روزنامه هفت صبح، سمانه استاد | با نارنجی شدن وضعیت شهر تهران و باز شدن تئاترها، پردیس تئاتر شهرزاد این روزها میزبان نمایش «هجده سالگی» است. نمایشی که به کارگردانی هنرمندی جوان به روی صحنه رفته است. «هجده سالگی» روایتی است از کودکان کار. کودکِ کار تنها به معنی بچه‌‌های خردسال سر چهارراه نیست، بلکه به شکلی کلی‌‌تر به نوع و سبکی از زندگی اشاره می‌‌کند.

کسانی که در خیابان فال می‌‌فروشند، شیشه ماشین‌‌ها را پاک می‌‌کنند یا گل می‌‌فروشند حتما کودک نیستند، بلکه می‌‌توانند نوجوانان و حتی جوانانی باشند که به این روش روزگار می‌‌گذرانند. هجده سالگی داستان کودکان و نوجوانانی است که با هم و تحت سرپرستی زنی به نام خاله زندگی می‌‌کنند، از راه‌‌های مختلفی از فال و گل فروختن گرفته تا دله‌‌دزدی و لوندی برای پسرهای بالای شهر پول درمی‌‌آورند و به خانواده‌‌ای تبدیل شده‌‌اند که جدایی‌‌شان از هم غیرممکن شده است.

«هجده سالگی» روی دیگری از زندگی این قشر جامعه را نشان می‌‌دهد. روی دیگری که همراه است با خنده‌‌ها، شوخی‌‌ها، دوستی‌‌ها، مرام‌‌ها و معرفت‌‌ها و البته رویاپردازی‌‌ها. حدود ۱۲، ۱۳ کودک و نوجوان در بازه‌‌های سنی مختلف در حلبی‌‌آبادی با هم زندگی می‌کنند. هر کدام به کاری مشغول‌‌اند تا از طریق آن پول دربیاورند و در کنارش شب‌‌ها در رویاهای هم سهیم شده و زندگی را به گونه‌‌ای بازسازی می‌‌کنند که نه همخوان با شرایط آنهاست و نه از آن درکی دارند.

آنها در رویاهای خود وقتی سوار ماشین مازراتی‌‌شان شده‌‌اند، باز هم پول خرید یک دسته گل را ندارند. وقتی توی کافه بالای شهر نشسته‌‌اند، سوسیس تخم مرغ سفارش می‌‌دهند و وقتی قدرت انتخاب هر اسباب بازی و آدمی را دارند معتاد را انتخاب می‌‌کنند. درک آنها از رفاه ناقص است و تنها شنیده‌‌هایشان نمی‌‌تواند آنها را به تصویری منسجم از آن برساند. این رویاهای ناقص که همراه است با شوخی و خنده، مخاطب را به روی دیگری از زندگی این افراد می‌‌برد.

در «هجده سالگی» با وجودی که خانواده‌‌ای به چشم نمی‌‌خورد که از یک خون باشد، اما خانواده اولویت قرار گرفته است. هجده سالگی نشان می‌‌دهد اهالی یک خانه که با هم بزرگ شده‌‌اند، سختی‌‌ها را با هم بوده و از خاله معرفت دیده‌‌اند، حاضرند برای نجات جان یکی از خودشان، دست به قتل نیز بزنند.

نمایش با پیش زمینه‌‌ای از اتفاق اصلی و پایانی شروع می‌‌شود، وارد فضای زندگی این آدم‌‌ها، شوخی‌‌ها و مشکلات‌‌شان می‌‌گردد و در نهایت با رخ دادن اتفاق اصلی تمام می‌‌شود. «هجده سالگی» می‌‌تواند با ریتم مناسب خود، بازی‌‌های مورد قبول و متن جذاب مخاطب را تا انتها نگه دارد. هر چند به نظر می‌‌رسد در میان همه خرده روایت‌‌ها، چند تایی اضافه و قابل حذف شدن است.

به عنوان مثال می‌‌توان به قصه فرعی دختر جوانی اشاره کرد که در یک سوم انتهایی نمایش اضافه شده و می‌‌خواهد تتوی اشتباهی را که یکی از دخترها بر بدنش کاشته پاک کند. شخصیتی که به نظر می‌‌رسد ربطی به این فضا ندارد و بود و نبودش خللی در جریان داستان، ساختن فضا و درک شرایط ایفا نمی‌‌کند.

نکته مهم در هجده سالگی اما حمایتی است که هنرمندان با تجربه از کار کرده‌‌اند. کارگردان جوان نمایش «فردین رحمانپور» و تیم بازیگرانش حمایت کسانی چون «امید زندگانی»، «نوشین تبریزی»، «محسن میرزاخانی»، «داود زارع» و «سمیه طیبی» را به همراه دارند. حضور امید زندگانی و نوشین تبریزی به عنوان بازیگر در کنار این بازیگران جوان و بی‌‌تجربه، حضور محسن میرزاخانی در نقش نویسنده و دراماتورژ و همراهی‌‌اش با محمد کرمی و امید زندگانی در این کسوت‌‌ها و همچنین حمایت داود زارع به عنوان تهیه‌‌کننده و سمیه طیبی به عنوان روابط عمومی از این تیم جوان آن هم در شرایطی که تئاتر در وضعیت نامشخصی به سر می‌‌برد و اجرا بردن یک نمایش با ریسک بالایی همراه است، باعث شده تا تیم جوان نمایش «هجده سالگی» با قدرت و اعتماد به نفس پا به صحنه گذاشته و نمایشی ارائه دهد که قابل قبول مخاطب باشد.

* نویسنده: محسن میرزاخانی/ محمد کرمی
* کارگردان: فردین رحمانپور
* بازیگران: امید زندگانی/ نوشین تبریزی/ مصطفی دارابی/ حامد کریوند/ آزاده جاوید/ هانیه گلپایگانی/ محمد کرمی/ لیلا فرداد/ شعبان حاتمی/ کامیار مهدی‌‌زاده/ نگار والی‌‌دوست/ آوا مهماندوست/ فردین رحمانپور
* مکان و زمان اجرا: پردیس تئاتر شهرزاد/ ساعت ۱۸

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.