روزنامه هفت صبح| هفته گذشته رستاک حلاج در اینستاگرامش ویدئوی جلسه پرسش و پاسخ با طرفداران آثارش را پست کرد. در قسمتی از ویدئو یکی از طرفداران از او میپرسد، در حال حاضر خودت طرفدار کدام خواننده هستی؟ رستاک در پاسخ به پرسشگر نام یک خواننده قدیمیپاپ را میبرد و بعد میگوید، در بین خوانندههای حال حاضر هم طرفدار محسن چاوشی هستم. این جمله باعث شد تا ویدئو بین طرفداران چاوشی و رستاک دستبهدست بچرخد. تقریبا دوسهروز بعد از انتشار ویدئو، رستاک حلاج تکقطعه جدیدش را با نام «۱۰:۱۰» منتشر کرد که در قسمتی از شعر آن آمده بود: «همون لحن غمگین حرفاش بود که مهمون دنیای دودیم شد، فقط چاوشی گوش میکرد و من به محسن شدیدا حسودیم شد…»
چنین حرکتی تا به امروز در موسیقی ایران بیسابقه بود. البته پیشتر از این رستاک حلاج قطعه دیگری را هم برای ادای دین به خوانندههای پاپ موسیقی ایران خوانده بود که بیشتر پکیجی بود از چهرههای ماندگار موسیقی ایران. اما اینکه قطعهای را بخواند و در پست اینستاگرامش هم بنویسد پیشکش به محسن چاوشی، دیگر از آن اتفاقهایی است که حتی در سطح جهان هم کم اتفاق میافتد.
حقیقتش را بخواهید چنین اقداماتی آن هم در موسیقی ایران شمشیری دولبه است که گاهی اوقات ممکن است بهصورت برعکس عمل کند. کاری به حرکت رستاک نداریم، اینکه یک خواننده جسارت کند و عملا نشان دهد که خودش طرفدار خواننده دیگری است که در مارکت حضور دارد، اقدامی قابل ستایش است اما با تمام این حرفها منتقدانی هم دارد. منتقدانی که به دودسته تقسیم میشوند؛ آنهایی که میگویند خوب نیست بتسازی کنیم، آنهم برای خوانندهای که هنوز حضور دارد و در مارکت فعال است. و آنهایی که اعتقاد دارند رستاک برای اینکه طرفداران چاوشی را به سمت خود بکشاند، این آهنگ را خوانده. شاید به همیندلیل هم باشد که خود چاوشی هنوز هیچکدام از پستهای اینستاگرامی رستاک که مربوط به این آهنگ میشود را لایک نکرده و حتی این دونفر همدیگر را فالو هم نکردند. هرچه باشد اما بهنظر میرسد این قطعه دل مخاطبان چاوشی را بهدست آورده و بسیاری از چاوشیستها(طرفداران محسن چاوشی با این اسم شناخته میشوند) از این قطعه زیر پستهای رستاک حمایت کردند.
ماجرا به همینجا هم ختم نشد و درست روز بعد از این اتفاقات ویدئوی دیگری در شبکههای اجتماعی وایرال شد. ویدئویی که در آن علی زندوکیلی پشت پیانو نشسته و درحال خواندن یکی از آهنگهای یک خواننده پرطرفدار لسآنجلسی است. قطعه با عنوان ادای دین منتشر شد و زیر پست خود زندوکیلی نوشته شده بود «تقدیم با عشق به آقای صدا» و خب طبیعتا طرفداران آقای صدا هم زیر پست زندوکیلی غوغا به پا کردند.
این دواتفاق به مضمونی مشابه آنهم در فاصله زمانی کم این فکر را، حتی اگر بدبینانه باشد به ذهن هر مخاطبی میاندازد که نکند کاسهای زیر نیمکاسه باشد؟ به دور از هر قضاوتی در موسیقی ایران چنینحرکتهایی میتواند نتیجه ساعتها تفکر برای جذب مخاطب باشد؛ میتواند هم نباشد، اما خوانندهها در مقاطعی مخاطبانشان ریزش میکند و برای چنین موقعیتهایی دست به حرکتهای اینچنینی میزنند و خوب این جزیی از سیاست مارکت است. مثلا خوانندههای آمریکای لاتین برای اینکه در مارکت بزرگ آمریکا دوام بیاورند هر ازچندگاهی باهم فیت میدهند تا آن کسی که در آن زمان بالاتر است، دست همزبانش را بگیرد و در مارکت نگه دارد. و طبعا زمانی که خودش هم ریزش مخاطب داشته باشد، یکی دیگر کمکش میکند. اما این در موسیقی ایران خیلی امکانپذیر نیست. برای مثال این خیلی دور از ذهن بود که چاوشی بخواهد با رستاک بخواند یا آقای صدا با علی زندوکیلی. هرچه باشد بهنظر میرسد این موج کماکان ادامه داشته باشد و در هفتههای آینده بازهم شاهد چنین اقداماتی از خوانندههای دیگر باشیم.



