روزنامه هفت صبح | انتشار پیشنویس شیوهنامه جدید یارانه مطبوعات، موجی از واکنشها در بین فعالان رسانهای به راه انداخت. دیروز جلسهای بسیار پرحاشیه میان مدیران مسئول در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد بر سر یارانههای مطبوعاتی برگزار شد. در اینجا به جای پرداختن به شرح جلسه به سراغ ماجرایی میرویم که منجر به ارادهای در این وزارتخانه برای تغییر نظام پرداخت یارانه مطبوعاتی شد…
نموداری دست به دست میشود از تعداد نشریات چاپی در حال انتشار (۱۳۵۸ تا ۱۳۹۶)؛ در این فهرست همه چیز تا سال ۹۲ منطقی به نظر میآید. نمودار نشان میدهد که تعداد نشریات چاپی بعضا مانند سال ۱۳۸۶ تا ۵۹ نشریه پایین آمد و بعضا مثل سالهای ۱۳۸۲ و ۱۳۹۰ به ترتیب به ۲۳۴ و ۲۲۳ نشریه رسید.
همزمان با اوجگیری بحران کاغذ اما همه چیز عوض میشود و بر خلاف تصور با رشدی سرسامآور، تعداد نشریات چاپی در سال ۹۳ به ۴۹۴ نشریه و در سال ۹۶ به ۱۰۹۱ مورد میرسد. آیا واقعا دکههای مطبوعاتی در این سالها زیر تلنباری از صدها عنوان نشریه گم شدهاند یا کیوسکها خالیتر از همیشه شده؟ چرا این همه نشریه را نمیتوان دید، پیدا کرد و خواند؟ این نشریات کجا منتشر میشوند و چه مخاطبانی دارند؟
برخی چهرههای روزنامهنگاری و رسانهای در ماههای اخیر با افشاگری توئیتری از فهرست نشریاتی که به ظاهر منتشر اما دیده نمیشوند، شیوهنامه تخصیص یارانهها را هدف گرفتند. در این میان کشف کلونی نشریاتی که با پدرخواندگی منتشر میشوند، بیش از پیش مسئله انتفاع بیش از حد افرادی خاص که پیش از این صاحب منصب بودند را پیش کشید؛ به عبارتی ساده کشف ارتباط نزدیکی بین برخی متولیان تخصیص یارانه و کلونیهای مطبوعاتی که لایق یارانه دانسته میشدند بیآنکه این نشریات روی کیوسک دیده شود. عملی که به ظاهر سراسر قانونی است ولی در باطن رانت عظیمی است که حق بدنه اصلی مطبوعات را میبلعد.
انتشار «پیشنویس شیوهنامه جدید محاسبه و تخصیص یارانه مطبوعات در سال ۹۸» در ۲۴ شهریور امسال، از معدود حرکتهای ضربتی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد بود؛ آنقدر که سروصدای زیادی در میان رسانههای مجوزدار دیده نشده (که پیش از این منتفع میشدند) به راه انداخت. اما مگر پیشنویس شیوهنامه جدید چه میگوید؟
*** دستهای از پشت بسته رانتیها
پیشنویس شیوه نامه جدید تخصیص یارانه مطبوعات در سال ۹۸ این گونه شروع میشود: «براساس ماده هفت آئیننامه «نحوه پرداخت یارانه در حوزه نشر و مطبوعات» مصوب جلسه ۸۸/۸/۱۳ هیأت وزیران، نشریات دارای مجوز از هیأت نظارت بر مطبوعات که از کیفیت محتوایی لازم برخوردار باشند، مشمول دریافت یارانه موضوع این آئیننامه بوده و مطابق شیوه نامه زیر مورد حمایت قرار میگیرند.»
در ماده یک این شیوهنامه که شیوهنامه اصلاح شده است آمده: «مطبوعات، به شرطی مشمول دریافت یارانه میشوند که مطابق جدول از حداقل شرایط برخوردار باشند» و در آن جدول آمده است که برای شش ماه نخست امسال که گذشته این نظم انتشار برای روزنامه سراسری باید ۷۰ درصد میبوده ولی برای شش ماه دوم امسال همین نظم باید ۹۰ درصد باشد.
به عبارتی اگر ۱۴۳ روز کاری نیمه اول سال، روزنامهای صرفا ۱۰۰ نسخه یا تقریبا هفتهای ۴ نسخه درآورده باشد هم شایسته حمایت شناخته میشود. دقت بفرمایید که این نسخه پیشنویس شیوه نامه جدید است و پیش از این چه نشریاتی شایسته تقدیر شناخته میشدند.
در بند دوم همین ماده یک آمده است: «روزنامههای سراسری در ششماهه اول به شرطی مشمول حمایت قرار میگیرند که حداقل در ۱۷ استان توزیع شده و برای هراستان حداقل ۵۰ نسخه ارسال کنند.» به عبارتی پیش از این روزنامه سراسریای هم وجود داشته که در همه استانها توزیع نشود.
در بند پنجم ماده یک نیز نوشته شده است: «نشریاتی که به صورت دیجیتال چاپ میشوند، از شمول دریافت یارانه خارجاند.» و اینجا باز پرسش میآید که چه مجلهای پیش از این، توانسته بدون چاپ شدن یارانه دریافت کند؟
اما جنجالیترین بخش این پیشنویس شیوهنامه جدید ماده ۳ آن است با عنوان «سقف تعداد نشریات مورد حمایت برای مؤسسات حقوقی و افراد حقیقی». به این ترتیب که یک فرد یا موسسه با کلونیسازی و بهرهگیری از رانت اعتباری نمیتواند به یک میزان مشخص برای تمام نشریات خود از یارانه برخوردار باشد.
به این ترتیب فرد یا موسسه صاحب امتیاز یک تا سه نشریه از صددرصد حمایت برخوردار میشود، برای صاحب امتیازی ۴ تا ۵ نشریه ۷۵ درصد، برای ۶ تا ۱۰ نشریه، ۵۰ درصد و در صورت صاحب امتیازی بالای ۱۰ نشریه این مقدار به صفر میرسد. این بند آنقدر گنگ نوشته شده است که برداشتهای متفاوتی بشود از آن کرد؛ از اینکه کسی که بیش از ۱۰ نشریه دارد هیچ یارانهای نمیگیرد (چون تمکن و استقلال مالی لازم را دارد و بینیاز از یارانه است) تا اینکه فقط از نشریه یا رسانه ۱۱ به بعدش یارانهای دریافت نمیکند.
در تبصرهای ذیل همین مورد هم اما آمده است که «برای ردیف چهار(بالای ۱۰ نشریه و صفر درصد حمایت)، به ترتیب از بالاترین ضریب کیفی انتخاب و در فهرست حمایت قرار میگیرند. در این فهرست اولویت به ترتیب با روزنامه، خبرگزاری و پایگاه خبری است.» بندی که به نظر سطح پلکانی حمایت را برای تعدد نشریات به تصویر میکشد.
*** طوفان پشت طوفان
پژمان موسوی که پیش از این بارها در توئیتر درباره یارانههای مطبوعاتی افشاگری کرده است، چهارشنبه در توئیتی نوشت: «ببینید آش چقدر شور است که شیوه نامه جدید تخصیص یارانه ارشاد هم که کاملا راه را بر فساد نبسته است و اشکالات زیادی دارد، صدای برخی را بلند کرده است. میتوان تصور کرد تاکنون امثال … مثل آب خوردن رانت میگرفتهاند و آب هم از آب تکان نمیخورده است. در ارشاد چه خبر بوده؟» در نامهای که او تصویرش را ضمیمه کرده است، مهر نزدیک به ۲۰ نشریه دیده میشود که حتی برای روزنامهنگاران فعال ایران هم غریبند!
یکی از فعالان رسانهای که خود صاحب امتیاز ۳۹ نشریه است و نزدیک به یک میلیارد تومان در یک سال اخیر از این راه یارانه دریافت کرده است، برای نشان دادن تاثیر اجرای شیوهنامه جدید درآورده است که «بر اساس اطلاعاتی که از سایت «ای-رسانه» استخراج کردیم، از تعداد ۷۶۸۸ نشریه کاغذی که مجوز دارند، بر اساس شیوه نامه جدید، تعداد فقط ۱۴۸ نشریه (کمتر از ۲ درصد) برای دوره جدید یارانه دریافت خواهند.
البته این تعداد هم مشروط به این خواهند بود که بتوانند به جز شروط ضریب کیفی و نظم در انتشار، دیگر بندهای شیوه نامه را هم اصطلاحا «پاس» کنند! در مجموع از ۲۴۳۳ ماهنامه و دوماهنامه موجود، فقط ۴۸ نشریه سراسری و استانی دولتی و غیردولتی، از مجموع ۲۱۹۰ هفته نامه و دوهفته نامه مجود، فقط ۴۸ نشریه سراسری و استانی دولتی و غیردولتی، و از مجموع ۳۵۴ روزنامه استانی موجود، فقط ۵۳ نشریه دولتی و غیردولتی، برای دوره بعدی از یارانهها بهرهمند خواهند شد!» دقیقا همان تعداد واقعی مطبوعات پیش از کشف فرمول کلونیسازی مطبوعات و اتصال به منبع لایزال یارانهها.



