ بین مربی و ورزشکار فراتر برود. نتیجه‌اش درامی می‌شود که به شدت تاثیرگذار و تکان‌دهنده است و مخاطب را احساساتی می‌کند. اندرو ساریس منتقد بزرگ گفته بود که کمتر فیلمی را دیده که مثل «عزیز میلیون دلاری» فضای غمناکش تا این حد افسرده‌اش کند.

نامه‌هایی از ایوجیما
بازیگران: کن واتانابه / محصول ۲۰۰۶ / امتیاز متاکریتیک: ۸۹ از ۱۰۰
سال ۲۰۰۵ باستان‌شناسان ژاپنی تونلی به ایوجیما کشف می‌کنند و در آنجا میان گرد و خاکی چیزی می‌یابند. به ایوجیمای سال ۱۹۴۴ برمی‌گردیم. سایگو افسر ارتش ژاپن و جوخه‌اش مشغول حفر تونل‌هایی در ساحل هستند. جنگ جهانی دوم رو به پایان است و آن‌ها می‌دانند که آمریکایی‌ها می‌خواهند به ایوجیما حمله کنند. جزیره‌ کوچکی که به لحاظ استراتژیک اهمیت زیادی دارد. فرماندهی نیروهای جزیره به ژنرال کوریبایاشی سپرده می‌شود که از قضا مدتی هم ساکن آمریکا بوده و خیلی هم تمایل به مقابله با نیروهای آمریکایی ندارد اما بهتر از هر کس دیگری در جبهه‌ ژاپن با آمریکایی‌ها آشناست.

او به سایگو دستور حفر تونل می‌دهد در حالی که افسران عالیرتبه از این ایده‌های کوریبایاشی دل خوشی ندارند. فیلم داستان کوریبایاشی و مردانش را از طریق نامه‌هایی که برای عزیزانشان در ژاپن می‌نویسند روایت می‌کند. مردانی که بسیاری از آن‌ها جانشان را از دست می‌دهند. فیلم در حقیقت دنباله‌ای بر اثر تحسین‌شده‌ دیگر ایستوود، «پرچم‌های پدران ما» است و چون از دیدگاه ژاپنی‌ها روایت می‌شود کل فیلم به زبان ژاپنی است. ایستوود موفق شده این‌بار نگاه همدلانه‌ای به دشمن داشته باشد و نکته‌ جالب فیلم همین‌جاست که کاملا تصویری انسانی از ژاپنی‌ها ارائه می‌دهد. فیلم تفکربرانگیزی است و بلوغ ایستوود را در کارگردانی به رخ می‌کشد.

پرچم‌های پدران ما
بازیگران: رایان فیلیپ، جسی برادفورد / محصول ۲۰۰۶ / امتیاز متاکریتیک: ۷۹ از ۱۰۰
سال ۱۹۴۵ در حالی که جنگ جهانی دوم به روزهای آخرش نزدیک می‌شود یکی از مهیب‌ترین نبردها بین متفقین به سرکردگی آمریکا در جزیره‌ ایوجیمای ژاپن رخ می‌دهد. کشتار بزرگی اتفاق می‌افتد. ژاپنی‌ها که برای نبرد خودشان را آماده کرده بودند سنگرها و تونل‌های زیادی حفر کردند که در آن‌ها پناه می‌گرفتند با این حال خسارت زیادی به نیروهای دو طرف وارد شد. در همان روزهای اول پرچم آمریکا در بالای یکی از تپه‌های ایوجیما برافراشته شد که از آن عکس گرفتند و برای روحیه دادن به سربازان متفقین از آن استفاده می‌شد.

از میان سربازانی که آن پرچم را برافراشتند سه نفر جان سالم به در بردند و آن‌ها را به آمریکا بازگرداندند تا به عنوان نمادهای مقاومت برای ادامه‌ جنگ پول جمع کنند اما این سه نفر اصلا حس قهرمانانه ندارند. ایستوود وقتی این فیلم را می‌سازد ۷۶سال دارد و شاید همین تجربه‌اش باعث شده که برخلاف معمول فیلم‌های جنگی نگاهی تحسین‌آمیز و احساس‌برانگیز به جنگ نداشته باشد و از آدم‌هایی بگوید که در خلال جنگ روحی و جسمی نابود شدند. فیلم تلخ است و بازگشت مردان به آمریکا که باید با احساسات متناقضی دست و پنجه نرم کنند تا حدودی یادآور شاهکار ویلیام وایلر، «بهترین سال‌های زندگی ما» است.

میستی را برایم بنواز
بازیگران: کلینت ایستوود، جسیکا والتر / محصول ۱۹۷۱ / امتیاز متاکریتیک: ۷۸ از ۱۰۰
اولین فیلم ایستوود برای کارگردانی انتخاب جالبی بود برای بازیگری که با بازی در نقش هفت‌تیرکش‌های فیلم‌های وسترن به شهرت رسیده بود. «میستی را برایم بنواز» یک تریلر روانشناسانه است. اولین فیلمی بود که در آن والتر نقش اصلی داشت و به خاطر بازی‌اش بسیار هم تحسین شد. در زمان خودش فیلم فروش متوسطی داشت و نقدهای آن زمان هم چندان تحسین‌برانگیز نبود. شاید کسی از ایستوود توقع چنین فیلمی نداشت اما رفته رفته فیلم جای خودش را میان منتقدان و مخاطبان سینما باز کرد.

دیو در یک رادیو برنامه‌ پخش موزیک شبانه دارد. روزی بعد از کار در رستوران محبوبش با زنی به نام ئولین آشنا می‌شود. زن برایش فاش می‌کند که حضورش در رستوران اتفاقی نبوده و او می‌دانسته که دیو به این رستوران می‌آید. دیو متوجه می‌شود زن یکی از تماس‌گیرنده‌ها با برنامه‌ اوست که معمولا آهنگ جاز «میستی» را تقاضا می‌کند. دیو و ئولین با هم وارد رابطه می‌شوند اما خیلی زود ئولین رفتارهای عجیب و غریبی از خودش نشان می‌دهد. او بدون دعوت دم خانه‌ دیو می‌رود یا او را تا محل کارش تعقیب می‌کند. دیو می‌خواهد با او به هم بزند اما ئولین خودکشی می‌کند.

البته که این تازه سرآغاز دیوانگی‌های ئولین و گرفتاری‌های دیو است. فیلمی حساب شده که در لحظات زیادی موفق می‌شود تماشاگرش را وحشت‌زده و شوکه کند. راجر ایبرت درباره‌ فیلم نوشت:‌ «هر چند به پای شاهکاری مثل «روانی» نمی‌رسد اما موفق می‌شود تماشاگر را مثل موم کف دستش نگه دارد و بعد او را بچلاند! تاثیرش فوق‌العاده است.»

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.