روزنامه هفت صبح، بهنام مظاهری|در هفته گذشته اولین کنسرت روزبه بمانی، ترانهسرایی که حالا چند وقتی است قدم به عرصه خوانندگی گذاشته در ۵ و ۶ تیرماه طی چهار سانس با همراهی ارکستری به رهبری «امیر علیزاده» در مرکز همایشهای برج میلاد تهران روی صحنه رفت. بمانی در این کنسرت با همراهی ارکستری به رهبری «امیر علیزاده» قطعات آلبوم «کجا باید برم»، تیتراژ فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» و تکآهنگ «یعنی تموم» را با همراهی مخاطبانش خواند.
درباره روزبه بمانی تا امروز مطلب خاصی ننوشتهام. دلیلش هم تنها یک چیز بوده. نرمال بودنش. روراست بگویم، بمانی از همان روزهای ابتدای فعالیتش تا امروز به عنوان ترانهسرا یکی از بهترینهای این حوزه بوده اما برای مثال هیچوقت نه آن شوریده سری امثال حسین صفا، علی اکبر یاغی تبار و… را داشته و نه انصافا هیچوقت سبکسرانگی ترانهسراهای کیلویی این روزهای بازار را از او شاهد بودهایم. در واقع هیچوقت نتوانستم از او بنویسم به این خاطر که او یکی از آنهایی است که اصولا دم به تله نمیدهد. وضعیتم با خوانندگیاش هم تا همین چند روز پیش همین بود. به عنوان یک خواننده خوب میخواند اما نمیتوان هم گفت صدایش کاریزماتیک است و شخصیت منحصر به فردی دارد. حتما پیش خودتان میگویید پس چرا این مطلب نوشته شد؟
دقیقا فردای اجرای بمانی در برج میلاد بود که با یکی از خوانندههای پاپ در حال صحبت بودم که در میان صحبتهایش به بمانی اشاره کرد و گفت:« من نمیدانم طرف اگر شاعر است چرا نمیرود شعرش را بگوید؟ خوانندگی کار هرکسی نیست. حتی لباسهایش هم مناسب اجرا نبود.»راستش را بخواهید جوابی به او ندادم اما در سرم برای هر سه موردی که به آن اشاره کرد جواب داشتم.
***چرا یک شاعر نباید سراغ خوانندگی برود؟***
آن هم در زمانی که شاعرها و ترانهسراهای زیادی را میبینم که درصد فروش ترانههایشان در سالهای اخیر به حدی پایین آمده که سراغ کارهای دیگر رفتهاند. موسیقی امروز در دنیا به سمت سانگ رایتری پیش میرود. کسی برای کسی ترانه نمینویسد. هرکس خودش ملودیاش را میسازد، خودش ترانهاش را میسراید و خودش هم میخواند. حالا این موج چند سالی است به ایران هم رسیده. آمارها به وضوح نشان میدهند که خوانندههای موفق جدید عمدتا خودشان سانگ رایتر هستند. حس آثارشان به کاراکترشان نزدیکتر است و برای همین هم برای مخاطبانشان قابل باورتر میشوند. روزبه بمانی با هوشمندی تمام این نکته را فهمیده. میداند که در سالهای آینده این وضعیت در موسیقی ایران به کلی تغییر میکند و همین چند ترانهسرا هم دیگر باقی نمیمانند. او در حال حاضر هم ترانههایش را به خوانندههای مختلف واگذار میکند و هم اضافه بر آن ترانههایی را برای خودش مینویسد و آنها را هم میخواند. تخم مرغ هایش را در یک سبد نچیده. همین.
***چرا خوانندگی کار هرکسی نیست؟***
اصلا وقتی حمید هیراد میخواند چرا نباید هرکس دیگری بخواند؟ روزبه بمانی که دیگر جای خود دارد.
*** لباس بمانی در شب اجرایش نشان از هوش او داشت***
یک پیراهن و شلوار ساده. چیزی شبیه آنچه در خیابانها تن مردم میبینیم. بمانی نمیتوانست بته جقه بپوشد؟ طراح و برند اختصاصی داشته باشد؟ مثلا الان انریکه در آمریکا روی استیج به غیر از یک تی شرت و یک شلوار جین چیز خاصی تنش میکند؟ البته که موارد نقضش هم وجود دارد اما واقعا در مارکت دنیا ثابت شده که هر کس و با هر تیپ و استایلی میتواند فروش داشته باشد. جدا از همه اینها لیست مهمانان بمانی در شبهای اجرا هم نکتهای است که باید به آن توجه کرد. چهرههایی از حوزههای مختلف در این اجرا حضور داشتند و به جرات میتوان گفت تنها کنسرتی بود که این تعداد از چهرههای مختلف فرهنگی در آن حضور داشتند. از احسان خواجه امیری گرفته تا چهرههایی مثل سیامک انصاری و احسان علیخانی و… جالب اینجاست که بمانی حتی از خیر چهرهای مانند آزاده نامداری هم نگذشته و او را هم دعوت کرده تا از تمام پتانسیلش در پروپاگاندای تبلیغاتی استفاده کرده باشد. در نهایت باید گفت روزبه بمانی در حال حاضر یکی از خوانندههایی است که به نظر میرسد حالا حالاها در موسیقی ایران فعال خواهد ماند.



