روزنامه هفت صبح، احمد رنجبر | همراه با امین زندگانی که بهتازگی پخش سریالش یعنی «خانواده دکتر ماهان» به پایان رسید. با او درباره تجربه بازی در این سریال، علاقه به اجرا، مسیر سینمایی و … گفتوگو کردیم. زندگانی از شرایط موجود گلهمند است.
صریح است و ابایی ندارد از اینکه کسی از گفتههایش دلخور شود. وقتی مصاحبه را دید، یکیدوکلمه را اصلاح کرد و همچنان روی حرفش ماند. همین نشان از نظر استوار امین زندگانی دارد که خب نمونهاش را کمتر میان بازیگران سراغ داریم. بهانه مصاحبه سریال «خانواده دکتر ماهان» است اما خیلی بر این سریال متمرکز نشدیم و وارد مسائل دیگر شدیم.
* از پرسش کلیشهای درباره حضورتان در سریال «خانواده دکتر ماهان» شروع کنیم. پروسه حضورتان در این پروژه را تعریف میکنید؟
«خانواده دکتر ماهان» مثل هر سریال دیگری پیشنهاد شد. سری اول که پیشنهاد شد قرار بود به طور کامل در خارج از تهران تولید شود، به دلیل اینکه نمیتوانستم تهران را ترک کنم، نپذیرفتم. بعد از چند ماه که پروژه به تعویق افتاد تصمیم بر این شد، یکسوم از داستان در تهران باشد و دوسوم دیگر در شمال. بخش تهران که تمام شد، بهدلیل مشکلاتی که برای آقای سینا قویدل بهوجود آمد، نتوانستند کارگردان بخش شمال هم باشند و به همینخاطر آقای علیمحمد قاسمی، کارگردانی این بخش را برعهده گرفتند.
* تغییر کارگردان روی کلیت سریال اثر منفی نگذاشت؟
این تغییر، اوایل در روند کار و متن کمی سخت بود ولی خیلی زود کار شکل اصلی خود را بهدست آورد و پروژه پیش رفت.
* درباره گریم و رنگ؛ نظر خودتان بود که موی سرتان رنگی باشد؟
خیلی شوخیشوخی این اتفاق افتاد. درحال دورخوانی فیلمنامه بودیم که پیشنهادی داده شد(خاطرم نیست از طرف آقای قویدل یا خانم اسکندری بود). طراح گریم، استاد اسکندری هم از پیشنهاد استقبال کردند و گفتند یک تغییر کلی هم در چهرهات ایجاد میشود و به تنوع کار کمک میکند. واقعا کار سختی بود؛ هم برای من و هم گروه گریم. بهویژه اینکه با تغییر آب و هوا رنگ مو هم تناژ خود را از دست میدهد.
* درنهایت این تغییر را دوست داشتید؟
من جزو بازیگرانی هستم که دنبال تغییرم تا زیبایی؛ اصولا تغییر را دوست دارم. اوایل خوب بود اما بعدا بهخاطر اینکه باید مدام رنگ میشد،کار سخت شده بود.
* فارغ از کیفیت، «خانواده دکتر ماهان» سوژهای را مطرح میکند که خیلی مهم است: حفظ و نگهداری از محیط زیست. این موضوع چقدر دغدغه شخصی خود شما است؟
فکر میکنم مسئله محیط زیست باید از دغدغه بیرون بیاید و تبدیل به شرط اصلی زندگی شود. محیط زیست چه شهری و چه طبیعت، چه محیط زیست مجازی نیاز به مراقبت شدید دارد. بهنظرم باید این مسئله تبدیل به اصل شود. برای همه آدمها حفاظت از محیط زیست باید عین مسواکزدن و غذاخوردن جزو اصولی زندگی باشد.
* شما از همان قسمت اول در قالب یک مرد مهربان نسبت به خانواده و دارای دغدغه نسبت به طبیعت ظاهر شدید و این راکورد حسی را تا آخر نگه داشتید. تداوم این حس بهویژه در یک سریال کار آسانی نیست. تعریف میکنید چه کردید که شخصیت یکدستیاش را حفظ کرد؟
ممنون از شما که سریال را دقیق دیدهاید. بههرحال رعایت ویژگیهای شخصیت یک اثر و حفظ تناسب آن با سایر کاراکترهای پروژه، کار اصلی بازیگر است که متاسفانه اینروزها خیلی شاهدش نیستیم. بازیگر با حال لحظهای خود وارد سکانسها میشود؛ درنتیجه ما شاهد پرشهای حسی، گفتاری و رفتاری هستیم که خب یکدستی شخصیت را تحت تاثیر قرار میدهد. تنها چیزی که میتوانم در پاسخ به سوال شما اشاره کنم، تجربیاتی است که بهواسطه بازی در سریالها بهدست آوردهام. بههرحال سکانسها به ترتیب و منظم گرفته نمیشود و برای حفظ تعادل شخصیت چارهای نیست جز تمرکز بالا. بهخاطر این نگاه دقیق از شما تشکر میکنم؛ از طرف خودم و صنفم. صنفی که فقط یک اسم از آن باقی مانده و هیچ حمایتی از بازیگر نمیکند!
* الان دودسته سریال داریم؛ آنها که انگار عزمی وجود دارد که دیده شوند و سریالهایی که از ابتدا مشخص است، بیننده زیادی ندارند. بازیگر خیلی باید برای خودش احترام قائل باشد که در یک سریال معمولی همه انرژیاش را بگذارد. در «خانواده دکتر ماهان» این اتفاق برای شما رخ داد.
من ممنونم از لطفتان. هنوز به بازیگری به عنوان شغل نگاه نمیکنم. میدانید که در طول این سالها تعریف شغل به دلیل اجحافها و عدم تناسبهای اقتصادی تغییر کرده. به این معنا که در ازای ساعتی که موظف به کار هستی، اگر کمترین کار را کردی گویا آدم زبلی هستی! من تمام تلاشم تا الان این بوده که به کارم بهعنوان شغل نگاه نکنم و درست مثل روز اول برایم دغدغه باشد؛ روزی که هر پروژه را عامل ترقی در بازیگری میدیدم. همچنان هم به کارم این طور نگاه میکنم که هرکدام فرصتی است برای موفقیتهای بعدی. شاید این نوع نگاه باعث میشود که من جدیتر به کارم نگاه کنم.
* وقتی سریالی مثل«خانواده دکتر ماهان» آنطور که باید سروصدا نمیکند و تبدیل به «بمب» نمیشود، دلتان نمیگیرد؟
چرا؛ ولی همین دلگیری هم بخشی از حرفهمان است. همانطور که مشابه آن برای من در فیلم «ملکسلیمان(ع)» افتاد. به گفته همه همکارانِ شما، باید نامزد دریافت سیمرغ میشدم و چه بسا جایزه میگرفتم. اما احساس میکنم فهرستی وجود دارد که هر چهارسال تغییر میکند و یکسری افراد باید در یکسری فیلم حضور داشته باشد. بامزهتر اینکه این فیلمها باید برجسته شوند چراکه وقتی یکنفر در فیلم مشابه آن بازی میکند، هیچ بهایی به آن داده نمیشود.
*** متن کامل این گفتوگو به همراه مرور چهار نقش بهیادماندنی کارنامه امین زندگانی را میتوانید در نسخه پی دی اف صفحه ۱۲ و ۱۳ روزنامه به تاریخ ۹۸/۰۴/۲۲ بخوانید.



