روزنامه هفت صبح، سینا فولادوند | چند لحظه درنگ؛ برشی کوتاه، سَرَک کشیدن در خلوت یک زن و یا برای دقایقی دل سپردن به رازهای ناگفته چند زن. همه اینها میتواند جملاتی کوتاه در توصیف درونمایه اثر جدید روزبه حسینی با نام شاعرانه: هفت قصه از هفت پری زمینی برای تو (سومین رپرتوار مونوگهان) باشد. اثری که آن را «فیلم تئاتر» مینامند و در واقع ترکیبی از سینما و نمایش است و این روزها بهخاطر شرایط کرونا و محبوس ماندن در خانه مجبوریم آن را روی صفحات موبایل و یا مانیتور (توصیه میکنم در تصویر بزرگ ببینید) تماشا کنیم.
روزبه حسینی همواره یک تجربهگرا بوده و تقریبا در تمامی آثارش (چه کتابها و چه نمایشهایش) نوعی جسارت و نوگرایی در فرم دیده میشود. آخرین اقدام تحسینبرانگیز او، برگزاری رپرتوار مونوگهان است: اولین دوره با حضور حرفهایهای جوان با متون تازه نوشته شده ایرانی برای بازیگران زن در نیمه دوم سال ۹۷ با داوری «رویا نونهالی»، «اصغر همت»، «صدرالدین زاهد» و «حسین کیانی» روی صحنه رفتند؛ رپرتوار دوم مونوگهان براساس کارگاه ایده تا اجرای بازی تکنفره که بهصورت دو نمایش در چهار اپیزود با هشت هنرجو براساس ایدهها و اتودهای اولیه خودشان، در پایان سال ۹۸ برگزار شد با داوری «رویا نونهالی»، «حمید پورآذری» و «اکتای براهنی» و دوره سوم در شرایط پاندمی کرونا، مجموعه کارگاه آموزشی در جهت پرورش استعدادهای بازیگری و کارگاههای نویسندگی چند ساله، که مختص زنان بوده است، به شیوهای متفاوت اجرا و تصویربرداری با یک دوربین (شبیه کار در سینما) به اثری تازه در هفت اپیزودِ زنانه تبدیل شده است که نام واحد و جمعی اثر هست: «هفت قصه از هفت پری زمینی برای تو»در این سلسله تمرینات و اجراها تمام متنها بهصورت تکگویی (مونولوگ) و با حضور یک بازیگر زن اجرا میشود و البته که تم اصلی همگی کارهای بانوان و دنیای پیچیده آنهاست.
در نمایش هفت قصه از هفت پری زمینی برای تو (که البته ابعادی روانشناسانه دارد و در دل نوعی تراپیهای واقعی و مستندگونه تحریر شده است) صاحب اثر، ما را به آرامی وارد دنیای ذهنی زنان مختلفی میکند که هرکدام به شکلی یک قربانی هستند. برخی قربانی مردان، شوهران و یا پدران خویش و بعضی دیگر در برزخی تمامناشدنی از آشفتگی و فشاری که در جامعه و شرایط پیرامونشان بر آنها تحمیل میشود.
«حسینی» هر بخش را با دکوری ساده در یک خانه (لوکیشن واحد، بهجز اپیزود آغازین که حکایتی جدا دارد برای مقدمه قاطع بر ضرورت فشار بر زنان و آسیبشناسی مسائلشان) و در عین حال خلاقانه بهوجود آورده و با نورپردازیهای دقیق و منحصربهفردش (مخصوصا در اپیزود چهارم/ دیلیت) مخاطب را با داستان همراه میکند. اما نکتهای که در همان دقایق ابتدایی کار مخاطب را غافلگیر میکند، دخالت مکرر خود کارگردان در میان اجراهاست. بهطوری که پس از گذشت چند اپیزود به شک میافتیم که شاهد یک اجرای نهایی هستیم و یا یک تمرین و اتود!
ماجرا وقتی جالبتر میشود که میفهمیم هیچکدام از بازیگران نمیدانند دوربین در حال ضبط تمام اجرای آنهاست؛ خطاها، تکرارها، تغییر مورد نظر کارگردان و واکنشهای گاه سخت و گاه راحتشان در مقابل دوربین است. «حسینی» با پیادهسازی این تکنیک که لحظاتی هم ما را به یاد کارهای «عباس کیارستمی» میاندازد (و او این اثر را به یاد او پیشکش کرده است)، فاصله میان نمایش و واقعیت را برداشته و مخاطب را هم مانند خود بازیگران اثر، در نوعی بیوزنی رها میکند.
باید اضافه کنم متون تمام اپیزودها توسط شاگردان کارگاه نویسندگی «و ناگهان» منسجم و درست نوشته شده و برای مخاطب مخصوصا بانوان، با دراماتورژی و طراحی نهایی کارگردان قابل درک و برقرارکننده ارتباط است. بازی این هنرجویان بازیگری، روان است اما خوب است اشارهای کنم به بازی زهرا صحبتی (اپیزود دیلیت) و سمانه غدیری (اپیزود تکشاخ) که تاثیرگذارتر از بقیه هستند و در ذهن باقی میمانند.
اما نکته پایانی که بیشتر از هر چیز ذهن نگارنده را به خود مشغول کرده، ایده هوشمندانه «روزبه حسینی» برای کلیت کار است و آن اینکه: این زنان علاوه بر آنکه در طی داستان و زندگی واقعیشان در جامعه مردسالار پیرامون خود قربانی بودهاند، حالا در هنگام اجرای نمایش نیز، توسط یک کارگردان مرد که اغلب فقط صدای دستوری او را میشنویم، مورد فشار و اجبار قرار میگیرند تا هرچه خواسته اوست (و البته همزمان در تداوم زیباییشناسی بهتر هر صحنه) انجام دهند و به گمان من این ایده هوشمندانه کارگردان، خود تبدیل به تلخترین و اثرگذارترین بخش این اثر میشود.
* تکمله: («هفت قصه از هفت پری زمینی برای تو» را در بخش «فیلم تئاتر» تیوال ببینید.)



