روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی| یک: «مردی با دوربین فیلمبرداری» یکی از تحسینشدهترین مستندهای تاریخ سینماست. خیلیها آن را بهترین مستند کل تاریخ سینما میدانند. بعضیها حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و این مستند را در فهرست بهترین فیلمهای تاریخ سینما (چه مستند یا داستانی) قرار میدهند.
این فیلم در نظرسنجیهای معتبری چون نظرسنجی مشهور نشریه سایت اند ساوند، همیشه جایگاه محکمی در بین ۱۰ فیلم برتر تاریخ سینما دارد. حتما از خود میپرسید یک مستند ساده درباره روزمرگی مردم یک شهر مگر چه ویژگی مهمی دارد که اینچنین مورد تحسین قرار میگیرد، ولی واقعیت است که اگر فیلم را ببینید، خودتان متوجه میشوید ژیگا ورتوف چه شاهکار بیمانندی را به دنیای سینما هدیه کرده است.
دو: «مردی با دوربین فیلمبرداری» داستان یک روز از زندگی مردم شهری در شوروی است. اگرچه بیشتر صحنههای فیلم در شهر اودسا فیلمبرداری شدهاند، ولی فیلم گهگاهی به شهرهای دیگر هم سر میزند. فیلم با حوصله به سراغ زندگی مردم این شهر میرود. ابتدا با طلوع خورشید و بیدار شدن مردم آغاز میشود. سپس شاهد سرکار رفتن، تفریحها، سرگرمیها، وقت گذراندن و دیگر دغدغههای آنها میشویم. در نهایت هم فیلم با صحنههایی از نمایش این مستند در سالن سینما به پایان میرسد. لابهلای این نماهای مختلف همیشه فیلمبرداری را میبینیم که چه روی ماشین، یا کالسکه، یا قایق، مشغول فیلمبرداری و ثبت این لحظههاست.
سه: ورتوف به سینما حقیقت اعتقاد داشت، اصلا خودش یکی از بنیانگذاران آن بود. او معتقد بود سینما باید بدون طراحی و دکوپاژ باشد. باید واقعیت، به اصیلترین شکل ممکن ثبت شود. بدون هیچ داستان و طراحی و برنامهریزی مشخصی. از نظر او تنها در این حالت بود که میشد واقعیت را به شکلی درست ضبط کرد. این نگاه ورتوف تاثیر زیادی روی خیلی از فیلمسازان بعد از او مثل ژان روش گذاشت.
خودش که چند بار در این زمینه آزمون و خطا کرده بود، در فیلم «مردی با دوربین فیلمبرداری»، سینما حقیقت را به اوج خودش رساند. فیلم تصویری باشکوه و بسیار واقعگرایانه است از زندگی مردم شوروی در اوایل قرن بیستم. تصویری مستند که تلاش میکند تمام جنبههای مختلف زندگی آنها را نشان بدهد. از کار و سختیها و مشکلات گرفته، تا ازدواج و جدایی و تفریح و بچهداری. فیلم که به پایان میرسد، مخاطب یک تصور کامل درباره خلقوخو و روحیات مردم آن زمان دارد.
چهار: حتی میتوان کمی تامل کرد و به تفکرات فرامتنی در مورد سوژههای فیلم رسید. مثلا آن زن و مردی که با خوشحالی ازدواج خود را ثبت رسمی میکنند، بعد از آن سرنوشتشان چه میشود؟ آیا با هم تا انتها زندگی کردند؟ آیا صاحب فرزندی هم شدند؟ یا آن زوجی که با ناراحتی از هم جدا میشوند به چه سرنوشتی دچار میشوند؟ هرکدام چه مسیری را طی میکنند؟ آیا دوباره ازدواج میکنند؟ دوباره عاشق میشوند؟ تماشای چنین تصویر واقعگرایانهای از آدمهایی که احتمال زیاد تمامشان از دنیا رفتهاند، هم هولناک است هم شگفتانگیز.
پنج: همانطور که پیشتر اشاره شد، فیلم جنبههای مختلفی از زندگی مردم آن زمان شوروی را نشان میدهد. از زندگی و کار گرفته تا تفریح و سرگرمی و روزمرگیها. فیلم از نظر محتوا بسیار شلوغ است. اما نکته حیرتانگیز این است که در آن میتوان نوعی نظم و سازماندهی فوقالعاده را تماشا کرد. اینگونه نیست که ورتوف هرچه که دوست داشته است را در فیلم بریزد. فیلم شاید فیلمبرداری راحت و بیدردسری داشته باشد، ولی کاملا مشخص است که برعکس، تدوین آن بسیار پرزحمت بوده است.
فیلم به شکلی زیرکانه و با حوصله، به تمام این بخشها سر میکشد. فیلم بیشتر شبیه یک روز کامل میماند؛ با صبح و بیدار شدن مردم آغاز میشود و به عصر و پایان یک روز کاری میرسد. ابتدا صبح و آماده شدن و بیرون زدن مردم را میبینیم. مردم در قطار، اتوبوس، سرکار. بعد به سراغ جنبههای دیگر میرویم. جنبههای احساسی و اخلاقی کنار هم قرار دارند (ازدواج و طلاق و تفریحها) و جنبههای صنعتی و اقتصادی کنار هم (کار و تلاش و زحمت). حتی با ورزشهای باب روز آن زمان هم آشنا میشویم.
شش: تدوین فیلم کاملا مدرن و خلاقانه است. نماها با نبوغ و نوآوری حیرتانگیزی کنار هم قرار گرفتهاند. اگر تصاویر سیاهوسفید و بیکیفیت نبودند، عمرا باور میکردید این فیلم حدود ۹۰سال پیش ساخته شده است. ورتوف، همچون یک هنرمند تمامعیار، هرجا لازم است نماها را بسط میدهد تا مخاطب به اندازه کافی مکث کند و برعکس هرجا که سرعت کار باید بالا برود، نماها را با سرعت بیشتری پشتسر هم قرار میدهد. این ایجاز و انبساط به صورت پیوسته در تمام فیلم جاری است. فیلم چند صحنه شاهکار دارد که از نظر تدوین، هیچچیزی از مستندهای مطرح امروز سینمای جهان کم ندارند. عجیب نیست که فیلم هنوز مورد تحسین و ستایش قرار میگیرد. ورتوف در این فیلم اوج نبوغ خود را نمایش میدهد.
هفت: فیلم همیشه بهخاطر تمهیدات و ایدههای فرمیاش تحسین شده است. جاناتان رمنی منتقد معتقد است «مردی با دوربین فیلمبرداری» نمایشی برای تکریم امکانات بیپایان سینماست. پیتر بردشاو، منتقد گاردین هم بر این باور است که در جایجای فیلم میتوان شوق و ذوق ورتوف بهخاطر کار با این رسانه تازه و پرظرفیت را مشاهده کرد. از نظر او فیلم مملو از ایدهها و شور و انرژی ورتوف است.



