روزنامه هفت صبح، مرجان فاطمی | ‌زمان پخش سریال «پرگار» در گزارشی مفصل به این مسئله پرداختیم که بخش مهمی از سریال‌های تلویزیونی با بودجه پایین ساخته می‌شوند و عوامل سریال‌ها سعی می‌کنند هرطور شده سر و ته هزینه‌ها را هم بیاورند. این کاهش هزینه‌ها به طور مستقیم روی کیفیت سریال‌ها اثر گذاشته است.

شاید یک سریال خانوادگی مثل «پرگار»، آنقدرها هم از این فقر سکانس‌ها آسیب نبیند اما زمانی که پای یک سریال تاریخی به میان می‌آید و قرار است اتفاق‌های سال‌های ابتدایی دهه۶۰ و اقدامات تروریستی منافقین را به تصویر بکشد طبیعتا مسئله فرق می‌کند. چنین سریالی نیاز به بازسازی کامل این دهه دارد و کمبود بودجه عملا اثری ضعیف به بار می‌آورد. درست مانند سریال «شاهرگ» که روز گذشته پخشش از شبکه دو به پایان رسید. قسمت سی‌ام این سریال را به لحاظ فقر سکانس‌ها بررسی می‌کنیم.

*** سکانس‌های خارجی
یکی از مشکلات فیلم‌ها و سریال‌هایی که درباره اتفاق‌های دهه ۵۰ و ۶۰ساخته می‌شوند، چگونگی بازسازی خیابان‌ها و استفاده درست از جلوه‌های ویژه برای نمایش حال و هوای آن دوران است. توجه به همین مسائل باعث شد فیلم‌هایی مانند «ماجرای نیمروز» و «سیانور» تا این حد جذاب به نظر برسند و ماندگار شوند.

در قسمت سی‌ام سریال «شاهرگ»، چند سکانس خارجی می‌بینیم. اول سکانسی که محمدعلی از محل کارش خارج می‌شود تا با عجله خودش را به خانه برساند. او از محل کار بیرون می‌آید و سوار ماشینش که درست کنار یک حجله قرار دارد می‌شود و می‌رود. هیچ نمای دیگری از خیابان نمی‌بینیم. در بخشی دیگر قرار است فریبا به خانه دوستش مرجان برود و از او بخواهد که خبری از فهیمه برایش بیاورد.

همزمان مامورها دورتا دور خانه کشیک می‌کشند تا مرجان خارج شود و بتوانند مسیر حرکتش را ردیابی کنند. این سکانس خارجی، صرفا داخل چند کوچه باریک است. او از خانه خارج می‌شود و از کوچه‌ای باریک به کوچه‌ای دیگر می‌رود و گهگاه یکی دو مامور را می‌بینیم که از لای در یا پشت بام بعضی خانه‌ها او را دنبال می‌کنند.

استفاده از کوچه‌های تنگ محله‌های قدیمی برای بازنمایی دهه۶۰ واقعا کار سختی نیست چون این کوچه‌ها هنوز هم مشابه قبل هستند و تغییری درونشان به وجود نیامده. صرفا در بخشی از داستان که محمدعلی و دو همکارش داخل ماشین نشسته‌اند و کشیک می‌دهند، دو اتومبیل و یک گاری می‌بینیم که داخل کوچه حرکت می‌کنند که طبیعتا بازسازی آن هم نیازی به هزینه‌ زیادی نداشته است.

*** سکانس‌های داخلی
سریال «شاهرگ» در بحث سکانس‌های داخلی هم فقیر عمل کرده. در قسمت سی‌ام سریال ما دفتر کار و خانه‌ محمدعلی را می‌بینیم به همراه خانه‌ مرجان و خانه‌‌ای که بعد از تعقیب ماموران به آنجا می‌رسد. در هیچکدام از اینها مخاطب نمای کاملی از خانه نمی‌بیند. در خانه محمدعلی، وسط اتاقی بزرگ، رختخوابی می‌بینیم که پدر داخل آن خوابیده است.

زمانی که آنها مشغول صحبت کردن هستند نماها کاملا بسته است و پشت سر آنها فقط دیوار می‌بینیم. در قسمت سی‌ام دو بار وارد دفتر پرتو می‌شویم اما در هیچ‌کدام از این دو بار، وسیله‌ای در دفتر نمی‌بینیم. محمدعلی و پرتو هردوبار جلوی دیوار ایستاده‌اند و باهم صحبت می‌کنند. در دفتر خود محمدعلی، نمایی بسته از او می‌بینیم که پشت سرش یک کرکره قرار دارد و چیز دیگری نیست. در خانه‌ مرجان، از فضای داخل خانه، فقط یک مبل و یک طاقچه می‌بینیم که روی آن دو گلدان و یک آینه وجود دارد. بخش‌های دیگر خانه اصلا نشان داده نمی‌شوند. در خانه‌ آخری هم جز یک تختخواب و یک مبل، وسیله دیگری وجود ندارد.

*** سکانس‌های داخل اتومبیل
در قسمت سی‌ام سریال چند سکانس داخل اتومبیل وجود دارد. یکی از آنها زمانی است که فرخ و محمدعلی با فریبا درباره عملیات صحبت می‌کنند. آنها داخل تاکسی هستند و تاکسی جایی پارک شده که ساختمانی مخروبه و قدیمی پشت سرش دیده می‌شود. زمانی که نمایی مدیوم از هرکدام آنها می‌بینیم، شیشه پشت سرشان فلو شده است تا مناظر اطراف دیده نشود. چند بارهم که زمان حرکت تاکسی، کلوزآپی از صورت فریبا می‌بینیم، هیچ منظره‌ای از خیابان در پشت سرش دیده نمی‌شود.

در جایی دیگر فرخ و محمدعلی داخل ماشین نشسته‌اند و کشیک می‌دهند. آنجا هم ماشین داخل کوچه‌ای قدیمی و تنگ است و عملا امکان استفاده از سیاهی لشکر و ماشین‌های آن دوران وجود ندارد. به طور کلی در قسمت ۳۰، تلاش شده که فضای شهری به کوچه‌های باریک قدیمی محدود شود تا برای بازسازی متحمل هیچ هزینه‌ای نشوند. البته این فقط قسمت سی‌ام است و در قسمت‌های دیگر هم از این موارد به وفور دیده می‌شود.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.