روزنامه هفت صبح، سمانه استاد | «سه کیلو و ۲۵۰ گرم» داستان خانواده‌‌ای است که بعد از چهلم پدرشان دور هم جمع شده تا کاری را سر و سامان دهند. در این میان پای مشکلات خانوادگی یکی یکی به میان کشیده شده و رازی لو می‌‌رود که می‌‌تواند به همان میزان که خانواده را نجات می‌‌دهد، به همان میزان هم زندگی را از هم بپاشاند.

«سه کیلو و ۲۵۰ گرم» فضایی واقعی از اتفاقات و مشکلات زندگی امروز را نشان می‌‌دهد. از رنج‌‌ها و شرمی که والدین به علت ناتوانی‌‌شان در برآورده کردن نیازهای فرزندان به آن دچار می‌‌شوند. از جوانان و تحصیلکرده‌های بیکاری که به شغل‌‌های سطح پایین و دور از تخصص خود مشغول‌‌اند، از شراکت‌‌هایی که به خیانت منجر می‌‌شود و خانواده‌‌ای که آلوده به انواع دردهاست؛ خانواده‌‌ای که خود نمادی از جامعه است. بی‌‌شک این روزها و با توجه به اوضاع اقتصادی فاجعه‌‌بار حاکم بر جامعه، افراد زیادی درد این خانواده را می‌‌فهمند.

شغل‌‌های بسیاری از دست رفته و متخصصان زیادی مجبور به رانندگی در آژانس‌‌های اینترنتی شده‌‌اند. تازه این عده هنوز آدم‌‌های خوش‌‌شانسی‌‌اند که از گذشته ماشینی در دست داشته تا حداقل امروز بیکار نباشند. بسیاری دیگر که حتی توانایی خریدن ماشین ندارند که بتوانند با آن کار کرده و زندگی بچرخانند. دردهایی که در نمایش «سه کیلو و ۲۵۰ گرم» گفته می‌‌شود دردهای واقعی جامعه و البته مربوط به روزهای قبل از کروناست.

اگر قرار باشد همین دردها را در این روزهای تلخ به صحنه برد قطعا دُز قوی‌‌تری از رنج را بر مخاطب عرضه خواهد کرد. اما با در نظر گرفتن باورپذیر و رئال‌بودن داستان‌‌هایی که روی صحنه گفته می‌‌شود، نمایش حرف زیادی برای گفتن ندارد. بیان رنج‌‌های مکرر که به راه‌‌حلی غیرقانونی و اخلاقی منجر می‌‌شود، سوژه‌‌ای تکراری در بسیاری از فیلم‌‌ها و تئاترهای رئالیستی‌‌ای است که روی صحنه می‌‌آید.
در این نمایش می‌‌توان گفت داستان خیلی دیر شروع می‌‌شود، آنقدر دیر که بیشتر وقت نمایش صرف مقدمه‌‌چینی و بیان دردهای تکراری می‌‌شود.

اسم نمایش خود نشان از ماجرا دارد و توضیح نمایش با این بیان که: «این دویست و پنجاه گرم‌‌اش، زندگیمونو تکون می‌‌ده به خدا» می‌‌تواند مخاطب را به نتیجه‌‌ این اسم یعنی رسیدن به مواد مخدر به‌عنوان راه‌‌حلی برای عبور از دردها برساند، اما داستان این سه کیلو و ۲۵۰ گرم خیلی دیر بیان می‌‌شود.

وضعیت خانواده نشان از اوضاع نامرتب زندگی دارد و بیان کردن یکی یکیِ مشکلات تمام اعضای خانواده از پسر بزرگ، پسر کوچک، عروس، دختر و داماد همه و همه می‌‌توانست در بازه‌‌ای کوتاه‌‌تر اتفاق افتاده و مسئله‌‌ای که بیننده منتظر آن است زودتر بیان شود و در ادامه در کنار بیان موضوع اصلی مشکلات نفرات خانواده نیز بازگو شود. اما در این نمایش ابتدا و تک‌تک به بررسی مشکلات اعضای خانواده می‌‌پردازیم و در پایان به رازی می‌‌رسیم که به‌عنوان تنها ارثیه‌‌ پدر جا مانده است.

شاید تنها قسمت غیرتکراری نمایش را بتوان واکنش اعضای خانواده به این راز دانست. واکنشی که برادر بزرگ و خواهر را در یک‌سو و برادر کوچک، داماد و عروس را در سویی دیگر قرار می‌‌دهد و جذابیت بیشتری به داستان می‌‌بخشد. «سه کیلو و ۲۵۰ گرم» اما از بازی‌‌های خوبی بهره برده و طنز تنیده شده در رفتار و گفتار شخصیت‌‌ها می‌‌تواند از میزان سیاهی اتفاقات کمی بکاهند و نمایشی باشد که دیدنش در این روزها تلخ اما واقعی است.

‌نویسنده: مهدی زندیه
‌کارگردان: محسن نجار حسینی
‌بازیگران: محمد نادری، مرتضی حسینی، نسا یوسفی، پانته‌‌آ مهدی‌‌نیا، مهتاب وجدانی، امیرحسین آقایی، هادی شیخ‌‌الاسلامی

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.