روزنامه هفت صبح | درباره شباهتهای برنامههای افطار و سحر و دنبالهروی اکثرشان از الگویی ثابت،بارها در صفحه شبکه نوشتهایم.اینبار در گفتوگو با صابر خراسانی،یکی از مجریان برنامههای سحر ماه رمضان این مسئله را واکاوی خواهیم کرد.خراسانی تا سالها به عنوان شاعر شناخته میشد و به خاطر شعرخوانیهای معروفش علاقهمندان زیادی داشت.او سال گذشته با برنامه «جاذبه» اولین قدم را در عرصه اجرا برداشت و حالا هم مجری برنامه «وقت سحر» شبکه افق است.
* زندگی مجری برنامه سحرگاهی تلویزیون در این یک ماه چطور میگذرد؟
خب راستش خیلی سخت است.موقعی که مردم خوابند بیداریم و دقیقا وقتی همه بیدارند مجبوریم بخوابیم.البته اصولا در کارهای هنری مثل بازیگری و موسیقی و … اکثرا همه شبزنده دارند.نیمههای شب مجبورم یکی دو ساعت قبل بروم آنجا.یک ساعت قبل از شروع برنامه باید لباس بپوشم و گریم شوم و در جلسه مرتبط با کار شرکت کنم.
جالب اینجاست که وقتی مردم به زور چشمهایشان را باز میکنند ما مجریها باید انرژی داشته باشیم.حالا نه اینکه مثل مجری برنامه صبحگاهی پرانرژی اجرا کنیم. اتفاقا سختیاش این است که باید خیلی شمرده شمرده حرف بزنیم و خب من هم که خیلی سختم است سر جایم بایستم و شمرده شمرده حرف بزنم. مدام بهم توی گوشی میگویند حرکت بدن نداشته باش. ثابت بایست. تکان نخور.
* این قانون را چه کسی وضع کرده که برنامه سحر باید آنقدر جدی اجرا شود؟ برای همین است که تنوعی وجود ندارد و کلا برنامههای افطار و سحر مشابه هم هستند.
درباره اینکه تنوع زیادی وجود ندارد حرفتان را قبول دارم.میدانید چرا؟ احساس میکنم آدمها نمیخواهند خیلی به زحمت بیفتند و کارهای جدید را تجربه کنند.ما در شعرخوانی سعی کردیم قالبشکنی کنیم.دیوار بتنی را که سالها ساخته شده بود خرابش کردیم. این کپیکاری و این موازیکاری خیلی بیزحمت است.یعنی شما یک میز میگذاری با دو تا آب جوش میشود یک برنامه رمضانی. اما رد کردن خطوط و انجام کار جدید زحمت دارد.من همیشه میگویم اگر فکر میکنید کاری درست است محکم آن را انجام دهید و نترسید.حتی درباره پوشش لباس.من خودم یک لباس طراحی کردم تا خاص خودم باشد.
* اما برای اجرای برنامه «جاذبه» تغییر لباس و گریم دادید و اتفاقا خیلی هم جنجالی شد.
خب فرم متفاوت است.برای شعرخوانی قداستی قائلم و نمیتوانم به آن لباس برای کار دیگری دست بزنم.مثل این است که بگوییم بازیکن پرسپولیس چرا وقتی به تیم آلمان رفته است لباس آنها را پوشیده! خیلیها به من گفتند بیا با همان لباس اجرا کن اما من نپذیرفتم. یکی از دوستان بهم گفت برای اجرا حتی باید راه رفتنت را هم تغییر بدهی چون مجری باید استایل مشخصی را رعایت کند. برگردیم به حرفمان. به نظرم اگر هرکس در کار خودش قالبی جدید ایجاد کند اتفاق بهتری میافتد.
آنوقت از روی یک برنامه موفق، پانصد برنامه کپی نمیکنیم.
برنامه «جاذبه» هم از روی الگوی ماه عسل ساخته شد.هم سبک برنامه و هم اجرا مشابه ماه عسل بود. مصاف شما با این مسئله چه بود؟
واقعیت این است که صابر خراسانی نقشی در ساخت برنامه ندارد. مثل احسان علیخانی نیست که خودش تهیهکننده باشد و به نظر خودش فرم و محتوا را طراحی کند. وقتی از بیرون یک مجری دعوت میکنند دیگر اختیاراتی به او نمیدهند. باید به همان خط سیر برنامه پایبند بماند.
* یعنی شما هیچ اختیاری در اجرا ندارید؟صرفا هرچی میگویند اجرا میکنید؟
من کلا آدم قالبپذیری نیستم.به همین دلیل هم هست که برنامه سحر شبکه افق دارد دیده میشود.اگرنه مردم آن وقت صبح نمینشینند شبکه افق ببینند.به نظرم وقتی برنامهای دیده میشود یعنی اتفاقی درونش است.منظورم از اینکه گفتم مجری زیاد اختیار ندارد این است که مثلا میگویند تو باید در برنامهای در این شبکه،با این دکور و این محتوا برنامه اجرا کنی. مجریهای موفق مثل احسان علیخانی و رضا رشیدپور نمیگذارند کس دیگری تهیهکننده برنامهشان باشد برای اینکه بتوانند فکرشان را تزریق کنند.
اما مجری که از بیرون میآید باید شرایط را بپذیرد. مثل اینکه به یک نفر یک پراید میدهی و میگویی برو میدان آزادی، فردای آن روز بنز میدهی و میگویی برو همانجا. بههرحال من رانندهام. نمیتوانم دخالت کنم.درباره جاذبه، این ایراد را میپذیرم اما فکر میکنید ما اصول برنامهسازیمان چطوری است؟ یک ماه مانده به یک برنامه پیشنهاد میدهند یک چیزی برویم؟ خب خروجیاش میشود همین. من سالهاست احسان علیخانی را میشناسم. احسان یکسال فکر و برنامهریزی میکند تا یک ماه برنامه روی آنتن ببرد. ما به جای اینکه مثل علیخانی تولید کنیم فقط ازش کپی کردیم.
* مجریان باتجربه معتقدند برای اجرا آموزش اهمیت زیادی دارد؟ اما الان خیلی از بازیگران و خوانندهها یا حتی خود شما که شعرخوانی میکردید دارید اجرا میکنید.
من در این ۱۰ماه که اجرا را تجربه کردم فهمیدم دنیای دیگری است.اگر به من بگویی پانصد بیت شعر بخوان بلافاصله میخوانم. به این خاطر که کلی تجربه و پشتکار دارم.درباره اجرا هم همین است. شما بروید اجرای ۱۵سال قبل یک مجری موفق امروز را ببینید. مثل الان است؟ معلوم است که نه.من حالا به خاطر اجراهای لایوی که داشتهام یک پیشینهای دارم اما به طور کلی دنیای اجرا دنیای کلمات است. شما باید یک دایرهالمعارف از واژهها و بیانات و داستانها و… داشته باشی که به موقع ازش استفاده کنی. باید بدانی با هرکس چطوری برخورد کنی.من هرچقدر میروم جلو میبینم چقدر کار دارد. راستش خیلی وقتها رویم نمیشود جاذبه را نگاه کنم.
* چرا رویتان نمیشود؟
به خاطر همه چیز.اکتها،حرف زدنها،گفتوگوها و … تازه جالب اینجاست که «جاذبه» تولیدی بود اما این برنامه سحرگاهی زنده است. وقت سحر خیلی از مخاطبان خوابند.خیلیها به زور بیدار شدهاند. فقط دغدغهام این است که بتوانم مخاطبان را از هر سن و سالی درگیر کنم.
* خب الان برای این دغدغه دارید چهکار میکنید؟
من توی فضای شعرخوانی سعی کردم به علایق مخاطبان جوانم نزدیک شوم. من میگویم شما اگر علایق نسل جوان را بدانی و واقعیتشان را درک کنی میتوانی آنها را جلب کنی. باید بدانی تینایجر بالاشهری تهران چه میخواهد از طرف دیگر باید علایق یک جوان مذهبی شهرستانی هم بدانی. باید خیلی حرفها را در چارچوب زد اما باید با ظرایفی علایق آنها را هم پیاده کنی.
* خب در این صورت وقتی مثلا میگویید مردی را دیدهاید که در ماه رمضان سیگار میکشیده و دلتان برایش سوخته چون فکر کردهاید دارد با خدا دشمنی میکند یک مقدار برای مخاطبی که در نظر دارید شعاری نیست؟
مردم از صابر خراسانی این حرف را میپذیرند چون من را میشناسند. مردم کسی که راست میگوید را میفهمند.اگر یک روز روزه نگیرم بیایم توی برنامه سحر حتما اعلام میکنم. برای همین حرفهایم شعار قلمداد نمیشود.
* البته اینکه برنامه در شبکه افق پخش میشود یعنی طیف خاصی از مخاطبان را درگیر میکند.پس تنوع مخاطبان زیادی ندارید.
کلیت شبکه افق همانطور است که میگویید. مثل شبکه چهار که شبکه فرهیختگان است و مخاطب خاص خودش را دارد. یا شبکه افق که رویکرد سیاسی و تحلیلی دارد. بههرحال وقتی شبکهای برنامه سرگرمکننده برای خانواده و کودک و نوجوان ندارد جلب مخاطب به آن سخت میشود.البته چند ماه است با حضور مدیر جدید شبکه، تمهیداتی اندیشیده شده که به سمتی حرکت کنند تا جامعه را درگیر کند.بههرحال وقتی برنامهای در این شبکه دیده شود یعنی پتانسیل زیادی دارد.
* توی شبکههای اجتماعی تبلیغات خاصی انجام دادید برای اینکه دیده شود؟
بچههای شبکه افق یکسری جوان مستعد تازه کارند و بودجه خیلی زیادی هم ندارند که بخواهند بگذارند برای تبلیغات فضای مجازی.
* پس چطوری برنامه سحر شبکه افق آنقدر که میگویید دیده شده؟
برای خیلیها نمایشهاش جذاب بوده،برای بعضیها گفتوگوهایش بامزه بودهاند، خیلیها بخش شعرخوانی را دوست دارند و … این تنوع برنامه باعث جلب مخاطبان زیادی شده.البته این را هم باید بگویم که مردم به من محبت دارند.شکر خدا صابر خراسانی را دنبال میکنند.هم سعی میکنم خودم باشم.
* ولی بالاخره یک مقدار که دارید روی آن الگوی ثابت پیش میروید.
طبق نظر آنها باید باشم ولی نمیتوانم. شاید اصلا برای همین است که برنامه دیده میشود چون نمیتوانم توی این قالبها باشم و اجرا کنم. همینطور که متنی را که میخوانم باید حتما خودم با لحن خودم بنویسم.



