روزنامه هفت صبح، مرجان فاطمی| «توی این ولایت انگار عشق و عقل هیچموقع یکجا جمعبشو نیستند» این دیالوگ پایانی حیدر خوشمرام در سریال «شب دهم» است. زمانی که مقابل فخرالزمان روی زمین افتاده و لحظههای آخر عمرش را میگذراند؛ دیالوگی که مبنای اصلی سریال «شب دهم» را ساخته و آن را با واقعه عاشورا پیوند داده است. مرگ مردان، تنهایی زنان و فریاد «خوف نکن» مادران، همان تصویر آشنای حماسی است که هرکداممان از این واقعه در ذهن داریم و حسن فتحی هم کاملا آگاهانه در این سریال سراغش رفته است.
فتحی درست بیست سال پیش، تصمیم به ساخت «شب دهم» گرفت. در شرایطی که دهه اول محرم به تعطیلات نوروز افتاده و امکان پخش جنگهای شبانه و فیلم و سریالهای کمدی در این ایام وجود نداشت. اما همین یک سریال کافی بود که شبهای تعطیلات همه را پای تلویزیون جمع کند. یک داستان عاشقانه درباره سیر سلوک عاشقانه یک لوتی پایین شهری به قهرمانی که نماد ایستادگی و قدرت در پای عشق میشود.
مردی که ابتدای سریال، زندگیاش با کریخوانی و شرطبندی و پرسه زدن در قهوهخانهها میگذرد و نه تصوری از عشق دارد و نه زیر بار تعهد و تاهل میرود. زندگیاش با لبخند مهربان یک شازده قجری درون قاب عکس به هم میریزد و به جایی میرسد که حاضر میشود سر زندگی خودش ریسک کند و شرطی را بپذیرد که مطمئن است پایانش باخت است. «شب دهم» هنوز بعد از بیست سال، طراوت و تازگیاش را حفظ کرده و هنوز وقتی پای تماشایش مینشینیم در سکانس پایانی، چنان تاثیری در دلمان میگذارد که نمیتوانیم جلوی خیس شدن چشمهایمان را بگیریم.
مروری بر پنج شخصیت ماندگار سریال «شب دهم» که حسن فتحی آنها را در ذهنمان جاودانه ساخته است
حسین یاری | حیدر
با چه کارنامهای: حسین یاری زمان بازی در نقش حیدر، بازیگر شناخته شدهای بود و بازیاش مورد توجه قرار گرفته بود. او در تلویزیون با بازی در «مردان آنجلس» به شهرت رسیده بود و در سینما هم برای فیلمهای «سرعت»، «دنیای وارونه» و «بلوغ»، جزو بازیگران مطرح به حساب میآمد. او سال ۱۳۷۹ برای بازی در فیلم «بلوغ» از هجدهمین جشنواره فجر دیپلم افتخار گرفته بود.
ویژگی کاراکتر: شخصیت اصلی سریال، حیدر خوشمرام بود. یکی از لاتهای تهران قدیم که نه سر کار میرود و به فکر تشکیل خانواده است. تمام وقتش در قهوهخانه و انواع اقسام شرطبندی میگذرد. به خاطر همین شرطبندی هم سر از خانه خانه فخرالزمان درمیآورد تا اموالی را بدزدد. بعد از علاقهمند شدن به فخرالزمان زندگیاش تغییر میکند.
اهمیت کاراکتر در سریال: حیدر حاضر میشود شرط برگزاری ده شب تعزیه آن هم در شرایطی که حکومت وقت تعزیه گردانی را ممنوع اعلام کرده، بپذیرد و داستان با این شرط وارد بخش اصلی خودش میشود. او کمکم در طول زمان از عشق به فخرالزمان به عشق آسمانی میرسد و نهایتا هم سرش را به خاطر این شرط به باد میهد.
کتایون ریاحی| فخرالزمان
با چه کارنامهای: پیش از «شب دهم» با فیلمها و سریالهای مختلفی به مخاطبان معرفی شده بود. بیشتر شهرتش به خاطر بازی در سریالهای «پس از باران» و «روزهای زندگی» بود. ریاحی همان سال ۸۰ در فیلم «شام آخر» هم بازی کرد و در آن بسیار درخشید و جوایز زیادی نصیبش شد.
ویژگی کاراکتر: دختر تنها از نوادگان شاهزاده قجری که از دوازده سالگی پدر و مادر و برادرش را از دست داده و همراه عمهاش زندگی میکند. او به گذشتگانش فخر میفروشد و حاضر نیست هیچ خواستگاری را بپذیرد. هیچ انگیزهای برای زندگی ندارد و تنها مایه اتصالش به دنیا، عمهاش تاجالملوک است.
اهمیت کاراکتر در سریال: عشق حیدر به فخرالزمان عامل اصلی اتفاقهای سریال است. او در بچگی توسط فردی به اسم حیدر تعزیهخوان از مرگ نجات پیدا کرده اما کابوس روز مرگ پدر و مادرش رهایش نمیکند. به همین خاطر هم از حیدر میخواهد به خاطر عشق او ده شب تعزیه برگزار کند. او در طول این ده شب عشق حیدر را باور میکند و از زندگی قدیمی دست میکشد.
رویا تیموریان| تاج الملوک
با چه کارنامهای: رویا تیموریان به عنوان بازیگر مطرح تئاتر، از سال ۶۷ به خاطر بازی در سریال «رعنا» به مخاطبان معرفی شده بود و بعد از آن با «مریم مقدس» بازیاش مورد توجه قرار گرفت. با این حال در سینما فعالیت چندانی نداشت. «شب دهم» اتفاق مهمی در کارنامهاش به حساب میآمد.
ویژگی کاراکتر: زنی تنها و متنفر از مردها که معتقد است هیچ مردی واقعا به زنی علاقه ندارد و فقط سرگشته خیالاتش است. به محض اینکه به زنی میرسد چشمش به دنبال زن دیگر است. او مدام به فخرالزمان میگوید که نباید به هیچ مردی اشاره کند. تاجالملوک مدام به پیشینه قجریاش مینازد و حتی حاضر نیست دکتر را که تمام سالها عاشقش بوده ببیند.
اهمیت کاراکتر در سریال: تاجالملوک برای تمام خواستگاران فخرالزمان، آزمون قهوه قجری ترتیب میدهد تا همه را به نحوی فراری دهد. پیشنهاد برگزاری ده شب تعزیه برای نابودی حیدر هم پیشنهاد اوست. مطمئن است حیدر شکست میخورد و نمیتواند کار را به انتها برساند به همین دلیل هم مدام شروط را سختتر میکند تا از میدان به در شود.



