روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی | یک: ژان رنوار کمی دیر وارد دنیای فیلمسازی شد. اولین فیلمش را در سال ۱۹۲۴ ساخت، وقتی ۳۰ سالش بود. اما به محض ورود به سینما حسابی جبران کرد و کلی پرکار شد. فیلم‌های اولیه‌اش صامت بودند و چنگی به دل نمی‌زدند. بعد از ورود صدا هم بیشتر مشغول سروکله زدن با پیاده کردن تفکراتش در فیلم‌هایش بود. اما اغراق نیست اگر بگوییم رنوار با فیلم «بودو از غرق شدن نجات یافت» فیلمی که در سال ۱۹۳۲ منتشر شد، به جایگاهی ویژه دست پیدا کرد. این فیلم یکی از درخشان‌ترین نمونه‌ها در انتقاد از طبقه روشنفکر جامعه فرانسه و قوانین و باورهای دست‌وپاگیرشان است. دستمایه‌ای که رنوار در «قواعد بازی»، فیلم درخشان سال ۱۹۳۹ خود، دوباره به سراغ آن رفت.

* دو: «بودو از غرق شدن نجات یافت» داستان یک فرد آس‌وپاس و بی‌خانمان به نام بودوست که بعد از گم شدن سگش، تصمیم می‌گیرد در رودخانه خودکشی کند. اما آقای لستینگوا که در همان نزدیکی کتابفروشی دارد، متوجه می‌شود و او را نجات می‌دهد. او تصمیم می‌گیرد بودو را در خانه خود نگه دارد. اما بودو که قوانین طبقه آقای لستینگوا را بلد نیست، با کارهای غیرمعمول و نامتعارف خود تنها باعث دردسرهای بیشتر می‌شود.

* سه: مهم‌ترین ویژگی فیلم، نگاه انتقادی تند و تیز رنوار به طبقه روشنفکر و ممتاز فرانسه است. آن‌ها هیچ درکی از آدم‌های طبقه‌های پایین‌تر از خود ندارند. اگر هم مثل آقای لستینگوا وجدان‌درد می‌گیرند و تصمیم‌ می‌گیرند کمکی ارائه بدهند، بعد از چند روز که با سختی‌های کار آشنا می‌شوند، پشیمان و عطایش را به لقایش می‌بخشند.

* چهار: بودو بدون تردید مهم‌ترین شخصیت فیلم است. او همچون فیلسوفان نیمه‌دیوانه یونان باستان عمل می‌کند. نه این جامعه را درک می‌کند و نه تمایلی به پیروی از قوانین آن‌ها دارد. قوانین خودش را دارد، قوانینی که خارج از هنجارهای معمول جامعه است. به هرکس علاقه دارد به او می‌گوید. کفش‌هایش را با دست واکس می‌زند. داخل کتاب‌ها آب دهان می‌اندازد. و در آخر هم وقتی می‌بیند آبش با این جامعه به یک جوی نمی‌رود، دوباره به همان رودخانه خودش برمی‌گردد.

* پنج: شاید رفتارهای غیرعادی بودو غیرقابل تحمل باشد، حتی برای من مخاطب. اما این نکته را هم باید در نظر داشت که جامعه‌ای که بودو پای در آن می‌گذارد، آن‌قدرها هم بی‌نقص و کامل نیست. در واقع با یک جامعه سراپا زشتی و بی‌مایگی طرف هستیم، بودو تنها نوری بر روی این زشتی‌ها می‌اندازد. آقای لستینگوا با خدمتکارشان رابطه دارد. همسرش با بودو وارد رابطه می‌شود. حتی وقتی بودو تصمیم می‌گیرد خود را در رودخانه غرق کند، انبوه جمعیت کنار رودخانه جمع می‌شوند و با بی‌تفاوتی و شاید حتی بتوان گفت با هیجان، نظاره‌گر غرق شدن او می‌شوند.

* شش: فیلم در اصل اقتباسی است از یکی از نمایشنامه‌های رنه فوشوا. رنوار یک تغییر هوشمندانه در پایان فیلم می‌دهد که در نمایشنامه وجود ندارد، تغییری که اگرچه باعث کلی بحث بین رنوار و فوشوا شد، ولی نشا‌ن‌دهنده زیرکی رنوار و شناخت درست او از نمایشنامه دارد. در پایان نمایشنامه، بودو با خدمتکار خانه ازدواج می‌کند و داستان به پایان می‌رسد. ولی در فیلم رنوار، بودو بعد از ازدواج قایق را در رودخانه واژگون می‌کند، از خانواده و آشنایان و کل مراسم عروسی می‌گریزد، لباس یک مترسک را به تن می‌کند و دوباره به کناره رودخانه پناه می‌برد. تلاش خانواده لستینگوا برای پیدا کردن او هم فایده‌ای ندارد.

این تغییر کوچک باعث می‌شود داستان ابعادی عمیق‌تر پیدا کند. بودو از رودخانه به جامعه فرانسه پناه می‌برد، اما بعد از این‌که متوجه وضعیت وخیم این جامعه می‌شود، دوباره فرار می‌کند و به دامان طبیعت برمی‌گردد. فوشوا مخالف صد‌‌درصد این ایده بود. درحدی که رنوار را تهدید کرد که اگر قرار است این ایده را عملی کند، بهتر است نام او را از انتهای فیلم حذف کند. ولی رنوار کار خودش را کرد. چند وقت بعد فوشوا در مصاحبه‌ای اعتراف می‌کند که این ایده رنوار را خیلی دوست دارد، چرا که باعث قوی‌تر شدن و عمیق‌تر شدن داستان شده است!

* هفت: به نظر می‌رسد مخاطبان فرانسوی متوجه نگاه تند و تیز فیلم نسبت به جامعه خود شده بودند. در چندین مورد، نمایش فیلم با اعتراض و واکنش شدید مخاطبان فرانسوی مواجه شد و حتی چند بار پلیس مجبور شد میانجی‌گری کند. این واکنش‌ها به حدی شدید بود که حتی در چند سالن سینما مجبور شدند ادامه اکران فیلم را متوقف کنند. دیگر سال‌ها از آن دوران گذشته که سینما این‌چنین تاثیرگذار و نمایش یک فیلم می‌توانست یک شهر را به جنجال بکشاند!

* هشت: چنین ایده جذابی از دید سینماگران دور نماند. فیلم و نمایشنامه اصلی در طول این سال‌ها بارها مورد بازسازی قرار گرفته است. اولین‌بار پل مازورسکی در سال ۱۹۸۶ یک نسخه هالیوودی از آن را به نام «آس‌وپاس در بورلی هیلز» روانه سینماها کرد. نیک نولتی هم بازیگر نقش شخص بی‌خانمان بود. در خود فرانسه هم ژرارد ژونیو در سال ۲۰۰۵ با بازی ژار دوپاردیو، دوباره این نمایشنامه را بازسازی کرد. حتی یک سریال کمدی آمریکایی هم بر اساس این داستان ساخته شده است. اما به جرئت می‌توان گفت فیلم رنوار، همچنان قوی‌ترین اقتباسی است که از این نمایشنامه تا‌به‌حال صورت گرفته است.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.