روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی | یک: کلا در سینمای کلاسیک فیلمهای علمی-تخیلی تعدادشان خیلی کم بود. در سینمای روسیه از این هم کمتر بود! به همین دلیل خیلیها «آلیتا: ملکه مریخ»، فیلم تماشایی محصول سال ۱۹۲۴ یاکوف پروتازانوف را یکی از اولین فیلمهای سینمایی بلند علمی-تخیلی میدانند که با محوریت سفرهای فضایی ساخته شده است.فیلمی که اگرچه کاملا همسو با باورهای حکومت وقت روسیه بود،ولی تاثیر زیادی روی آثار علمی-تخیلی بعد از خود گذاشت و منبع الهام کلی اثر تماشایی دیگر شد.
دو: «آلیتا» که اقتباسی از رمانی به همین نام از آلکسی تولستوی، نویسنده روس است،داستان دانشمندی به نام لوس است که همراه با یک تیم متخصص از دانشمندان روسی تلاش میکنند پروژه سفر به مریخ را به سرانجام برسانند. از طرف دیگر در آنسوی داستان میبینیم که مریخیها در این سیاره برای خودشان تشکیلات مفصلی به راه انداختهاند و کلی دم و دستگاه دارند. اوضاع وقتی جالب میشود که متوجه میشویم که آلیتا، ملکه مریخ هم سیاره زمین و فعالیتهای ساکنان آن را زیر نظر دارد و اتفاقا دلباخته لوس شده است. در نهایت سفینه روسیها آماده میشود و لوس با سفر به مریخ، سرانجام با این ملکه بیگانه مواجه میشود.
سه: مسلما هنگام بررسی یک فیلم علمی-تخیلی، خصوصا یک اثر علمی-تخیلی کلاسیک، چیزی که کنجکاوی ما را برمیانگیزاند این است که این اثر تا چه میزان در پیشبینی و نمایش آینده بشر و پیشرفتهای علمی و موضوعاتی مثل موجودات فضایی که همیشه دغدغه بشر بودهاند، موفق عمل کرده است. «آلیتا» حدود ۱۰۰سال پیش ساخته شده است، پروتازانوف کارگردان در نمایش مریخیها، تلاش کرده نهایت آیندهنگری و خلاقیت را به کار ببرد.
ولی واقعیت این است که مریخیها به جز لباسهای عجیب و نامتعارف و چند رسم به خصوص (مثل نحوه سلام کردن)، هیچ تفاوتی با انسانها ندارند. نه از نظر ظاهر و نه از نظر ویژگیهای اخلاقی و فکری. بیشتر شبیه انسانهای یک قبیله دورافتاده روی زمین هستند تا موجودات بیگانه یک سیاره ناشناخته مثل مریخ! از حق نگذریم نمیتوان خرده زیادی به فیلم گرفت. پروتازانوف این فیلم را حدود یک قرن پیش ساخته است. طبیعی است که او و دیگر عوامل پشت فیلم آن موقع شناخت بسیار کمی از موجودات بیگانه احتمالی و نحوه به تصویر کشیدنشان داشتهاند.
اما «آلیتا» هرچقدر در ترسیم خود موجودات بیگانه بد عمل میکند، برعکس در زمینه نمایش فضای سیاره مریخ و پایگاههای نظامی و سکونتگاههای مریخیها عملکرد خوبی دارد. معماری این سازهها که شباهت زیادی به جنبش فرهنگی ساختگرایی (کانستراکتیویسم) دارد، توسط آیزاک رابینوویچ و ویکتور سیموف طراحی شده بود. این طراحی بسیار مورد توجه قرار گرفت. آثار زیادی مثل سریال «فلش گوردون» (فردریک اشتفانی - ۱۹۳۶) و «زن در ماه» (فریتس لانگ - ۱۹۲۹) از آن الگو گرفتند. لانگ حتی در «متروپلیس»، فیلم علمی-تخیلی مشهور خود هم دوباره به سراغ این طراحی خاص رفت.جدا از فیلمهای سینمایی، نمایشگاه بینالمللی هنرهای تزئینی سال ۱۹۲۵ پاریس هم به خاطر این طراحیها، جایزهای به پروتازانوف اهدا کرد.
چهار: یکی از ویژگیهای خوب «آلیتا» این است که صرفا روی موجودات بیگانه و سرزمین بیگانه مریخ تمرکز نمیکند.اتفاقا فیلم تاکید زیادی روی نمایش شخصیتهای روی زمین و ارتباطهای بین آنها دارد. لوس دانشمندی است که همسر خود را خیلی دوست دارد و احساس میکند همسرش دارد به او خیانت میکند. کراوتسوف کارآگاه ناشی است که به لوس مشکوک شده و همهجا دنبالش است. گوسف سرباز ارتش سرخ است که از سر بیپولی تصمیم میگیرد خدمتی به وطنش کند و همراه با لوس، عازم سفر به مریخ شود.
این شخصیتهای متنوع با این دغدغههای عمیق باعث میشوند ما جنبههای تازهای از شخصیت آنها را ببینیم و جایگاه ویژهای برای ما پیدا کنند. این چیزی است که دیگر آثار علمی-تخیلی کلاسیک خیلی کم پیدا میشود. در این آثار معمولا ذوقزدگی فیلمساز به خاطر نمایش موجودات و سرزمینهای نادیده دور از دسترس بشر بیشتر از اینهاست که بخواهد وقت خودش را روی نمایش جنبههای انسانیهای شخصیتهای زمینی فیلم متمرکز کند.
پنج: فیلم تا اواخر داستان خیلی عالی پیش میرود. اما به یکباره وارد یک مسیر غیرقابل انتظار و عجیب میشود. لوس که در مریخ عاشق ملکه میشود، تصمیم میگیرد رهبر طبقه کارگر مریخ شود و به آنها در مسیر رسیدن به آزادی کمک کند. او برای مریخیها از انقلاب سال ۱۹۱۷ روسیه میگوید و به آنها وعده رسیدن به یک دنیای شیرین و آزاد را میدهد. همین حرفها به مریخیها شور ایجاد یک انقلاب را میدهد. حتی یکی از آهنگرهای مریخ با یک داس و چکش، نماد معروف کمونیستها را درست میکند!
فیلم تا آخر لایه رقیقی از شعارزدگی را در خود دارد، اما در بخش پایانی عوامل پشت صحنه تعارفها را کنار میزنند و «آلیتا» را رسما به یک فیلم تبلیغاتی در خدمت پروپاگاندا تبدیل میکنند. این رویکرد آنها کمی توی ذوق میزند و فیلم را به شکل بدی تمام میکند. جالب این است که این تمهید آنها اتفاقا به ضرر فیلم شد. «آلیتا» ابتدا مورد استقبال حکومت وقت روسیه قرار گرفت، اما کمی بعد نظرشان عوض شد و کلا فیلم را بایگانی کردند. تازه بعد از جنگ سرد بود که «آلیتا» از تاریکی بیرون آمد و فرصتی برای نمایش به دست آورد.



