روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون |‌ حالا دیگر ۲۴ سال از تولید سریال خاطره‌انگیز «خانه‌ سبز» می‌گذرد؛ سریالی که فارغ از شخصیت‌های ماندگار و سوژه‌های مختلفی که در هر قسمت شاهد بودیم، یک سری تکیه‌کلام، اصطلاح و فرهنگ خاص در ذهنمان به یادگار گذاشته است.

۲۴سال کم نیست و شاید هر سریال دیگری بود حتی با تکرارهای فراوانش از شبکه‌های مختلف هم نمی‌توانست تا این حد در ذهن مخاطبانش ماندگار شود که حتی یک دیالوگ خاص یا یک تکیه‌کلام و لحن صحبت کردن کاراکترهایش در ذهن‌ها بماند. حالا که شبکه‌ نسیم درحال بازپخش این سریال است این نکات جالب مجددا برایمان تکرار می‌شود.

*** قهری؟ حرف که می‌زنی؟
یکی از نکات مهم «خانه سبز»، تاکید رضا روی حرف زدن بود. حتی زمانی که با عاطفه یا هرکدام از اعضای فامیل قهر می‌کرد باز هم تمام تلاشش را می‌کرد تا حرف بزنند. او در این شرایط می‌پرسید:«قهری؟ حرف که می‌زنی؟» یعنی معتقد بود تحت هیچ شرایطی نباید مسئله‌ای باعث شود که دو نفر نتوانند باهم صحبت کنند.

به هرحال یکی از نمودهای ظاهری قهر کردن، همین سکوت و حرف نزدن است و رضا با این دیالوگ فرهنگ جدیدی را ایجاد کرد. اینکه دو نفر می‌توانند باهم قهر باشند اما در عین حال حرف هم بزنند. این فرهنگ در ذهن مخاطبان این سریال باقی ماند و هنوز هم خیلی‌ها از این دیالوگ برای بهبود بخشیدن به روابطشان استفاده می‌کنند.

*** زعفرونی باش!
یکی دیگر از اصطلاح‌های به جا مانده از «خانه سبز» که هنوز هم به کار می‌رود «زعفرونی باش» بود. رضا به پسرش فرید تاکید می‌کرد که: «فرید مرد باش…مرد. مرد باید زعفرونی باشه.» تا پیش از پخش این سریال اگر کسی می‌شنید کسی می‌گوید «زعفرونی باش» طبیعتا منظورش را متوجه نمی‌شد اما توی این سریال متوجه می‌شدیم منظورش این است که مرد باید ارزش و اعتبار و جنم و غیرت داشته باشد و در موقعیت‌های سخت جا نزند.

*** رئیس باش اما ریاست نکن
رضا اصطلاح دیگری داشت که گهگاه برای نصیحت دیگران به کار می‌برد. البته اولین بار زمانی مطرح شد که فرید تازه ازدواج کرده بود و داشت با همسرش سر پختن خورش آلو مشارکت می‌کرد. پدرش ابتدا از او می‌خواست مرد باشد و تحت هیچ شرایطی اجازه ندهد که اقتدار مردانگی‌اش زیر سوال برود اما در ادامه به جایی رسید که او را کناری کشید و به او گفت «رئیس باش اما ریاست نکن»؛ جمله‌ای که خیلی مورد توجه قرار گرفت و هنوز هم در ذهن خیلی از مخاطبان آن باقی مانده است.

*** وای چه تفاهمی!
یکی از نکات بامزه‌ شخصیت فرید جنگلبرد در سریال این بود که سعی می‌کرد هرطور شده میان خودش و همسرش به یک تفاهم برسد. آنها ابتدای سریال تازه به هم رسیده بودند و حرف مشترک زیادی نداشتند اما فرید در همین نکات کوچک روزمره‌ هم سعی می‌کرد مدام به همسرش القا کند که آنها مثل هم فکر می‌کنند و باهم تفاهم دارند. برای همین هم پشت سر هم تکرار می‌کرد «وای چه تفاهمی!» این تکیه‌کلام تا مدت‌ها بعد از پخش سریال رواج داشت.

*** اصلا چه معنی داره تو این خونه…
تکیه‌کلام مهم دیگر این سریال، جمله‌ای بود که رضا زمان عصبانیت در ابتدای جملاتش می‌آورد. وقتی از دست عاطفه عصبانی می‌شد یا می‌خواست قدرتش را به رخ بکشد و او را به تبعیت وا دارد مدام می‌گفت:«اصلا چه معنی داره تو این خونه… » خیلی‌وقت‌ها حرفی که به دنبال این جمله می‌آورد چندان هم پرمعنا نبود اما فقط نشان می‌داد که عصبانی است و دنبال بهانه‌جویی می‌گردد. مثلا می‌گفت:«اصلا چه معنی داره تو این خونه زن آدم با آدم حرف نزنه؟» و ….

*** رنگ روح زندگی
ترکیب «رنگ روح زندگی» هم از دل «خانه سبز» بیرون آمد و هنوز هم در ذهن آنهایی که سریال را دیده‌اند مانده است. خسرو شکیبایی مدام از رنگ روح زندگی حرف می‌زد و معتقد بود که این رنگ فقط سبز است. تاکید اصلی سریال «خانه سبز» که از همان تیتراژ ابتدایی روی آن تاکید می‌شد، سبز بودن بود.

نریشن خسرو شکیبایی در ابتدای سریال این مسئله را القا می‌کرد که فرقی نمی‌کند خانه کجا باشد و چه رنگی داشته باشد فقط مهم این است که رنگ روح زندگی که در آن خانه جریان دارد سبز باشد. اصلا اساس این سریال روی همین مفهوم شکل گرفته بود و این سبزی، در تمام داستان‌های قسمت‌های مختلف جریان داشت. در انتهای هر قسمت، مسائل به سمت و سویی می‌رفت که مخاطبان در نهایت این نتیجه را از آن بگیرند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.