روزنامه هفت صبح، سمانه استاد | «ببو» از معدود نمایش‌‌‌‌هایی است که این روزها در پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه رفته است. در این روزهایی که تئاتر دولتی تعطیل است و تماشاخانه‌‌‌‌هایی مانند تئاتر شهر، تالار مولوی، تماشاخانه ایرانشهر و… درهایشان را به روی مخاطبان بسته‌‌‌‌اند، گروه‌‌‌‌های جوان با اجرا رفتن در تئاترهای خصوصی سعی دارند هم چراغ نیم‌سوز تئاتر را روشن نگاه دارند و هم فرصتی برای دیده شدن داشته باشند.

«ببو» نمایشی است که حول محور چهار شخصیت می‌‌‌‌گذرد. شخصیت‌‌‌‌هایی که تقریبا به یک اندازه به آنها پرداخته شده و این موضوع تشخیص شخصیت اصلی را سخت می‌‌‌‌کند. اما انتخاب نام «ببو» برای یک شخصیت که خود یادآور اصطلاح عامیانه ببوگلابی به معنی احمق است، تنها به یک نفر در نمایش اشاره دارد. کامبیز، پرستار زنی مسن است که پسرش عتیقه‌فروشی دارد. مهوش، دختری که آمار عتیقه‌فروش را دارد، می‌‌‌‌داند که او کوزه‌‌‌‌اش را در خانه مادرش پنهان کرده و به همین بهانه به کامبیز نزدیک می‌‌‌‌شود و او را درگیر ماجرایی می‌کند که خود در آن گرفتار است.

نمایش زمانی شروع می‌‌‌‌شود که کامبیز پدر مهوش و بعد خود او را گروگان گرفته و در همین حال مادرش نیز سر می‌‌‌‌رسد.قصه «ببو» در جامعه ایران می‌‌‌‌گذرد، جامعه‌‌‌‌ای که هنوز تا حدی والدین‌سالاری در آن مطرح بوده و بسیاری از فرزندان وابستگی شدید به والدین‌‌‌‌شان دارند. کامبیز نیز از همین دسته است. در مقابل او اما مهوش قرار دارد که نه تنها به پدرش احترام نمی‌‌‌‌گذارد که او را حتی پدر خود نیز نمی‌‌‌‌داند. تقابل بین این شخصیت‌‌‌‌ها و فریب خوردن‌‌‌‌های مدام کامبیز از مهوش و پدرش، قصه نمایش را جلو می‌‌‌‌برد و در نهایت او که سرش بی‌‌‌‌کلاه می‌‌‌‌ماند همان ببوگلابی قصه است.

شیروانی نمایشنامه این اثر را بعد از دی‌ماه ۹۶ نوشته است. زمانی که اوج اعتماد مردم به یک نفر او را به رئیس‌جمهور منتخب مردم تبدیل کرد و چند ماه بعد تمام این اعتماد فرو ریخت. در آن زمستان تلگرام که یکی از پرکاربردترین پیام‌‌‌‌رسان‌‌‌‌های مورد استفاده مردم ایران بود، فیلتر و دسترسی به آن دشوار شد.

به دنبالش عرضه ناموفق پیام‌‌‌‌رسان‌‌‌‌های ایرانی بود و در نهایت روندی که طی شد تا این روزها به تصویب طرح صیانت از کاربران در فضای مجازی رسید. شیروانی در نمایش خود به این اتفاقات اشاره می‌‌‌‌کند و بی‌‌‌‌اعتمادی جامعه به فرد انتخابی‌‌‌‌اش را در بی‌‌‌‌اعتمادی دختر به پدرش نشان می‌‌‌‌دهد. دختری سرکش که یاد گرفته به کسی که به او نارو زده است اعتماد نکند. کامبیز اما همانند مردم ساده و خوشبین آن روزها مدام فریب دروغ‌‌‌‌ها را می‌‌‌‌خورد.

نمایش اما در اجرا به اندازه متن موفق نیست. صداهای ضبط شده از دیالوگ‌‌‌‌های خارج از صحنه، صدای باز و بسته شدن مدام درِ زیرزمین و صداهایی از این دست با صدای بلند در سالن پخش می‌‌‌‌شود، تمرکز مخاطب را بر هم می‌‌‌‌زند. از سوی دیگر بازیگران با وجود تسلط بر نقش‌‌‌‌هایشان، در دیالوگ‌‌‌‌گویی ضعیف عمل کرده و در مواقعی که در حرف هم می‌‌‌‌پرند گفته‌‌‌‌هایشان به درستی شنیده نمی‌‌‌‌شود.

۹۰ دقیقه برای اجرای این نمایش به نظر زیاد از حد می‌‌‌‌رسد و می‌‌‌‌شد همین داستان را با کاستن از برخی موقعیت‌‌‌‌های غیرضروری در زمانی کوتاه‌‌‌‌تر به روی صحنه آورد تا از حوصله مخاطب خارج نشود، زیرا حفظ کردن ریتم در زمان ۶۰ دقیقه‌‌‌‌ای قطعا راحت‌تر از زمانی ۹۰ دقیقه‌‌‌‌ای است. نمایش در یکی از روزهای اجرا نیز با تاخیری نیم‌‌‌‌ساعته به روی صحنه رفت و با توجه به زمان اجرا و طول مدت نمایش، برای مخاطبانی که برنامه‌‌‌‌ریزی کرده بودند تا قبل از ساعت منع تردد به خانه‌هایشان بازگردند نیز مشکلاتی ایجاد کرد که این خود یکی از ضعف‌‌‌‌های اساسی اجرا محسوب می‌‌‌‌شود.

در این روزهای خلوت تئاتر و با توجه به مردمی که گرفتار هزار و یک مشکل‌‌‌‌اند، هم گروه‌‌‌‌های تئاتری ریسک بزرگی قبول کرده‌‌‌‌اند تا به روی صحنه روند، هم مخاطبانی که به سالن می‌‌‌‌آیند و هر دو باید قدر یکدیگر را بدانند؛ مخاطبان با استقبال از کارها به گروه تئاتر احترام بگذارند و گروه با اجرایی به‌موقع و با کیفیت.

نویسنده و کارگردان: مهیار شیروانی
بازیگران: پرستو الماس ، نیکو پشوتن، عماد جاویدفر، مسعود رمضانی
‌مکان و زمان اجرا: پردیس تئاتر شهرزاد ساعت ۲۰:۳۰

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.